امروز دوشنبه, ۲۷ مهر , ۱۴۰۵ ساعت ۱۰:۰۸:۴۳
یادداشت اختصاصی سودابه سواد کوهی درباره سازوکار قیمت‌گذاری در بازار هنرهای تجسمی ایران؛

از ۲۸۰ میلیارد تومان آثار تناولی تا فروش آثار تبریزی؛ بازار هنر ایران چگونه قیمت می‌سازد؟

فروش مجسمه «هیچ» پرویز تناولی با قیمت چکش ۲۸۰ میلیارد تومان و معامله دو اثر صادق تبریزی به ارزش ۱۴ میلیارد و ۳۰۰ میلیون و ۷ میلیارد و ۱۵۰ میلیون تومان در بیست‌وششمین حراج تهران، بار دیگر نسبت میان قیمت آثار هنری، شرایط اقتصادی و جایگاه تاریخی هنرمندان را به پرسش گذاشته است؛ مقایسه‌ای که نشان می‌دهد ارقام حراج، اگرچه بخشی از واقعیت بازار هنر را آشکار می‌کنند، لزوماً معیاری برای سنجش ارزش هنری نیستند.

یادداشت مهمان/صبا، سودابه سوادکوهی، فعال فرهنگی، در یادداشت اختصاصی به صبا با بررسی معاملات اخیر آثار صادق تبریزی و پرویز تناولی، دو چهره شاخص مکتب سقاخانه، به سازوکار قیمت‌گذاری در بازار هنر ایران پرداخته است. این بررسی با مقایسه روند معاملات دو هنرمند، از تفاوت شیب قیمتی آثارشان تا تأثیر شرایط اقتصادی و حضور در بازارهای بین‌المللی، بر یک پرسش اساسی تمرکز دارد: آیا قیمت‌های نجومی حراج‌ها بازتاب‌دهنده جایگاه تاریخی و ارزش هنری آثارند یا بیش از هر چیز از مناسبات بازار و اقتصاد تأثیر می‌پذیرند؟

از شیب قیمت تا وزن تاریخ؛ تبریزی و تناولی و سنجش ارزش میراث هنری در ایران

 فروش آثار صادق تبریزی و پرویز تناولی دو پیشگام شاخص مکتب سقاخانه در بیست‌وششمین حراج تهران، در کنار حضور اخیر آثار تبریزی در حراج میلون پاریس، فرصتی برای بررسی سازوکار قیمت‌گذاری و نسبت آن با شرایط اقتصادی و جایگاه تاریخی هنرمندان فراهم می‌کند.

دو اثر تبریزی در این حراج به قیمت‌های ۱۴ میلیارد و ۳۰۰ میلیون و ۷ میلیارد و ۱۵۰ میلیون تومان فروخته شدند. مجسمه «هیچ» تناولی نیز با قیمت چکش ۲۸۰ میلیارد تومان رکورد تازه‌ای ثبت کرد. در بازار بین‌المللی نیز، نقاشی بدون عنوان تبریزی، متعلق به سال ۱۳۵۹، در حراج میلون پاریس به مبلغ چهار  هزار  یورو به فروش رسید.

این ارقام در نگاه نخست از تفاوت جایگاه قیمتی هنرمندان و روندهای متفاوت بازار حکایت دارند؛ اما برای فهم دقیق‌تر باید میان قیمت اسمی، ارزش اقتصادی و اهمیت هنری تمایز گذاشت. مهرداد فلاح، رئیس بنیاد صادق تبریزی، بر توجه هم‌زمان به ویژگی‌های تصویری، پیشینه تاریخی و شرایط عرضه تأکید دارد؛ رویکردی که می‌تواند مبنای بررسی بازار هنر ایران باشد.

تبریزی؛ شیب ملایم صعود در مسیر قیمت‌گذاری

یکی از نمونه‌های قابل توجه در بررسی کارنامه بازار صادق تبریزی، طراحی بدون عنوانی است که در یازدهمین حراج تهران در سال ۱۳۹۸ با قیمت ۲۲۰ میلیون تومان فروخته شد و در بیست‌وسومین دوره، در خرداد ۱۴۰۴، به ۳ میلیارد و ۱۹۰ میلیون تومان رسید؛ یعنی بیش از چهارده برابر افزایش قیمت اسمی.

اهمیت این نمونه در آن است که مسیر قیمتی یک اثر مشخص را نشان می‌دهد، نه تفاوت میان دو اثر. بااین‌حال، سنجش رشد واقعی ارزش به بررسی شرایط اقتصادی، هزینه‌های معامله و وضعیت بازار در فاصله دو فروش نیاز دارد.

در سیزدهمین حراج تهران، در دی‌ماه ۱۳۹۹، اثر دیگری از تبریزی یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان فروخته شد. سپس در بیست‌وششمین حراج، دو اثر او به قیمت‌های ۱۴ میلیارد و ۳۰۰ میلیون و ۷ میلیارد و ۱۵۰ میلیون تومان رسیدند. این توالی از ثبت معاملات شاخص‌تر در سال‌های اخیر خبر می‌دهد؛ اما ترسیم منحنی دقیق رشد، به اطلاعات بیشتری درباره مشخصات آثار و معاملات مشابه نیاز دارد.

