
به گزارش خبرنگار صبا، پژمان دادخواه پژوهشگر حوزه سینما و تئاتر درباره وضعیت بحرانی و جنگی و عملکرد هنر در این روزها با خبرنگار صبا گفت و گویی داشت که در ادامه میخوانید.
در شرایطی که جامعه با بحرانها، فشارهای روانی و تهدیدهای امنیتی نظیر جنگ مواجه است، چرا به هنر توجه ویژه میشود؟
هنر زبانی مشترک است که با تاثیرات ژرف و سازنده خود میتواند همزمان امید، همبستگی، همدلی، درک متقابل و معنا تولید کند و ارزشآفرین باشد. وقتی جامعه با بحران مواجه میشود، مردم به احساسات مثبت جمعی نیاز دارند و احتیاج دارند احساس کنند بخشی از یک کل بزرگتر هستند. هنر با بیان روایتهای مشترک و جمعی این حس آرامش و امنیت روانی را تقویت و زنده نگه میدارد.
سینما در میان سایر رشتههای هنری در این زمینه دارای چه ویژگیهایی است و چه کارکردی دارد؟
سینما هنری است که ریشههای عمیق اجتماعی دارد و انعکاس دهنده شرایط اجتماعی است. با تکیه بر این اصل، از دهههای گذشته تا امروز، فیلمها توانستهاند ضمن انعکاس و بازتاب شرایط اجتماعی، با مخاطب ارتباط عمیق احساسی برقرار کنند و ارزشها و مفاهیمی مثل ایثار، مقاومت، وفاداری، همدلی و مسئولیتپذیری را به زبان داستانی ملموس و تاثیرگذار منتقل کنند.
در شرایط بحرانی و جنگ، نقش هنر و بهطور خاص سینما چیست و چه تاثیراتی بر جامعه دارد؟
هنر و بهویژه سینما میتواند با روایتهای امیدبخش، نشان دادن نمونههای مقاومت و همبستگی و تقویت حس وطندوستی تاثیرات سازندهای داشته باشد. در واقع، سینما نه تنها به انتقال پیامهای مثبت کمک میکند، بلکه به فرد و جامعه این فرصت را میدهد تا حس همدلی، آرامش، همبستگی و امید را در دل بحران حفظ کند.
تابآوری اجتماعی مبحث مهمی در شرایط جنگ و بحران است. سینما در ساختن چنین ظرفیتی چه نقشی ویژهای ایفا میکند؟
تابآوری صرفاً یک مقوله فردی نیست، بلکه پدیدهای اجتماعی است. تابآوری یعنی توان ایستادن بعد از بحران و ادامه دادن زندگی با امید و انگیزه. به بیان دیگر توان جامعه برای عبور از بحرانها و چالشها مبین تاب آوری است. سینما با انعکاس و بازتاب الگوهای مواجهه با بحرانها و دشواریها، بیانگر این مساله مهم است که چگونه میتوان بحران را فهمید، اضطراب و ناامیدی را مدیریت کرد و به آینده روشن چشم داشت. وقتی مخاطب با قهرمان فیلم همذاتپنداری میکند، پیام امید، مقاومت، ایستادگی و توان ادامهدادن تاثیرگذارتر میشود.
سینما به عنوان یک امر زیسته و مدیوم جمعی، این قدرت را دارد که با بازسازی حافظه تاریخی و جمعی و تجارب مشترک، موجب آرامش و امنیت روانی فرد شود. وقتی مخاطب با روایت رنجهای یک قهرمان مواجه میشود، دچار تخلیه هیجانی یا همان کاتارسیس ارسطویی میشود. این مساله یکی از بنیانهای مهم تابآوری است؛ چراکه بحران و معضل را از یک رخداد ناگهانی به یک رخداد درکشدنی تبدیل میکند. به عبارتی سینما با نمایش شخصیتهایی که با بحران، چالش و سختی مواجه میشوند و ایستادگی میکنند و در شرایط بغرنج، معنای جدید میسازند، ذهن مخاطب را برای تابآوری آمادهتر میکند. همچنین سینما میتواند با ارائه الگوهای مقابلهای سالم و ترویج فرهنگ گفتوگو و مدارا، به تقویت این تابآوری کمک کند. فیلمهایی که بر همدلی و همبستگی اجتماعی تأکید دارند، میتوانند حس امنیت روانی را در جامعه افزایش دهند.
آیا سینما در شرایط بحرانی صرفاً بازتابدهنده است یا قابلیت کنشگری و تأثیرگذاری فعال دارد؟
سینما صرفاً بازتاب صرف و آینه منفعل نیست؛ بلکه میدان عمل است. فیلمسازان از طریق رمزگانهای سینمایی و تاکید بر نشانهها، برجستهسازی برخی مفاهیم و ایدئولوژیها و ارائه شخصیتهای باورپذیر، بر نگرشها و رفتار مخاطبان تأثیرگذار هستند. در شرایط بحران، سینما میتواند با تاکید بر روایت ملی و بومی، تقویت سرمایههای روانیاجتماعی و کاهش اضطرابجمعی از طریق ارائه الگوهای قهرمانی، در این زمینه نقش فعال و مثمرثمر داشته باشد.
آیا سینما میتواند در بازتعریف و تقویت هویت ملی در شرایطی که با فشارهای خارجی روبروست، نقشی ایفا کند؟
قطعاً. هویت ملی یک مفهوم پویاست که دائماً در معرض تأثیرات بیرونی و درونی قرار دارد و سینما میتواند با بازخوانی تاریخ، تاکید بر ارزشهای فرهنگی و بومی و روایت داستانهای معاصر اثرگذار، به تقویت هویت ملی کمک کند.
تجربههای موفق ایرانی در این زمینه چه بوده است؟
از فیلمهای دفاع مقدس گرفته تا آثار اجتماعی سالهای اخیر، شاهد آثاری بودهایم که توانستهاند با زبان انسانی، اخلاقی و روایت درست بر روحیه جامعه تأثیرگذار باشند. هرجا سینما انعکاسدهنده واقعیت باشد و به زندگی ملموس مردم نزدیک شود، آگاهیبخشی و تاثیراتش در تابآوری و انسجام ملی بیشتر بوده است. آثاری همچون باشو غریبه کوچک، بوی پیراهن یوسف، کیمیا، دلیران تنگستان، در چشم باد، خاتون، سفر به چزابه، تنگه ابوقریب، دسته دختران، روز صفر، روز سوم و… به نوعی استعارهای از بقای روح ایرانی در دل بحران، جنگ و ویرانی است. این آثار حافظهجمعی جامعه را شکل داده و آنرا برای مواجهه با چالشهای آینده آماده میسازند.
نقش سینما در تقویت وطندوستی چگونه قابل تفسیر است؟
وطندوستی در سینما از طریق پیوند دادن مکان به امر معنادار و دلالتمند محقق میشود. یعنی فقط جغرافیا را بیان نمیکند، بلکه بر روح یک سرزمین تاکید دارد و با هویت، خاطرهجمعی و روایتهای غرورآمیز معنا مییابد و به عنوان یک امر زیسته و انسانی بیان میشود. مثلاً در فیلم از کرخه تا راین تصویری انسانی از رزمندهای ارائه میدهد که در خارج از مرزها، معنای وطن برایش پررنگتر میشود. این وطندوستی از دل غربت و رنج سر بر میآورد.
آیا کلانروایتهایی که در سینما به آن اشاره کردید، در جوامع امروزی همچنان کارایی دارند؟ یا نیاز به روایتهای خرد و شخصیتر داریم؟
کلانروایتها مانند روایت مقاومت، هویت ملی و یا حتی روایتهای ایدئولوژیک در گذشته نقش چشمگیری در ایجاد انسجام داشتند. اما با افزایش فردگرایی در جوامع مدرن، روایتهای خرد و داستانهای شخصی اهمیت بیشتری یافتهاند. در شرایط بحران، هر دو نوع روایت میتوانند کارایی داشته باشند، اما با رویکردی متفاوت. کلانروایتها کماکان میتوانند شاکلهای برای درک بحران و معنابخشی به رنجها ارائه دهند. اما اگر این کلانروایتها نتوانند با تجربیات زیسته و دغدغههای شخصی افراد ارتباط برقرار کنند، ممکن است اثرگذاری خود را از دست بدهند. سینما میتواند با تلفیق این دو عمل کند؛ یعنی داستانی شخصی و انسانی را روایت کند که در دل یک کلانروایت بزرگتر قرار گرفتهاست. به عبارت دیگر انسان را در مرکز روایتی قرار دهد که آن داستان در بستر یک مقاومت جمعی رخ دهد.