
به گزارش خبرنگار صبا، در جهانِ نگارگریِ رضا بدرالسماء، تصویر تنها بازنماییِ یک واقعه نیست؛ بلکه روایتی از معنا، شهود و پیوندهای عمیق قدسی است. او که از کودکی با عشق به ائمه اطهار(ع) و فضای معنوی حرم امام رضا(ع) رشد کرده، امروز نگارگری مذهبی را زبانی برای بیانِ ناگفتههای درونی و حقایق فراتر از ظاهر میداند. بدرالسماء در گفتوگو با صبا، از نسبت میان تخیل و حرمت در هنر آیینی گفته و تأکید میکند که هنرمند مذهبی نباید تنها به بازنمایی ظواهر اکتفا کند، بلکه باید لایههای عمیقتری از حقیقت را آشکار سازد؛ حقیقتی که در نگاه او، از عید قربان تا عاشورا و مفهوم «ذبح عظیم» امتداد پیدا میکند.
به نظر میرسد علاقه شما به نگارگری مذهبی ریشهای عمیق و شخصی دارد. این مسیر برای شما از کجا آغاز شد؟
ما از خود چیزی نداریم، اما از همان سنین طفولیت، روزبهروز علاقهمان نسبت به ائمه علیهمالسلام بیشتر شد. بهخصوص آثاری که اساتید در حوزه هنر آیینی خلق میکردند برای من بسیار قابل احترام بود و همیشه عشق و آرزو داشتم که روزی بتوانم مثل آنها کار کنم. از طرفی، علاقه شدیدی هم به هنر نقاشی داشتم و احساس میکنم خداوند ما را برای همین مسیر آفریده است. واقعاً هیچوقت به رشته یا کار دیگری علاقه نداشتم و هنوز هم ندارم. همیشه دوست داشتم با قلمم بتوانم در مسیر ولایت و در بزرگداشت مقام ائمه اطهار علیهمالسلام آثاری خلق کنم.

برای نزدیک شدن به نگارگری مذهبی بیشتر به روایات و متون تکیه میکنید یا به شهود و حس هنری خودتان؟
بیشتر به علاقه و باور درونی برمیگردد. هر اثری که خلق میشود، بازتاب تفکرات همان هنرمند است؛ چه تابلویی باشد که نقش میبندد، چه شعری که گفته میشود یا متنی که نوشته میشود. اگر این آثار از ضمیر انسان نجوشد، خیلی مصنوعی میشود و در اصل نوعی دروغ است. ممکن است کسی فقط حرفی بزند که به نظرش زیبا یا هنرمندانه باشد، اما اگر از درون او برنخاسته باشد، ماندگار نمیشود و به دلها نمینشیند. من امیدوارم خودم هم در همین مسیر باشم، چون از همان کودکی همراه خانواده مشرف میشدیم به حرم آقا علیبنموسیالرضا(ع). وقتی آن صحن و بارگاه را میدیدیم، انگار وارد دنیایی بهشتی شده بودیم و همان جنبه معنوی در وجود ما اثر گذاشت.
در نگارگری مذهبی مرز میان تخیل هنرمند و حرمت موضوع کجاست؟ این دو چطور میتوانند در کنار هم یک اثر جذاب خلق کنند؟
این مسئله بسیار مهمی است. اگر صرفاً بخواهیم همان چیزی را که میبینیم عیناً به تصویر بکشیم، شاید نتوانیم حق مطلب را ادا کنیم. هنر زمانی معنا پیدا میکند که هنرمند بتواند برداشت و نگاه خودش را در قالب یک اثر هنری ارائه دهد؛ بدون اینکه لزوماً اشاره مستقیم یا کلامی داشته باشد. مثلاً درباره زندگی ائمه اطهار علیهمالسلام، همه آن بزرگواران ـ جز حضرت ولیعصر(عج) که در حیات هستند ـ به شهادت رسیدند. ما باید بتوانیم با اشارات هنری این مفاهیم را نشان دهیم؛ آن هم در مسیری که برگرفته از قرآن کریم، فرمایشات الهی و ادامه راه انبیاست.
به نظر میرسد در آثار شما، فقط روایت یک واقعه مطرح نیست، بلکه به پیام و امتداد تاریخی آن هم توجه دارید.
دقیقاً همینطور است. مثلاً درباره ضامن آهو، اگر صرفاً بخواهیم فقط همان روایت مشهور را تصویر کنیم و به مسائل عمیقتر نپردازیم، به نظرم کوتاهی کردهایم و حق مطلب ادا نشده است. آقا علیبنموسیالرضا(ع) به ایران تشریف آوردند و تقدیر الهی چنین بود که حضور ایشان در این سرزمین منشأ برکات بزرگی شود. در آن زمان، علمای بسیاری گرد آمدند تا فرمایشات حضرت را مکتوب کنند. حدیث سلسلهالذهب که از ایشان نقل شده، بسیار مختصر اما فوقالعاده عمیق و پربار است و مسئله ولایت را تبیین میکند. به نظر من اگر ما بیشتر به همین معارف بپردازیم، میتوانیم آن حقانیت ائمه اطهار را نشان دهیم؛ همان مسیری که همه انبیا برای آن برانگیخته شدند تا کلمه «لا اله الا الله» در جهان جاری شود و انسانها به کمال و یگانگی خداوند برسند.

آیا تاکنون اثری با موضوع عید قربان، قربانی شدن و تسلیم در برابر خدا خلق کردهاید؟
بله، کارهایی در این زمینه انجام شده است، اما درباره عید قربان به نظرم باید بیشتر به «ذبح عظیم» پرداخته شود. ما در روایات داریم که خداوند قربانی حضرت ابراهیم را با «ذبح عظیم» پذیرفت و همه علمای شیعه معتقدند که این «ذبح عظیم» نمیتواند صرفاً یک قربانی ظاهری باشد. در روایات هم آمده که منظور از آن، شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) است. به همین دلیل، وقتی درباره عید قربان صحبت میکنیم، نباید فقط به ظواهر بپردازیم. من هم خوشبختانه آثاری درباره حضرت اباعبدالله(ع) با همین نگاه خلق کردهام.
در واقع شما مفهوم قربانی و تسلیم را در پیوند با واقعه عاشورا میبینید؟
بله، دقیقاً. البته ممکن است مخاطب در نگاه اول مستقیماً این صحنه را نبیند، اما آن مفهوم در اثر حضور دارد. مثلاً درباره شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها، چند سال پیش توفیق داشتیم در حرم حضرت سیدالشهدا(ع) اثری ارائه کنیم. آنجا به این نتیجه رسیدم که نباید فقط به ماجرای آسیب دیدن حضرت پشت در یا شهادت فرزندشان بسنده کنیم، بلکه باید عواقب آن فاجعه را هم نشان دهیم؛ اینکه آن ظلم چگونه بعدها به شهادت فرزندان حضرت زهرا سلاماللهعلیها و واقعه کربلا منتهی شد. در آن تابلو تلاش کردیم نشان دهیم آن آتشی که دشمنان اسلام و منافقین برافروختند، چگونه ادامه پیدا کرد و به شهادت حضرت اباعبدالله(ع)، یاران ایشان و حتی استمرار این مسیر تا امروز رسید. این خون هنوز جاری است و ما در جهان میبینیم که دشمنان اسلام چگونه در طول تاریخ رشد کردند و چه جنایتهایی علیه مسلمانان انجام دادند. امیدواریم این پرچمی که از قیام حضرت اباعبدالله(ع) برافراشته شده، در نهایت به دست صاحب اصلیاش، حضرت صاحبالزمان(عج)، برسد.

اگر بخواهید بار دیگر اثری درباره عید قربان خلق کنید، مرکز ثقل تصویر شما چه خواهد بود؟
وقتی میخواهم اثری خلق کنم، اول از خداوند و ائمه اطهار استمداد میطلبم. اگر عنایت آنها نباشد، واقعاً خلق اثر بسیار سخت است. خیلی وقتها مخاطبان میپرسند آیا الهام میگیرید یا خواب میبینید؟ واقعیت این است که همین الهامات و عنایات است که باعث خلق اثر میشود، چون ما از خودمان چیزی نداریم. الان هم حضور ذهن ندارم که دقیقاً چه تصویری خلق خواهد شد، اما فرمایش شما انگیزه بیشتری به من میدهد که باز هم به مفهوم «ذبح عظیم» بپردازم و انشاءالله بتوانیم این حقیقت را به بهترین شکل نشان دهیم.
یعنی قصد دارید باز هم با همین رویکرد به موضوع «ذبح عظیم» بپردازید؟
بله، انشاءالله.