سکوت اهل فرهنگ در برابر رنج مردم، نوعی غیبت اخلاقی است؛ روایت حسین نورشرق از خانه‌ای که دو بار بمباران شد | مجموعه رسانه ای صبا
امروز سه‌شنبه, ۲۶ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۳۷:۲۳
خواننده و آهنگساز کنسراتوار چایکوفسکی در گفت‌و‌گو با صبا،

سکوت اهل فرهنگ در برابر رنج مردم، نوعی غیبت اخلاقی است؛ روایت حسین نورشرق از خانه‌ای که دو بار بمباران شد

حسین نورشرق، خواننده و آهنگساز، هنرمندی است که خانه‌اش در حملات اخیر به تهران (حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی) دو بار هدف قرار گرفته؛ یکی ۳۰ اسفند و دیگری ۹ فروردین. او که بیشتر عمرش را میان ایران و روسیه و اشتغال در کنسرواتوار چایکوفسکی مسکو گذرانده، حالا تمام وسایل خانه‌اش را از دست داده، تنها یک سه‌تار سالم مانده و عکس پرتره پدرش و فقط لباس‌هایش را از زیر آوار بیرون آورده است. او در این گفت‌وگو، از گسست خلاقیت، وعده‌های فراموش‌شده، و ضرورت همدلی هنرمندان با جامعه آسیب‌دیده به صیا گفت.

ناصر ارباب/صبا، جنگ تنها دیوارها را خراب نمی‌کند؛ «توالی خلاقیت» را هم متوقف می‌کند. حسین نورشرق که سال‌ها در ایران و خارج از ایران کار موسیقی و تئاتر کرده، حالا می‌گوید خانه برای او فقط سرپناه نیست، «کارگاه خلق» است. از اینکه در این شرایط سخت از مشکلات شخصی‌اش بگوید شرم دارد، اما به اصرار، روایت می‌کند که چگونه در روزهای بعد از جنگ، پروازها بسته شد، کنسرت خارج از کشور لغو گردید، و خانه دو بار با فاصله چند روز مورد اصابت قرار گرفت. او حالا در هتلی که شهرداری تهران در اختیار آسیب‌دیدگان قرار داده، زندگی می‌کند و مهم‌ترین پیامش به مسئولان این است: قول ندهید اگر نمی‌توانید عمل کنید.
در ادامه گفت و گو صبا با حسین نورشرق را می‌خوانید.

متوجه شدیم که در جنگ خانه‌تان آسیب دیده.  همه چیز از بین رفته؟
بله، منزل ما دوبار مورد اصابت قرار گرفت. تقریباً همه چیز ویران شد. یک نوبتش ۳۰ اسفند و یک نوبت دیگر ۹ فروردین. الان کلاً خانه آسیب دیده، به غیر از یکی از سه‌تارهایم که زیر باکس تخت بود، بقیه سازها و وسایل منزلم آسیب دید. همه وسایل خانه آسیب دید. فقط توانستم لباس از خانه‌ام بیرون بیاورم. متأسفانه این طور است دیگر.
شهرداری تهران کمکی به شما کرده؟
بله، شهرداری عجالتا به من یک اتاق در هتل داده، در کنار بقیه همشهری‌های عزیزی که مثل خود من خانه‌هایشان را از دست داده‌اند.

پس روی کارتان تأثیر گذاشته؟
روزی که جنگ شروع شد (روز شنبه نهم اسفند)، من دو روز بعدش یک کنسرت خارج از کشور داشتم که به همراه آقای علی بهرامی‌فر می‌رفتیم. شنبه که این اتفاق افتاد، پروازها بسته شد. دوشنبه یک نوبت پشت خانه من را زدند و من از تهران رفتم. رفتم و آمدم. اما سی‌ام اسفند دقیقاً سه متری خانه ما را زدند و ۹ فروردین برای نوبت دوم زدند و کلاً همه چیز از بین رفت و بعد من کلاً از تهران خارج شدم.
از طرف ادارات هنری حمایتی شد؟
اینقدر وضعیت مردم سخت است و مردم آسیب دیده‌اند که صحبت کردن در مورد مشکلاتی که برای من پیش آمده سخت است، طوری که واقعاً رویم نمیشود  در مورد مسائل شخصی‌ام صحبت کنم. چند روز پیش انجمن موسیقی تماس گرفت، یک یادداشتی نوشتم که موضوع مربوط به خود من نشود در مورد حافظه، بازسازی و مسئولیت جمعی نوشتم. آدم‌هایی هستند که در این حملات آسیب جانی دیده‌اند. با اینکه به خاطر آسیب هولناکی که دیدم نیاز به کمک دارم، واقعاً سکوت کردم که فعلاً بتوانیم از این شرایط جنگ بیرون بیاییم.
مهم‌ترین مشکلی که برای یک موزیسین در این شرایط پیش می‌آید چیست؟
من امیدوارم که کمک شود، مخصوصاً به کسانی که موزیسین هستند. اینها به غیر از وسایل معمول زندگی، در خانه ساز دارند و این سازها بعضی‌شان خیلی گران‌قیمت است و به سختی در طول سال‌ها آدم می‌تواند تهیه کند. خانه برای ما صرفاً دیوار و اشیاء نیست؛ خانه جایی است که ما در آن کار خلاقه انجام می‌دهیم، می‌سازیم. یک معضل اساسی که به وجود آمده، آن گسستی است که در زندگی ما اتفاق افتاده. من هر کاری داشتم در دستم، همه متوقف شده. هیچ چیزی دیگر در دسترسم نیست.
کارهایی هم داشتید که از بین رفت؟
بله، چند تا کار ترجمه داشتم که یک بخش‌هایش روی کاغذ بود. متأسفانه نتوانستم همه آن بخش‌ها را از زیر آوار خارج کنم. روز اولی که بعد از حادثه آمدم، در آن اتاق کارم (که اتاق خوابم هم هست)، با اینکه نیروهای هلال‌احمر بسیار کمک کردند و من از صبح تا عصر با دست خالی آواربرداری کردم تا کاغذها و یادداشت‌هایم را بیرون بکشم، خب نتوانستم همه ترجمه‌ها و کاغذها را نجات بدهم.
اگر بخواهید مشکلات را بگویید؟
بله. قسمت اول این است که ماهایی که کار موسیقی می‌کنیم ساز از دست می‌دهیم و این سازها هم قیمت مادی دارند هم ارزش معنوی. بخش دیگر این است که ما در خانه‌مان کار می‌کنیم و خلاقیت در خانه اتفاق می‌افتد. این گسست خیلی جدی است. با این حساب که من خارج از ایران زندگی می‌کنم و بیست و چند سال است مرتب با ایران رفت‌وآمد دارم، زندگی در تهران بخش مهمی از پروسه خلاقیت و تولیدم بود. یک آپارتمان خیلی کوچولو که در آن زندگی می‌کردم از این لحاظ خیلی مهم بود.


پیشنهاد شما برای مسئولان در این شرایط چیست؟
در مطلبی که برای سایت انجمن موسیقی نوشتم به این موضوع اشاره کردم. هر جنگی دو میراث از خودش به جا می‌گذارد: یکی ویرانی، یکی شکوفایی. بعد از جنگ‌ها یک دوران سختی وجود دارد که اگر درست به آن نگاه شود، می‌تواند منجر به شکوفایی شود. این منوط به این است که مسئولان بتوانند اعتمادسازی انجام دهند. این خیلی مهم است. مهم است قول‌هایی که می‌دهند را عمل کنند. اگر قرار نیست کمکی بشود، خیلی خوب است که مردم بدانند. قول‌هایی داده نشود که بعد به دست فراموشی سپرده شود.
نگران بی‌اعتمادی پس از جنگ هستید؟
دقیقاً. این جنگ یک شوک اجتماعی، اقتصادی و بسیار عجیب به جامعه ما بوده. با امیدی این وعده‌ها را می‌شنویم و بعد همه چیز سرد می‌شود. مردمی که این همه هزینه دادند، لازم نیست به آنها وعده نشدنی داده شود. اگر بگویند «ما نمی‌توانیم کمک آنچنانی بکنیم، همه در شرایط جنگی هستیم و هر کسی باید تلاش کند» خیلی بهتر خواهد بود.
رفتار حاکمیت را بعد از بمباران‌ها چطور دیدید؟
می‌دانم که حاکمیت تلاش می‌کند همه چیز را مدیریت کند که نارضایتی ایجاد نشود. نیروهایی که با آنها مواجه شدیم، رفتارشان این بود که دل‌پناه مردم باشند. ولی مرور روزها و حجم اتفاقات از میزان این دل‌پناهی کم کرد. من به دلیل اینکه سال‌ها خارج از ایران کار نمایش می‌کنم، با مسائل عاطفی و روانی آدم‌ها سر کار دارم.آن گرمایی که قرار بود از طرف کارکنان دولت -که به طور مستقیم با آسیب‌دیدگان در ارتباط‌اند- منتقل شود، دارد سرد می‌شود. این خوب نیست. مردم ما واقعیت را می‌پذیرند. اگر از روز اول بدانند که باید خودشان معضلات را حل کنند، کمتر دچار ازهم‌گسیختگی روانی می‌شوند، ولی بی‌اعتمادی توانایی تحمل دوران پس از جنگ را سخت می‌کند.


شما در روسیه و کنسرواتوار چایکوفسکی مسکو کار می‌کنید. فعالیت‌های هنری‌تان چه مشکلاتی پیدا کرد؟
در این دوران جنگ، من هم اجرای نمایش داشتم و هم چند تا کنسرت موسیقی که همه متوقف شده. الان لازم است بروم مسکو و همه چیز به هم ریخته. تا حدی در این شرایط جنگ این بهم‌ریختگی‌ها طبیعی است و سعی می‌کنم مدیریت کنم. اما مهم این است که کار خلاقه برای هنرمند متوقف نشود. متولیان حوزه فرهنگ باید با آغوش باز و بلندنظری همه را دعوت کنند؛ حتی هنرمندانی که سکوت کردند، کنار کشیدند، مخالف بودند یا منتقدند.
حرف پایانی …
یک مطلبی که قبلاً گفتم این است که سکوت بخش‌هایی از فضای فکری و هنری جامعه، الان تبدیل به یک مسئله قابل تأمل شده. مطلقاً منظورم این نیست که هنرمند وظیفه دارد واکنش آنی نشان دهد، اما در بزنگاه‌های انسانی مثل الان، حداقلی از همدلی و حساسیت نسبت به رنج مردم وجود داشته باشد. من خودم آدم منتقدی بودم و هستم و خواهم بود. کسی که در حوزه فرهنگ کار می‌کند همیشه حساسیت دارد و نقش منتقد دارد. ولی در بزنگاه‌هایی مثل الان که کودکان، سالمندان و مناطق غیرنظامی آسیب دیده‌اند، اهل هنر و اهل نظر باید حساسیتشان را بیان کنند؛ همراه با انتقادشان. اگر فاصله‌گیری اهل فرهنگ از قطب‌بندی‌های سیاسی به معنای فاصله گرفتن از رنج آدم‌ها باشد، دیگر موضوع بی‌طرفی نیست، نوعی غیبت اخلاقی است. من امروز این حساسیت را دارم که باید در کنار جامعه‌ام باشم. کاری ندارم که خودم آسیب دیدم. اگر نقدی هم دارم، در زمان خودش مطرح می‌کنم. امیدوارم با حداقل آسیب به کشورم، به فرهنگم، به ایران عزیزم از این بحران بیرون بیاییم.

حسین نورشرق خواننده ایرانی است که در دو کشور ایران و روسیه زندگی و کار می کند. حسین با توانایی‌های غنی آوازی و نیز شناخت و درک عمیق از سیستم ساخت موسیقی کلاسیک ایران (ردیف) فعالانه سنت‌های کهن فرهنگ موسیقی ایرانی را توسعه می‌دهد. نورشرق به طور طبیعی با نوازندگان فرهنگ‌های مختلف ارتباط برقرارمی‌کند و پروژه‌های بین‌المللی مختلفی را زنده می‌کند که با صدای خود بر قلب مردم سراسر جهان تأثیرگذار است.از مهمترین ملودی های او یک نفس ای پیک سحری و … است که در حافظه همه ما ماندگار است.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها