
ناصر ارباب/صبا، نوجوان امروز دیگر مخاطبی نیست که بتوان او را صرفاً با دستهبندیهای سنی و تولید محتوایی با برچسب «مخصوص نوجوانان» به سمت رسانه رسمی کشاند. او در فضایی زندگی میکند که موبایل، تبلت و لپتاپ، دسترسیاش را به طیف گستردهای از محتوا فراهم کرده و انتخاب رسانه و محتوای مورد علاقهاش تا حد زیادی در اختیار خودش است. در چنین شرایطی، رسانه رسمی برای حفظ یا بازگرداندن این مخاطب، بیش از هر چیز نیازمند شناخت جهان نوجوان و ایجاد امکان گفتوگو با اوست.
حسامالدین براتی، فعال حوزه تعلیم و تربیت که در حوزه مسائل فرهنگی، تربیتی و اجتماعی نیز فعالیت رسانهای دارد و در تولید و اجرای برنامههای گفتوگومحور حضور داشته است، معتقد است برای جذب نوجوان باید از نقطهای آغاز کرد که خود او در آن ایستاده است. براتی که از جمله در برنامه «باوطن» درباره مسائل نسل جدید و موضوعات فرهنگی حضور داشته، در گفتوگو با ما درباره دلایل فاصله گرفتن نوجوانان از رسانههای رسمی، ضعف برنامهسازی، تجربه برنامههایی مانند «اشاره» و «رادار پلاس» و ضرورت شنیده شدن صدای نوجوانان صحبت کرده است.
نوجوان امروز خودش رسانه مورد علاقهاش را انتخاب میکند
حسامالدین براتی با اشاره به کاهش مخاطب نوجوان در رسانههای رسمی، این مسئله را محدود به ایران نمیداند و میگوید: کاهش تماشای رسانههای رسمی در میان نوجوانان، تقریباً یک مسئله جهانی است و نمیتوان صرفاً پایین بودن مخاطب شبکههایی مانند شبکه امید در مقایسه با شبکه پویا را نشانه ضعف آن شبکه دانست.
او میافزاید: نوجوان چند ویژگی دارد که باید در مواجهه رسانهای با او مورد توجه قرار گیرد. یکی از این ویژگیها این است که رسانهای که بهطور مستقیم عنوان «نوجوان» را روی خود گذاشته، لزوماً برای نوجوان جذاب نیست. نوجوان خودش را در حال ورود به جامعه بزرگسال میبیند و دوست دارد فیلم، سریال، برنامه یا محتوایی را دنبال کند که بزرگسالان هم آن را میبینند. در مقابل، کودک معمولاً چنین نگاهی ندارد و محتوایی را که مخصوص گروه سنی خودش باشد، راحتتر میپذیرد.
براتی ادامه میدهد: در کنار این مسئله، ما واقعاً در برنامهسازی ویژه نوجوان ضعف داریم. فارغ از اینکه نام یک برنامه را «نوجوان» بگذاریم یا نه، باید بتوانیم سریال، برنامه یا بازیای تولید کنیم که نوجوان را جذب کند. در حوزه بازی، نمونههایی داشتهایم که تولیدکنندگان داخلی بازیهایی ساختهاند و کودکان و نوجوانان هم از آنها استقبال کردهاند، اما در فضای رسانه رسمی چنین اتفاقی کمتر رخ داده است.
او با بیان اینکه این دو عامل باید همزمان دیده شوند، اظهار میکند: از یک طرف در برنامهسازی ضعف داریم و از طرف دیگر، نوجوان دیگر لزوماً دنبال رسانه رسمی نیست. او موبایل، تبلت و لپتاپ دارد و خودش محتوایی را که میپسندد، پیدا میکند. ممکن است به یوتیوب برود یا سراغ هر صفحه و رسانهای برود که مورد علاقهاش باشد. بنابراین کاهش مخاطب نوجوان رسانههای رسمی تنها مسئلهای جهانی است.
براتی با اشاره به تجربه رسانههای دیگر در جذب نوجوانان میگوید: حتی در رسانههای بزرگی مانند بیبیسی هم برنامههایی که بهطور مستقیم برای نوجوان تولید شدهاند، در میان ضعیفترین آمارهای مخاطب این رسانه قرار گرفتهاند. بنابراین صرف اینکه به نوجوان بگوییم «این برنامه را برای تو ساختهایم»، لزوماً باعث نمیشود آن را بپسندد.

نقطه شروع، شناخت دغدغه نوجوان است
او درباره امکان ساخت برنامههای جذاب برای نوجوانان میگوید: به طور قطع، میتوان برای نوجوان، سریال، فیلم یا برنامهای تولید کرد که او را جذب کند، اما ما در این بخش ضعف داریم. یکی از راهها این است که در فضای مسائل روز و موضوعاتی که برای نوجوان اهمیت دارد، به سراغ برنامههایی برویم که خود نوجوان در آنها حضور داشته باشد، راحت صحبت کند، شنیده شود و سلیقهاش دیده شود.
براتی میافزاید: ما باید سلیقه نوجوان را بشناسیم و نقطه اشتراک خودمان را با او پیدا کنیم. اگر نوجوانی فوتبال دوست دارد، نمیتوانیم بدون توجه به علاقه او درباره موضوعی کاملاً بیربط با او وارد گفتوگو شویم. باید ببینیم نوجوان امروز چه اشتراکاتی دارد و از کجا میتوان گفتوگو را آغاز کرد.
او ادامه میدهد: وقتی نقطه شروع گفتوگو را درست انتخاب کنیم، نوجوان وارد گفتوگو میشود. بعد از آن میتوان بهتدریج مباحث و نکات دیگری را مطرح کرد و علاقه او را به موضوعات مختلف گسترش داد. به این معنا، سلیقهسازی هم ممکن است، اما شاید شروع آن باید از سلیقه خود نوجوان باشد.
براتی تأکید میکند: اگر میخواهیم کسی را با خود همراه کنیم، ابتدا باید او را بپذیریم و کاری کنیم که ابتدا حاضر شود پای صحبت ما بنشیند. بعد میتوانیم قدمبهقدم او را به سمت چیزی که خودمان درست میدانیم، هدایت کنیم.
مراقب شبیه شدن به رسانههای زرد باشیم
او البته درباره این رویکرد هشدار میدهد و میگوید: این مسیر یک آفت بزرگ هم دارد که خیلیها گرفتار آن میشوند. به بهانه اینکه میخواهیم سراغ سلیقه نوجوان برویم، ممکن است دقیقاً شبیه همان رسانههای زرد و محتوایی عمل کنیم که نوجوان در فضای مجازی دنبال میکند.
براتی میافزاید: اگر برنامهای که ما تولید میکنیم هیچ تفاوتی با همان محتوایی که نوجوان در ماهواره یا فضای مجازی دنبال میکند، نداشته باشد، دیگر تفاوتی ندارد که نوجوان آن برنامه را ببیند یا همان رسانهها را دنبال کند. یک ظرافت در اینجا وجود دارد؛ بهطوری که باید نقطه وسط را پیدا کنیم؛ جایی که نوجوان نسبت به موضوع حساس شود، دوست داشته باشد حرف ما را بشنود و بعد با ما همراه شود.
او ادامه میدهد: باید نقطهای را پیدا کنیم که شاخک نوجوان نسبت به آن حساس شود و از همانجا بتوانیم همراهی او را به دست آوریم و بهتدریج ذائقه و سلیقه او را به سمت موضوعات دیگرِ مورد پسند خودمان بکشانیم.

وقتی برنامه، گفتوگو را جایگزین مونولوگ میکند
براتی در ادامه به نمونههایی از برنامههای موفق در جذب نوجوان اشاره کرده و میگوید: در برخی برنامهها، از جمله برنامه «اشاره» شبکه امید، شاهد بازخورد قابلتوجه نوجوانان بودیم. این برنامه در برخی شبها حدود ۱۰ تا ۱۵ هزار پیامک دریافت میکرد و حتی در مواردی تعداد پیامکها به حدود ۲۰ هزار مورد هم میرسید.
