نسل جوان میراث‌دار فرهنگ؛ هنر و رسانه پل امروز و دیروز | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۲۹:۳۸
گفت‌وگوی صبا با داوران چهارمین جشنواره بین‌المللی چندرسانه‌ای میراث فرهنگی

نسل جوان میراث‌دار فرهنگ؛ هنر و رسانه پل امروز و دیروز

به باور هیئت داوران، تبلور موفقیت در این عرصه، خلق آثاری است که علاوه بر وفاداری به ریشه‌ها، بتوانند با بهره‌گیری از جادوی هنر چندرسانه‌ای، حسی از زندگی و اثرگذاری را در مخاطب معاصر برانگیزند و با تقویت هویت جمعی، گفتمانی تازه و پویا را در بطن جامعه پایه‌گذاری کنند.

معصومه دهقان/صبا، چهارمین جشنواره بین‌المللی چندرسانه‌ای میراث فرهنگی، با تمرکز بر بخش‌های مختلف تلاش می‌کند نسل جوان را به خلاقیت و روایتگری در حوزه میراث فرهنگی تشویق کند. داوران این بخش‌ها معتقدند که آثار موفق نه تنها باید وفادار به گذشته باشند، بلکه با زبان امروز مخاطب ارتباط برقرار کنند و میراث را زنده، پرسشگر و اثرگذار کنند. از نگاه آن‌ها، هنر چندرسانه‌ای، می‌تواند گذشته را با امروز پیوند بزند، هویت جمعی را تقویت کند و گفتمان تازه‌ای در جامعه ایجاد نماید. صبا در گفت‌وگوهایی اختصاصی با سه تن از داوران و صاحب‌نظران این رویداد، یعنی «سعید الهی»، «عبدالرحیم سعیدی‌راد» و «امیرعباس تقی‌پور»، به بررسی ابعاد مختلف، فرصت‌ها و چالش‌های پیش روی این جشنواره پرداخته است. در این گفتگوها، موضوعاتی همچون چگونگی پیوند میان هنر مدرن و اصالت‌های تاریخی، موانع موجود در مسیر روایتگری خلاقانه میراث فرهنگی و همچنین راهکارهای عملی برای جذب بیشتر نسل جوان به سمت مفاهیم هویتی و ملی مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفته است.

 امیرعباس تقی‌پور: نسل جوان، خلاقانه میراث را روایت می‌کند

امیرعباس تقی‌پور، یکی از اعضای هیئت داوران بخش «میراث‌بانان آینده» چهارمین جشنواره بین‌المللی چندرسانه‌ای میراث فرهنگی، درباره معیارهای داوری، چالش‌های ارزیابی آثار کودکان و نوجوانان و چشم‌انداز این بخش برای آینده روایت‌های چندرسانه‌ای گفت‌وگو کرد. او تأکید دارد که خلاقیت و وفاداری به معنا، نه صرفاً فرم و تکنیک، مهم‌ترین شاخص آثار ماندگار است و نسل جدید هنرهای چندرسانه‌ای ایران، با ابزارهای نوین، قادر است میراث فرهنگی را به زبان امروز منتقل کند.

در داوری آثار بخش «میراث‌بانان آینده»، مهم‌ترین معیار شما چیست؛ فرم، محتوا، خلاقیت یا وفاداری به میراث؟

مهم‌ترین معیار، خلاقیتِ وفادار به معناست. فرم و تکنیک اهمیت دارند، اما چیزی که اثر را ماندگار می‌کند، توانایی کودک یا نوجوان در برقرار کردن یک رابطه خلاقانه با میراث فرهنگی است، نه بازتولید صرف اطلاعات. ما در کمیته داوران سعی کردیم این رویکرد را دنبال کنیم.

چگونه بین ارزش هنری یک اثر و وفاداری آن به روایت تاریخی یا فرهنگی تعادل برقرار می‌کنید؟

طبیعتاً دنبال درس تاریخ نیستیم، بلکه روایت امروز از گذشته مدنظر ماست. اگر خالق اثر روح میراث را درست فهمیده باشد، حتی با ساده‌سازی یا بازآفرینی خلاق، اثرش قابل دفاع و متعادل خواهد بود.

