«بیهوده»؛ روایتی از طبقه فرودست و بحران‌هایی از دل زندگی روزمره | مجموعه رسانه ای صبا
امروز جمعه, ۲۹ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۲۲:۰۰
گفت‌وگوی صبا با عوامل نمایش «بی‌هوده»؛

«بیهوده»؛ روایتی از طبقه فرودست و بحران‌هایی از دل زندگی روزمره

نمایش «بیهوده» از پسِ نشان دادن رابطه بین دو برادر، به رفتارشناسی و کنش‌های طبقه فرودست جامعه می‌پردازد. این نمایش که پیش از این در جشنواره فجر دو سال قبل به‌عنوان بهترین نمایش و متن انتخاب شده بود، در خردادماه سال جاری در سالن قشقایی در حال اجرا است.

احمد محمداسماعیلی/ صبا، در چهار دهه اخیر، تئاتر اجتماعی گونه‌ای پیش‌برنده بوده و اجرای نمایش‌های مهم و اثرگذار را شکل داده است. این ژانر در هر شرایطی به حیات خود در تئاتر ادامه داده است.نمایش «بیهوده» به کارگردانی یاسین رضوانی که این روزها در سالن قشقایی روی صحنه است، با تکیه بر مؤلفه‌های تئاتر اجتماعی، داستان دو برادر را در مواجهه با بحرانی ناگهانی روایت می‌کند؛ اثری که با شخصیت‌های خاکستری، موقعیت‌های پرتعلیق و نگاهی واقع‌گرایانه به زیست طبقات فرودست، تلاش دارد مخاطب را پس از پایان اجرا نیز درگیر پرسش‌های اخلاقی و اجتماعی خود نگه دارد.  نمایش «بیهوده» که پیش از این در جشنواره فجر دو سال قبل به‌عنوان بهترین نمایش و متن انتخاب شده بود، در خردادماه جاری در سالن قشقایی در حال اجرا است. صبا با عوامل این نمایش درباره رویکردها و ساختار اجرای نمایش گفت‌وگویی داشت که در ادامه میخوانید.

 جواد یحیوی، بازیگر نقش «انصاری»: در خلق نقش، تعامل با کارگردان برایم مهم بود

جواد یحیوی، بازیگر باسابقه تئاتر، سینما و تلویزیون، در نمایش «بیهوده» در قالب شخصیت «انصاری»، یک مرد میانسال بنگاه‌دار لمپنِ پایین‌شهری، تلاش می‌کند مختصات درست این کاراکتر را به مخاطب ارائه کند. آثاری چون «شایعات»، «تراس»، «اسم» و… از جمله تجربه‌های موفق یحیوی در تئاتر هستند. با او درباره ایفای نقش «انصاری» گفت‌وگویی داشته‌ایم.

 بر اساس چه ویژگی‌هایی بازی در نمایش «بیهوده» را پذیرفتید؟
متن خوب و شخصیت درست ‌پرداخته ‌شده «انصاری» از جمله ویژگی‌هایی بود که باعث شد در این نمایش بازی کنم. دنیای اثر و این‌که چه کارگردانی می‌خواهد این دنیا را در پیش چشم مخاطب قرار دهد نیز برایم مهم بود. نکته مهم دیگر این است که کارگردان، متن را خودش نوشته بود و تجربه نشان داده که می‌شود در بازی با او به تعامل رسید.

 آیا «انصاری» شخصیت خاکستری دارد؟
در زندگی عادی آدم منفیِ صرف نداریم. همه آدم‌ها برشی از خصلت‌های خوب و بد را در خودشان دارند. «انصاری» هم آدمی است با تمام خصلت‌هایش که زندگی می‌کند. 

چقدر در تمرینات، شخصیت «انصاری» دستخوش تغییر شد؟
برای من، تعامل با کارگردان در خلق شخصیت مهم بود. تلاش کردیم به جمع‌بندی درستی از نقش برسیم. قصه ساختار مشخصی داشت و نمی‌شد تغییرات زیادی در آن اعمال کرد و باید روند داستان طی می‌شد. در پروسه ایفای نقش، بیش از نیمی از دیالوگ‌هایی را که «انصاری» می‌گوید، در تمرینات پیشنهاد دادم.

