
معصومه دهقان/ صبا، «قمارباز» در ظاهر روایتی از یک حمله سایبری و پروندهای امنیتی را دنبال میکند، اما در لایههای زیرین خود بیش از هر چیز به مسئله بیاعتمادی، خیانت و فروپاشی روابط انسانی میپردازد. فیلمی که تلاش میکند مخاطب را تا پایان در وضعیت تردید نگه دارد؛ رویکردی که البته میتواند هم نقطه قوت اثر باشد و هم محل بحث و نقد. محسن بهاری کارگردان و احسان رفیعیجم مدیر فیلمبرداری این اثر در گفتوگو با صبا به برخی سوالات رایج درباره این فیلم پاسخ دادند؛ فیلمی که سال گذشته در جشنواره فجر به عنوان یکی از آثار متفاوت و کمتر متعارف حاضر در بخش مسابقه شناخته شد
محسن بهاری درباره رویکرد متنی و ژانری فیلم به صبا گفت: نباید میان وجه امنیتی و وجه انسانی فیلم مرزی قطعی کشید. از نگاه او، بحران سایبری تنها سطح بیرونی ماجراست و آنچه چنین بحرانی را ممکن میکند، روابط آسیبدیده و خیانتهایی است که در میان شخصیتها جریان دارد. او حتی شکلگیری جهان فیلم را متاثر از این ایده میداند که «عادی شدن خیانت» میتواند زمینهساز بحرانهای بزرگتر شود.
انتخاب ژانر تریلر امنیتی ـ سایبری نیز از همین علاقه به روایتهای معمایی سرچشمه گرفته است؛ ژانری که هنوز در سینمای ایران تجربههای محدودی از آن وجود دارد. بهاری گفت: علاقه شخصیاش به تریلر و معما از یک سو و اهمیت روزافزون جنگهای سایبری در جهان امروز از سوی دیگر، او را به سمت ساخت چنین اثری سوق داده است. او تأکید میکند که هسته اولیه داستان نیز از تلفیق دو رویداد واقعی شکل گرفته، هرچند برای تبدیل شدن به یک اثر سینمایی، عناصر دراماتیک متعددی به آن افزوده شده است.
یکی از مهمترین ویژگیهای «قمارباز» جابهجایی مداوم مرز میان متهم و بیگناه است؛ رویکردی که به نظر میرسد عامدانه طراحی شده تا مخاطب تا پایان نتواند به نتیجهای قطعی برسد. بهاری این موضوع را نه یک اتفاق، بلکه هدف اصلی روایت میداند. به گفته او، اطلاعات در فیلم به صورت تدریجی در اختیار تماشاگر قرار میگیرد تا مخاطب نیز همانند شخصیتها در مسیر کشف حقیقت قرار گیرد. با این حال همین شیوه روایی ممکن است برای بخشی از مخاطبان به معنای طولانی شدن تعلیق و تعویق پاسخهای نهایی تلقی شود؛ مسئلهای که همواره یکی از چالشهای اصلی تریلرهای معمایی محسوب میشود.
کارگردان «قمارباز» درباره انتخاب بازیگران نیز تأکید دارد که بیش از شهرت، به توانایی بازیگران در انتقال تردیدها و احساسات درونی شخصیتها توجه کرده است. از نگاه او، فیلمی که بخش مهمی از درام خود را بر سکوت، نگاه و سوءظن بنا کرده، نیازمند گروهی یکدست از بازیگران بوده تا هیچ چهرهای بر کلیت روایت غلبه نکند و تمرکز مخاطب از قصه منحرف نشود.

بهاری که سالها در پشت صحنه پروژههای مختلف سینمایی حضور داشته، تجربه نخستین فیلم بلندش را حاصل مجموعهای از آموختهها از فیلمسازان مختلف میداند؛ از مدیریت صحنه و هدایت بازیگر گرفته تا شیوه روایت و نگاه به قصه. او معتقد است این تجربیات در شکلگیری «قمارباز» نقش مستقیمی داشتهاند.
در بخش دیگری از این گفتوگو، کارگردان به انتخاب بستر جنگ دوازدهروزه برای روایت داستان اشاره میکند؛ بستری که به باور او موجب شده بحرانهای مطرحشده در فیلم برای مخاطب امروز ملموستر و قابل درکتر باشند. از نظر بهاری، هرچه مسئلهای به زیست روزمره مخاطب نزدیکتر باشد، امکان همذاتپنداری با آن نیز افزایش پیدا میکند.
با وجود استقبال نسبی از فیلم در جشنواره فجر، «قمارباز» در زمان نمایش عمومی نیز با واکنشهای متفاوتی روبهرو شده است. بهاری میگوید فاصله چندانی میان نگاه منتقدان و مخاطبان وجود نداشته و همانگونه که در جشنواره موافقان و مخالفانی برای فیلم وجود داشت، در اکران عمومی نیز همین وضعیت تکرار شده است. او تأکید میکند که نقدها و بازخوردها را برای ادامه مسیر حرفهای خود جدی میگیرد.
بهاری در پایان، اگرچه علاقه خود به ژانر تریلر و معمایی را پنهان نمیکند، اما میگوید قصد ندارد خود را به یک قالب محدود کند و در صورت مواجهه با فیلمنامهای جذاب، تجربه فضاهای متفاوت را نیز خواهد پذیرفت. «قمارباز» بیش از آنکه بخواهد فیلمی درباره هک و حملات سایبری باشد، تلاش میکند درباره اعتماد و خیانت حرف بزند؛ تلاشی که موفقیت آن در نهایت به این پرسش وابسته است که آیا مخاطب در پایان فیلم، فراتر از معمای امنیتی، با بحران انسانی شخصیتها نیز درگیر میشود یا نه.
نمایش تهدیدی است که ماهیت نامرئی دارداحسان رفیعیجم، مدیر فیلمبرداری «قمارباز»، گفت: تعلیق این فیلم نه از نمایش فناوری و حملات سایبری، بلکه از روابط انسانی، تردیدها و کنجکاوی شخصیتها شکل میگیرد. به گفته رفیعیجم، در طراحی بصری «قمارباز» بیش از هر چیز، جستوجوی مداوم شخصیت اصلی داستان برای کشف حقیقت اهمیت داشته است. او تأکید میکند فشار زمانی، محدودیتها و تلاش مأمور داستان برای رسیدن به پاسخ، عاملی بوده که هم بحران امنیتی و هم فضای بیاعتمادی میان شخصیتها را به پیش میبرد و بر انتخابهای فنی و هنری فیلمبرداری تأثیر گذاشته است.
یکی از چالشهای اصلی «قمارباز» نمایش تهدیدی است که ماهیتی نامرئی دارد. حمله سایبری در فیلم دیده نمیشود و همین مسئله میتوانست انتقال حس خطر را دشوار کند. رفیعیجم معتقد است عینیت یافتن چنین تهدیدی نه در نمایش فناوری، بلکه در واکنش شخصیتها و روابط میان آنها اتفاق میافتد. به همین دلیل فضاسازی، نورپردازی و حرکت دوربین در خدمت روایت شخصیتی قرار گرفته که در مسیر حل یک معما حرکت میکند.
مدیر فیلمبرداری «قمارباز» همچنین میگوید برخلاف بسیاری از تریلرهای امنیتی جهان که از نمایشگرها، دادهها و جلوههای دیجیتال برای ایجاد هیجان استفاده میکنند، در این فیلم تلاش شده زبان تصویری بیش از هر چیز در خدمت قصه و شخصیتها باشد. او تأکید میکند تمرکز گروه سازنده از ابتدا بر روابط انسانی قرار داشته و نمایش جنبههای فنی ماجرا در اولویت نبوده است.
رفیعیجم درباره طراحی رنگ و نور فیلم نیز توضیح میدهد که از همان مرحله پیشتولید درباره فضای بصری اثر تصمیمگیری شده بود. انتخاب رنگها، میزان کنتراست و کیفیت نورپردازی به گونهای طراحی شده که فضای سرد، رازآلود و پرتنش داستان را تقویت کند، هرچند شرایط تولید در برخی موارد تغییراتی را در اجرا به وجود آورده است.
او در عین حال تأکید میکند که برای ساخت «قمارباز» مرجع تصویری مشخصی از میان تریلرهای معاصر جهان انتخاب نشده بود. به گفته رفیعیجم، هر فیلمسازی از حافظه بصری خود تأثیر میپذیرد، اما هدف اصلی گروه سازنده رسیدن به زبان تصویری متناسب با جهان خود فیلم بوده است.
محدود بودن لوکیشنهای فیلم نیز از دیگر چالشهای این پروژه به شمار میرفت. رفیعیجم معتقد است این محدودیت بخشی از ضرورت دراماتیک داستان بوده و خروج از فضای اصلی میتوانست حس تنگنا و فشار موجود در روایت را کاهش دهد. به همین دلیل تلاش شده در همان فضاهای محدود، از زوایا و موقعیتهای مختلف برای حفظ پویایی تصاویر استفاده شود، بدون آنکه فضای دراماتیک صحنه آسیب ببیند.
به گفته او، جابهجایی مداوم مرز میان متهم و بیگناه نیز بیشتر از طریق روابط و موقعیت شخصیتها در قابها شکل گرفته است. استفاده از فاصله میان کاراکترها، انتخاب لنزها و شیوه نورپردازی، ابزارهایی بودهاند که به ایجاد موقعیتهای دراماتیک کمک کردهاند، نه صرفاً تأکید بر گناهکار یا بیگناه بودن افراد.
رفیعیجم همکاری با محسن بهاری در نخستین تجربه کارگردانی بلند او را تجربهای مبتنی بر شناخت و درک مشترک توصیف میکند. به اعتقاد او، همین نزدیکی فکری باعث شده روند همکاری میان کارگردان و مدیر فیلمبرداری با سرعت و هماهنگی بیشتری پیش برود.
مدیر فیلمبرداری «قمارباز» سختترین بخش کار را نه اجرای یک سکانس مشخص، بلکه حفظ کلیت فضای فیلم میداند. از نظر او، مهمترین چالش این بوده که نورپردازی و تصاویر در عین پایبندی به واقعگرایی، حس تعلیق و رازآلودگی یک تریلر معمایی را نیز حفظ کنند.
او درباره بازخوردهای فیلم نیز معتقد است از همان زمان فیلمبرداری نشانههای شکلگیری یک اثر قابل توجه را احساس میکرده است؛ هرچند همچنان معتقد است زمان بیشتر میتوانست به نتیجه نهایی کمک کند. با این حال از ارتباط فیلم با مخاطبان و استقبال صورتگرفته ابراز رضایت میکند.
رفیعیجم در نهایت میگوید دوست دارد مخاطبان پس از تماشای «قمارباز» بیش از هر چیز دوربینی را به خاطر بسپارند که مانند شخصیتی کنجکاو و بیقرار، همراه با آدمهای داستان در جستوجوی حقیقت حرکت میکند؛ دوربینی که مدام تلاش دارد لایههای پنهان روایت را کشف کند و تماشاگر را نیز در این مسیر با خود همراه سازد.