یکی از نکات برجسته این فیلم، سعی در فاصله گرفتن و گذر از نگاههای کلیشهای و پرتکرار سینمایی بر اصرار به همذات پنداری است. کارگردان از نماهای بسته بی مورد حذر میکند و دوربین را جایی میکارد در فاصلهای نه چندان دور و نه آنقدر نزدیک که مبادا نگاه بیننده معطوف به نماهای بیاثر و اضافه شود.
آنچه در فیلم بیش و پیش از همه به چشم میآید پر و پیمانی حجم طراحی صحنه و باورپذیری و درستی اجرای گریم و جلوههای ویژه و پروداکشن فیلم است. جمعیت انبوه زلزله زده در محوطه فرودگاه و حجم بالای اتفاقات و مستند گونگی ساخت، حکایت از سختی کار و تلاش درست و موفقیت آمیز جلوههای ویژه دارد.
آخرین فیلم سروش صحت از سومین گزینه برای خنداندن بینندههایش استفاده میکند. بازیِ بازیگران آنقدر خوب و حساب شده است که سادهترین ایدهها میتواند برای روی تماشاگر تاثیر بگذارد.
هر سال نزدیک کریسمس سینمای هالیوود چندین و چند فیلم برای این مناسبت و این باور به بابانوئل میسازد. جای خالی چنین اقدامی در سینمای ایران خالی بود. فیلم «نوروز» میتواند پیشگام در این امر باشد.
فیلم «آبی روشن» را میتوانیم بر یک مدار مشخص ارزیابی کنیم. توالی موقعیتهای و فضاهای نمادین آن کاملا قابل درک و دریافت هستند. با این وجود مخاطب تا آخرین لحظه پای فیلم مانده و با کاراکترهای آن همراه میشود.
در مجموع سرمای «نبودنت»، سعی دارد بر تبعات مهاجرت و روابط از هم گسیخته تاکید کند اما به دلیل ریتم کند و همین سرما که به اصرار از سوی کارگردان به فیلم تحمیل شده، از این فیلم روایتی کند و مخاطبگریز میسازد.
نقدی بر فیلم «بهشت تبهکاران» ساخته مسعود جعفری جوزانی
«بهشت تبهکاران» دارای ضعفهایی عدیدهای نیز هست که برخی از آنها ریشه در قصه مطول و پر اطناب آن دارد. اگر پلات این قصه را با جزئیات شرح دهیم، متوجه جزئیات فراوانی در آن میشویم که برای پرداخت درست هر یک از این موارد در یک بستر دراماتیک، مصائب عدیدهای پیش روی نویسنده و کارگردان وجود خواهد داشت.