
به گزارش خبرنگار صبا، احمد الستی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران که دکترای تخصصی زیبا شناسی سینما از دانشگاه ایالتی دالاس تگزاس دارد در گزارشی تحلیلی از اثر اخیر عرفان کنعانی آهنگساز قطعه «نژبیر» نوشت:
نقدی بر نژبیر اثر اهنگساز و نوازنده عود عرفان کنعانی؛ نژبیر؛ پژواکِ سنتی فراموششده در زبان امروز
نخستین مواجهه با «نژبیر» این نکته را آشکار میکند که با اثری در چارچوب متداول موسیقی دستگاهی ایران روبهرو نیستیم. از همان لحظات آغازین، ارکستراسیون اثر و نحوه گسترش سازهای موسیقایی، شنونده را به قلمرویی دیگر هدایت میکند؛ قلمرویی که بیش از آنکه به منطق ردیف دستگاهی متکی باشد، بر بنیانهای موسیقی مقامی استوار است.
ساختار قطعه بر اساس فرمی شکل گرفته که میتوان آن را نوعی فرم مقامی دانست؛ هستهای مرکزی که بارها به مقامات گوناگون سفر میکند و پس از هر گشت و گذار، به نقطه آغازین خود باز میگردد. این شیوه روایت موسیقایی، یادآور سنتی است که ریشههای آن را میتوان در میراث نظری موسیقی خاورمیانه جستوجو کرد؛ سنتی که نامهایی چون صفیالدین ارموی و عبدالقادر مراغی از برجسته ترین چهرههای آن به شمار میروند. میراثی که امروز بخش مهمی از آن در قالب موسیقی کلاسیک ترکیه حفظ و اجرا میشود، اما در فضای موسیقی معاصر ایران کمتر مجال حضور یافته است.
اهمیت «نژبیر» بیش از هر چیز در همین نقطه نهفته است که, اثر تلاش نمیکند گذشته را بازسازی کند، بلکه میکوشد آن را به زبان امروز ترجمه کند. عرفان کنعانی با بهرهگیری از فواصل میکروتونال و منطق مدال موسیقی مقامی، اثری خلق نموده که نه در دام بازسازی موزهای میافتد و نه به تقلیدی صرف از الگوهای معاصر تن میدهد. نتیجه ی آن، موسیقیای است که بدون اتکا به شعر و کلام، ظرفیت روایتگری و تصویرسازی خود را حفظ نموده است.
«نژبیر» با تمی آرام آغاز میشود. لایههای صوتی به تدریج در هم تنیده شده و سپس ترجیع بند اصلی شکل میگیرد. قطعه با عبور از مقامات مختلف، هر بار رنگ و حال تازهای به خود میگیرد و در نهایت دوباره به مرکز ثقل خود باز میگردد. این رفت و آمدهای مدال، ساختاری پویا به اثر بخشیدهاند؛ گویی شنونده در سفری تدریجی، میان چشماندازهای گوناگون موسیقایی حرکت میکند.
در میانه مسیر، تکنوازی ساز کوبهای، نقطه عطفی چشمگیر در اثر محسوب میشود. انرژی نهفته در قطعه، ناگهان آزاد شده و فضایی پرتنش و پرتحرک خلق میشود؛ لحظهای که همچون پلی میان دو جهان صوتی عمل کرده و شنونده را برای ورود به بخش پایانی اثر آماده میسازد.

اوج دراماتیک اثر در تم پایانی رخ میدهد؛ جایی که بداههنوازی عود در مقام حجاز آغاز میشود. ارکستر به تدریج به این صدا میپیوندد و ترجیعبند بار دیگر شنیده میشود، اما این بار با هویتی تازه.. اگر ترجیعبند آغازین در فضای مقام کُرد سخن میگفت، اکنون همان مضمون در زبان حجاز بازتاب مییابد. این دگرگونی صرفاً یک جابهجایی مدال نیست، بلکه تغییری در بار عاطفی اثر است. موسیقی که در ابتدا آرام و تأمل برانگیز بود، رفتهرفته به بیانی اندوهناک و حسرتبار نزدیک میشود؛ گویی روایتِ دوری و اشتیاقی دیرپا را بازگو میکند.
با این حال، پایان قطعه از ارائه پاسخی قطعی سر باز میزند. بازگشت نهایی از حجاز به کُرد، بیش از آنکه حکم نقطه پایان را داشته باشد، نشانی از تعلیق است. موسیقی در آستانه ادامه یافتن متوقف میشود و شنونده را با پرسشی ناتمام تنها میگذارد. شاید همین ویژگی، یکی از نقاط قوت اصلی «نژبیر» باشد؛ اینکه پایان را به تخیل مخاطب واگذار میکند و او را به مشارکت در تکمیل روایت فرا میخواند.
عرفان کنعانی که خود نوازندگی عود اثر را نیز بر عهده داشته، در «نژبیر» شناخت قابل توجهی از منطق موسیقی مقامی و ظرایف فواصل میکروتونال را نشان میدهد. این قطعه را میتوان نه صرفاً یک تجربه موفق، بلکه نشان از ظرفیتی دانست که در صورت تداوم و گسترش، میتواند به خلق آثاری پختهتر و تأثیرگذارتر منجر شود.
«نژبیر» بیش از آنکه بازگشتی نوستالژیک به گذشته باشد، یادآور یک امکان فراموششده است؛ امکانی که نشان می دهد میراث موسیقایی این جغرافیا ظرفیت شنیدار در قالبی معاصر، زنده و خلاقانه را داشته و خواهد داشت.