امروز دوشنبه, ۲۷ مهر , ۱۴۰۵ ساعت ۰۶:۰۷:۲۰
جواد افشار در گفت‌وگو با صبا:

 تلویزیون متعلق به مردم است، نه مدیران/هنرمندان سرمایه ملی‌اند، نه نیروهای قابل حذف!

جواد افشار کارگردان سینما و تلویزیون به صبا گفت: فرهنگ و رسانه با دستور و محدودیت صرف رشد نمی‌کند؛ حذف هنرمندان به زیان تلویزیون تمام می‌شود.

سمیرا جعفری/صبا، جواد افشار، کارگردان مجموعه‌هایی چون «کیمیا» و «گاندو»، با اشاره به تجربه چند دهه فعالیت در تلویزیون، معتقد است بخش مهمی از مشکلات امروز این رسانه، از کاهش مخاطب تا محدودشدن دایره همکاری با هنرمندان، حاصل تصمیم‌های غیرکارشناسی، افراط‌گرایی و بی‌توجهی به تخصص است. او با تأکید بر اینکه نمی‌توان مسئولیت وضعیت فعلی تلویزیون را به یک مدیر یا دوره مدیریتی خاص محدود کرد، خواستار بازنگری در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی، پذیرش خطاهای گذشته و افزایش تحمل نقد شده است. افشار همچنین با بازخوانی حواشی تولید «کیمیا» و «گاندو»، از محدودیت‌هایی می‌گوید که به اعتقاد او، گاهی پیش از کامل‌شدن روایت یا بدون توجه کافی به اقتضائات درام، مسیر تولید و نمایش آثار را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

مدیریت غیرتخصصی چگونه به تلویزیون آسیب زد؟

شما در دوره‌های مدیریتی مختلفی در تلویزیون فعالیت کرده‌اید. تفاوت سیاست‌های مدیران در این سال‌ها چه بوده و چرا تلویزیون امروز با چالش کاهش مخاطب مواجه است؟

من از سال ۱۳۶۹، هم‌زمان با ورود به دانشکده، وارد سازمان صداوسیما شدم و مدیریت‌های مختلفی را تجربه کردم؛ از دوره محمد هاشمی و پس از آن لاریجانی، ضرغامی، سرافراز و علی‌عسکری تا مدیریت امروز. هر دوره، متناسب با شرایط جامعه و بازخورد مخاطبان، راهبردها و سیاست‌های متفاوتی داشته است.در این سال‌ها تلاش‌های زیادی صورت گرفته و نیروهای مؤثری در عرصه فرهنگ و رسانه تربیت شده‌اند؛ اما در کنار دستاوردها، آسیب‌هایی هم وارد شده است، به‌ویژه زمانی که افراد ناکارآمد، کم‌تجربه یا ناآشنا با حوزه تخصصی در موقعیت‌های تصمیم‌گیری قرار گرفته‌اند.برای ارزیابی عملکرد نزدیک به پنج دهه صداوسیما، نباید فقط تعداد برنامه‌های موفق یا سریال‌های پرمخاطب را بررسی کنیم؛ باید ببینیم این سازمان تا چه اندازه رسالت فرهنگی و رسانه‌ای خود را انجام داده است. یکی از مشکلات اساسی ما این بوده که گاهی به‌جای تصمیم‌گیری علمی و کارشناسی، با آزمون‌وخطا پیش رفته‌ایم. این شیوه در حوزه فرهنگ و ارتباط با میلیون‌ها مخاطب می‌تواند هزینه‌های سنگینی داشته باشد.

شما افراط‌گرایی را یکی از عوامل آسیب‌زا می‌دانید. این روند چگونه شکل گرفت و ادامه پیدا کرد؟

از سال‌های ابتدایی پس از انقلاب، آثار برخی دیدگاه‌های افراطی را دیدیم. در آن مقاطع، بعضی نیروهای متخصص، کارشناسان و افراد باتجربه به دلایل اعتقادی، سیاسی یا اختلاف‌نظر کنار گذاشته شدند، بی‌آنکه نیروی جایگزین هم‌سطحی برای آن‌ها تربیت شده باشد.در نتیجه، افرادی وارد حوزه فرهنگ و رسانه شدند که شناخت و تجربه کافی نداشتند. بعدها تلاش کردیم نیروهای متخصص تربیت کنیم، اما برخی تصمیم‌های اولیه پیامدهای زنجیره‌ای داشتند. وقتی آجرهای نخست یک دیوار کج چیده شود، ادامه ساخت نیز از همان خطا تأثیر می‌پذیرد.امروز باید آسیب‌شناسی جدی انجام دهیم و اصول و رویه‌های نادرست را اصلاح کنیم. مشکلات فعلی محصول یک فرایند چهل تا پنجاه‌ساله‌اند و نمی‌توان تمام مسئولیت را متوجه یک مدیر یا یک دوره دانست. هر مدیری به اندازه تصمیم‌ها و عملکرد خود در این وضعیت سهم دارد.

با این حساب، نمی‌توان از یک دوره طلایی در تاریخ تلویزیون صحبت کرد؟

نمی‌توان یک دوره را به‌طور مطلق، دوره طلایی صداوسیما دانست. در مقاطعی شرایط بهتر بوده، اما حتی در دوره‌هایی که موفقیت‌های بزرگی به دست آورده‌ایم، خطاهایی وجود داشته که به اندازه کافی جدی گرفته نشده‌اند و بعدها به مشکلات بزرگ‌تری تبدیل شده‌اند.بیش از مقصرسازی، به پذیرش مسئولیت و اصلاح رویه‌ها نیاز داریم. اگر مدیری پس از گذشت زمان متوجه اشتباهات گذشته خود شود و صریح درباره آن‌ها صحبت کند، باید از این رویکرد استقبال کرد. من آقای ضرغامی را از این نظر پیشرو می‌دانم. خطر اصلی زمانی است که افراد همچنان بر مواضع نادرست گذشته خود پافشاری می‌کنند.

«کیمیا»؛ وقتی پیش از پایان روایت تصمیم گرفته شد

شما در مجموعه‌هایی با موضوعات حساس کار کرده‌اید. نگاه‌های محدودکننده تا چه اندازه در مسیر فعالیتتان مانع ایجاد کرده‌اند؟

کارگردان در سینما و تلویزیون ایران آزادی عمل نامحدود ندارد. از انتخاب موضوع و نگارش فیلمنامه تا تولید و پخش، ممیزی‌ها و ملاحظات نهادهای مختلف وجود دارند. گاهی این ملاحظات آن‌قدر گسترده می‌شوند که بخش‌هایی از نگاه سازنده تغییر می‌کند یا تعدیل می‌شود.بنابراین، اگر اثری با موضوعی حساس ساخته شده، نمی‌توان تمام مسئولیت محتوای نهایی آن را صرفاً متوجه کارگردان دانست. تصمیم‌های متعددی در فرایند تولید و پخش گرفته می‌شوند و نتیجه نهایی حاصل تعامل یا تقابل مجموعه‌ای از عوامل است.

یکی از تجربه‌های قابل‌توجه شما در این زمینه، شکایت قضایی از سازندگان سریال «کیمیا» بود. چه اتفاقی افتاد؟

