
مهدیه مالکی/صبا: نشست خبری فیلم سینمایی «گیس» پس از اکران آن جشنواره فیلم فجر با حضور محسن جسور کارگردان و سید مهدی جوادی تهیه کننده فیلم برگزار شد.
سید مهدی جوادی تهیه کننده فیلم سینمایی گیس درباره علت ساخت این فیلم گفت: بخش قابل توجهی از صنعت پتروشیمی کشور در ماهشهر مستقر است و بیش از ۳۰ درصد از ثروت ملی ما از زحمات مردم این شهر ناشی میشود؛ با این وجود، ماهشهر همچنان از محرومترین شهرهای ایران است، در همان ایام فیلمبرداری ما، متأسفانه رژیم صهیونیستی به زیرساختهای صنعتی ما در آنجا حمله موشکی کرد، نکته تأثیرگذار این بود که در همان حلقه زمانی، دو عزیز از نیروهای پدافند هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران که وظیفه دفاع از همین زیرساختها را داشتند، در نزدیکی محل کار ما به شهادت رسیدند و روزهای بسیار پر استرسی بود، اما به نظر من این دو شهید نقش بسیار مهمی در اراده تیم ما داشتند. دوستان ما از آن روز به بعد مصممتر شدند که تولید این فیلم را به سرانجام برسانند و سختیهای تولید در یک شهرستان را
در ادامه جوادی در پاسخ به اینکه چرا آقای محسن جسور برای کارگردان این فیلم انتخاب شدند تصریح کرد: در واقع، فیلم «گیس» لحن و ادبیات خاص خود را دارد، این ادبیات نیازمند کارگردانی بود که عمیقاً به آن باور داشته باشد تا بتواند آن را به درستی روی پرده منعکس کند. فیلم «گیس» روایتگر معیشت مردم است؛ روایت درد مردمی که چرخ اقتصاد را میچرخانند اما چرخ زندگیشان به سختی میچرخد، همچنین، این فیلم روایتگر نفوذ است؛ نفوذی که در بستر محرومیت و تبعیض ایجاد میشود، فیلم قصه جوان انقلابی پاکدستی است که عناصر بالادستی، ذینفوذ و فاسد نمیخواهند بگذارند او ایران را بسازد، «گیس» تقابل افرادی است که میخواهند ایران را بفروشند و کسانی است که میخواهند ایران را بسازند بنابراین این فیلم باید توسط کارگردانی روایت میشد که خودش به این مفاهیم باور داشته باشد تا فیلم تصنعی از آب درنیاید و من فکر میکنم ترکیب نویسنده ، آقای کاظم دانشی و آقای جسور، به دلیل همین باورمندی به موضوع، برای این اثر انتخاب شدند.
وی پرسش خبرنگار صبا در باره اینکه تولید چنین فیلم هایی چقدر در عملکرد مدیران ما موثر خواهد بود موجب خنده تلخ همه شد و جوادی تهیه کننده فیلم گفت: کدام مدیران؟ وقتی حضرت اباعبدالله (ع) روبروی سپاه یزیدیان ایستادند، اولین نکتهای که فرمودند این بود که “شکمها و بدنهای شما از مال حرام پر شده است و این باعث میشود گوش شما دیگر شنوا به موعظه نباشد.” مدیری که دستش تا مرفق در رانت است، هزاران فیلم مثل این نیز بر آنها تاثیر نخواهد داشت.
در ادامه محسن جسور کارگردان این فیلم درباره چگونگی پیوستن به این فیلم خاطرنشان کرد:حقیقت این است که من خودم از خانواده وزارت نفت هستم؛ پدرم کارگر شرکت نفت بو،. تقریباً دو سال قبل از این فیلم، ما سریالی را برای شرکت ملی گاز پیش میبردیم که متوقف شد و کاظم دانشی هم از این مسائل در جریان بود، این مزید بر علت شد که من گزینه اصلی برای همکاری با ایشان باشم، و این همکاری با معرفی کاظم کلید خورد.
