
مهدیه مالکی/صبا: فیلم سینمایی «ماجراجویی در جزیره جیمز باند» تازهترین ساخته بهمن گودرزی است که با بازی محسن کیایی و سام درخشانی در فضایی کمدی ـ ماجراجویانه روایت میشود. عنوان فیلم از جزیره مشهور جیمز باند در تایلند گرفته شده؛ لوکیشنی که شهرت جهانی خود را از حضور در یکی از فیلمهای مجموعه جاسوسی «جیمز باند» به دست آورده است. لازم به توضیح است که این فیلم طبق آمار فروش هفتگی بعد از «تهران کنارت» با فروش بیش از ۹ میلیارد تومان در رتبه دوم فروش هفتگی قرار گرفته است. رتبه سوم نیز به فیلم «کفایت مذاکرات» به کارگردانی سهیل موفق اختصاص دارد.
بهمن گودرزی، کارگردان فیلم «ماجراجویی در جزیره جیمز باند» در گفت و گو با صبا درباره حفظ ریتم در کمدیهای ماجراجویانه گفت: اولین گام برای جلوگیری از افت ریتم، فیلمنامه است و فرقی هم نمیکند کمدی باشد یا ماجراجویی یا درام یا هر ژانر دیگری؛ اول فیلمنامه است.
وی افزود: وقتی برای فیلمنامه وقت میگذارید و آن را جذابتر میکنید، ساختمان فیلمنامه اتفاقاتی را با خودش میآورد که در موفقیت فیلم دخیل است و در کنار فیلمنامه، بازیگر و عوامل و فیلمبردار و دیگر بخشها هم مهماند، اما تجربه سینمای ایران و جهان ثابت کرده حتی اگر کلکسیونی از بازیگران درجهیک هم داشته باشید، اگر فیلمنامه جاندار نباشد، اتفاقی نمیافتد.
برای فیلمنامه وقت گذاشتیم
این کارگردان ادامه داد: ما در این پروژه، مثل کار قبلیام، روی فیلمنامه خیلی وقت گذاشتیم و عوامل دیگر هم دست به دست هم داد تا خوشبختانه فیلمی ساخته شود که به نظر کسانی که دیدهاند، هم آبرودار است، هم خوشساخت و هم تماشاگر را راضی از سالن بیرون میفرستد.
گودرزی درباره چرایی پذیرش کارگردانی این پروژه و نقش فیلمنامه در تصمیمش گفت: کمتر پیش میآید فیلمنامهای کاملاً آماده را به من بدهند که صرفاً بسازم و من معمولاً از همان طرح چندخطی و از ابتدای شکلگیری ایده، در نگارش حضور دارم و همراه دوستان، چه تهیهکننده و چه گروه مشارکتکننده، فیلمنامه را تکمیل میکنیم و جلو میبریم؛ در این فیلم هم چون خودم تهیهکننده بودم، طبیعی است که از ابتدا درگیر فیلمنامه باشم.
وی افزود: این مشارکت در نگارش، همان چیزی است که خروجیاش روی ریتم و کیفیت کار اثر میگذارد و در نهایت به همان نتیجهای میرسد که درباره همراه نگه داشتن مخاطب تا انتهای فیلم میگویند.
پیشنهادهای اصلاحی در حین نگارش؛ از نویسنده تا بازیگر
کارگردان «ماجراجویی در جزیره جیمز باند» با اشاره به روند بازنویسیها و تعامل با نویسنده توضیح داد: در فرآیند نگارش، طبیعتاً همیشه پیش میآید که به نویسنده پیشنهاد بدهیم فلان بخش تغییر کند و نویسنده بخشی را مینویسد یا نسخه کامل را میآورد و بعد با هم بررسی میکنیم و میگوییم اینجا بهتر است اینطور شود، هرچند تایتل نویسندگی معمولاً یک نفر است، اما خروجی نهایی در درجه اول از ذهن کارگردان و گاهی از همراهی دیگر افراد در تولید هم تأثیر میگیرد.
وی افزود: حتی بعد از کامل شدن فیلمنامه و در مرحله تمرین و تولید، بعضی بازیگرها هم پیشنهادهایی میدهند مثلاً محسن کیایی چند پیشنهاد و ایده داد که ما در فیلم لحاظ کردیم.
نظر جمع میکنم، اما مدیریت میکنم به فیلم آسیب نخورد
گودرزی درباره برخوردش با پیشنهادهای عوامل و بازیگران گفت: طبیعی است که بعضی پیشنهادها به نفع فیلم است و بعضی پیشنهادها هم ممکن است کمکی نکند یا حتی به کار آسیب بزند بر این اساس من نظرات را جمع میکنم و سعی میکنم مدیریت کنم
بهمن گودرزی، کارگردان فیلم «ماجراجویی در جزیره جیمز باند»، درباره رضایت اکران فیلم در دوره پسا جنگ گفت: فیلم من نهم دی ماه اکران شد یعنی اکران این فیلم با اعتراضات نهم دی ما، قطعی اینترنت، جنگ و تعطیلیهای پیدرپی عملاً فضای تبلیغات و رونق سینما را از بین برد.
وی افزود: در این مدت سینماها با تعطیلی و محدودیت مواجه بودند و با وجود هزینههایی که برای تولید انجام شده بود، امکان تبلیغات درست وجود نداشت. حتی تا همین روزهای اخیر هم اینترنت نداشتیم و این مسئله روی دیده شدن فیلم اثر گذاشت.

فیلم، مجموعهای از اتفاقات تلخ را تجربه کرد
این کارگردان ادامه داد: در واقع این فیلم همه اتفاقات را تجربه کرد؛ از تعطیلی و بایکوت گرفته تا قطع اینترنت و زلزله و اگر آتشفشان رخ دهد دیگه همه چیز تکمیل است، با این حال، یکی دو سه هفته است که مردم دوباره به سینما برگشتهاند و تازه متوجه شدهاند چنین فیلمی روی پرده است.
گودرزی افزود: در همین مدت کوتاه، فیلم در رقابت با آثار دیگر عملکرد خوبی داشته و در کنار فیلمهای همزمان و فیلمهایی که از عید روی پردهاند، در خیلی از روزها صدرنشین فروش روزانه بوده است و امیدوارم این روند ادامه پیدا کند تا سرمایهای که کاملاً خصوصی است و با مشارکت من و چند نفر از دوستان تأمین شده، برگردد.
در کمدی هم خط قرمز را فیلمنامه تعیین میکند
وی در پاسخ به اینکه بازیگران در شوخیهای فیلم چقدر آزادی عمل دارند گفت: فیلمهای من کاملاً وابسته به فیلمنامه است و ۹۵ درصد چیزی که روی پرده میبینید همان است که در فیلمنامه لحاظ شده و از فیلترهای من رد شده است و من اساساً اجازه نمیدهم بداههپردازی بازیگر فیلم را به سمت دیگری ببرد یا از کنترل خارج کند و نهایتاً پنج درصد ممکن است در صحنه، بر اساس خلاقیت بازیگر یا فضای اتمسفر، به بهتر شدن کار کمک کند، اما چهارچوب اصلی همان فیلمنامه است و خط قرمز هم همانجاست.
موفقیت فیلمهایم از ساختار و ریتم میآید
گودرزی با تأکید بر اهمیت ساختار در کمدی ادامه داد: علت موفقیت فیلمهایم این است که همیشه یک چهارچوب، ساختار و ریتم مشخص داشتهاند و در این فیلم هم با وجود کمدی بودن، مراقب بودیم کار از نظر شکل و شمایل و ریتم، آبرومند و کنترلشده بماند.
وی افزود: حتی در پایانبندی فکر میکردم ممکن است فیلم به سمت یک جمعبندی کلیشهای برود، اما خوشبختانه این اتفاق نیفتاد و کار در نهایت یک تلنگر اجتماعی هم با خودش داشت.
کمدی باید سرگرم کند اما بیاثر و فراموششدنی نباشد
این کارگردان درباره اهمیت پیام در فیلمهای کمدی گفت: تلاش ما این بوده که فیلم علاوه بر سرگرمکنندگی، قصه و پیام هم داشته باشد؛ به شکلی که تماشاگر وقتی از سالن بیرون میآید، چند ساعت ذهنش درگیر باشد، نه اینکه به محض تمام شدن تیتراژ، همه چیز را فراموش کند.
وی افزود: در این فیلم هم مثل کارهای قبلی، سعی کردیم پیامهایی را منتقل کنیم و یکی از محورهای اصلی، مسئله طمع است؛ چیزی که به اعتقاد من یکی از بزرگترین بلاهای بشر است و میتواند رفاقت و زندگی را تخریب کند.
تلنگر اخلاقی درباره طمع، دروغ و قانع بودن به حق خود
گودرزی ادامه داد: پیامهایی که در فیلم هست، حول همین طمع شکل میگیرد؛ اینکه آدم تا یک جایی به حق خودش قانع باشد و دروغ نگوید و اینها اخلاقیاتی است که متأسفانه روز به روز در جامعه و حتی در کل دنیا کمرنگتر میشود و هدف این بود که یک تلنگر به تماشاگر بزنیم و عاقبت راههای غلط را نشان بدهیم تا مخاطب متوجه شود مسیرهایی مثل دروغ و زیادهخواهی، آخر و عاقبت خوشی ندارد.
بهمن گودرزی، کارگردان فیلم «ماجراجویی در جزیره جیمز باند»، درباره شباهت نام فیلم با مجموعه «جیمز باند» و اینکه آیا انتخاب عنوان برای جذب مخاطب بوده است، گفت: لوکیشن فیلم جزیره جیمز باند در تایلند است که در یکی از فیلمهای جیمز باند هم از همان فضا استفاده شده است به همین دلیل اسم کامل فیلم شد «ماجراجویی در جزیره جیمز باند» و طبیعی است که مخاطب آن را به شکل کوتاهتر هم به عنوان «جیمز باند» صدا بزند و و لوکیشین فیلم از همان ابتدا تایلند بود چون یکی از سرمایهگذاران ما که کمپانیاش هم در تایلند است.
تایلند از ابتدا انتخاب اصلی پروژه بود
این کارگردان درباره روند انتخاب بازیگران نیز گفت: محسن کیایی و سام درخشانی از اولین گزینههایی بودند که در پیشتولید به آنها فکر کردیم و اینها اتفاقهایی نیست که هولکی و دمدستی رخ بدهد، برای تکتک انتخابها وقت گذاشتیم؛ چه عوامل پشت صحنه، چه بازیگر، چه قصه البته بعضیها میگویند کمکار هستی، اما من ترجیح میدهم انرژی بگذارم و وقت بگذارم تا کار آبرومند تحویل بدهم گرچه میشود همزمان دو پروژه رفت و آمد کرد و کار غیرقابل قبول ساخت، ولی نتیجهاش فیلمی میشود که ساختار ندارد و تماشاگر راضی نیست و ما قید درآمد بیشتر و کار بیشتر را زدیم تا متمرکز کار کنیم.

فروش کلیه در فیلم، بستری برای طرح یک تلنگر اجتماعی است
کارگردان «ماجراجویی در جزیره جیمز باند» در پاسخ به پرسشی درباره انتخاب یک سوژه دردناک اجتماعی مانند فروش کلیه در قالب کمدی و اینکه مبادا فیلم از رنج آدمها یک کمدی بیرحم بسازد، گفت: این مسئله یک واقعیت تلخ اجتماعی است و فقط مختص ایران نیست؛ در تمام دنیا وجود دارد. ما هم در تهران میبینیم که جلوی بیمارستانها و حتی روی در و دیوار آگهی میزنند و این از فشار اقتصادی میآید، اتفاقاً نکته اصلی فیلم همان طمع است؛ اینکه آدمها در یک مسیر غلط، وسوسه میشوند و فکر میکنند راه میانبُر وجود دارد، اما عاقبتش را میبینند و تلاش ما این بود که تلخی ماجرا دیده شود و مخاطب هم بخندد، اما در نهایت با یک تلنگر از سالن بیرون برود و متوجه شود این راهها پایان خوبی ندارد.
وی در پاسخ به سؤالی درباره استفاده از برخی دیالوگها و تکیهکلامها در فیلم که ممکن است برای مخاطب زننده باشد، گفت: این دیالوگها آگاهانه و در راستای شخصیتپردازی و نشان دادن عمق روابط شخصیتها انتخاب شده است، برای اینکه مخاطب باور کند این دو نفر رفاقتی قدیمی و عمیق دارند، باید مناسبات رفاقتی آنها به درستی شکل میگرفت و اگر این سطح از نزدیکی و حشر و نشر وجود نداشته باشد، تماشاگر نمیپذیرد که یک نفر به خاطر دیگری از زندان بیرون بیاید، راهی تایلند شود و حتی تا پای بخشیدن کلیهاش هم برود.
دیالوگهای تند برای خنداندن نیست، برای عمق دادن به رفاقت است
گودرزی با تأکید بر اینکه این واژهها صرفاً برای گرفتن خنده از مخاطب نبوده است، افزود: هیچکس با شنیدن این الفاظ نمیخندد؛ اینها ماهحصل همان رفاقتی است که قصه را پیش میبرد و در واقع این زبان، ابزاری برای «معجز» کردن قصه و باورپذیر کردن اطمینانی است که بین شخصیتها وجود دارد.
این کارگردان درباره میزان رضایت از استقبال مخاطبان در هفتههای اخیر بیان کرد: پتانسیل سینمای ما بسیار فراتر از این ارقام و تعداد تماشاگر فعلی است، هرچند از استقبال نسبی راضی هستم، اما قابلیت فیلم بسیار بیشتر از اینها بود و پیشبینی ما این بود که فیلم در شرایط عادی، حداقل ۲۰۰ میلیارد تومان بفروشد، اما وقایع اخیر و وقفههایی که ایجاد شد، بر روند فروش اثر گذاشت.
سینما ارزانترین تفریح است، اما همچنان با بحران مخاطب روبروست
وی با انتقاد از وضعیت اقتصادی تولید در سینما توضیح داد: در حال حاضر قیمت یک بلیت سینما با قیمت یک پاپکرن برابری میکند و سینما همچنان ارزانترین تفریح محسوب میشود؛ اما با این مبالغ، هزینههای سنگین تولید برنمیگردد و سینماداران هم با هزینههای بالای نگهداری و حقوق پرسنل تحت فشار هستند.
گودرزی ادامه داد: در کشور ما نه تنها به سینما سوبسید تعلق نمیگیرد، بلکه مالیات و ارزش افزوده هم از آن کسر میشود؛ یعنی ما از چند جهت تحت فشار هستیم، با این حال امیدوارم با اکران فیلمهای خوب، رونق به سالنها بازگردد، چرا که هنوز بخشی از مخاطبان حرفهای سینما بعد از اتفاقات اخیر به سالنها برنگشتهاند.
«جیمز باند» بیان یک معضل اجتماعی در قالبی مفرح است
کارگردان «ماجراجویی در جزیره جیمز باند» در پایان درباره هویت اصلی فیلم خود گفت: جیمز باند صرفاً برای خنداندن ساخته نشده است؛ هدف ما این بود که یک معضل اجتماعی را در قالبی مفرح بیان کنیم البته تماشاگر باید در طول زمان حضور در سالن لذت ببرد و حالش خوب باشد، اما در نهایت میخواهیم وقتی از سینما خارج میشود، یک پیام انسانی و درست را هم دریافت کرده باشد که همیشه گوشه ذهنش باقی بماند.