محمود گبرلو در بخش سوم یادداشت خود درباره جشنواره فجر، به انتخاب فیلمها و تغییرات در رویکرد بینالمللی جشنواره پرداخته و آورده است: «تفاوت سلیقه باعث انتخاب فیلمهای متفاوت میشود و فیلمهای متفاوت، نشانگر سلایق متفاوت جامعه و اقناع پذیری تماشاگر است؛ چیزی که جشنواره فیلم فجر در دهه فجر انقلاب اسلامی به آن نیاز دارد!»
کریستوفر نولان همواره سعی داشته تا با امکاناتی که سینما (وصلت ناجور رمان و عکاسی) برای او فراهم کرده، ایدههایش را به نمایش بگذارد. در طی این سالها چگونگیِ ترسیم این ایدهها تبدیل به مسئلهای مهم برای مخاطبان سینما شده است. به طوری که برخی نولان را بهترین کارگردان معاصر میدانند و برخی دیگر نمیتوانند او را به عنوان یک کارگردان خطاب کنند.
از دریچه تنگ و پر از بغض سیاست به سینما نگاه نکنیم
چطور ممکن است آمارهای پیاپی موفقیت فیلمها، استقبال مردم و جابهجایی رکوردها هیچ هیجانی در بین دوستداران و سینهچاکان واقعی سینما ایجاد نکند؟ چرا در دو سال گذشته همیشه از دریچه تنگ و پر از بغض سیاست به سینما نگاه شده است؟
روز سوم جشنواره «همآغاز» با یادداشتی بر نمایش «پشیز»
«پشیز» به تماشاگران اجازه میدهد که به تدریج وارد دنیای دیگری شوند: دنیایی که نیازی به کشف نسبت منطق داستان و زندگی واقعی را ندارد چون تماما ساخته و پرداخته ذهن نویسنده/کارگردان/بازیگر است.
«جشنواره به آغوش بچههای انقلاب بازگشت». این جمله «محمد خزاعی» در اختتامیه فجر41 بود که وایرال شد و حاشیهها و تفاسیر مختلفی را به همراه داشت. اعلام اسامی فیلمهای جشنواره فجر42 مصداق همان جمله است.
اهالی سینمای ایران بیش از هرچیز نیاز به «سراغ گرفتن» نیاز دارند
توجه موزه سینما به هنرمندان قدیمی سینمای ایران، و به ویژه دعوت اخیرش از «اکبر اصفهانی» که بخشی از خاطرات سینمای ایران را به ثبت رسانده، حرکتی شایسته توجه و قدردانی است.
تهیهکننده و مجری سری دوم برنامه تلویزیونی هفت نوشت: برای ایفای نقش در عرصه جنگ نرم، چه کسانی بهتر از هنرمندان هستند؟ اما لازمه این ایفای نقش، شکلگیری تعامل بین سیاستگذاران و سینماگران است که به نظر میرسد تا حدی مخدوش شده است.
نخستین دوره جشنواره هم آغاز، جشنوارهای برای جوانان، کار خود را از عصر روز شنبه 16 دی ماه 1402 در تئاتر شهر آغاز کرد. نمایش «قتل از پیش اعلام شده» نوشته جابر رمضانی به کارگردانی مصباح مقصودی اولین نمایش این جشنواره بود که در سالن قشقایی به اجرا رفت.
یادداشتی بر اجرای نمایش «شبی که نور را بلعیدی آنجا بودم»
عادل تبریزی فیلم را به سختی ساخته و به سختی اکران کرده و همچنان برایش زحمت میکشد. او باید باز فیلم بسازد و قطعا فيلم بعدیاش با عشق و وسواس و سلیقهای که در سینما دارد قدمی رو به جلو خواهد بود.
حضور هنرمندان سختکوش تئاتر از استانهای مختلف بهویژه از مناطق کمبرخوردار، نشان از زندگی و پویایی هنرهای نمایشی دارد؛ هنری که بهواسطه تلاش هنرمندان هر سال بالندهتر خواهد شد.