
ناصر ارباب/ صبا، «آقای قاضی» از جمله مجموعههای تلویزیونی است که با تکیه بر پروندههای قضایی، روایت مسائل مردم و ساختاری متفاوت توانست مخاطبان بسیاری را با خود همراه کند. این مجموعه در حالی بخش عمدهای از روایت خود را در یک فضای ثابت پیش میبرد که تلاش کرده تنوع و جذابیت را از مسیر قصه، بازی و موقعیتهای دراماتیک ایجاد کند. سجاد مهرگان، کارگردان «آقای قاضی»، در گفتوگو با صبا درباره تغییر بازیگر نقش اصلی، چالشهای تولید در لوکیشن ثابت، اقتباس از پروندههای واقعی و وضعیت مخاطب تلویزیون صحبت کرد.
«آقای قاضی» صندلی یک بازیگر نیست
سجاد مهرگان درباره دلیل تغییر بهزاد خلج به عنوان بازیگر ثابت و نقش اصلی مجموعه، «آقای قاضی» را علاوه بر یک اثر نمایشی و آموزشی، بستری برای معرفی استعدادهای تازه دانست و گفت: «برای من، «آقای قاضی» در کنار کارکردهای دراماتیک و آموزشی، یک پلتفرم استعدادیابی هم هست. یعنی صندلی آقای قاضی جایگاه استعدادهای برتر تئاتری کشور است.»
او ادامه داد: «ما باید امکان تجربه و دیدهشدن چهرههای جدید را فراهم کنیم. این بخشی از وظیفه ما در تولید هر اثری است؛ اینکه تلاش کنیم بازار کار را برای همکارانمان گستردهتر کنیم و انتخابهای حرفهای را محدود به چند چهره شناختهشده نکنیم.»
کارگردان «آقای قاضی» با اشاره به اینکه موتور اصلی سریال از روز نخست بر قهرمان عدالتطلب و داستانهایی مبتنی بر زندگی مردم بنا شده است، افزود: «چیزی که مخاطب را دنبالکننده سریال میکند، در درجه اول همین قهرمان و همین قصههاست، نه صرفاً چهره بازیگر.»
مهرگان همچنین درباره اهمیت حفظ وجه رئالیستی نقش قاضی توضیح داد: «حتی اساساً در این فرمت اگر قاضی یک بازیگر بسیار شناختهشده باشد، ممکن است آن همذاتپنداری رئالیستی به دلیل پشتوانه بصری و رواییِ خود بازیگر شکل نگیرد. مخاطب باید احساس کند با یک «قاضی واقعی» مواجه است، نه یک ستاره که نقش قاضی را بازی میکند.»
او تغییر بازیگر را ریسکی برای سازندگان دانست، اما تأکید کرد این تصمیم با فلسفه اصلی مجموعه ارتباط داشته است: «بنابراین تغییر بازیگر برای ما یک ریسک بود، اما ریسکی بود که از دل فلسفه خود سریال بیرون میآمد.»
مهرگان در نهایت تأکید کرد: «آقای قاضی نباید صندلی یک بازیگر باشد؛ باید صندلی استعدادهای تازه باشد.»
وقتی لوکیشن ثابت، قصه را به چالش میکشد
کارگردان «آقای قاضی» درباره چالشهای ساخت مجموعه با توجه به ثابت بودن بخش زیادی از لوکیشنها نیز اظهار کرد: «من فکر میکنم هر سریال در نهایت سه ساحت اصلی دارد: قصهگویی، بازیپردازی و بصریسازی.»
او با اشاره به ساختار این مجموعه گفت: «در «آقای قاضی» تمرکز اصلی فرمت روی قصهپردازی و گرفتن بازیهای دقیق است و از نظر تنوع بصری، ساختار سریال تقریباً ثابت است. بنابراین چالش ما این نبود که هر بار با یک دکوپاژ عجیب یا تغییر لوکیشن، تنوع ایجاد کنیم؛ چالش این بود که در همین محدودیت، قصه و بازی بتوانند مخاطب را نگه دارند.»
مهرگان ثابت بودن لوکیشن را به خودی خود مانعی برای جذابیت اثر ندانست و توضیح داد: «لوکیشن ثابت اگر درست استفاده نشود، خیلی زود تکراری میشود. اما وقتی موتور درام و بازیها درست کار کنند، یک فضای ثابت هم میتواند هر قسمت جهان متفاوتی بسازد.»
او در جمعبندی این تجربه گفت: «در آقای قاضی، قرار نبود دوربین تنوع ایجاد کند؛ قرار بود قصه تنوع ایجاد کند.»

«واقعیت بهتنهایی نمیتواند جای داستان را بگیرد»
مهرگان درباره اقتباس از پروندههای واقعی و چالشهای نگارش داستانهای مجموعه نیز گفت: «اینجا همیشه یک دعوای قدیمی بین علم و هنر وجود دارد. طبیعتاً فضای قوه قضائیه علاقه دارد سریال از نظر علم حقوق بسیار دقیق باشد؛ از طرف دیگر، ما به دنبال هنریسازی این واقعیت هستیم.»
او با اشاره به تفاوت پرونده واقعی با یک داستان دراماتیک افزود: «پرونده واقعی الزاماً درام خوبی نیست و واقعیت بهتنهایی نمیتواند جای داستان را بگیرد.»
به گفته کارگردان «آقای قاضی»، سازندگان باید از دل پرونده واقعی، بخش انسانی و دراماتیک ماجرا را پیدا کنند و سپس آن را به داستان تبدیل کنند؛ فرآیندی که در آن نباید دقت حقوقی فدای جذابیت شود یا اطلاعات حقوقی، درام را از بین ببرد.
مهرگان در ادامه از همراهی قوه قضائیه با گروه سازنده تشکر کرد و گفت: «راستش باید از قوه قضائیه تشکر کنم که در این مسیر بسیار با نظرات ما همراهی کردند و سعی نکردند عناصر جذابیت و درام را فدای علم حقوق کنند.»
او درباره هدف مجموعه از پرداختن به مسائل حقوقی توضیح داد: «برای ما مهم بود مخاطب احساس نکند وارد کلاس حقوق شده؛ باید احساس کند وارد زندگی آدمهایی شده که یک مسئله واقعی دارند و قانون سرنوشت آنها را تغییر میدهد.»
مهرگان در پایان این بخش از صحبتهایش تأکید کرد: «فکر میکنم واقعیت، مصالح اولیه آقای قاضی است؛ اما چیزی که آن را تماشایی میکند، هنر روایت است.»
مخاطب تلویزیون نرفته؛ انتخابهایش زیاد شده است
کارگردان «آقای قاضی» درباره ویژگیهای آثار پرمخاطب تلویزیونی نیز گفت: «به نظرم مهمترین ویژگی یک اثر پرمخاطب این است که برای مخاطب احترام قائل باشد. مخاطب امروز باهوشتر از آن چیزی است که گاهی در طراحی تلویزیونی فرض میکنیم.»
مهرگان قصه روشن، شخصیت جذاب، ریتم درست و داشتن یک «قول مشخص» به مخاطب را از ویژگیهای یک اثر موفق دانست و افزود: «یعنی مخاطب بداند چرا باید قسمت بعد را ببیند.»
او همچنین تأکید کرد که نباید موفقیت یک اثر را صرفاً به ژانر آن نسبت داد: «و یک نکته مهمتر: مخاطب دنبال ژانر نیست، دنبال تجربه است. اگر تجربهای درست طراحی شود، حتی یک موضوع حقوقی و دادگاهی هم میتواند میلیونها نفر را با خودش همراه کند.»

تلویزیون با بحران انتخاب مخاطب مواجه است
مهرگان درباره کاهش مخاطبان تلویزیون و نقش فضای مجازی و نمایش خانگی در این اتفاق نیز گفت: «به نظرم این دو عامل وجود دارند، اما اینکه بگوییم «مخاطب تلویزیون رفته» تحلیل دقیقی نیست. مخاطب نرفته؛ انتخابهایش زیاد شده است.»
او توضیح داد: «امروز مخاطب میتواند همزمان تلویزیون، پلتفرم، یوتیوب، شبکههای اجتماعی و حتی محتوای کوتاه را انتخاب کند. بنابراین تلویزیون دیگر با کمبود رقیب مواجه نیست؛ با بحران انتخاب مخاطب مواجه است.»
کارگردان «آقای قاضی» در ادامه خاطرنشان کرد: «به نظرم مسئله اصلی این نیست که مردم دیگر تلویزیون نمیبینند؛ مسئله این است که دیگر هر چیزی را فقط به دلیل اینکه تلویزیون پخش میکند، نمیبینند.»
«آقای قاضی» بیشتر از یک سریال بود
مهرگان در پایان، تجربه ساخت «آقای قاضی» را فراتر از تولید یک سریال دانست و گفت: «من فکر میکنم مهمترین اتفاق «آقای قاضی» این بود که نشان داد هنوز میشود فرمت تازه ساخت و مخاطب پیدا کرد؛ بدون اینکه الزاماً به ستارههای بزرگ، شوخیهای دمدستی یا فرمولهای امتحانشده تکیه کنیم. اشتباهی که تلویزیون و پلتفرم در آن شریک هستند.»
او در پایان تأکید کرد: «برای من، «آقای قاضی» بیشتر از یک سریال، یک تجربه بود؛ تجربهای که نشان داد اگر ایده، فرم و مخاطب را جدی بگیریم، هر اثری در هر جایی هنوز میتواند غافلگیرمان کند.»