سینما در ایران سالهاست کارکرد «سیموتلگرافی» خود به عنوان محمل تفریح عوام را پشت سر گذاشته و به عنوان یکی از شاخصهای بسیار جدی برای سنجش کم و کیف فرهنگ و جامعه شناخته میشود، نامگذاری یک روز از تقویم رسمی کشور به نام یک پدیده، بیانگر اهمیت ویژه سینماست.
منوچهر اکبرلو در یادداشتی اختصاصی به صبا از اودیسه نولان و پیشنهاد ایلان ماسک نوشت؛
در حالی که کریستوفر نولان برای روایت «اودیسه» به بازیگر، دکور، دوربین، فیلمبرداری در جهان واقعی و یک گروه بزرگ سینمایی تکیه کرده است، ایلان ماسک وعده داده «گروک ایمجین» تا پایان سال ۲۰۲۶ نسخهای بلند از این حماسه هومری را با هوش مصنوعی تولید کند؛ تقابلی که پرسشی فراتر از توانایی ساخت تصویر پیش میکشد: آیا هوش مصنوعی میتواند از کنار هم گذاشتن تصاویر چشمگیر عبور کند و یک تجربه واقعی سینمایی خلق کند؟
حمیدرضا کمالی، مدیرعامل انجمن ترویج فرهنگ و محمدصادق افراسیابی، مدیرعامل انجمن سواد رسانهای ایران، در یادداشتی اختصاصی برای صبا از مناسبت ۱۲ شهریور؛ سالروز شهادت سردار دلاور ایرانی، رئیسعلی دلواری و روز مبارزه با استعمار انگلیس نوشتند.
«جیره بندی پر خروس برای سوگواری» نوشته «علی نرگسنژاد» که قدمت آن به ابتدای دهه نود شمسی میرسد بر راز و رمزهای مادر و پسری تاکید دارد که «مرگ» را در قامتی سر برافراشته در خانواده خود موروثی میبیند و به کنکاش این واژه در میان رویدادهای گذشته مینشیند.
فیلم «سگمار» به کارگردانی جواد مزدآبادی، با قرار دادن دو مارگیر قدیمی در برابر جانوری ناشناخته و خطرناک، از یک موقعیت بومی و ظاهراً حادثهای به روایت ترس، عشق ناتمام و زخمهای گذشته میرسد؛ فیلمی که در آن کویر فقط جغرافیای قصه نیست، بلکه به عنصری دراماتیک تبدیل میشود و مواجهه اعظم و مسیب با هیولای بیرونی، آنها را ناگزیر به رویارویی با هیولای درون و گذشته مشترکشان میکند.
سالها برنامهسازی مذهبی برای کودکان و نوجوانان بر آموزش مستقیم مفاهیم دینی و انتقال احکام و پیامهای اخلاقی استوار بود، اما تغییر سبک زندگی و گسترش رسانههای دیجیتال، تلویزیونهای جهان را به سمت شیوههای تازهای برای ارتباط با نسل جدید سوق داده است؛ شیوههایی که در آنها داستان، شخصیتپردازی، بازی، مسابقه و مشارکت کودک جای آموزش مستقیم را گرفته و مفاهیم دینی و اخلاقی را در دل روایت و تجربه به مخاطب منتقل میکنند.
در سینمای ایران همواره این پرسش مطرح بوده که فیلمساز تا چه اندازه مسئول ثبت و بازنمایی فرهنگ زمانه خود است. یادداشت حاضر با مرور آثار نرگس آبیار، این پرسش را بررسی میکند که آیا برخی فیلمها و سریالها فراتر از روایت داستان، به اسنادی برای مطالعه فرهنگ و شیوه زیست ایرانیان تبدیل میشوند یا خیر.
نقد پویا عاقلیزاده در صبا؛ واکاوی مؤلفههای روایی فیلمنامه «استخر»
پویا عاقلیزاده، فیلمساز، منتقد و داور فیپرشی، در نقد اختصاصی برای صبا نوشت: سروش صحت در این فیلم گویا در استخری خالی از آب و نامناسب برای شنا کردن، تلاش دارد تا حرکاتی ظریف و تماشاگرپسند را به نمایش بگذارد و حاصل این تخیل قدرتمند، غرقشدن او در ایدهی خودش است.
محمود گبرلو، کارشناس رسانه و منتقد، در یادداشتی به مناسبت روز خبرنگار، با انتقاد از وضعیت امروز روزنامهنگاری، تأکید کرد که تضعیف تحلیل، مطالبهگری و پرسشگری، خبرنگار را از جایگاه دیدهبان جامعه به بازتابدهنده اخبار و اطلاعیههای رسمی تقلیل داده است؛ وضعیتی که به اعتقاد او، هم ریشه در ساختارهای سلیقهمحور رسانهای دارد و هم از انجماد حرفهای و کمرنگ شدن دانش و تحقیق در بدنه رسانه آسیب میبیند.
«هنوز زندهایم؛ داستان یک زلزله» روایت هتلی است که در میانه لرزشهای مداوم تهران، میان ورشکستگی، امید به رونق دوباره و تلاش برای عادی نشان دادن شرایط گرفتار شده است. نمایش حسین میرزامحمدی با موقعیتهایی ابزورد و اتفاقاتی که بسیاری از آنها هرگز روی صحنه دیده نمیشوند، ایدهای قابل تأمل را پیش میبرد؛ هرچند در بازیگری و استفاده از ظرفیت ترکیب بازیگران، میتوانست به نتیجهای قویتر برسد.