 از این همکاری چقدر رضایت دارید؟
پیش از این تجربه بازی در نقش آدم‌های طبقات مختلف در نمایش‌های اجتماعی را داشته‌ام. «بیهوده» نمایش ارزشمند و اثرگذاری است، متن خوبی دارد و یک تیم شهرستانی برای اجرای آن دو تا سه سال زحمت کشیده‌اند. از بازی در این نمایش رضایت دارم.

 یاسین رضوانی، نویسنده، بازیگر و کارگردانتئاتر اجتماعی هنوز زنده است و نفس می‌کشد

نمایش «بیهوده» به کارگردانی یاسین رضوانی در ادامه تجربه‌های تئاتر اجتماعی ایران، با تمرکز بر روابط پیچیده انسانی در بستر یک موقعیت بحرانی، تلاش می‌کند تصویری از تصمیم‌های لحظه‌ای و پیامدهای پیش‌بینی‌نشده آن‌ها ارائه دهد؛ روایتی که در آن خانواده، طبقه اجتماعی و اخلاق فردی در هم تنیده می‌شوند و به گفته کارگردان، هدف اصلی آن درگیر کردن ذهن مخاطب و ایجاد پرسش‌های ماندگار پس از پایان اجراست.

با توجه به جریان‌های غالب سینمای اجتماعی در ایران، از موج نوی دهه پنجاه با تمرکز بر طبقه فرودست تا آثار فیلمسازانی مانند رخشان بنی‌اعتماد در دهه هفتاد و همچنین سینمای اصغر فرهادی، شروع کنیم؛ نمایش «بیهوده» در این نسبت چه جایگاهی پیدا می‌کند؟

نکته درستی را مطرح کردید. نمایش «بیهوده» یک اثر کاملاً اجتماعی محسوب می‌شود. در متن اثر، دو برادر با توجه به شرایط زیستشان در موقعیتی قرار می‌گیرند و طراحی صحنه نیز کاملاً در خدمت ارائه چنین فضایی قرار گرفته است.

با توجه به مسیری که «بیهوده» از نگارش اولیه تا اجرا و حتی تجربه ساخت فیلم کوتاه «ظهر جمعه» طی کرده، این اثر در فرآیند بازنویسی و تولید چه تغییرات و تحولاتی را تجربه کرده است؟

«بیهوده» را سال ۹۸ نوشتم و متأسفانه برای شروع تولید نمایش با شیوع کووید و تعطیلی سالن‌های نمایشی مواجه شدیم. سال ۹۹ با توجه به ظرفیت‌های متن مجاب شدم براساس نمایش‌نامه، فیلم‌نامه‌ای بنویسم و بعد از چند بار بازنویسی، فیلم کوتاه «ظهر جمعه» را ساختم و با توجه به وضعیت تعطیلی سالن‌ها در سکوی نمایشی هاشور در معرض دید مخاطب قرار گرفت. در سال ۱۴۰۲ با بهبود شرایط تصمیم به اجرای «بیهوده» گرفتم و بر اساس تجربیاتم از بازتاب نظرات مخاطب فیلم «ظهر جمعه»، متن را دوباره بازنویسی کردم و متن گسترش پیدا کرد.

 آیا فضای نمایش را تلخ و ابزوردتر کردید؟
سراغ بسط و گسترش پوچی در فضای نمایش نرفتم؛ بنابراین متن فعلی از متن اصلی فاصله بسیاری دارد.

  آیا در بحث شخصیت‌ها هم تغییراتی اعمال شد؟
بله، شخصیت انصاری تفاوت‌های بیشتری پیدا کرد که جواد یحیوی آن را ایفا کرد.