من و آقای شفیعی به دلیل یکی از صحنه‌های «کیمیا» با پرونده قضایی مواجه شدیم و حتی موضوع بازداشت، زندان و تأمین وثیقه مطرح شد.در آن سکانس، شخصیت قاضی با بازی مهدی پاکدل، از سوی شخصیت‌های منفی داستان با پیشنهاد رشوه مواجه می‌شد. آن‌ها سوئیچ یک خودرو را به او می‌دادند و قاضی سوئیچ را می‌گرفت. قسمت با همین صحنه به پایان می‌رسید و صبح روز بعد با اقدام قضایی مواجه شدیم؛ با این استدلال که قاضی در سریال به‌عنوان فردی رشوه‌گیر معرفی شده است.در حالی که ابتدای قسمت بعد، همان قاضی سوئیچ را روی میز منشی می‌گذاشت و می‌گفت آن را به‌عنوان رشوه در پرونده ثبت کنند. ادامه داستان نشان می‌داد که او رشوه را نپذیرفته، بلکه آن را به‌عنوان مدرک ارائه کرده است.به ما فرصت ندادند قسمت بعد پخش شود و داستان کامل دیده شود. استدلال این بود که ممکن است مخاطب قسمت بعد را نبیند و همان صحنه نخست در ذهنش باقی بماند. این اتفاق برای من نمونه‌ای از مواجهه شتاب‌زده و غیرکارشناسی با یک اثر نمایشی بود.آیا نمی‌توان به سازندگان یک مجموعه فرصت داد داستانشان را کامل کنند؟ قرار نیست هر اشاره‌ای به یک آسیب اجتماعی، به معنای تعمیم آن به تمام اعضای یک دستگاه یا حرفه تلقی شود.

«گاندو» و دشواری تحمل نقد

با توجه به حساسیت‌های امنیتی سریال «گاندو»، آیا امروز هم از این اثر دفاع می‌کنید؟

بله، همچنان «گاندو» را اثری قابل دفاع و از کارهای موفق خودم می‌دانم. از ابتدا به ژانر جاسوسی و ضدجاسوسی علاقه داشتم و معتقد بودم این حوزه در تولیدات نمایشی ما کمتر مورد توجه قرار گرفته است.ما تلاش کردیم داستانی درباره نفوذ، جاسوسی و تقابل سرویس‌های اطلاعاتی روایت کنیم. به اعتقاد من، بخش مهمی از حواشی سریال نه از متن داستان، بلکه از برداشت‌ها و منازعات سیاسی پیرامون آن ناشی شد. عده‌ای موضوعات سریال را به خودشان گرفتند و گروه‌هایی از فضای ایجادشده برای دفاع از خود یا حمله به دیگران استفاده کردند؛ در نتیجه، بحثی که قرار بود در چارچوب یک اثر نمایشی مطرح شود، به منازعات جناحی کشیده شد.از روز نخست تأکید داشتم که موضوع ما ملی است. حتی اصرار داشتیم مسئله نفوذ را فقط به بیرون از ساختارها محدود نکنیم و احتمال آن را درون نهادهای خودمان نیز به تصویر بکشیم. درباره این رویکرد با مخالفت‌هایی مواجه شدیم، اما تلاش کردیم نگاه کارشناسی خود را توضیح دهیم. نمی‌توان مسئله نفوذ را صرفاً به بیرون از ساختارها نسبت داد و از بررسی احتمال آن در درون مجموعه‌ها چشم پوشید.

با وجود همکاری نهادهای مرتبط در تولید «گاندو»، اختلاف‌نظرها ادامه داشت؟

بله. در طول تولید، تعامل‌هایی داشتیم و در بعضی موارد توانستیم دیدگاه کارشناسی خود را پیش ببریم، اما اختلاف‌نظر هم کم نبود. حتی در قسمت پایانی فاز دوم، اختلاف جدی‌ای با برخی تصمیم‌گیران داشتیم که در نهایت به نتیجه موردنظر ما نرسید.وقتی اسناد و پرونده‌هایی در اختیار سازندگان قرار می‌گیرد، این موضوع نباید به معنای محدودشدن تمام ظرفیت‌های داستان‌پردازی باشد. یک اثر نمایشی علاوه بر اتکا به واقعیت‌ها، به تخیل، شخصیت‌پردازی، تعلیق و اصول درام نیاز دارد. سازندگان در فنون روایت و تأثیرگذاری رسانه‌ای تخصص دارند و این تخصص باید در تصمیم‌گیری‌ها مورد توجه قرار گیرد.قرار نیست صرفاً منویات و برداشت‌های دیگران را اجرا کنیم؛ باید میان ملاحظات محتوایی و الزامات هنری تعادل برقرار شود. اگر امکان گفت‌وگوی کارشناسی و اعتماد متقابل بیشتر بود، می‌شد از بخشی از حواشی جلوگیری کرد.

چرا «گاندو» ادامه پیدا نکرد؟ آیا آستانه تحمل نقد در موضوعات امنیتی پایین است؟

به اعتقاد من، آستانه تحمل و انتقادپذیری در جامعه ما، به‌ویژه در سطوح مدیریتی، هنوز به اندازه کافی رشد نکرده است. وقتی موضوعی به مدیران یا ساختارهای حساس نزدیک می‌شود، گاهی به‌جای ارزیابی اثر بر اساس منطق روایی و هنری، واکنش‌ها متوجه پیامدهای احتمالی آن می‌شوند.در بسیاری از آثار سینمای جهان، رئیس‌جمهور، وزیران و مقام‌های بلندپایه به چالش کشیده می‌شوند و عملکردشان مورد انتقاد قرار می‌گیرد؛ اما این لزوماً به معنای تخریب کشور نیست. ما نیز باید میان نقد یک عملکرد و تخریب یک مجموعه تفاوت قائل شویم.

هنرمندان سرمایه ملی‌اند، نه نیروهای قابل حذف

این وضعیت تا چه اندازه باعث ناامیدی کارگردانان و برنامه‌سازان باسابقه شده است؟

ناامیدی زمانی ایجاد می‌شود که سال‌ها مطالعه و تجربه کسب کرده‌اید و به نقطه‌ای رسیده‌اید که می‌توانید قدم‌های تازه‌ای بردارید، اما در موقعیت تصمیم‌گیری با فردی مواجه می‌شوید که شناخت و تجربه تخصصی کافی ندارد و درباره سرنوشت کار شما تصمیم می‌گیرد.

اگر فرد کم‌تجربه در کنار یک گروه حرفه‌ای قرار بگیرد تا یاد بگیرد، مسئله‌ای نیست. مشکل زمانی آغاز می‌شود که بدون توجه به دانش و سابقه دیگران، تصمیم‌گیر اصلی باشد و مسیر حرفه‌ای یک گروه را تغییر دهد. یک گروه حرفه‌ای باید بتواند از نقطه‌ای که به آن رسیده، به مرحله بعد حرکت کند، نه اینکه با تصمیم‌های غیرکارشناسی به عقب بازگردد.البته مدیران شایسته و کاربلد هم داشته‌ایم و هنوز داریم؛ اما گاهی انتخاب‌ها و موانع پیرامونی اجازه نمی‌دهند توانایی آن‌ها به‌درستی دیده شود.

نقش تهیه‌کننده در این میان چیست؟ آیا تهیه‌کننده باید در حوزه هنری و محتوایی نیز تخصص داشته باشد؟

تهیه‌کننده هم باید شناخت تخصصی و کارشناسی کافی داشته باشد. پولداربودن یا داشتن روابط مناسب، به‌تنهایی کسی را به تهیه‌کننده حرفه‌ای تبدیل نمی‌کند.

من با تهیه‌کنندگانی همکاری کرده‌ام که شناخت کارشناسی و تحصیلات مرتبط داشته‌اند و همین مسئله باعث شده زبان حرفه‌ای یکدیگر را بهتر بفهمیم. البته تهیه‌کننده‌ای که به اندازه کارگردان تخصص هنری ندارد، اگر نگاه سازنده را محترم بشمارد و همراه خوبی باشد، می‌تواند به شکل‌گیری اثری موفق کمک کند.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که فردی بدون شناخت کافی، با اتکا به قدرت اجرایی یا مدیریتی می‌خواهد تصمیم‌های تخصصی را کنترل کند و نظر کارگردان را کنار بگذارد. انتخاب تهیه‌کننده و مدیر تولید نباید صرفاً بر اساس روابط، موقعیت اداری یا توان مالی باشد؛ شناخت حرفه‌ای و سابقه کاری باید تعیین‌کننده باشد.

کنارگذاشتن بازیگران و هنرمندان چه تأثیری بر تولید آثار نمایشی داشته است؟

هنرمندان، از کارگردانان و بازیگران تا دیگر عوامل حرفه‌ای، سرمایه‌های ملی و فرهنگی کشور هستند. ممکن است در مسائل اعتقادی یا سیاسی با یکدیگر اختلاف‌نظر داشته باشیم و ممکن است هنرمندی هم در مقطعی اشتباه کند؛ اما هیچ‌کدام از این موارد مجوز تخریب، تحقیر یا حذف کامل او نیست.اگر کسی اشتباهی کرده، می‌توان درباره آن صحبت کرد و نقدش کرد؛ اما محروم‌کردن فرد از فعالیت حرفه‌ای به دلیل یک موضع یا اختلاف‌نظر، رفتار درستی نیست. هنرمندان برای مردم خاطره ساخته‌اند و مخاطبان سال‌ها با نقش‌ها و شخصیت‌های آن‌ها زندگی کرده‌اند. نمی‌توان این سرمایه اجتماعی را نادیده گرفت.هر هنرمندی حق دارد درباره مسائل مختلف نظر بدهد یا سکوت کند. اختلاف‌نظر بخشی از زندگی اجتماعی است و باید امکان بیان آن وجود داشته باشد. وقتی اختلاف‌نظر به حذف شغلی و تخریب شخصیتی تبدیل شود، نه‌تنها به هنرمند، بلکه به جامعه‌ای آسیب می‌رسد که از حضور و تجربه او محروم می‌شود.

برخی مدیران معتقدند هنرمندی که در تلویزیون رشد کرده، باید با سیاست‌ها و رویکردهای همان رسانه همسو باشد. آیا این انتظار را می‌پذیرید؟

این دیدگاه نیازمند بررسی کارشناسی است. اگر فردی در یک مجموعه صنعتی تربیت شده و به تخصص بالایی رسیده باشد، آیا چون در برخی مسائل شخصی یا اعتقادی با مدیران آن مجموعه هم‌نظر نیست، باید او را کنار گذاشت؟ چنین تصمیمی می‌تواند به خود مجموعه آسیب بزند.در هنر نیز همین منطق وجود دارد. بازیگری ممکن است در حوزه تخصصی خود بسیار توانمند باشد، اما در برخی مسائل با مدیران رسانه اختلاف‌نظر داشته باشد. این اختلاف، توانایی حرفه‌ای او را از بین نمی‌برد.حتی در تولیدات سینمایی از هنرمندان خارجی استفاده می‌کنیم که ممکن است از نظر اعتقادی یا سیاسی با ما همسو نباشند. پس چرا باید درباره هنرمندان خودمان معیارهای سخت‌گیرانه‌تری اعمال کنیم؟ رسانه باید به توانایی حرفه‌ای افراد توجه کند و اختلاف‌نظر را از صلاحیت کاری آن‌ها جدا بداند. سنجش دائمی باورهای درونی افراد می‌تواند به ریاکاری منجر شود؛ یعنی افراد به‌جای عمل بر اساس باور و تخصص خود، صرفاً تصویری مطابق انتظار دیگران ارائه دهند.

این سیاست‌ها به بحث «سلبریتی‌زدایی» از تلویزیون نیز منجر شده است. این تغییر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

کافی است تیتراژ سریال «کیمیا» را ببینید. تعداد بازیگران شناخته‌شده آن نشان می‌دهد تلویزیون در مقطعی چه ظرفیت گسترده‌ای برای جذب هنرمندان داشت. امروز تصور اینکه مجموعه‌ای با همان ترکیب از بازیگران ساخته شود، دشوارتر شده است.در برخی پروژه‌ها به سازندگان گفته می‌شود از بازیگر مشخصی استفاده نکنند یا حضور یک چهره را محدود کنند. این توصیه‌ها و محدودیت‌ها به‌تدریج دایره انتخاب را کوچک می‌کنند و بعضی هنرمندان نیز ترجیح می‌دهند همکاری خود را با رسانه‌های دیگر ادامه دهند.این مسئله فقط به یک بازیگر یا کارگردان مربوط نیست؛ ظرفیت تولید و کیفیت آثار نمایشی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. هنرمندان برای رسیدن به جایگاه حرفه‌ای خود سال‌ها کار کرده‌اند و سازمان نیز در شکل‌گیری بخشی از این سرمایه‌گذاری فرهنگی نقش داشته است. حذف آن‌ها بدون ارزیابی دقیق، می‌تواند به زیان خود تلویزیون تمام شود. اختلاف‌نظر را می‌توان مدیریت کرد، اما تخریب و حذف راه‌حل پایداری نیست.

مردم واقعی در بخشی از تولیدات تلویزیون کمتر دیده می‌شوند

با این وضعیت، آیا تلویزیون می‌تواند بازیگران و مخاطبانش را دوباره بازگرداند؟

من به آینده خوش‌بینم. تلویزیون هنوز ظرفیت‌های زیادی دارد و نمی‌توان اهمیت آن را در زندگی مردم نادیده گرفت. البته شرایط رسانه‌ای جهان تغییر کرده و مخاطبان میان شبکه‌های تلویزیونی، شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های مختلف تقسیم شده‌اند؛ اما این به معنای پایان ظرفیت تلویزیون نیست.تلویزیون باید سیاست‌های خود را بازنگری کند، به مخاطب واقعی توجه داشته باشد و از محدودیت‌های غیرضروری و افراط‌گرایی فاصله بگیرد. اگر می‌خواهیم مردم دوباره به آثار نمایشی تلویزیون علاقه‌مند شوند، باید امکان تولید برنامه‌ها و سریال‌هایی را فراهم کنیم که مردم بتوانند خودشان را در آن‌ها ببینند.به اعتقاد من، مردم واقعی در بخشی از تولیدات امروز تلویزیون کمتر دیده می‌شوند. رسانه‌ای که قرار است با مردم ارتباط برقرار کند، باید زندگی، مسائل، دغدغه‌ها و تنوع اجتماعی آن‌ها را بازتاب دهد. تلویزیون متعلق به مردم است و باید برای مردم باشد. اگر سیاست‌گذاری درستی داشته باشیم، به تخصص احترام بگذاریم و از تکرار خطاهای گذشته پرهیز کنیم، می‌توانیم به روزهای بهتر بازگردیم.

اگر بخواهید مهم‌ترین مطالبه خود را از مدیران فرهنگی و رسانه‌ای مطرح کنید، آن مطالبه چیست؟

مهم‌ترین مسئله، بازگشت به نگاه کارشناسی و اعتماد به تخصص است. باید بپذیریم مشکلات امروز یک‌شبه ایجاد نشده‌اند و با تغییر یک مدیر هم به‌طور کامل برطرف نمی‌شوند. ما به اصلاح فرایندها، بازنگری در انتخاب مدیران، احترام به تجربه هنرمندان و افزایش تحمل نقد نیاز داریم.اگر مدیری اشتباهی کرده، باید بتواند آن را بپذیرد. اگر هنرمندی دیدگاهی متفاوت دارد، نباید صرفاً به همین دلیل از میدان خارج شود. اگر کارگردانی درباره موضوعی حساس اثر می‌سازد، باید امکان داشته باشد روایت خود را در چارچوب ضوابط روشن و حرفه‌ای پیش ببرد.در نهایت، فرهنگ و رسانه با دستور و محدودیت صرف رشد نمی‌کند. برای ساختن آثار تأثیرگذار باید به افراد متخصص اعتماد کرد و اجازه داد ظرفیت‌های حرفه‌ای آن‌ها به کار گرفته شود. من همچنان امیدوارم تلویزیون بتواند به جایگاه مناسب‌تری بازگردد؛ به شرط آنکه از افراط‌گرایی فاصله بگیریم و دوباره مخاطب را در مرکز تصمیم‌گیری‌ها قرار دهیم.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها