
امیر افشار فتوحی/ صبا، شکوه یک آیین ملی را مردم میآفرینند، اما نخستین تصویر آن در ذهن جامعه، از مسیر اطلاعرسانی شکل میگیرد؛ از همین رو هرچه این تصویر اولیه منسجمتر، دقیقتر و مبتنی بر اخبار قطعی باشد، روایت ماندگارتری از آن رویداد در حافظه جمعی ثبت خواهد شد، اما اگر با خبرهای متناقض یا ناتمام همراه شود، بخشی از اثرگذاری رسانهای و تاریخی آن نیز آسیب میبیند.
این روزها که کشور خود را برای وداع با رهبر شهید آماده میکند، آنچه بیش از هر موضوع دیگری جلب توجه کرده، انتشار خبرهایی است که گاه تنها چند ساعت بعد اصلاح، تغییر یا تکذیب میشوند؛ در حالی که طبیعی است در تدارک رویدادی با این گستردگی، برخی تصمیمها تا واپسین لحظات در حال بررسی و نهایی شدن باشد، اما در عین حال آنچه برای مردم اهمیت دارد، دریافت اطلاعاتی است که از مرحله گمانهزنی عبور کرده و بر پایه تصمیم قطعی شکل گرفته باشد.
از همین منظر، اطلاعرسانی صرفاً انتقال چند خبر نیست، بلکه بخشی از مدیریت خود رویداد محسوب میشود و همانگونه که هماهنگی میان دستگاههای اجرایی برای برگزاری مراسم اهمیت دارد، هماهنگی در انتشار اخبار نیز اهمیتی همتراز پیدا میکند، زیرا کوچکترین ناهماهنگی در این بخش میتواند ذهن افکار عمومی را از اصل مراسم به حاشیههای آن منتقل کند.
در همین چارچوب، گاهی این تصور شکل میگیرد که برخی دستگاهها، انتشار خبر را نه صرفاً از منظر ضرورت اطلاعرسانی، بلکه بهعنوان فرصتی برای حضور پررنگتر در متن یک رویداد ملی میبینند؛ بهگونهای که پیش از آغاز مراسم، نوعی رقابت نانوشته برای آنکه چه کسی نخستین راوی باشد شکل میگیرد و نتیجه چنین وضعی، هر انگیزهای که پشت آن باشد، چیزی جز پراکندگی اطلاعات و دشوار شدن دسترسی مردم به خبر قطعی نیست.
در ادامه باید تأکید کرد که مراسم وداع با رهبر شهید، متعلق به یک دستگاه یا نهاد خاص نیست، بلکه بخشی از حافظه تاریخی یک ملت است و از همین رو هیچ مجموعهای نباید سهم خود را از این رویداد با پیشدستی در خبررسانی یا برجسته کردن نقش رسانهای خود تعریف کند، چرا که سهم واقعی هر دستگاه، اجرای دقیق مسئولیتی است که بر عهده دارد، نه آنکه نامش زودتر از دیگران در کنار خبر مراسم قرار بگیرد.
از سوی دیگر، این مراسم تنها در برابر نگاه مردم ایران برگزار نمیشود، بلکه رسانههای جهان، عکاسان، مستندسازان و تحلیلگران نیز آن را لحظهبهلحظه دنبال کرده و خواهند کرد و آنچه در آرشیو تاریخ باقی میماند، فقط تصاویر جمعیت نخواهد بود، بلکه شیوه برنامهریزی، نظم اطلاعرسانی و کیفیت روایت این رویداد نیز بخشی از همان تصویری است که از ایران امروز در حافظه رسانهای جهان ثبت خواهد شد؛ در این میان نباید از این واقعیت نیز غافل شد که هرگونه ناهماهنگی در روایت رسمی، میتواند زمینه تفسیرهای گزینشی و بازنماییهای جهتدار در برخی رسانههای بیرونی را نیز فراهم کند و تصویر این رویداد را از متن اصلی خود دور سازد.
بر همین اساس، هرچند سرعت در انتشار خبر در عصر ارتباطات اهمیت دارد، اما این سرعت هرگز نباید جای دقت و قطعیت را بگیرد، چرا که ارزش یک خبر به نخستین بودن آن نیست، بلکه به میزان اعتبار و اتکاپذیری آن است و تجربه نیز نشان داده است که مخاطب، خبر قطعی را اگر اندکی دیرتر منتشر شود بیش از خبری میپذیرد که چندین بار اصلاح یا تکذیب شده باشد.
در چنین شرایطی، آنچه از همه دستگاههای مسئول انتظار میرود، نوعی خویشتنداری رسانهای است؛ به این معنا که گاهی حرفهایترین اقدام، صبر کردن تا نهایی شدن تصمیمهاست و در چنین رویدادی، پیشدستی در اطلاعرسانی نهتنها امتیازی ایجاد نمیکند، بلکه تنها به افزایش حجم اخبار ناتمام و کاهش اعتماد عمومی منجر میشود.
در نهایت نیز باید گفت وداع با رهبر شهید، آیینی برای نمایش همبستگی ملت است و زیبنده نیست که چنین صحنهای ناخواسته به میدان رقابت برای دیده شدن تبدیل شود، زیرا تاریخ سالها بعد تنها شکوه حضور مردم را ثبت نخواهد کرد، بلکه شیوه مدیریت این لحظات را نیز به قضاوت خواهد نشست و از همین رو احترام به این آیین، تنها در برگزاری باشکوه آن خلاصه نمیشود، بلکه انضباط در اطلاعرسانی نیز بخشی از همان احترام و بخشی از کیفیت نهایی این رویداد تاریخی است.