محسن جسور کارگردان فیلم در باره علت انتخاب نام «گیس» تاکید کرد: در زبان محلی خوزستانیها، به کلمه «گاز» «گیس» می گویند، البته ما سعی کردیم از هر دو مفهوم استفاده کنیم، البته من شخصاً دوست ندارم در مورد چیزهایی که به نظرم در فیلم گویا است، زیاد صحبت کنم، اما از نظر کانسپت، «گیس» برای ما یک المان بود؛ یک مرز باریک بین خیانت و شرافت که شخصیت زن ما بین این فضا در واقع غوطهور بود و خودش هم نمیدانست که کار درستی انجام میدهد یا غلطی و با توجه به این مفاهیم، به نام «گیس» رسیدیم و دیالوگی هم در فیلم از همین بابت وجود دارد که مهندس رزاقی به همسرش میگه “بابات بفهمه که قاتل برادر تو هستی.” این دیالوگ دقیقاً با همان مفهوم اولی که فرمودید، یعنی مرز باریک بین حقیقت و خطا، همخوانی دارد.
جوادی تهیه کننده این فیلم در پاسخ به اینکه چرا هیچکدام از بازیگران اصلی این اثر همراه شما حضور ندارند؟ گفت: این سؤال را باید از آن فاشیستهایی بپرسید که با ایجاد جو رسانهای، دیکتاتوری رسانهای با تهدید و فشار رسانهای باعث میشوند برخی از عوامل در خانه خودشان در جشنواره حضور ندارند و این دومین بار است که چنین تجربهای دارم و درسال ۱۴۰۱ در زمان مدیریت فارابی نیز با این موقعیت مواجه شدم با فاشیست هایی که با سانسور و تهدید به دنبال این بودند که عوامل سینما را از خانه خود دور کنند و من امروز افسوس میخورم که چرا ما هنوز فیلمی در خصوص سواد رسانهای نساختهایم؛ فیلمی در خصوص این دیکتاتورها نساختهایم.. اینها همانهایی بودند که در سال ۱۴۰۱ روی صفحات مجازی عوامل سینما خیمه زده بودند؛ با اکانتهای فیک و گزارشهایی که بعداً عوامل متوجه شدند، باعث میشدند آنها دچار ارعاب شوند و در یک حباب رسانهای گیر کنند و فکر کنند فضای جامعه چیز دیگری است. چرا ما درباره اینها روایتی نساختهایم؟
وی در پاسخ به اینکه آیا شما این موضوع را با عوامل در میان گذاشتید؟ بله، ما از همه دعوت کردیم در نشست حضور داشته باشند، اما به کسی اصرار نکردیم و نظر هر کسی محترم است و با توجه به فاصلهی کم بین جشنواره و حوادث اخیر ایران بوده و همه ما داغدار هستیم و خیلی از هنرمندان ما به خاطر لطافت طبعی که دارند، تحت تأثیر قرار گرفتهاند، اما من فکر میکنم بیشترین اثری که این ماجرا بر هنرمندان گذاشت و نتوانستند حضور پیدا کنند، ناشی از تهدیداتی است که از سوی یک دیکتاتوری و یک فاشیست رسانهای متحمل میشوند و این موضوع آنها را از حضور در خانه خودشان، یعنی جشنواره فجر می ترساند.
محسن جسور کارگردان فیلم در پاسخ به اینکه فیلم بر سوژهای ملتهب سوار شده است که در اکران امکان دارد دچار ممیزی شود. آیا به این موضوع فکر کردهاید؟ گفت: من فکر نمیکنم دچار ممیزی شویم، چون اولاً دروغی نگفتیم و این واقعیت جامعه ماست و من فکر نمیکنم جایی در فیلم افراط و تفریطی کرده باشم و با این حال، ما با احتیاط، بخشهایی را از خودمان حذف کردیم و امیدوارم که در این دوره مدیریتی، سعه صدر بیشتری وجود داشته باشد؛ چون اگر اجازه ندهند ما نقدهایمان را روایت کنیم، جامعه خودش روایتی را شکل میدهد که نه آن چیزی است که ما میخواهیم و نه آن شکلی که وجود دارد و در فیلم دیالوگی از مهندس شریفیان هست که میگوید: «مقصر آن کسانی هستند که اینجا را خراب کردند و ما که به اندازه خودمان داریم آباد میکنیم.» فیلم واقعاً همین را میگوید؛ ما داریم تلاش میکنیم، مقصر کسی است که نمیتواند آبادی کشور را ببیند.
در ادامه نیز جوادی درباره این موضوع گفت: من فکر میکنم فیلم «گیس» خیلی خط قرمزها را رد نکرده است، این فیلم روایتگر ایستادن است؛ ایستادن برای ساختن کشور ،ایستادن مأمور امنیتیِ فیلم میفهمد که اگر کارگر و صنعت نباشد، امنیتی هم نیست و فیلم حرف خیلی مهمی میزند و آن این است که «باید برای ساختن ایران همه وایستیم کنار هم.» از این جهت بعید میدانم فیلم دچار مشکل شود.
جوادی در پاسخ به اینکه آیا این ماجرای پتروشیمی در فیلم، مبتنی بر واقعیت است؟ گفت: این داستان کاملاً واقعی است. قضیه مربوط به اردیبهشت ۱۴۰۱ و انفجار کارخانه مارون است. دستگاه اُفتین (Off-line) که ساخت شرکت زیمنس بود، به صورت خود به خود منفجر شد و دو نظریه مطرح بود: اول، این انفجار ناشی از عدم اورهال به موقع بوده؛ و دوم، آلودگی صنعتی که مشابه آن قبلاً در فولاد مبارکه هم اتفاق افتاده بود، نکته کلیدی اینجاست که دستگاه اُفتین را زیمنس تولید میکند و بخش مهمی از آن به دلیل تحریمها در دسترس ما نیست و خروج این دستگاه از مدار، باعث شد پتروشیمیهای امیرکبیر و تندگویان نیز تحت تأثیر قرار گیرند و بخش بزرگی از چرخه پتروشیمی کشور دچار وقفه شود و تأثیرش مستقیم بود؛ از قیمت آبهای یکبار مصرفی که در فیلم میبینید تا لیوان و سایر اجناس، همه قیمتهایشان افزایش پیدا کرد و هزاران کارگر در معرض بیکاری قرار گرفتند و مسئله این بود که این دستگاه باید از خارج کشور به صورت دست دوم تهیه میشد که پروسهاش یک سال و یک سال و نیم تعطیلی در پی داشت، آن هم اگر موفق به تهیه میشدیم، اما نکته حیرتانگیز اینجاست: گروهی از مهندسین بومی خود پتروشیمی مارون کمر همت بستند و اعلام کردند ما این بخش را خودمان بازسازی میکنیم در حالی که یک تکنولوژی هایتک بود و تقریبا همه میگفتند امر محالی است، اما آنها ظرف ۷۷ روز پتروشیمی مارون را بازسازی کردند و دستگاه به چرخه تولید بازگشت ولی در مسیر بازسازی، متوجه شدند که عدهای از داخل دارند چوب لای چرخ این کار میکردند وکارخانههایی که قرار بود قطعات را بسازند، تحریک میشدند که قطعات را به موقع نرسانند و این افراد کسانی بودند که متوجه شدیم منافعی در عدم راهاندازی مجدد صنعت پتروشیمی داشتند تا بتوانند برخی از مواد تولیدی پتروشیمی را با واسطه و قیمت بالا وارد کرده و سودهای کلانی از این رانت ببرند و این همان تضاد اصلی در فیلم است: تلاش برای آبادانی در برابر کسانی که از ویرانی نفع میبرند.