
ناصر ارباب / صبا، پدرام کریمی، نویسنده و مجری تلویزیون، این روزها با سریال «صفا با خانواده» به کارگردانی منوچهر هادی روی آنتن تلویزیون حضور دارد؛ مجموعهای کمدی که حاصل سالها همکاری و رفاقت میان عوامل اصلی آن است. او در گفتوگو با صبا از مسیر شکلگیری پروژه، سابقه همکاری با هادی، نقش محسن تنابنده در ایده اولیه و همچنین تفاوتهای تلویزیون و سینما در فرآیند تولید فیلمنامه سخن گفته است.
پدرام کریمی درباره همکاری خود با منوچهر هادی گفت: آشنایی و رفاقت ما به بیش از ۲۵ سال قبل بازمیگردد؛ زمانی که هر دو در سینما و تلویزیون فعالیت میکردیم. همکاری حرفهای ما پس از سالها رفاقت، با فیلم «زندگی جای دیگری است» جدیتر شد و بعد از آن در چندین و چند آثار همچون «کارگر ساده نیازمندیم» و «خیابان جمهوری» که سال گذشته نیز در جشنواره فیلم فجر حضور داشت، ادامه پیدا کرد. در ادامه، طرحی در اختیار داشتم که در تلویزیون تصویب شده بود و پس از مطرح شدن آن با آقای هادی، تصمیم گرفتیم این پروژه را به صورت مشترک پیش ببریم که در نهایت به تولید سریال «صفا با خانواده» منجر شد.
وی درباره شکلگیری ایده اولیه این سریال افزود: اواخر تابستان سال گذشته همراه با محسن تنابنده به باشگاه میرفتیم و زمان زیادی را در کنار هم سپری میکردیم. در خلال همین رفتوآمدها و گفتوگوهای دوستانه، ایده اولیه این کار مطرح شد؛ البته در ابتدا قرار بود این ایده در قالب یک اثر سینمایی ساخته شود. بعدها که این طرح با مسئولان تلویزیون مطرح شد، پیشنهاد شد در قالب یک سریال برای سازمان تولید شود. از همان مقطع، مسیر پروژه شکل جدیتری به خود گرفت و به تدریج دوستان و همکاران دیگری نیز به گروه اضافه شدند.
کریمی در پاسخ به این پرسش که نگارش برای تلویزیون چه تفاوتی با سینما دارد، اظهار کرد: علاقه شخصی من همیشه به سینما بوده است، اما واقعیت این است که سینما و تلویزیون دو مدیوم کاملاً متفاوت هستند. سینما ماندگاری بیشتری دارد و برای نویسنده جذابیتهای خاص خود را ایجاد میکند، اما تلویزیون مخاطب گستردهتری دارد. در عین حال، مهمترین چالش تلویزیون، فرآیند طولانی و فرسایشی نگارش و تصویب فیلمنامه است؛ مسیری که سالهاست وجود دارد و هنوز هم تا حد زیادی ادامه دارد.

وی ادامه داد: در این پروژه خوشبختانه همکاریها روانتر پیش رفت و مدیران نیز همراهی خوبی داشتند، اما به طور کلی هنوز مسیر رسیدن از ایده تا تولید در تلویزیون، زمانبر و خستهکننده است.
این نویسنده درباره خطوط قرمز و چارچوبهای تلویزیون نیز گفت: هر رسانهای قواعد خود را دارد. من سالها در تلویزیون به عنوان مجری فعالیت کردهام و با این فضا کاملاً آشنا هستم. تفاوت مهم این است که باید بتوانی حرفت را به شکلی بزنی که هم دچار سوءبرداشت نشود و هم با چارچوبها در تضاد نباشد. تفاوت میان شوخی، نقد و تمسخر بسیار مهم است و نویسنده حرفهای این مرز را میشناسد.
او درباره حضور نام محسن تنابنده در پروژه توضیح داد: محسن از دوستان قدیمی من است و همواره از نگاه و تجربهاش استفاده کردهام. اما در این پروژه حضور او به شکل رسمی و سازمانی نبوده و بیشتر در حد مشورت و همراهی دوستانه بوده است.
کریمی در پاسخ به این پرسش که اگر «صفا با خانواده» برای پلتفرمهای نمایش خانگی ساخته میشد چه تفاوتی پیدا میکرد، بیان کرد: قطعاً تفاوتهای زیادی ایجاد میشد. مخاطب تلویزیون گستردهتر و متنوعتر است، در حالی که پلتفرمها مخاطب هدفمندتری دارند. به همین دلیل نوع شوخیها، موقعیتهای کمدی و حتی لحن روایت میتواند متفاوت شود، هرچند خط اصلی داستان احتمالاً تغییر زیادی نمیکرد.
او در بخش دیگری از گفتوگو درباره نقدهای مربوط به سطحی شدن آثار تلویزیونی گفت: صادقانه بخواهم بگویم، در سالهای اخیر بیشتر درگیر سینما بودهام و فرصت تحلیل همه آثار تلویزیونی را نداشتهام. اما در مورد این سریال، بازخوردهایی که دریافت شده نشان میدهد مخاطبان ارتباط خوبی برقرار کردهاند. هر اثر باید در بستر زمانی و مأموریت خودش دیده شود.
وی همچنین درباره مفهوم شعارزدگی در آثار نمایشی توضیح داد: زمانی یک جمله یا پیام تبدیل به شعار میشود که از دل شخصیت و موقعیت بیرون نیامده باشد. اگر حرف از دل داستان و کاراکتر بیاید، پذیرفتنی است؛ اما اگر به آن تحمیل شود، اثرش را از دست میدهد.
کریمی در پایان درباره سکانس تماس رئیسجمهور با شخصیت «صفا» که در فضای مجازی بازتاب زیادی داشت، گفت: این سکانس از دل داستان شکل گرفته بود و به آن تحمیل نشده بود. وقتی یک موقعیت بهدرستی در ساختار داستان قرار بگیرد، طبیعی است که دیده شود و واکنش ایجاد کند. خوشبختانه این بخش نیز حاشیه خاصی نداشت و بازخوردها بیشتر مثبت بود.