او میافزاید: با وجود اینکه این برنامه برای نوجوانان ساخته شده بود، موضوعات آن صرفاً نوجوانانه نبود و حتی موضوعات سیاسی و روز جامعه در آن مطرح میشد. مهمانهای مختلف به برنامه میآمدند و نوجوانان سؤال میپرسیدند و درباره موضوعات مختلف توضیح میدادند. من هم چند شب در این برنامه حضور داشتم و بازخوردهای خوبی از آن دیدم.
نوجوان را باید در لبه اتفاقات روز دید
براتی درباره یکی از دلایل موفقیت برنامه «اشاره» میگوید: این برنامه در لبه اتفاقات روز حرکت میکرد. به عنوان مثال، اگر آن روز موضوع تنگه هرمز در جامعه مطرح بود، شب درباره آن سؤال مطرح میشد؛ اینکه چرا تنگه هرمز را میبندیم، چرا آمریکا را نمیزنیم، چرا انتقام نمیگیریم، چرا مذاکره میکنیم و سؤالهایی از این جنس.
او میافزاید: حتی بعضی موضوعاتی که شبکههای دیگر صداوسیما به دلیل محدودیتهایی امکان پرداختن مستقیم به آنها را نداشتند، در این برنامه مطرح میشد. نوجوانان سؤال میپرسیدند و پیامکهای آنها هم شامل پیامهای موافق و هم مخالف، روی تلویزیون نمایش داده میشد که همین کار، اعتماد نوجوانان را جلب میکرد.
براتی در پایان عنوان میکند: اگرچه به طور طبیعی، در پشت صحنه برنامه، کنترلهایی وجود داشت، اما چیزی که نوجوان احساس میکرد این بود که نظرش بدون سانسور خوانده میشود و فضای بازتری برای صحبت کردن دارد. همین احساس شنیدهشدن و امکان گفتوگو، یکی از نکات مهم در جذب مخاطب نوجوان است.
قرار گرفتن تیپهای مختلف در کنار هم
براتی همچنین به برنامههای گفتوگومحور دیگری اشاره میکند و میگوید: در برخی برنامهها هم نوجوانان با تیپها و نگاههای مختلف کنار هم قرار میگرفتند؛ به عنوان مثال، یک نوجوان مذهبی در کنار نوجوانی با سبک و سلیقه متفاوت مینشست و با یکدیگر صحبت میکردند. همین تفاوتها و کلکلها میتوانست برای مخاطب نوجوان هیجانانگیز و جذاب باشد.
او ادامه میدهد: برنامه «رادار پلاس» که توسط نوجوانان و در فضای آموزشوپرورش و شاد اجرا میشد هم مخاطب خوبی داشت. مدل آن هم به این شکل بود که نوجوانان وارد بحث میشدند و حتی میتوانستند حرف مهمان برنامه را رد کنند. در نتیجه، دیالوگ برقرار میشد و برنامه صرفاً یک مونولوگ نبود.
بر اساس دیدگاه براتی، مسئله اصلی در مواجهه رسانه رسمی با نوجوان، صرفاً تولید یک شبکه یا برنامه با عنوان «نوجوان» نیست؛ بلکه مسئله به رسمیت شناختن مخاطبی است که امروز انتخابهای رسانهای متنوعی دارد. نوجوان زمانی پای رسانه مینشیند که احساس کند برنامه با دنیای واقعی او ارتباط دارد، سؤالهایش جدی گرفته میشود و برای شنیده شدن، مجبور نیست از پیش پاسخهای مورد انتظار رسانه را بپذیرد. شاید از همین نقطه باشد که رسانه رسمی بتواند دوباره بخشی از مخاطب نوجوان خود را به دست آورد.