 بازی یحیوی در قالب این شخصیت بسیار مؤثر و درست است
بله، یحیوی دو هفته قبل از شروع اجرا به گروه اضافه شد و قامت شایسته‌ای به نقش تزریق کرد. اولین اجرای «بیهوده» در همان سال در گرگان و در جشنواره استانی انجام شد و بعدش به جشنواره منطقه‌ای در مشهد رفت و مورد توجه قرار گرفت و جوایزی به دست آورد. «بیهوده» در جشنواره فجر ۱۴۰۲ هم حضور موفقی داشت و چند جایزه به دست آورد.

 درباره انتخاب نام نمایش توضیح بدهید؟
اسم «بیهوده» درباره بیهوده دروغ گفتن، بیهوده زندگی کردن و بیهوده مخفی‌کاری کردن است. اینکه چرا «بی» از «هوده» جدا شده، علتش این است که «هوده» به معنای درست و فایده است و وقتی «بی» به آن افزوده می‌شود، معنا به نادرستی تغییر پیدا می‌کند و من این دو را از هم جدا کردم تا نشان بدهم هم درستی و هم نادرستی در قضای کار دیده می‌شود.

 با این رویکرد، شخصیت‌های نمایش خاکستری هستند
شخصیت سیاه یا سفید مطلقی در نمایش وجود ندارد. برخی از مخاطبان بعد از دیدن اثر بیان می‌کردند که با شخصیت‌ها همذات‌پنداری دارند و این شرایط را تجربه کرده‌اند و برخی معتقد بودند ممکن است چنین اتفاقی در زندگی برای آن‌ها رخ بدهد. استارت اولیه نوشتن این متن از آن‌جا در ذهنم شکل گرفت که متوجه شدم چقدر یک اتفاق کوچک می‌تواند تبدیل به بحران شود. همه ما در زندگی به‌سادگی از کنار این اتفاقات به‌ظاهر کوچک عبور می‌کنیم و ناگهان یکی از آن‌ها گریبان‌گیرمان می‌شود.

برای مخاطب هم طرح سؤال ایجاد می‌شود؟
بله، اینکه اگر به جای این شخصیت‌ها بودند چه کنشی بروز می‌دادند.

 منطقی است که مخاطب بعد از ترک سالن با کلی سؤال در ذهنش به سمت خانه برود
من «بیهوده» را اجرا کردم که روح و ذهن مخاطب را درگیر کند و با توجه به واکنش مخاطب فکر می‌کنم در کارم موفق بوده‌ام.

 صحنه‌ای که دو برادر در حال مخفی کردن موضوع تصادف هستند و با هم درگیر می‌شوند و تعلیق و سوسپانس ایجاد می‌شود، مرا به یاد سکانسی در فیلم «ابد و یک روز» و درگیر شدن اعضای خانواده برای مخفی کردن مواد انداخت
فضای دو کار با هم متفاوت است.

 اما دو صحنه در دو اثر تعلیق و اثرگذاری روی مخاطب دارند
اگر بخواهیم سراغ این نوع قیاس برویم، کار را می‌توانیم به هر اثر اجتماعی دیگر ارجاع بدهیم. دو برادر در محیطی زیست می‌کنند که شرایطشان را بغرنج می‌کند.

 در بحث شغل شخصیت‌ها (کارگر شهرداری و بنگاهی) بر اساس چه دیدگاهی دست به انتخاب زدید؟
در حین نوشتن خودم را در موقعیت شخصیت‌های اثرم قرار می‌دهم و نقششان را بازی و زیست می‌کنم. با توجه به روحیاتی که از انصاری انتظار داشتم، مناسب دیدم این آدم باید چرب‌زبان، منفعت‌طلب و رند باشد. کاوه هم کارگری است که محل کارش در شهر نیست و کارگر بودنش در این قضیه مؤثر است.