با کنار هم گذاشتن این معاملات، می‌توان تبریزی را هنرمندی دانست که آهنگ قیمت‌گذاری آثارش در حراج تهران طی سال‌های اخیر، در مجموع، شیبی ملایم و آهسته و رو به بالا داشته است؛ روندی که در کنار افزایش قیمت اسمی، از تداوم حضور آثار او در بازار و ثبت معاملات قابل توجه حکایت می‌کند. البته این توصیف به معنای رشد یکنواخت قیمت تمام آثار او یا افزایش قطعی ارزش واقعی آنها نیست؛ زیرا مشخصات هر اثر، شرایط اقتصادی و میزان تقاضا در نتیجه نهایی نقش دارند.

پرسش اصلی این است که چه سهمی از رشد قیمت به شناخت بیشتر آثار و استمرار تقاضا مربوط می‌شود و چه سهمی از شرایط اقتصادی و تغییر رفتار سرمایه‌گذاران ناشی است.

 تناولی؛ شیب تندتر و رکوردهای بزرگ

مسیر معاملات پرویز تناولی، به‌ویژه در سال‌های اخیر، وجه دیگری از بازار هنر ایران را نشان می‌دهد. مجسمه «شاعر نشسته» او در پانزدهمین حراج تهران در دی‌ماه ۱۴۰۰ به قیمت ۱۴ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان فروخته شد. در بیست‌وششمین حراج، مجسمه‌ای از مجموعه «هیچ» با قیمت چکش ۲۸۰ میلیارد تومان به فروش رسید؛ رقمی که در مقیاس اسمی فاصله زیادی با معامله سال ۱۴۰۰ دارد.

بااین‌حال، این دو اثر یکسان نیستند. مجموعه، ابعاد، ویژگی‌های ساختاری، تعداد نسخه‌ها، سابقه عرضه و جایگاه هر اثر در کارنامه تناولی می‌توانند بر قیمت اثر بگذارند. بنابراین، نمی‌توان تمام تفاوت را به افزایش عمومی ارزش آثار این هنرمند نسبت داد.

با وجود این ملاحظه، فاصله چشمگیر میان این دو معامله، در کنار رکورد تازه مجسمه «هیچ»، نشان می‌دهد که مسیر قیمت‌گذاری آثار شاخص تناولی در حراج تهران، دست‌کم در نمونه‌های مورد اشاره، شیبی تندتر از روند ملایم‌تر معاملات تبریزی داشته است. این تفاوت بیش از آنکه به‌تنهایی معیاری برای مقایسه ارزش هنری دو هنرمند باشد، تفاوت در مقیاس معاملات و نحوه قیمت‌گذاری آثار شاخص آنها را آشکار می‌کند.

برخی آثار به‌تدریج در محدوده‌های بالاتر معامله می‌شوند، در حالی که شماری از آثار شاخص، به‌ویژه در حوزه مجسمه، رکوردهایی بسیار دور از معاملات پیشین ثبت می‌کنند. برای توضیح این شیب، باید به کمیابی، ابعاد، تعداد نسخه‌ها، تقاضای مجموعه‌داران و جایگاه تناولی در بازار داخلی و بین‌المللی توجه کرد.

 شرایط اقتصادی و تغییر رفتار خریداران

بازار هنر ایران در خلأ اقتصادی فعالیت نمی‌کند. نوسان ارزش پول و کاهش قدرت خرید می‌تواند بر قیمت‌گذاری فروشندگان و تصمیم خریداران اثر بگذارد. در چنین شرایطی، اثر هنری افزون بر ارزش فرهنگی و زیبایی‌شناختی، ممکن است به‌عنوان دارایی حفظ سرمایه نیز دیده شود.

این موضوع در بازاری اهمیت بیشتری دارد که دسترسی به برخی بازارهای جهانی محدود است و گزینه‌های سرمایه‌گذاری برای خریداران متفاوت‌اند. در این فضا، شهرت هنرمند، تصور کمیابی اثر و انتظار افزایش قیمت آینده می‌توانند تقاضا را تقویت کنند.

بااین‌حال، چند معامله گران‌قیمت به‌تنهایی نشان نمی‌دهند که کل بازار در مسیر رشد پایدار قرار گرفته است. برای تشخیص روند واقعی، باید تعداد معاملات، نسبت قیمت نهایی به برآورد اولیه، تکرار فروش آثار مشابه و میزان حضور خریداران مستقل بررسی شود. بدون این داده‌ها، نسبت دادن افزایش قیمت‌ها به رونق واقعی یا هیجان سرمایه‌گذاری نیازمند احتیاط است.

 از تهران تا پاریس؛ قیمت با میراث هنری چه نسبتی دارد؟

فروش نقاشی تبریزی در میلون پاریس، در کنار معاملات او در تهران، پرسش دیگری را مطرح می‌کند: آیا حضور در بازار بین‌المللی به معنای تثبیت جایگاه تاریخی هنرمند است؟

حراج‌های بین‌المللی می‌توانند آثار را در معرض دید مجموعه‌داران و مخاطبان تازه قرار دهند؛ اما جایگاه تاریخی هنرمند تنها با حضور در یک رویداد یا ثبت یک قیمت مشخص تثبیت نمی‌شود. سابقه نمایشگاهی، پژوهش‌های منتشرشده، اسناد مالکیت، کیفیت معرفی و تداوم حضور در بازارهای مختلف، همگی در شکل‌گیری شناخت گسترده‌تر نقش دارند.

در این زمینه، تأکید مهرداد فلاح رئیس بنیاد صادق تبریزی بر خواندن زبان تصویری تبریزی اهمیت دارد. برای شناخت آثار او، دسته‌بندی‌شان به نقاشی، نقاشی‌خط یا آثار سقاخانه ای کافی نیست. نسبت خط و سطح، نقش رنگ، استقرار عناصر در ترکیب‌بندی و بازآرایی نقوش سنتی نیز باید بررسی شوند.

در چنین خوانشی، خط صرفاً حامل نوشته و نقش الزاماً تزئینی نیست. هر دو می‌توانند در سازمان‌دهی تصویر مشارکت کنند و به بخشی از تجربه بصری اثر تبدیل شوند. بررسی این ویژگی‌ها در کنار اسناد تاریخی و مقایسه با آثار هم‌عصر، به شناخت دقیق‌تر سهم تبریزی در تحولات هنر مدرن ایران کمک می‌کند.

 بازار، پژوهش و مسئولیت تاریخ هنر

تفاوت میان قیمت یک اثر و اهمیت تاریخی آن، ضرورت مستندسازی و پژوهش را برجسته می‌کند. بنیادهای هنری، مجموعه‌داران و پژوهشگران می‌توانند با گردآوری اسناد، ثبت تاریخ خلق و نمایش آثار، بررسی پیشینه مالکیت و مطالعه تطبیقی، به شناخت دقیق‌تر کارنامه هنرمندان کمک کنند.

در مورد تبریزی، ثبت معاملات اخیر در کنار بررسی تحول زبان تصویری او می‌تواند تصویری کامل‌تر از جایگاهش ارائه دهد. درباره تناولی نیز تحلیل رکوردهای حراج باید با شناخت مجموعه‌ها، ویژگی‌های مجسمه‌ها و سابقه حضورشان در بازار همراه باشد.

در نهایت، قیمت‌های ۱۴ میلیارد و ۳۰۰ میلیون و ۷ میلیارد و ۱۵۰ میلیون تومانی آثار تبریزی و فروش ۲۸۰ میلیارد تومانی مجسمه «هیچ» تناولی، داده‌هایی مهم از بازار امروز هنر ایران‌اند. اما این ارقام نه به‌تنهایی کیفیت هنری را تعیین می‌کنند و نه بدون مقایسه با آثار مشابه، میزان رشد واقعی ارزش را نشان می‌دهند.

 بازار هنر ایران چگونه میراث هنرمندان را ارزش‌گذاری می‌کند؟

پاسخ را باید در تعامل سه عامل جست‌وجو کرد: بازار، تاریخ هنر و شرایط اقتصادی. بازار از طریق میزان تقاضا، کمیابی، سابقه معاملات و رقابت خریداران به اثر قیمت می‌دهد؛ شرایط اقتصادی بر قدرت خرید و انتظارات سرمایه‌گذاران اثر می‌گذارد؛ و تاریخ هنر با پژوهش، مستندسازی و تحلیل زبان تصویری، جایگاه اثر و هنرمند را در حافظه فرهنگی مشخص می‌کند.

مقایسه تبریزی و تناولی نشان می‌دهد که این سازوکار برای همه هنرمندان یکسان عمل نمی‌کند. در نمونه‌های بررسی‌شده، آثار تبریزی مسیری با شیب ملایم رو به بالا را طی کرده‌اند، در حالی که معاملات شاخص تناولی از شیب تندتری در مقیاس اسمی قیمت‌ها حکایت دارند. بااین‌حال، این تفاوت به‌خودی‌خود نه برتری هنری یکی بر دیگری را اثبات می‌کند و نه به معنای رشد یکسان ارزش تمام آثار آنهاست.

قیمت حراج حاصل برهم‌کنش ویژگی‌های اثر، جایگاه هنرمند، شرایط عرضه و تقاضا و وضعیت اقتصادی است؛ اما میراث هنری به چیزی فراتر از رقم نهایی معامله وابسته است. تداوم پژوهش، ثبت اسناد، نمایش آثار و امکان ارزیابی انتقادی آنهاست که مشخص می‌کند یک هنرمند چگونه در تاریخ هنر جای می‌گیرد.

اگر بازار هنر قیمت را ثبت می‌کند، پژوهش باید سازوکار شکل‌گیری آن را توضیح دهد؛ و اگر حراج‌ها امکان دیده‌شدن آثار را فراهم می‌کنند، تاریخ هنر باید روشن کند که این آثار چه جایگاهی در حافظه فرهنگی و تحولات زبان تصویر دارند.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها