وی اضافه کرد: این ساختار ابزای دارد که در نقد فیلم موثر هستند. نقد فیلم تعاریفی هم دارد برخی آن را تمیز خوب و بد می دانند برخی مثل تروفو و نویسندگان موج نوی سینما معتقد هستند نقد فیلم بخشی از خود فیلم و تکمیلکننده بخش زیباییشناختی آن است.
دانش با اشاره مواد ابتدایی نقد عنوان کرد: باید تا حدی تاریخ سینما بدانیم، ژانرها و حتی زیرگونههای فیلم را بشناسیم اگر درباره ژانر وحشت حرف م زنیم اسلشر و زیرژانرهای آن را هم بشناسیم. برای نقد فیلم باید به این ابزار مجهز بود. در عین حال باید یک پایگاه فکری هم داشته باشیم تا فردیت منتقد را نشان دهد، این ها تفاوت منتقدهایی مثل گلمکان، طالبینژاد و… را نشان میدهد که با فردیت و دیدگاه آنها نسبت به علوم سیاسی و تاریخ و اجتماعی و… همراه است.
این منتقد سینما تصریح کرد: مثل تحقیقات دانشگاهی است که وقتی تحقیقی داریم روش تحقیق هم داریم، سوال اصلی و سوالات فرعی و فرضیههایی داریم و مساله را تحلیل میکنیم. این روش تحقیق به نوعی همان مسیر تحلیل فیلم است. مثلا فرضیهای داریم که اصغر فرهادی در فیلم آخر خود سبک همیشگی خود را تغییر داده است و حالا برای این فرضیه سوالات و نکاتی را مطرح می کنیم. حالا در این مسیر تا حدی ادبیات ژورنالیستی و فردیت و تشخص منتقد هم وجود دارد. در تحقیق دانشگاهی فضا گاهی غیر قابل انعطاف است اما ما در نقد فیلم می توانیم ذوق و سلیقه را هم وارد کنیم.
دانش در ادامه یادآور شد: باید به نسبت ژانری که فیلم در آن فضا ساخته شده است آگاهی داشته باشیم و بدانیم انتخاب لحن، ژانر و سبک چقدر در شیوه روایی فیلمساز تاثیر گذاشته است. وقتی فیلمی را نقد میکنیم مثل بازپرسهایی که می خواهند مچ بگیرند نباید برخورد کرد. نباید از قبل تصمیم گرفته شود که فیلم را به عرش اعلی ببریم و یا به زمین بزنیم. این باعث می شود نتوان با فیلم چندان ارتباط گرفت.
این منتقد اضافه کرد: خود من برای این منظور سعی کردم فیلمها را تا جایی که امکان دارد دو بار ببینم؛ دفعه اول خود را به فیلم بسپارم و بار دوم چالشهای ذهنی و فرضیههای خود را مطرح کنم. این تجربه سی ساله من است که البته در فضای جشنوارهای هم سخت است و بیشتر برای فیلمهای در حال اکران یا فیلمهای خارجی میتوان اجرایی کرد. از این حیث برخی یاددداشتهای جشنوارهای شتابزده هستند و حتی گاهی یادداشت برخی دوستان منتقد در زمان جشنواره و زمان اکران ۱۸۰ درجه فرق میکند.
دانش عنوان کرد: نقد را به مثابه یک گفتمان در نظر بگیریم نه به مثابه یک بیانیه یعنی وقتی فیلم را میبینیم نباید خیلی قاطع دربارهاش نظر دهیم. فیلم پدیدهای فرهنگی است و به مرور زمان این موارد فرهنگی شکل میگیرد پس درباره آن هم نباید با قاطعیت سخن گفت. مثلا در حد شاهکار بالا نبریم و در حد زباله هم پایین نیاوریم و از استفاده از الفاظ عجیب و غریب و حکمهای قاطع جلوگیری کنیم. «همشهری کین» هم ده سال طول کشید تا شاهکار بودنش مشخص شود پس گاهی زمان تعیین میکند چه اثری شاهکار است.
این منتقد سینما درباره نقدنویسی مطرح کرد: روی یکی دو موضع متمرکز شویم، خود را ملزم نکنیم درباره همه موارد فیلم مثل موسیقی، بازیگری، کارگردانی، صحنه و… نظر دهیم. این نکتهای است که خاطرم هست مجید اسلامی هم درباره آن توصیه می کرد. مثلا متمرکز شویم روی عنصر موتیفهای تکرارشونده و در این باره نظر دهیم.
در ادامه دانش در پاسخ به رونقی که پرسید گفتمان بودن نقد کجا شکل می گیرد، توضیح داد: سوال ناظر بر این است که اصلا مخاطب فیلم چه کسی است؟ از اولین نکات در انتخاب مخاطب این است که برای علاقهمندانی مینویسم که درباره سبک و ژانر و تاریخ سینما کمتر اطلاع دارند اما وقتی نقد من را می خوانند میخواهند بهتر متوجه فیلم شوند. یا نقد تفسیری مینویسیم برای تماشاگرانی که نیاز به تحلیل و تفسیر بیشتری دارند.
برداشت سوم هم این است که برای فیلمساز مینویسیم که در فلان سکانس میزانسن ایراد دارد، فیلمنامه ضعیف است، بازی بازیگر معلوم نیست، چه سبکی دارد و شخصیتپردازی ناقص است و این همان نقد تعلیمی است. البته نکتهای هست که مدل برداشت سوم است، کمی نگاه بالا به پایین دارد و شکل کامل نقد فیلم نیست اگرچه که رایج است.
وی اضافه کرد: در نوع دیگر منِ منتقد برای خودم مینویسم و مکاشفه و خوانش اینجا شکل می گیرد. پیش آمده است فیلمی ذهن شما را درگیر کرده است و آن را مرور می.کنید.
به نظرم در جریان تولید فیلم دو بار مکاشفه صورت می گیرد؛ یک بار زمان تولید است یعنی زمانی که فیلمساز با یک گفتوگو، خواب، اتفاق و… دچار مکاشفهای نسبت به فیلمش می شود. برگمان و کوروساوا فیلمهایشان فقط تکنیک نیست و یک آن دارد که از جنس همان مکاشفه است. منتقد هم میآید مکاشفه دوم را شکل میدهد و شاید کشفی را پیدا میکند که حتی در خودآگاه فیلمساز هم نبوده، این بهترین و بالاترین نوع نقد فیلم است. ایرج کریمی این چنین مینوشت و این همان شکلگیری گفتمان است چون نفرات بعدی دارند آنچه را که از فیلم کشف کرده اند به اشتراک می گذارند.
وی با اشاره به مدل نقدها تصریح کرد: عموم نقدها می خواهد به این برسند که فیلم موفق بوده است یا خیر. دنبال نوعی ارزش گذاری هستند. در حالی که در خوانش فیلم دنبال معنایابی هستیم نه ارزش گذاری. اینکه از پشت صدا، نورپردازی و… چه خوانشی می توان داشت. وقتی از خوانش صحبت می کنیم دنبال مناسبات نشانه شناسی، مناسبات پست مدرنیستی یا نشانه های روانکاوانه هستیم. اینجا فیلم را به مثابه متنی می بینیم که حاوی کدهای مختلفی است.
دانش با اشاره به فیلم «هفت سامورایی» کوروساوا گفت: در نقد فیلم ابتدا درباره ساختار دقیق سه پرده ای حرف می زنیم، اینکه در پرده اول شخصیت ها معرفی می شوند، اینکه در پرده دوم از تلاطمی که بین دهقانان و سامارویی ها وجود دارد صحبت می شود. در نقد این فیلم به فیلمبرداری و دوربین های همزمان، تقطیع سریع در صحنه های نبرد و… پرداخته می شود و این موارد در نقد فیلم خود را نشان می دهد. اما در خوانش همین فیلم با توجه به همان نشانه هایی که وجود دارد می توان مثلا درباره نگاه طبقاتی نوشت. یا در تحلیل طبقاتی می توان به کنش های اجتماعی و تحولات سیاسی در زمان دهقانان و سامورایی ها رسید.
وی با اشاره به فیلم «اخراجی ها» گفت: آیا ممکن است بتوان درباره فیلمی مثل «اخراجی ها» هم چنین تحلیلی داد می شود نقد کرد چون نقد سراغ تیپ ها و موارد مختلف ساخت میرود فیلم اما در خوانش سراغ این میرویم که مثلا در همین فیلم یک جمع ناهنجار وارد جایی شده اند. نکته اینجاست که اگر از این فیلم ها یا مثلا «خانم والده» خوانش کنیم آیا به آنها اعتبار نداده ایم؟ باید حواسمان باشد جایگاه زیبایی شناسی فیلم چه کیفیتی دارد؟ با خوانش علمی و روانکاوانه خود به اثر اعتبار و ارزش افزوده ندهیم آن هم فیلمی که جذاب نیست یا مبتذل است. این نقض غرض است.
دانش با اشاره به برخی نمادسازی ها عنوان کرد: برخی ممکن است از برخی رنگ ها یا نمادها سریع نمادسازی کنند. شاید رنگ در برخی فیلم ها و در برخی فضاها دلالت هایی داشته باشد اما نمی توان معانی عجیب و غریب از فیلم ها درآورد این نوعی نمادزدگی است که از آفت های نقد در سینمای ایران است.
وی درباره مقایسه نقد فیلم کوتاه و بلند نیز گفت: فیلم کوتاه و بلند درست است که در زمانبندی با هم تفاوت دارند اما فیلم کوتاه از عنصر ایجاز برخوردار است. در فیلم کوتاه بحران از قبل شکل گرفته پس آن را پیش فرض در نظر می گیریم و اینکه حالا افراد باید تنش های موقعیتی و رفتاری را نمایش دهند.
دانش درباره معیار نقدها نسبت به فیلم اظهار کرد: متن مشخص می کند که چقدر نقد منتقد بر داده های فیلم منطبق است و چقدر بر ذهنیات و تخیل منتقد مرتبط است. گاهی برخی از این دیتاهای نقد در ناخوداگاه فیلمساز هم هست و او بعد از دیدن نقد اگرچه در زمان ساخت در ذهنش نبوده اما آن را تایید می کند. گاهی هم می گوید در ذهنش نبوده اما منتقد اصرار دارد نمادسازی کند در این صورت از طریق همان فیلم و داده های آن باید پیش رفت.
وی با بیان یک توصیه به فیلمسازان آثار کوتاه گفت: در مرحله تولید فیلم هرچقدر فیلمنامه را به افراد معتمدی که دلسوزانه کار را نقد می کنند در اطرافمان وجود دارند، بدهیم و نظر بگیریم بهتر است. هرچقدر افراد متنوع داشته باشیم از خانه دار و بقال تا منتقد نکات بیشتری به ما گفته می شود که کمک می کند.
دانش در ادامه درباره نقدهای جشنواره ای عنوان کرد: فیلمساز بهتر است خود را خیلی درگیر شنیدن نقدهای جشنواره ای نکند. فیلمساز در اکران عمومی که فضای هیجانی کاسته می شود، بهتر می تواند نقد و نظر بگیرد.
وی در بخش دیگر درباره خوانش سیاسی از فیلم های غیرسیاسی اظهار کرد: خیلی از فیلم هایی که غیرسیاسی هستند شاید سیاسی ترین فیلم ها باشند و بتوان خوانش سیاسی از آنها داشت. این به منتقد بستگی دارد که چقدر بتواند از پشت قاب و دوربین به تحلیل های زیرمتن برسد. مثلا «هفت سامورایی» اگرچه سیاسی نیست اما می توان نوعی تحلیل طبقاتی سیاسی پیدا کرد. باید ارتباط را بین موقعیت و درام فیلم با جامعه و… پیدا کرد. این تحلیل را می توان به نسبت فیلم هایی مثل «جدایی» اصغر فرهادی یا فیلم «خانه دوست کجاست» کیارستمی پیدا کرد. در فیلم «درباره الی» می توان همین تحلیل فضای طبقاتی را داشت مثلا با استفاده از لرزش دوربین به لرزان بودن طبقه متوسط در جامعه رسید.
وی در پاسخ به سوالی درباره کمدی ها در کشور عنوان کرد: در سینمای ایران بهترین کمدی موقعیتی که وجود دارد که فکر می کنم روی آن اتفاق نظر هم باشد؛ فیلم «اجاره نشین ها» است که به شدت هم قابلیت خوانش های متفاوت را هم دارد.
دانش در پاسخ به سوالی درباره اقبال عمومی و ارزیابی آن در نقد فیلم عنوان کرد: فیلم هایی داشته ایم که از لحاظ زیبایی شناسی تباه بوده اند اما اقبال عمومی بالایی داشته اند مثل برخی کمدی هایی که در چند سال اخیر با اقبال مواجه شده اند. اینها را باید فارغ از ارزش فیلم و با دلایل دیگر مثل نیاز مردم به خنده دانست چون این اقبال برای فیلم ارزش افزوده نیست. شاید همین فیلم در وضعیت طبیعی چنین فروشی نداشت.
این منتقد سینما در پاسخ به آخرین سوال درباره پیچیدگی در فیلم کوتاه عنوان کرد: برخی فیلم ها تجربی هستند و فضایی دارند که پیچیدگی هایی دارد اما غیر از این فیلم ها باقی آثار برای مخاطب ساخته می شود پس باید آن را بفهمد. قبول ندارم فیلمساز فیلم کوتاه باید فیلمی بسازد که عوام آن را نفهمد.