ریشه بددهنی کاوه چیست؟
تلاش کردم شخصیت‌ها منجمله همین کاوه تخت و مونوتون نباشند و رنگ‌آمیزی‌شان کردم. کسی که چنین شغل سخت و محل زندگی پرچالشی دارد، طبیعی است که آدم آرام، خیلی موجه و با نزاکتی نباشد. کاوه تمام توانش معطوف به مواظبت از برادر کوچکترش است و جایی در نمایش به برادرش می‌گوید «اگر بالا سرت نبودم یه چیزی می‌شدی مثل پسر محسن صافکار».

 یک جور سوای برادری، وظایف پدری را انجام می‌دهد
در نبود پدر، کاوه برای کسری نقش پدری هم ایفا می‌کند و با چنگ و دندان زندگی را حفظ می‌کند و دوست دارد آینده کسری تأمین باشد و در طرح مشارکت برای ساخت آپارتمان در محل خانه‌شان شرکت می‌کند.

جایی که برادر تصور می‌کند کسری ماشین انصاری را بیرون برده، به این قضیه فکر نکرده که سوئیچ دست انصاری بوده و کسری سوئیچ ماشین را نداشته
یک سری اتفاقات رخ می‌دهد که فرصت فکر کردن روی این مسائل را به کاوه در چنین شرایط بحرانی نمی‌دهد. حتی انصاری هم به این قضیه فکر نمی‌کند که کسری برای بردن ماشین سوئیچ نداشته و او هم درگیر ذهنی خودش است.

 آیا برای کم کردن تلخی فضای نمایش از لحظات طنز استفاده کردید؟
نمی‌خواستم نمایش فقط فضای تلخی داشته باشد و مخاطب اشک بریزد و درگیری حسی زیادی پیدا کند. در داستان، در بدترین حالت ممکن هم طنز وجود دارد و این در زندگی عادی هم هست؛ مثل وقتی که در مراسم عزا یا خاکسپاری می‌رویم و در دل تلخی فضا، اتفاق طنزی رخ می‌دهد و فضا را تغییر می‌دهد.

 نکته مثبت اجراهای اخیر تئاتر شهر، تک‌اجرایی شدن سالن‌ها است و این به گروه‌ها اجازه می‌دهد از دکور مناسب و مفهومی برای نمایششان استفاده کنند و در نمایش «بیهوده» هم طراحی صحنه درستی می‌بینیم
بابت این قضیه باید از کوروش سلیمانی، مدیریت مجموعه، تشکر کنیم. دکور نمایش به‌خوبی در خدمت فضای داستان قرار گرفته و اگر سالن دو اجرایی بود، چگونه می‌شد این دکور حجیم را هر شب جمع کرد و دوباره نصب کرد؟

 آیا استفاده از مدیا از همان ابتدای شکل‌گیری متن نمایش وجود داشت؟
وجود داشت. حتی تصمیم گرفتم بنا به هر دلیلی اگر پنجره و امکان استفاده از مدیا و تصویر وجود نداشت، نمایش را اجرا نکنم. در کارهای رئالیستی، پنجره‌ای در دکور وجود دارد و در پنجره اتفاقاتی رخ می‌دهد که دیدنش برای مخاطب ضروری است. برخی از دوستان ممکن است از یک طلق آبی در پنجره استفاده کنند که به هیچ وجه نمی‌تواند معنای مورد نظر را منتقل کند. بابت این ساختار کلی آزمون و خطا انجام دادم تا به ترکیب موجود و حضور یک ماشین و رفت‌وآمد سه شخصیت در پس پنجره برسم و همسرم به‌خوبی در این بخش طراحی و مدیریت کرد.

 در بیشتر کارهای این دوره اخیر، کارگردان‌ها در نمایششان هم بازی می‌کنند؛ حضور شما در بازی اثرتان چگونه شکل گرفت؟
کارم را در تئاتر با بازیگری شروع کردم. در شروع فعالیتم علاقه‌مند بودم کارم را با فیلم‌سازی در سینما شروع کنم و متوجه شدم در انجمن سینمای جوان سرفصلی با عنوان هدایت بازیگر وجود ندارد و مجاب شدم بروم سمت بازیگری و به تئاتر آمدم و در کارهای زیادی بازی کرده‌ام و چند باری جایزه و تقدیر در بازیگری به دست آورده‌ام و عاشق بازیگری هستم.