آیا برای داوری یک اثر، اولویت با پیام مستقیم است یا قدرت تصویر و خلاقیت رسانه‌ای؟

در کار کودک، تصویر، حس و تخیل مقدم بر پیام مستقیم است. این‌ها مانع شعارزدگی اثر می‌شود و پیام خودش از دل تصویر بیرون می‌آید و تاثیرگذار می‌شود.

بخش «میراث‌بانان آینده» تلفیقی از تکنیک‌های مختلف دارد؛ سخت‌ترین چالش شما در ارزیابی چنین تنوعی چه بود؟

مقایسه آثار ناهمگون، مثل یک ویدئوی موبایلی با یک عروسک‌سازی دستی، سخت است. راه‌حل ما این بود که هر اثر را در منطق رسانه خودش داوری کنیم، نه با یک خط‌کش واحد.

آیا اثری بود که از نظر تکنیک ضعیف اما از نظر روایت یا حس موفق عمل کرده باشد؟

بله، مثلاً ویدئویی ساده که یک کودک با زبان خودش از یک آیین محلی گفته بود؛ تصویر خام بود، اما حس تعلق کاملاً زنده بود.

در مواجهه با آثار مبتنی بر فرهنگ بومی یا آیینی، چه نکاتی را بیشتر مدنظر دارید که اثر «باورپذیر» و خلاقانه باشد؟

اول صدق و زیست‌شدگی روایت؛ اینکه کودک واقعاً با آن فرهنگ زندگی کرده باشد. دوم پرهیز از کلیشه. خلاقیت زمانی ارزشمند است که از دل تجربه واقعی بیرون بیاید.

بخش «میراث‌بانان آینده» چه بازتابی از نسل جوان و آینده‌نگر هنرهای چندرسانه‌ای ایران به شما ارائه می‌دهد؟

نسلی که به‌طور شگفت‌انگیزی تصویری، روایت‌گر و چندرسانه‌ای فکر می‌کند و برخلاف تصور رایج، نسبت به ریشه‌ها بی‌تفاوت نیست؛ فقط زبانش متفاوت است.

تا چه حد فکر می‌کنید این نسل توان دارد میراث فرهنگی را با زبان معاصر و رسانه‌های نوین به مخاطب منتقل کند؟

بسیار زیاد؛ حتی گاهی جلوتر از نهادهای رسمی. کافی است به آن‌ها اعتماد کنیم، ابزار بدهیم و زود قضاوتشان نکنیم. نسل جوان کارش را بلد است و مهارت خوبی در به اختیار گرفتن رسانه‌های نوین دارد.

داوری آثار کودک و نوجوان چه تفاوتی با داوری آثار حرفه‌ای یا بزرگسال دارد؟

در اینجا نیت، تلاش و مسیر مهم‌تر از نتیجه نهایی است. ما استعداد را داوری می‌کنیم، نه محصول نهایی بازارپسند را.

بزرگ‌ترین مسئولیت اخلاقی یک داور در جشنواره‌های میراث فرهنگی از نگاه شما چیست؟

داور نباید با نگاه بزرگسالانه، کودک را از تجربه خلاقانه‌اش ناامید کند. داوری باید مشوق باشد، نه سرکوب‌گر. واقعاً سخت است.

از نظر شما، کدام تکنیک یا رویکرد چندرسانه‌ای امروز بیش‌ترین پتانسیل را برای انتقال میراث فرهنگی دارد؟

ترکیب داستان‌گویی شخصی به علاوه تصویر ساده و رسانه در دسترس مثل موبایل. فناوری پیچیده الزاماً اثرگذارتر نیست.

اگر بخواهید آینده بخش «میراث‌بانان آینده» را ترسیم کنید، چه تغییراتی ضروری است تا نسل جوان اثرگذارتر عمل کند؟

باید از حالت مقطعی جشنواره‌ای خارج شود و به یک جریان آموزشی–تجربی مستمر تبدیل شود. در این مسیر کودکان نه فقط شرکت‌کننده، بلکه هم‌طراح و روایت‌گر اصلی خواهند بود. آن‌وقت «میراث‌بانان آینده» فقط یک بخش جشنواره نخواهد بود، بلکه یک سرمایه فرهنگی ملی خواهد شد.

سعید الهی: مستند می‌تواند میراث فرهنگی را تبدیل به مسئله کند

سعید الهی، داور بخش مستند چهارمین جشنواره بین‌المللی چندرسانه‌ای میراث فرهنگی، می‌گوید مستند فراتر از ثبت تاریخ، حافظه زنده فرهنگی است و می‌تواند نسل جدید مستندسازان را با هویت ملی و تجربه اجتماعی پیوند دهد. او تأکید دارد جشنواره باید صرفاً رقابت هنری نباشد و به بستری گفتمان‌ساز و آموزشی برای روایت مسئولانه میراث فرهنگی تبدیل شود.

جشنواره چندرسانه‌ای میراث‌فرهنگی تلاش می‌کند با ابزارهای رسانه‌ای مختلف، مفاهیم میراث فرهنگی را زنده نگه دارد. از منظر شما، مستند چقدر در شکل‌دهی به حافظه فرهنگی جامعه نقش دارد؟

مستند، به‌مثابه یک حافظه زنده فرهنگی عمل می‌کند؛ حافظه‌ای که فراتر از ثبت تاریخ، تجربه زیسته و باورهای اجتماعی را بازنمایی می‌کند. برخلاف کتاب‌ها یا مقالات پژوهشی، مستند برای مخاطب عام قابل فهم و جذاب است و حس تعلق به میراث جمعی را در افراد تقویت می‌کند. از طریق تصویر و صدا، فضای تاریخی، شخصیت‌ها و رویدادها بازسازی می‌شوند و تجربه‌ای مستقیم به مخاطب منتقل می‌شود که در ذهن او باقی می‌ماند. در عصر مدرن‌سازی و جهانی شدن که اغلب مردم را از تاریخ و هویت فرهنگی فاصله داده، مستند نقطه اتصال میان گذشته و اکنون است و نقش کلیدی در شکل‌دهی هویت ملی و حافظه جمعی ایفا می‌کند.

در جامعه‌ای که بخش قابل توجهی از مردم با میراث فرهنگی فاصله دارند، مستند چقدر ابزار مؤثری برای ایجاد ارتباط و درک است؟

دقیقاً در چنین جوامعی، مستند بیشترین اثرگذاری را دارد. این فاصله معمولاً ناشی از نبود روایت جذاب یا دسترسی محدود به منابع است. مستند می‌تواند میراث را از حالت ایستا خارج کرده و آن را به یک «مسأله» زنده و ملموس تبدیل کند؛ مسأله‌ای که با زندگی روزمره و هویت فردی و جمعی مخاطب ارتباط دارد. وقتی یک مستند سنت یا هنر تاریخی را با زندگی امروز پیوند می‌دهد، نه تنها آگاهی ایجاد می‌کند بلکه حس تعلق و کنجکاوی را نیز برمی‌انگیزد. این ویژگی مستند آن را به پلی قدرتمند میان جامعه و تاریخ تبدیل می‌کند.

تفاوت جشنواره چندرسانه‌ای میراث فرهنگی با دیگر جشنواره‌های ملی و بین‌المللی مستند چیست؟

تفاوت اصلی جشنواره در «تمرکز هویتی» و «گفتمان‌سازی» است. جشنواره تنها رقابت هنری نیست؛ بستری است برای پرداختن به مفاهیم میراث فرهنگی و انتقال آن به مخاطب با ابزارهای مختلف. نگاه چندرسانه‌ای جشنواره، آن را از چارچوب سنتی فیلم مستند فراتر می‌برد و امکان روایت از طریق عکس، صوت، انیمیشن و سایر رسانه‌ها را فراهم می‌کند. در مقایسه با جشنواره‌های دیگر که محوریت غالباً کیفیت بصری یا تکنیک است، این رویداد بیشترین توجه را به پیوند محتوا با هویت و حافظه جمعی دارد و این وجهه منحصربه‌فرد آن است.

در داوری، به نظر شما چه فاکتورهایی مهم‌تر است: نوآوری فرمی مستند، قدرت روایت، یا وفاداری به حقیقت تاریخی؟

این سه فاکتور مکمل یکدیگرند، اما اولویت اصلی «قدرت روایت در خدمت حقیقت تاریخی» است. نوآوری فرمی زمانی معنا دارد که در خدمت روایت باشد و روایت زمانی مؤثر است که بر پایه حقیقت بنا شده باشد. مستند میراثی که حقیقت را قربانی جذابیت یا فرم‌گرایی کند، اعتماد مخاطب را از دست می‌دهد. نوآوری فرم می‌تواند ابزار مؤثری برای جذب مخاطب مدرن باشد، اما بدون روایت قوی و صداقت تاریخی، اثرگذاری آن محدود خواهد بود. بهترین آثار، هم داستانی قوی دارند، هم واقعیت را منتقل می‌کنند و هم با فرم نوآورانه مخاطب را همراه می‌سازند.

 چشم‌انداز شما از نقش جشنواره در پرورش نسل جدید مستندسازان چیست؟

جشنواره می‌تواند به «مدرسه عملی» مستندسازان جوان تبدیل شود؛ جایی که اهمیت پژوهش، تحقیق و روایت مسئولانه آموزش داده می‌شود. با تمرکز بر کیفیت محتوایی و اصالت تاریخی، نسل جدید یاد می‌گیرد که مستند تنها یک محصول هنری نیست، بلکه ابزاری برای بازتولید هویت فرهنگی و حافظه جمعی است. این فرآیند، مستندسازان آینده را نه تنها حرفه‌ای بلکه مسئولیت‌پذیر فرهنگی می‌سازد و جریان تازه‌ای در سینمای مستند ایران ایجاد می‌کند.

پیام کوتاه شما به مستندسازانی که برای دوره بعد جشنواره آماده می‌شوند چیست؟

میراث فرهنگی را به‌مثابه یک «مسأله» ببینید، نه صرفاً یک سوژه. پژوهش عمیق انجام دهید، اجازه دهید روایت شکل طبیعی خود را پیدا کند و عجله نکنید. مستند خوب از دل درک و تجربه اجتماعی ساخته می‌شود و نه تقلید صرف.

ایجاد بخش‌های مستقل مستند بلند، نیمه‌بلند و کوتاه چه تأثیری بر رشد کیفیت آثار و انگیزه مستندسازان دارد؟

این تفکیک، عدالت داوری را افزایش می‌دهد و به مستندسازان امکان می‌دهد متناسب با توان تولید خود، فرم مناسب را انتخاب کنند. همچنین، هر قالب فرصت‌های خاص خود را دارد: مستند کوتاه نوآوری و خلاقیت را آزمایش می‌کند، و مستند بلند امکان پرداخت عمیق‌تر و جامع‌تر به موضوع را فراهم می‌آورد. نتیجه، آثار با کیفیت‌تر و مستندسازان انگیزه‌مندتر است.

 جشنواره تلاش می‌کند با تلفیق رسانه‌های مختلف مخاطب را با میراث فرهنگی آشنا کند؛ نظر شما درباره موفقیت این تنوع رسانه‌ای چیست؟

ترکیب رسانه‌های مختلف، تجربه‌ای چندلایه و غنی برای مخاطب خلق می‌کند، مشروط بر آنکه همه عناصر در خدمت یک روایت منسجم باشند. مخاطب امروز با مواجهه تک‌بعدی قانع نمی‌شود؛ تلفیق تصویر، صدا، متن و ابزارهای تعاملی می‌تواند عمق درک و تجربه او را افزایش دهد و خلاقیت مستندسازان را به حداکثر برساند.

توصیه شما به برگزارکنندگان جشنواره برای ارتقای کیفیت و اثرگذاری چیست؟

جشنواره نباید صرفاً یک رویداد سالانه باشد؛ باید به یک مرجع فکری و آموزشی مستمر در حوزه میراث فرهنگی و مستند تبدیل شود. برگزاری کارگاه‌ها، نشست‌های تخصصی، انتشار محتوای تحلیلی و ایجاد شبکه‌ای از مستندسازان و پژوهشگران می‌تواند اثرگذاری و اعتبار جشنواره را چند برابر کند و جریان مستندسازی مسئولانه و نوآورانه را تقویت نماید.

عبدالرحیم سعیدی‌راد: شعر و ترانه میراث فرهنگی باید پل زنده‌ای بین گذشته و امروز باشد

عبدالرحیم سعیدی‌راد، داور بخش شعر و ترانه چهارمین جشنواره بین‌المللی چندرسانه‌ای میراث فرهنگی، معتقد است شعر و ترانه در این حوزه نباید صرفاً شعاری یا نوستالژیک باشد. او درباره معیارهای داوری، نقش روایت و موسیقی، زبان بومی و معاصر، و چالش‌های ارتباط با مخاطب امروز توضیح می‌دهد و به شاعران و ترانه‌سرایان توصیه می‌کند میراث فرهنگی را به شکل زنده و پرسشگر بازتاب دهند.

وقتی شعر و ترانه وارد حوزه میراث فرهنگی می‌شوند، مهم‌ترین خطر چیست: شعاری شدن یا اسیر نوستالژی شدن؟

هر دو خطرناک هستند، اما اسیر نوستالژی شدن خطر عمیق‌تری دارد. شعاری بودن معمولاً سطحی و روح آشکار دارد و اثر را بی‌اعتبار می‌کند. اما وقتی صحبت از نوستالژی محض می‌شود، اثر به یک شیء موضعی و صرفاً دلنشین تبدیل می‌شود. باید متذکر شد که میراث در ادبیات نباید تنها یادگاری تحسین‌برانگیز باشد، بلکه باید زنده، پرسشگر و مرتبط با اکنون باشد. در واقع یک شعر خوب آن شعری است که بتواند گذشته و میراث کهن را با امروز ما پیوند بزند.

شعر میراثی باید «راوی گذشته» باشد یا «مترجم آن برای امروز»؟

شاعر باید مترجم باشد، مترجمی که زبان گذشته را برای امروزی‌ها بازتولید کند. او باید بتواند پل زنده‌ای بین گذشته و امروز برقرار کند و رشته‌های نامرئی گنجینه‌های فرهنگ ایرانی را کشف و برای ما ترجمه کند. در واقع شاعر کاشفی است که درد و حرف‌های نهفته در این گنجینه‌ها را به زبان امروز ارائه می‌دهد و گذشته را برای مخاطب امروزی قابل درک و لمس می‌کند.

در داوری این بخش، تا چه حد به روایت و قصه‌گویی اهمیت می‌دهید؟

ما در درجه اول با شعر سر و کار داریم، که گاهی می‌تواند روایی باشد و گاهی نه. روایت بستگی به این دارد که چگونه تعریف شود؛ ممکن است زیبا باشد یا حوصله‌بر. شعر نباید مجبور باشد که حتماً منظومه‌سرایی کند، اما می‌تواند در هر بیت یا مصرع اشاره‌ای به یک روایت یا قصه داشته باشد. مهم این است که شعر شاعرانگی خود را حفظ کند و مخاطب از شنیدن آن لذت ببرد.

زبان معیار مهم‌تر است یا زبان بومی و محلی؟

من به هیچ‌یک اعتقاد مطلق ندارم. آنچه مهم است، زیبایی و صداقت زبان است. ممکن است زبان معیار باشد اما حق مطلب را ادا نکند، یا زبان بومی باشد اما فقط به ظواهر پردازد. هر زبانی که بتواند صداقت بیان را حفظ کند و شعر را شاعرانه کند، موفق است.

