
ناصر ارباب/صبا؛ در سالهای اخیر، جذب مخاطبان جوان به برنامههای سیاسی و تحلیلی تلویزیون به یکی از مهمترین چالشهای رسانه تبدیل شده است. همزمان با آغاز جنگ و افزایش نیاز افکار عمومی به دریافت اخبار و تحلیلهای سریع، دقیق و قابل اتکا، برخی برنامههای تلویزیونی کوشیدند با بازنگری در فرم اجرا و شیوه روایت، ارتباطی تازه با مخاطبان برقرار کنند. «به وقت ایران» یکی از این تجربهها بود؛ برنامهای که توانست علاوه بر جلب توجه مخاطبان تلویزیونی، بازتاب گستردهای نیز در فضای مجازی داشته باشد و به یکی از برنامههای پربیننده این روزهای رسانه ملی تبدیل شود.
حسین همازاده، تهیهکننده «به وقت ایران»، در گفتوگو با صبا از روند شکلگیری این برنامه، تصمیم برای تغییر ساختار آن در روزهای آغازین جنگ، سازوکار تولید محتوا، نحوه انتخاب کارشناسان و تلاش برای ایجاد تعادل میان تحلیل تخصصی، مطالبهگری و جذب مخاطب جوان گفت.
برنامه «به وقت ایران» در ماههای اخیر به یکی از برنامههای پربیننده در رسانه ملی در حوزه تحلیل سیاسی و تحولات منطقهای تبدیل شده است. برای شروع گفتوگو، مایلیم به نقطه آغاز بازگردیم. ایده اولیه شکلگیری این برنامه از کجا آغاز شد و چه روندی طی شد تا برنامه به آنتن رسمی رسانه ملی راه پیدا کند؟
پیش از ورود به رسانه ملی و پس از رخداد هفتم اکتبر، در فضای مجازی برنامه ای با همین محوریت داشتیم که تمرکز اصلی آن بر تحلیل مسائل سیاسی روز بود. برنامهای که در حوزه تحلیل جنگ و تحولات منطقهای تولید میکردیم که به صورت مشخص بر اتفاقات مرتبط با منطقه و پیامدهای آن متمرکز بود. پس از اتفاقات هجدهم و نوزدهم دیماه، پیگیری کردیم تا در صورت امکان این قالب برنامه وارد سازمان شود. خوشبختانه دوستان در شبکه خبر و اداره کل برنامههای سیاسی همکاری بسیار خوبی داشتند. نکته مهم این بود که روند کار درگیر پیچیدگیهای معمول بروکراتیک نشد و فرآیند تصمیمگیری با سرعت پیش رفت. ظرف حدود دو روز یک ضبط آزمایشی انجام شد و روز سوم برنامه به صورت ضبطی روی آنتن شبکه خبر رفت. این روند تا اواخر دیماه ادامه پیدا کرد و برنامه به تدریج تثبیت شد. در ادامه و با نزدیک شدن به تحولات اسفندماه، چند روز پیش از آغاز جنگ جلسهای با مدیران شبکه برگزار کردیم. برآورد ما این بود که ظرف روزهای آینده جنگ آغاز خواهد شد. در همان جلسه به دوستان شبکه اعلام کردیم که احتمالاً طی چند روز آینده درگیریها آغاز میشود و اگر چنین اتفاقی رخ دهد، لازم است ساختار برنامه تغییر کند، زمان آن افزایش یابد و از قالب ضبطی به زنده تبدیل شود. خوشبختانه شبکه نیز همراهی کاملی داشت. علاوه بر تغییرات محتوایی، لازم بود استودیو نیز متناسب با شرایط جدید بازطراحی شود. برای این منظور یک ضبط آزمایشی دیگر انجام شد تا جزئیات فنی و اجرایی هماهنگ شود. در نهایت، همزمان با آغاز جنگ، برنامه با ساختار جدید وارد مرحله تازهای شد.
استراتژی اصلی برنامه چه بود و چگونه توانستید در مدت زمان کوتاه خود را با شرایط جدید تطبیق دهید؟
از همان شبهای ابتدایی جنگ، توانستیم اولین برنامه زنده را روی آنتن ببریم. ترکیب کارشناسان و مجریان به تدریج شکل گرفت و تکمیل شد. واقعیت این است که خدا کمک کرد و بخشی از مسیر نیز حاصل همان تدابیر و پیشبینیهایی بود که پیش از آغاز جنگ انجام داده بودیم. در واقع آمادگی قبلی باعث شد که در زمان وقوع اتفاقات بتوانیم سریع وارد عمل شویم.
احتمالا یکی از دلایل اعتماد مدیران رسانه ملی به «به وقت ایران» این بود که برنامه پیش از آن در قالب ضبطی آزمون خود را پس داده بود و سازمان تا حدودی از بازخوردها و ظرفیتهای آن آگاه بود. از سوی دیگر، در شرایط جنگی شبکه خبر به طور طبیعی به یکی از پرمخاطبترین شبکههای تلویزیونی تبدیل میشود و حساسیتها نیز افزایش مییابد. آیا شما هم معتقدید که این اعتماد حاصل عملکرد قبلی برنامه بود یا شبکه در آن مقطع ریسک قابل توجهی را پذیرفت؟
طبیعتاً مدیران با چارچوب آن آشنایی داشتند، اما در عین حال باید پذیرفت که تبدیل یک برنامه ضبطی به برنامهای زنده در شرایط جنگی، ریسکهای خاص خود را دارد. در برنامه زنده هر اتفاقی ممکن است رخ دهد و مدیریت چنین فضایی نیازمند اعتماد متقابل است. خوشبختانه حرفهایگری تیم تولید، همراهی همکاران و حمایتی که از سوی سازمان صورت گرفت، در کنار اعتمادی که به برنامه شد، موجب شد بتوانیم به خروجی فعلی برسیم. این موفقیت حاصل یک کار جمعی بود و بدون این همکاری گسترده امکانپذیر نبود.
یکی از موضوعاتی که درباره برنامههای تحلیلی همواره مورد توجه مخاطبان قرار میگیرد، سازوکار تولید محتوا و فرآیند تصمیمگیری در پشت صحنه است. بسیاری از بینندگان میخواهند بدانند آنچه روی آنتن دیده میشود حاصل چه نوع اتاق فکر و چه فرآیند کارشناسی است. اتاق فکر «به وقت ایران» چگونه شکل گرفته و چه مکانیزمی برای انتخاب موضوعات، محورهای بحث و کارشناسان وجود دارد؟
ما مجموعهای از کارشناسان و صاحبنظران داریم که به شکل مستمر با تیم تولید در ارتباط هستند. این افراد اگر نکته، پیشنهاد یا ایدهای داشته باشند، آن را به برنامه منتقل میکنند. اما هسته اصلی تصمیمگیری در شورای سردبیری برنامه انجام میشود. این شورا متشکل از پنج نفر است و طراحی و پختوپز اصلی هر قسمت در همین شورا صورت میگیرد. در واقع فرآیند تولید هر برنامه از ساعتها قبل آغاز میشود. حتی میتوان گفت بلافاصله پس از پایان هر قسمت، فرآیند رصد و برنامهریزی برای برنامه ۲۴ ساعت بعد شروع میشود. ما تقریباً از ظهر هر روز جلسات سردبیری را آغاز میکنیم و این جلسات تا زمان پخش ادامه دارد. در این جلسات، اخبار و تحولات مهم رصد میشود، موضوعات اولویتدار مورد بحث قرار میگیرد و در نهایت درباره محورهای اصلی برنامه تصمیمگیری میشود. اگر قرار باشد مهمانی در برنامه حضور پیدا کند، هماهنگیهای لازم نیز در همین مرحله انجام میشود و سپس وارد فرآیند تولید و اجرای برنامه میشویم.

درباره اعضای شورای سردبیری نیز توضیح میدهید؟
سه نفر از اعضای اصلی شورا همان افرادی هستند که مخاطبان در مقام اجرا نیز آنها را میشناسند؛ روحالله رضوی، وحید خضاب، نیما اکبرخانی و بنده. در کنار این ترکیب، سایر اعضا نیز در فرآیند طراحی و تصمیمگیریهای محتوایی نقشآفرینی میکنند.
اشاره شد که شما و تیم «به وقت ایران» پیش از ورود به رسانه ملی در فضای مجازی فعالیت میکردید؛ فضایی که معمولاً از آزادی عمل بیشتری در پرداختن به موضوعات برخوردار است. حالا که در چارچوب رسانه ملی فعالیت میکنید، آیا با محدودیتهایی در انتخاب سوژهها، نحوه طرح مسائل یا پرداختن به برخی موضوعات مواجه هستید؟ آیا در جلسات شورای سردبیری با موضوعاتی روبهرو میشوید که به دلیل ملاحظات رسانهای امکان پرداختن به آنها وجود نداشته باشد؟
محدودیت به آن معنایی که معمولاً تصور میشود وجود ندارد. تفاوت اصلی به تفاوت بسترها برمیگردد. گاهی خود ما تشخیص میدهیم که موضوعی اگر در فضای مجازی مطرح شود، یک دامنه مخاطب محدود دارد، اما وقتی قرار است از رسانه ملی پخش شود شرایط متفاوت است. در فضای مجازی ممکن است چند هزار یا چند ده هزار نفر یک محتوا را ببینند، اما در رسانه ملی ناگهان با جامعه مخاطبی ۱۵ تا ۲۰ میلیونی مواجه هستید؛ مخاطبانی با گرایشهای سیاسی، اجتماعی و سنی متفاوت. طبیعتاً حساسیتها بیشتر میشود. به همین دلیل گاهی خود ما تشخیص میدهیم که طرح عمومی یک موضوع ممکن است موجب نگرانی بخشی از جامعه شود یا تبعاتی داشته باشد. بنابراین تلاش میکنیم فرم ارائه را به گونهای طراحی کنیم که اگر لازم است موضوعی مطرح شود، وجوه منفی و نگرانیزای آن به حداقل برسد. البته تأکید میکنم که سازمان واقعاً ما را محدود نکرده است و بخش مهمی از این ملاحظات ناشی از مسئولیت حرفهای خود ما در قبال مخاطبان گسترده رسانه ملی است.
یکی از چالشهای مهم برنامههای تحلیلی، انتخاب کارشناسان و مهمانان است. از یک سو ممکن است برخی کارشناسان به تمایلی به حضور در برنامه های تلویزیونی نداشته باشند و از سوی دیگر حفظ تنوع دیدگاهها نیز اهمیت زیادی دارد. سیاست شما در انتخاب مهمانان چیست و تا چه اندازه تلاش کردهاید تنوع فکری و نسلی را در ترکیب کارشناسان حفظ کنید؟
اتفاقاً ما در انتخاب مهمانان حساسیت بسیار زیادی داریم. یکی از ملاحظات جدی ما این است که کارشناسانی را انتخاب کنیم که بتوانند در قالب گفتوگویی چالشی و تعاملی حضور پیدا کنند. برخی کارشناسان عادت دارند در فضایی صحبت کنند که بیشتر شبیه یک تریبون یکطرفه باشد، اما قالب «به وقت ایران» اینگونه نیست. ما دنبال افرادی هستیم که آمادگی ورود به بحثهای رفت و برگشتی و چالشی را داشته باشند و بتوانند در فضایی پویا از دیدگاههای خود دفاع کنند. برخی از کارشناسان سابقه همکاری قبلی با ما داشتند و برخی دیگر نیز به مرور به این ترکیب اضافه شدند. در مجموع وسواس زیادی در انتخاب افراد داریم و تلاش میکنیم کسانی در برنامه حضور داشته باشند که هم از نظر تخصصی و هم از نظر توانایی حضور در این فرم رسانهای، با اهداف برنامه همخوانی داشته باشند.
«به وقت ایران» در مدت کوتاهی توانسته به یکی از پربینندهترین برنامههای سیاسی تلویزیون تبدیل شود و بخشهایی از آن نیز در شبکههای اجتماعی بارها بازنشر و اصطلاحاً وایرال شده است. بسیاری معتقدند یکی از تفاوتهای این برنامه با قالبهای سنتی رسانه ملی، شکستن برخی قواعد رسمی و نزدیک شدن به زبان نسل جوان است. شما این موفقیت را حاصل چه عواملی میدانید؟
زمانی که میخواستیم برنامه را راهاندازی کنیم، میدانستیم که سالها یک قالب رسمی مشخص بر برنامههای سیاسی تلویزیون حاکم بوده است. حتی از داخل و خارج سازمان هم گاهی این دغدغه مطرح میشد که رسانه ملی فضای مجازی نیست و ممکن است درباره نوع گفتوگو، نحوه خطاب قرار دادن یکدیگر، پوشش یا برخی جزئیات دیگر حساسیتهایی وجود داشته باشد. اما ما از ابتدا تلاش کردیم فرم متفاوتی طراحی کنیم. در برنامه، افراد راحتتر با یکدیگر صحبت میکنند، حتی در میان جدیترین بحثها و در شرایطی که کشور درگیر جنگ است، اگر موقعیت اقتضا کند شوخی هم صورت میگیرد و فضای برنامه از خشکی و رسمیت افراطی فاصله میگیرد. این موضوع برای ما اهمیت زیادی داشت، زیرا مخاطب نوجوان و جوان برایمان بسیار مهم است. در همه جای دنیا مخاطبان جوان معمولاً کمتر به برنامههای سیاسی سنتی گرایش دارند و بیشتر جذب قالبهای سرگرمکننده میشوند. ما تلاش کردیم در شرایط حساس جنگی که مسئله انسجام اجتماعی اهمیت فوقالعادهای دارد، این گروه سنی را نیز جذب کنیم. خوشبختانه بر اساس آمارها، بخش قابل توجهی از مخاطبان برنامه را گروه سنی ۱۸ تا ۲۴ سال تشکیل میدهند و این برای ما دستاورد مهمی است. فکر میکنم همین فاصله گرفتن از رسمیت مرسوم در موفقیت برنامه مؤثر بوده است. عامل مهم دیگر، مسئلهمحور بودن برنامه است. ما تلاش کردیم هر روز موضوعات و دغدغههای اصلی مردم را شناسایی کنیم. سؤالات، ابهامات، شایعات، اخبار متناقض و پرسشهایی که در فضای مجازی مطرح میشود برای ما اهمیت دارد و سعی میکنیم حتی اگر کوتاه باشد، به آنها بپردازیم. تلاش کردیم مخاطب وقتی پای برنامه مینشیند احساس کند سؤالات و دغدغههایش دیده میشود. همچنین سعی کردیم وارد فضای صرفاً شعاری نشویم. جنگ طبعاً بخشهایی از رجزخوانی و شعار را هم در خود دارد و این موضوع جای خودش را دارد، اما ما برای برنامه چنین هویتی تعریف نکردیم. بارها در برنامه گفتهایم که باید «قلب گرم و عقل سرد» داشت. ما به ایران علاقه و تعصب داریم، اما زمانی که وارد تحلیل میشویم تلاش میکنیم نگاه تخصصی، واقعگرایانه و تحلیلی داشته باشیم تا طیفهای مختلف مخاطب احساس کنند با یک برنامه حرفهای و کارشناسی مواجه هستند.
یکی از نکاتی که در میان مخاطبان برنامه نیز بازتاب داشته، رویکرد مطالبهگرانه آن است. به نظر میرسد برنامه صرفاً به تحلیل رویدادها بسنده نمیکند و در برخی موارد مطالبات و دغدغههای عمومی را نیز از مسئولان، مدیران و حتی تیمهای مذاکرهکننده پیگیری میکند. آیا این رویکرد از ابتدا جزو سیاستهای برنامه بوده است؟
بله، اما نحوه طرح مطالبه برای ما بسیار مهم است. گاهی یک موضوع را میتوان به شکلی مطرح کرد که بلافاصله با واکنشهای سیاسی یا جناحی مواجه شود و اصل مسئله تحتالشعاع قرار بگیرد. ما تلاش کردیم در کنار مردم و در کنار ایران بایستیم، اما فرم بیان مطالبات را به گونهای انتخاب کنیم که مخاطب احساس نکند با یک برخورد سیاسی یا جناحی مواجه است. هدف ما این بوده که دغدغهها و مطالبات واقعی مردم مطرح شود و در نهایت مخاطب احساس کند مسئلهای که ذهن او را درگیر کرده، در برنامه مورد توجه قرار گرفته است.
در پایان اگر نکتهای باقی مانده…
فکر میکنم مهمترین نکته تشکر از مخاطبان است. اگر امروز برنامه به جایگاه فعلی رسیده، پیش از هر چیز به دلیل اعتمادی است که مخاطبان به آن داشتهاند و زمانی را برای تماشای آن اختصاص دادهاند. در عین حال لازم میدانم از سازمان صداوسیما نیز به خاطر اعتمادی که به ما داشت و فضایی که در اختیار تیم برنامه قرار داد تشکر کنم. همچنین مجموعه اوج نیز در تولید برنامه کمکهای مؤثری داشت. واقعاً این دو مجموعه پشت تیم تولید ایستادند و اگر این حمایتها نبود، رسیدن به چنین نتیجهای دشوار بود.