 با توجه به استقبال خوب مخاطب از «بیهوده» و ساختار به‌شدت تصویری متن، برنامه‌ای برای ساخت فیلم بلند سینمایی بر اساس این متن دارید؟
برنامه‌ای برای ساخت فیلم دارم و منتظر فراهم شدن شرایط هستم و از محمد قدس، تهیه‌کننده نمایش، تشکر می‌کنم که شرایطی فراهم کرد که بدون دغدغه فقط تمرکزم روی کار باشد.

محمد شاکری، بازیگر نقش «کسری»: رفیق پایین‌شهری هم داشته‌ام!

در آثار اجتماعی، بار عمده ارتباط مخاطب با اثر بر عهده بازیگران است و این موضوع در تئاتر پررنگ‌تر است. در دنیای نمایش، بیهوده نیست که بازیگران در قالب نقش‌هایی که ایفا می‌کنند، نقشی بسیار مؤثر در ایجاد چنین ارتباطی دارند. محمد شاکری در قالب یک جوان دهه نودی به نام «کسری»، با تلفیق بازی برون‌گرایانه و حسی خود، توانسته شمایل درستی از این جوان پایین‌شهری را که جسارت و احساساتی بودن را توأمان در درون خود دارد، ارائه کند.

محمد شاکری که از کودکی وارد دنیای بازیگری شده و اغلب مخاطبان او را با نقش کودک شیرین‌زبان با لهجه اصفهانی در فیلم «پاستاریونی» به یاد می‌آورند، به‌خوبی در قالب شخصیت این جوان ظاهر شده است. «بی‌سروصدا»، «تختی»، «الیور توئیست» و «بینوایان» از آثار مهم کارنامه بازیگری شاکری در سینما و تئاتر هستند.

اغلب بازیگران کودک که به‌تدریج وارد دوران نوجوانی و جوانی می‌شوند، به‌واسطه تغییر چهره و فیزیک، از دنیای بازیگری فاصله می‌گیرند. اما شما با انتخاب‌های درست و حضور در تئاتر توانسته‌اید حضورتان را تداوم ببخشید

برای انتخاب نقش‌های پیشنهادی سخت‌گیر هستم و تلاش می‌کنم پیشنهادی را قبول کنم که ضمن داشتن ارزش‌های هنری و برقراری ارتباط درست با مخاطب، خودِ نقش نیز قابلیت لازم را داشته باشد و بتوانم از عهده ایفای آن بربیایم. برای من هم این پروسه عبور از دوران کودکی و موضوع فید شدن مطرح بود. البته پیشنهادهای کاری زیادی داشتم، اما پیش آمده است که یک سال هیچ نقشی بازی نکنم و منتظر بمانم تا نقش خوبی به من پیشنهاد شود.

شخصیت کسری به لحاظ سنی به شما نزدیک است و البته به لحاظ خاستگاه اجتماعی با شما فاصله دارد. برای نزدیک شدن به شخصیت کسری چه پروسه‌ای را طی کردید؟

بعد از خواندن متن متوجه شدم کسری از نظر نوع رفتار و برخوردش با اطرافیان، فاصله زیادی با من دارد. با دقیق‌تر شدن روی متن، تلاش کردم نقاط اشتراکی میان خودم و این شخصیت پیدا کنم.

آیا نقاط اشتراکی پیدا کردید؟

مهم‌ترینش بی‌خیال بودن است. کسری در عین حال تصمیماتی می‌گیرد که خیلی عقلانی نیست و بیشتر بر پایه احساسات است. او خیلی به عواقب تصمیم‌هایی که می‌گیرد فکر نمی‌کند؛ عواقبی که می‌توانند بسیار فاجعه‌بار هم باشند.

یک نوع جسارت هم در رفتارش دیده می‌شود

من بیشتر آن را اعتمادبه‌نفس می‌دانم. البته خودم هم در کار و زندگی‌ام اعتمادبه‌نفس زیادی دارم.

 در بحث خاستگاه طبقاتی چگونه توانستید به کسری نزدیک شوید؟

در زندگی روزمره تمرکز زیادی روی رفتار و کنش‌های آدم‌ها دارم و طبیعی است که هم با آدم‌های پولدار و هم با آدم‌های طبقه متوسط جامعه ارتباط داشته باشم.

آیا از طبقه پایین رفیق هم داشته‌اید؟

در گذشته داشته‌ام و بعد از قطعی شدن حضورم در این نمایش، این فرصت برایم فراهم شد که بیشتر با این جنس از آدم‌ها ارتباط برقرار کنم و بتوانم کنش‌ها و رفتارهای کسری را بهتر درک کنم.

یکی از ویژگی‌های شخصیت کسری، انجام کارهایی مثل «دابسمش» است که به او هویت و حال‌وهوایی امروزی می‌دهد. این وجه از شخصیت چطور شکل گرفت؟

درست است. البته شخصیت کسری در متن اولیه تفاوت زیادی با چیزی داشت که امروز روی صحنه می‌بینید. تلاش زیادی کردم تا این شخصیت را تغییر بدهم.

کارگردان چه برخوردی با پیشنهادها و ایده‌های شما برای شکل‌گیری شخصیت کسری داشت؟

کارگردان از ایده‌هایم استقبال می‌کرد و آن‌ها در تمرین‌ها بررسی و آزموده می‌شدند. از برخی از این ایده‌ها نیز استفاده شد. تمام تلاشم معطوف به نزدیک شدن شخصیت کسری به خودم بود.

با توجه به مسائلی که اشاره کردید، آیا از تجربیات زیستی خودتان هم در ایفای نقش کسری استفاده بهینه‌ای داشتید؟

خیلی برایم مؤثر بود و برخی از شوخی‌ها، مثل شوخی‌های کسری با دوست‌دخترش را هم خودم پیشنهاد دادم.

ریشه عصیانگری کسری بابت یتیم بودنش است؟

اغلب آدم های که پدر و مادر و یا عزیزان نزدیکشان را از دست می دهند دچار کمبودهای مختلفی مثل عاطفی و روحی می شوند. این کمبودها خیلی سخت جبران می شوند. با توجه به اختلاف سنی میان کسری و کاوه ،برادرش در حکم پدرش است.

این فاصله سنی در حکم اختلاف بین نسل‌ها است

بله و مدام دو برادر با هم در قبال مسائل مختلف در چالش هستند و علی‌رغم اینکه مخاطب تصور می‌کند تنها نقطه امید کسری عشقش به نیلوفر است، اما می‌داند که فقط تنها پشتیبانش برادرش است.

آیا علاقه کسری به نیلوفر عمیق است؟

تلقی‌ام این است که عمیق و ماندگار است.

در انتهای نمایش و در اوج التهاب میان دو برادر، موقعی که کاوه تی‌شرتش را تن کسری می‌کند، این امید در مخاطب ایجاد می‌شود که دو برادر به همدلی رسیده‌اند

فکر می‌کنم کاوه با این کارش می‌خواهد به کسری تذکر بدهد که باید حرف‌گوش‌کن باشد.

آیا کسری این قضیه را می‌پذیرد؟

کسری در این لحظه همه چیز در ذهنش مرور می‌شود و به این فکر می‌کند که تمام کارهایی که انجام داده بر باد رفته است و نمی‌شود با تقدیر مقابله کرد.

به نظر می‌رسد در مرحله رسیدن به بلوغ ذهنی است؟

بله، در این مسیر است.

با توجه به تجربه موفقی که در بازی در این نمایش دارید، آیا به بازی در تئاتر ادامه می‌دهید؟

تئاتر برای من در حکم آماده شدن برای ایفای نقش‌های مهم‌تر و سخت‌تر در سینما است و برایم خیلی مهم و جدی است و آن را دنبال می‌کنم./ روزنامه صبا

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها