
سمیرا جعفری/صبا، «کفایت مذاکرات» تازهترین ساخته سهیل موفق، فیلمی است که از همان عنوانش، حالوهوایی آشنا و کنایهآمیز دارد و قصهاش را بر بستری از بحران اقتصادی، روابط خانوادگی و تصمیمهایی بنا میکند که قرار است گرهگشا باشند اما خودشان به آغاز دردسرهای تازه تبدیل میشوند. فیلم داستان خانوادهای را روایت میکند که برای عبور از مشکلات مالی، وارد ماجرای رحم اجارهای میشوند؛ تصمیمی که خیلی زود همهچیز را از کنترل خارج میکند و شخصیتها را در موقعیتهایی پیچیده و کمیک قرار میدهد. جمله کوتاه «این چیزها تو سریالهای ترکی هم قفله…» که در خلاصه رسمی فیلم آمده، به خوبی فضای اغراقشده و پرتنش جهان فیلم را توصیف میکند.
کفایت مذاکرات» نخستین تجربه سهیل موفق در ساخت فیلمی برای مخاطب بزرگسال است. کارگردانی که پیش از این با آثاری چون «شکلاتی»، «پاستاریونی» و «نوروز» بیشتر در سینمای کودک و نوجوان شناخته میشد، این بار به سراغ فضایی متفاوت رفته و پنجمین فیلم بلندش را در قالب یک کمدی اجتماعی ساخته است.
در ترکیب بازیگران فیلم، چهرههایی چون مهران غفوریان، محسن کیایی، ایمان صفا، رویا میرعلمی، المیرا دهقانی، حدیث فولادوند، سارا منجزی، محمدرضا داوودنژاد، قدرتالله ایزدی، محمدجواد جعفرپور و جواد پولادی حضور دارند.
فیلمنامه «کفایت مذاکرات» را حمزه صالحی نوشته و تهیهکنندگی آن برعهده ابراهیم عامریان دارد. در پشت صحنه نیز روزبه رایگا به عنوان مدیر فیلمبرداری، حسن ایوبی در مقام تدوینگر، امیر توسلی به عنوان آهنگساز، حسین ابوالصدق در بخش طراحی و ترکیب صدا، عبدالله اسکندری به عنوان طراح گریم و سعید هنرمند در مقام طراح صحنه حضور دارند.

سهیل موفق، کارگردان گفایت مذاکرات: کمدی باید از دل زیست واقعی مردم شکل بگیرد
در روزگاری که بحران اقتصادی به یکی از اصلیترین دغدغههای زندگی مردم تبدیل شده، کمدی نیز ناگزیر از بازتاب این واقعیتهاست. سهیل موفق، در گفتوگویی با صبا تأکید میکند که هدف او از ورود به چنین فضاهایی، فاصله گرفتن از تلخی محض و روایت قابللمس مسائل اجتماعی با زبان طنز است؛ زبانی که بتواند هم سرگرمکننده باشد و هم امکان همذاتپنداری مخاطب را فراهم کند.
شما سالها در فضای کودک و خانواده کار کردید؛ چه شد به سمت کمدیهایی با بحران اقتصادی رفتید؟
واقعیت این است که در سالهای اخیر، بحران اقتصادی به اولویت اول خانوادههای ایرانی تبدیل شده است. وقتی دغدغه اصلی مردم معیشت، هزینههای زندگی و فشارهای اقتصادی باشد، طبیعی است که این مسائل وارد قصهها و حتی کمدیها هم بشود. من فکر کردم کمدی میتواند راهی باشد برای روایت همین دغدغههای واقعی؛ هم مردم با آن همذاتپنداری میکنند و هم بتوانیم تلخی این مسائل را با بیانی طنز و کمدی کمتر کنیم تا خانوادهها در کنار هم، ضمن دیدن و لمس واقعیتها، احساس سنگینی و ناامیدی کمتری داشته باشند.
همین موضوع فیلم شما پیش از این دستمایه فیلمهای تلخی بوده. آیا احساس میکنید مخاطب امروز دیگر با کمدیهای ساده خانوادگی ارتباط نمیگیرد؟
نه الزاماً. به نظرم مسئله این نیست که مخاطب از کمدی خانوادگی فاصله گرفته باشد، بلکه توقع مخاطب تغییر کرده است. امروز تماشاگر ایرانی در کنار نیاز به سرگرمی و خندیدن، به دنبال «واقعیت قابل لمس» هم هست. موضوعاتی مثل رحم اجارهای که در گذشته بیشتر در قالب روایتهای تلخ و سنگین مطرح میشد، امروز اگر قرار است وارد کمدی شود، باید از دل زیست اجتماعی مردم و با شناخت دقیق از حساسیتهای فرهنگی و اخلاقی بازنمایی شود. در واقع کمدی ساده مبتنی بر موقعیتهای کلیشهای دیگر بهتنهایی کافی نیست. مخاطب امروز با تجربه زیستهای که از فشارهای اقتصادی، تغییر سبک زندگی و پیچیدهتر شدن روابط اجتماعی دارد، انتظار دارد کمدی فقط سطحی از شوخی نباشد، بلکه نوعی بازتاب هوشمندانه از همین واقعیتها باشد. به همین دلیل ما در «کفایت مذاکرات» تلاش کردیم به جای فاصله گرفتن از موضوعات جدی، آنها را از مسیر طنز تعدیل کنیم؛ یعنی هم به اصل موضوع وفادار بمانیم و هم با زبان کمدی، امکان همذاتپنداری و تنفس روانی برای مخاطب ایجاد کنیم.
به نظر می رسد, سینمای خانواده در ایران عملاً به سمت کمدیهای گیشهای هل داده شده؟
به نظرم نمی توان گفت سینمای خانواده عملاً به سمت کمدیهای گیشهای «هل داده شده» ؛ مسئله پیچیدهتر از یک جهتگیری بیرونی است. من بهعنوان یک فیلمساز، ناگزیر بر اساس ذائقه مخاطب و تحولاتی که در جامعه پیرامونمان شکل میگیرد حرکت میکنم. سینما در نهایت یک رسانه ارتباطی است و طبیعی است که بخواهد از دریچه آثار هنری با مخاطبش گفتوگو کند. در این مسیر، گاهی ژانر کمدی به دلیل ظرفیت گستردهاش برای جذب مخاطب، پررنگتر میشود، اما این به معنای حذف یا تضعیف آگاهانه سایر گونهها نیست. از طرف دیگر، نباید فراموش کرد که مخاطب امروز هم تغییر کرده است؛ او انتخابگرتر شده و با انبوهی از محتوا مواجه است. بنابراین فیلمساز برای برقراری ارتباط مؤثر، باید هم به نیاز روز مخاطب توجه کند و هم تلاش کند یک قدم جلوتر از جامعه حرکت کند؛ یعنی صرفاً دنبالکننده ذائقه نباشد، بلکه در شکل دادن به آن هم نقش داشته باشد. در واقع اگر تغییری در سینمای خانواده به سمت کمدی دیده میشود، بیشتر حاصل همین تعامل دوطرفه است؛ هم از سمت مخاطب و شرایط اجتماعی و هم از سمت تلاش فیلمساز برای برقراری ارتباط مؤثرتر و گستردهتر با او.
ولی برخی معتقدند فضای «کفایت مذاکرات» کمی عصبی و شلوغ است؟ آیا این به دلیل موضوع فیلم است؟
من تا به حال چنین بازخوردی که اشاره به عصبی یا شلوغ بودن فضا داشته باشد دریافت نکردهام و اساساً هم از این زاویه به اثر نگاه نکردهام. آنچه در «کفایت مذاکرات» شکل گرفته، بیش از آنکه یک انتخاب از پیشتعیینشده در جهت تغییر لحن باشد، تابع مستقیم موضوع و ساختار فیلمنامه است.طبیعی است وقتی با موقعیتی اجتماعی و انسانی روبهرو هستیم که در ذات خود تنش، تصمیمگیریهای حساس و موقعیتهای چندلایه دارد، میزان ریتم، میزان کنش و حتی میزان برخورد کاراکترها درام را به سمت پویایی بیشتری میبرد. این پویایی اگر در چارچوب درست دراماتیک کنترل نشود، ممکن است از بیرون «شلوغ» تلقی شود، اما در واقع بخشی از منطق روایی اثر است. از طرف دیگر، من همیشه تلاش کردهام در هر پروژه به جای تکرار فرمهای قبلی، به اقتضای فیلمنامه و جهان اثر وفادار باشم؛ یعنی این متن است که نوع لحن، میزان انرژی و شیوه روایت را تعیین میکند، نه یک تصمیم بیرونی برای تغییر مسیر.
و آیا این تغییر، بازتاب جامعه امروز ایران است؟
طبیعتاً هر اثر هنری در بستر زمانه خودش تولید میشود و ناخواسته یا آگاهانه بازتابی از شرایط پیرامونی دارد؛ اما من ترجیح میدهم به جای برچسبگذاری مستقیم، به خروجی و واکنش مخاطب رجوع کنم.در این مورد هم بازخوردهای مخاطبان و بهخصوص روند صعودی فیلم در گیشه، با وجود محدودیت سانسها، نشان میدهد که این لحن و این نوع روایت توانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند و مسیر خود را پیدا کند.
چقدر فضای شبکههای اجتماعی روی ریتم و جنس شوخیهای فیلم اثر گذاشته؟
امروز مخاطب قبل از اینکه فیلم را ببیند، در معرض حجم زیادی از واکنشها، کلیپها و برداشتهای کوتاه در شبکههای اجتماعی قرار دارد. این فضا ناخودآگاه باعث شده سطح توجه و انتظار مخاطب نسبت به ریتم روایت تغییر کند؛ یعنی مخاطب به ضربآهنگهای سریعتر، موقعیتهای مشخصتر و شوخیهایی که قابلیت درک و واکنش سریع دارند عادت کرده است. اما در مورد خود «کفایت مذاکرات»، جنس شوخیها و ریتم اثر در مرحله اول از دل فیلمنامه و موقعیتهای دراماتیک آمده است، نه از بیرون. ما سعی کردیم به جهان اثر وفادار بمانیم و شوخیها را از دل موقعیت و شخصیت استخراج کنیم. در عین حال نمیشود انکار کرد که امروز هیچ فیلمی در خلأ تولید و دیده نمیشود. بازخوردهای لحظهای، موجهای واکنشی و نوع مصرف محتوا در شبکههای اجتماعی، همگی بهصورت غیرمستقیم در ذهن فیلمساز و حتی در خوانش مخاطب از اثر تأثیر میگذارند. اما در نهایت، اگر اثر بر پایه فیلمنامه و منطق دراماتیک شکل گرفته باشد، این تأثیر بیشتر در مرحله دریافت و تحلیل مخاطب دیده میشود تا در ساختار خود فیلم.

سعید هنرمند، طراح دکور: روشنفکران بیسواد فقط غر میزنند
سعید هنرمند، طراح صحنه فیلم «کفایت مذاکرات»، در گفتوگو با روزنامه صبا از نقش دکور در شکلگیری فضای کمدی، تأثیر طبقه اجتماعی در طراحی لوکیشن و نسبت میان واقعگرایی و نگاه نمایشی در سینمای تجاری سخن گفت. او معتقد است طراحی صحنه در سینمای امروز نهتنها یک عنصر تزئینی نیست، بلکه در شکلگیری درام، شخصیت و حتی ریتم کمدی نقش تعیینکننده دارد.
لوکیشنی که ما در فیلم میبینیم حاصل تغییرات زیادی است که در خانه اصلی انجام دادید؛ این تغییرات را بر چه اساسی بود؟ یعنی در فیلمنامه چه دیدید که احساس کردید نیاز به این نکات و تغییرات در دکور هست؟
مسئله اصلی ما طبقه اجتماعی بود. اگر لوکیشنی پیدا میکردیم که با ایدهآلهای ما همخوانی داشت، طبیعتاً کار دکور کمتر میشد. اما با توجه به اینکه خیلی گشتیم و به این لوکیشن رسیدیم، مجبور بودیم تا حدی طبقه اجتماعی را پایینتر بیاوریم. آن لوکیشن آمادهای که اول دیدیم خیلی لوکس و گرانقیمت به چشم میآمد، اما ما با یک سری تغییرات تبدیلش کردیم به یک خانه جنوبشهری.
جدا از نزدیک کردن فضای کار به طبقه متوسط رو به پایین، چقدر این تغییرات برای کمک به ریتم کمدی و موقعیتهای طنز هم اعمال شد؟
یکی از مهمترین دغدغههایم این بوده که کار به لحاظ بصری برای سینمای تجاری جذاب باشد؛ یعنی وقتی مخاطب تصاویر را میبیند، حتی بدون صدا و دیالوگ، از دیدن صحنهها و لوکیشن لذت ببرد. این برای ما خیلی مهم بود. در انتخاب رنگها هم همینطور بود؛ سعی کردیم از رنگهایی استفاده کنیم که مخاطب حس لذت بگیرد. اگر کار مثلاً یک ملودرام اجتماعی تلخ بود، شکل کار و انتخاب رنگها کاملاً فرق میکرد، اما من همیشه در کارهای کمدی این را اعمال میکنم.
برای این طراحی تا چه حد از واقعگرایی فاصله گرفتید تا خنده پررنگتر شود یا برعکس، واقعیت زندگی را بازسازی کردید؟
این مسئله همیشه بین سینماگران و هنرجویان بحث ایجاد کرده است؛ اینکه چقدر کار ما بار نمایشی داشته باشد و چقدر رئال و واقعی باشد. ببینید در این کار یک سری المانهای پایه داریم که باید واقعی باشد؛ مثلاً شکل اصلی یک خانه که در همه جای دنیا مثل هم است. اما شاید رنگ دیوار در حالت طبیعی مثلاً قرمز یا زرد نباشد، ولی گاهی ما هم میرویم سمت اینکه رنگها را کنترل کنیم. یعنی هیچوقت صرفاً به اسم واقعگرایی کار نمیکنیم. حتماً بار نمایشی کار را هم اعمال میکنیم. نگران این نیستیم که بگویند از واقعیت خارج شده است. آن چیزی که به ریتم کار کمک کند، حتی اگر نمایشی باشد، انجام میدهیم.

در نهایت، میتوان گفت در کمدیهای امروز دکور فقط تداعی کننده مکان نیست، بلکه بخشی از تولید خنده و حتی شخصیتسازی هم هست؟
بله، حتماً. ما با لوکیشن میتوانیم به درام کمک کنیم. اگر طراحی صحنه نتواند به درام فیلم در جهت مثبت اضافه کند، واقعاً کمکاری کرده است.
در سینمای کمدی امروز، طراحی صحنه چقدر تحت تأثیر گیشه و نگاه اقتصادی پروژه قرار میگیرد؟
طراحی صحنه از نظر من در کارهای کمدی و حتی در همه کارها، بعد از فیلمنامه خوب و کارگردان قرار میگیرد. ما هستیم که تعریف میکنیم فیلمبردار از کجا میتواند نور بدهد. جای پنجره را ما مشخص میکنیم. فیلمبردار بر اساس منابع نوری که در صحنه میچینیم میتواند نورش را تنظیم کند. صحنهای که ما میچینیم به فیلمبردار کمک میکند قاب قشنگ ببندد. بنابراین طراحی صحنه به نظر من مهمترین رکن بعد از فیلمنامه است.
خودتان چقدر از «کفایت مذاکرات» در رزومه کاریتان رضایت دارید و آن را در چه جایگاهی میبینید؟
«کفایت مذاکرات» جزو کارهای خوب من است. ولی یک واقعیتی وجود دارد؛ در بخش فنی کار کمدی خیلی داوری نمیشود. اگر همین زحمتی که برای این فیلم کشیدهام برای یک فیلم تلخ اجتماعی کشیده بودم، شاید خیلی بیشتر به چشم میآمد. این یک واقعیت است و من هم پذیرفتهام. دلیلش هم این است که یک سری «انتلکتهای باسوادنما» هستند که وارد سینما شدهاند یا بیرون سینما هستند و فقط غر میزنند و ایراد میگیرند، در صورتی که سواد بصری لازم را ندارند. این افراد این نوع سینمای تجاری را میکوبند، در حالی که در همه جای دنیا وجود دارد.
با این وجود میخواهید در این حوزه بمانید یا سینمای غیرتجاری در اولویت کاریتان است؟
ببینید، وقتی در یک حوزه شناخته میشوید، حتی اگر بخواهید تغییر مسیر بدهید، باز هم با همان بکگراند شناخته میشوید. برای من پیش آمده که برای یک کار غیرکمدی انتخاب شدم، ولی گفتهاند شاید نتوانم از عهده آن بربیایم چون کمدی کار کردهام. در حالی که این شغل من است، دانش و تجربهاش را دارم و اتفاقاً در کمدی موفقتر هم بودهام. کار کمدی بار سنگینی روی دوش طراح دارد؛ چندین میلیارد تومان هزینه تهیهکننده باید مدیریت شود و همه باید راضی باشند؛ کارگردان، تهیهکننده، مخاطب و خود طراح. به نظرم این مسئولیت سنگینی است.

روزبه رایگا، مدیر فیلمبرداری : دوربین در کمدی شکارچی لحظههاست
روزبه رایگا در سالهای اخیر بیش از آن که با فیلمهای کمدی شناخته شود، به عنوان فیلمبردار آثاری در سینمای اجتماعی و درامهای جدی مطرح بوده است؛ فیلمهایی چون «سر به مهر»، «با دیگران»، «انارهای نارس»، «ممیرو»، «شعلهور»، «دیدن این فیلم جرم است!»، «عطرآلود» و «رها» که هر کدام در جهان تصویری و مضمونی خود، فاصله قابل توجهی با قواعد رایج سینمای کمدی دارند. با این حال، رایگا در سالهای اخیر تجربه فیلمبرداری چند کمدی پرفروش از جمله «فسیل»، «هفتاد سی»، «مرد عینکی» و این روزها «کفایت مذاکرات» را نیز در کارنامه خود ثبت کرده؛ تجربهای که از نگاه او اگرچه در ظاهر با سینمای اجتماعی تفاوت دارد، اما از منظر اجرایی و ارتباط با مخاطب، پیچیدگیها و دشواریهای خاص خود را به همراه دارد.
در «کفایت مذاکرات» نگاه شما به تصویر بیشتر معطوف به ثبت واقعیت بود یا ساختن فضایی اغراقشده متناسب با لحن کمدی فیلم؟
مشخصاً ترکیبی از هر دو رویکرد مدنظر ما بود. «کفایت مذاکرات» در ذات خود یک فیلم کمدی است، اما صرفاً یک اثر مفرح نیست و لایههایی دارد که برخی مسائل و جریانهای اجتماعی را نیز مطرح میکند. البته نمیخواهم از واژه «معضل» استفاده کنم؛ بیشتر با موقعیتهایی اجتماعی مواجه هستیم که قرار گرفتن شخصیت ها در آنها منجر به شکلگیری موقعیتهای کمدی میشود.به همین دلیل نمیتوان فیلم را صرفاً یک کمدی یا صرفاً یک اثر اجتماعی دانست. ما تلاش کردیم تمام و کمال در چارچوب قواعد مرسوم کمدی حرکت نکنیم. اگر کسی فیلم را با نگاه اجتماعی ببیند، هایلایتهای کمدی آن را پررنگ خواهد دید و اگر با نگاه یک فیلم کمدی به سراغش برود، لایههای اجتماعی آن نیز برایش قابل توجه خواهد بود. به همین دلیل سعی کردیم در عناصر بصری فیلم، هم نشانههای سینمای اجتماعی و هم مؤلفههای سینمای کمدی به کار گرفته شود. فیلمهای کمدی المانهای متعددی دارند و ما تلاش کردیم در «کفایت مذاکرات» مجموعهای از این ویژگیها را رعایت کنیم. با این حال، در نهایت این فیلم یک اثر کمدی محسوب میشود؛ چه در تبلیغات، چه در اکران و چه در نگاه اهالی سینما و حتی جشنواره فجر.
یکی از پرسشهایی که همیشه مطرح میشود این است که چرا فیلمهای کمدی معمولاً روشن، تمیز و کنترلشده به نظر میرسند؟
به نظر من مخاطب در وهله نخست باید از تماشای فیلم لذت بصری ببرد؛ چه فیلم اجتماعی باشد و چه کمدی. البته این یک قانون مطلق نیست که همه فیلمهای کمدی حتماً باید روشن و بدون پیچیدگی باشند، اما این ویژگیها به انتقال بهتر شوخیها کمک میکند. مخاطب در فیلم کمدی معمولاً فرصت یا تمایل چندانی برای واکاوی پیچیده تصاویر ندارد. او میخواهد ذهنش آزاد باشد و بخندد. برای همین ما کمتر از نورپردازیهای پیچیده، سایههای سنگین، قابهای مبهم یا میزانسنهای بسیار پیچیده استفاده میکنیم؛ چون ممکن است لحظه شوخی از دست برود و این برای یک فیلم کمدی خسارت بزرگی است. از سوی دیگر، میزانسن در فیلمهای کمدی وابستگی زیادی به موقعیت بازیگران دارد؛ اینکه چه کسی کجا ایستاده، چه زمانی وارد قاب میشود یا چگونه یک واکنش ناگهانی را شکل میدهد. دوربین باید بتواند این لحظهها را به سرعت شکار کند. این موضوع روی ریتم فیلم تأثیر مستقیم دارد.نورپردازی هم به همین شکل است. معمولاً باید خواناتر و یکنواختتر باشد و جغرافیای لوکیشن برای مخاطب کاملاً روشن بماند. از نظر ترکیببندی نیز مهم است که چشم تماشاگر دقیقاً به نقطهای هدایت شود که کارگردان قصد دارد شوخی یا اتفاق اصلی در آن رخ دهد.یکی از مهمترین تفاوتها در طراحی رنگ و فضای بصری فیلم است. در آثار کمدی معمولاً تلاش میکنیم حس سرزندگی، شادابی و سرگرمی را به مخاطب منتقل کنیم. به همین دلیل تصاویر روشن ، رنگها اشباع و نورپردازی به سمت فضایی جذابتر و پرانرژیتر حرکت میکند.
مهترین تفاوت المان های بصری یک فیلم کمدی مثل کفایت مذاکرات و اجتماعی تلخی همچون رها چیست؟
در آثاری مثل «رها» و دیگر آثار اجتماعی که در آنها حضور داشتم ، معمولاً از نشانههای بصری استفاده میکنیم که بتوانند فشارهای اجتماعی و وضعیت شخصیتها را منتقل کنند؛ رنگهای سرد، خاکستری، رنگهای طبیعی و کمزرقوبرق، بافتهای فرسوده در لوکیشنها و حتی طراحی لباسهایی که با فضای محیط همسو باشند، همگی در خدمت شکل دادن به این فضا قرار میگیرند.
از نظر میزانسن هم تفاوتهای زیادی وجود دارد؟
بله. در «رها» به دلیل انزوا و فشارهایی که بر شخصیتها وارد میشود، بیشتر با قابهای بسته و ترکیببندیهای ثابتتر مواجه بودیم. در آن فیلم، راهروها، درها و مرزهای فیزیکی میان آدمها نقش مهمی در طراحی بصری داشتند و تلاش میکردند فاصلهها و تنشهای میان شخصیتها را برجسته کنند. حرکت دوربین هم در این دو فضا کاملاً متفاوت است. در فیلم های اجتماعی؛ دوربین بیشتر نقش ناظر را دارد تا اجراکننده. نماها طولانیتر هستند، میزانسن ها پیچیده تر ، حرکتها همسو با محتوا و دوربین فرصت بیشتری برای مشاهده در اختیار مخاطب قرار میدهد. در چنین فیلمی هدف این است که تماشاگر بتواند به شخصیتها نزدیک شود، وضعیت آنها را درک کند و فرصت همدلی بیشتری با آنها داشته باشد. در نهایت، تفاوتهای فنی میان فیلمبرداری آثار کمدی و اجتماعی بسیار گسترده است و به نظرم یکی از جذابترین بخشهای کار فیلمبرداری همین است که برای هر ژانر باید زبان بصری متناسب با همان فیلم را پیدا کرد.
شما فیلمهای اجتماعی و جدی متعددی را در کارنامه دارید و همچنین در آثار کمدی. شخصاً کار در کدام فضا برایتان جذابتر است؟
پاسخ به این سؤال کمی دشوار است، چون ممکن است برداشتهای مختلفی از آن شود. دغدغه شخصیام همیشه فیلمهای جدی، معناگرا و آثاری بوده که بتوانند روی نگرش انسانها، سبک زندگی آنها و حتی فلسفه وجودیشان تأثیر بگذارند؛ آثاری که مخاطب را به فکر کردن وادار کنند و بتوانند انسان را به سمت تعالی سوق دهند. البته سینمای کمدی هم میتواند چنین تأثیری داشته باشد، اما به اعتقاد من تأثیرگذاری فیلم اجتماعی معمولاً مستقیمتر و عمیقتر است. در عین حال معتقدم ساخت کمدی از بسیاری جهات دشوارتر است. در دنیایی که مردم با حجم زیادی از مشکلات وارد سالن سینما میشوند، شما باید بتوانید برای مدتی آنها را از آن فضا جدا کنید. مخاطب انتظار دارد مشکلاتش را پشت درِهای سالن سینما بگذارد و فیلم کمدی برای مدتی او را رها کند. از این منظر، فیلم کمدی میتواند چون اکسیری ، آلام بخش دردهایشان باشد. خرسندم که فیلمبرداری چند کمدی پرفروش را در سالهای اخیر تجربه کردهام؛ «کفایت مذاکرات» هم در کنار وجه سرگرمکنندهاش، تلاش میکند به موضوعی اجتماعی حائز اهمیتی چون رحم اجارهای توجه کند. همین که فیلم بتواند نسبت به چنین موضوعی حساسیت ایجاد کند و برای مخاطبانی که به نوعی با این مسئله روبرو هستند ، تلنگری باشد، بسیار ارزشمند است.