در ترانه‌های میراث‌محور، موسیقی چقدر می‌تواند ضعف شعر را پنهان کند؟

موسیقی می‌تواند ضعف‌های جزئی را بپوشاند، اما اگر شعر ضعیف باشد، هیچ ملودی‌ای نمی‌تواند آن را نجات دهد. شعر و موسیقی باید مکمل هم باشند؛ هر کدام ضعیف باشند، روی مخاطب اثر منفی می‌گذارد. در واقع شعر قوی گاهی می‌تواند ضعف ملودی را پوشش دهد، اما ضعف اصلی شعر با موسیقی جبران نمی‌شود.

بزرگ‌ترین خطای رایج ترانه‌سراها در پرداختن به میراث فرهنگی چیست؟

خطای بزرگ، عدم صداقت و تمرکز بر نوستالژی است. ترانه‌سرا باید مطالعه کافی داشته باشد، آثار تاریخی را ببیند، تجربه کند و مفاهیم میراثی را عمیقاً درک کند تا بتواند آن‌ها را به شکل شاعرانه و خلاقانه منتقل کند.

زبان نسل جوان در آثار این بخش چه نسبتی با میراث کهن برقرار کرده است؟

مخاطب شعر امروز، مخاطب امروزی است. شاعر باید به زبان او حرف بزند، حتی اگر از واژه‌ها و سبک امروزی استفاده کند، اما همواره المان‌های میراث کهن را در شعر بیاورد و ارتباط زنده برقرار کند. شعر امروز باید بتواند واقعه‌های میراث فرهنگی را به زبان معاصر و برای مخاطب امروز منتقل کند، بدون اینکه صرفاً زبان کهن را بازتولید کند.

 آیا زبان معاصر توان حمل مفاهیم آیینی و تاریخی را دارد؟

زبان قطعاً توانایی دارد، اما همه چیز به توانایی شاعر بستگی دارد. شاعر باتجربه و توانمند می‌تواند هر مفهومی را به زبان امروز منتقل کند و مخاطب را با آن همراه سازد. واژه‌هایی که به ظاهر مشکل‌ساز به نظر می‌رسند، اگر توسط شاعر توانمند استفاده شوند، می‌توانند زیبایی و معنا ایجاد کنند.

چه توصیه‌ای به شاعران و ترانه‌سرایان دارید که می‌خواهند وارد حوزه میراث فرهنگی شوند؟

مطالعه داشته باشید؛ شعر بخوانید، کتاب‌های تاریخی مربوط به موضوع مورد نظر را بررسی کنید، آثار به جا مانده را ببینید و حتی با آن‌ها زندگی کنید. مطالعه عمیق و دقیق به شاعر کمک می‌کند مفاهیم را به شکل زیبا و پربار در شعر خود منتقل کند.

شعر و ترانه موفق در این حوزه باید بعد از شنیده شدن چه چیزی در مخاطب بیدار کند؟

شعر موفق گذشته را با امروز پیوند می‌زند و حس تعلق، تحسین و آگاهی را در مخاطب زنده می‌کند. میراث کهن باید به شکل زیبا و آراسته به مخاطب ارائه شود و او را با جریان زنده فرهنگ ایرانی همراه کند.

کیفیت کلی آثار شعر و ترانه این دوره را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

آثار این دوره متنوع بودند. برخی سطحی و صرفاً یادآور چند واژه گذشته بودند، اما تعدادی آثار بسیار امیدوارکننده و خلاقانه بودند. این روند نویددهنده آینده‌ای روشن برای شعر و ترانه میراث فرهنگی در ایران است و نشان می‌دهد نسل جوان توجه واقعی به میراث فرهنگی خود دارد. اگر این روند ادامه یابد، تعداد آثار با کیفیت و خلاق در دوره‌های بعدی افزایش خواهد یافت.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها