
احمد محمد اسماعیلی/ صبا – عباس شوقی از چهرههای چندوجهی و تأثیرگذار سینما و تلویزیون ایران است که در سه دهه اخیر در پروژههای متعددی حضور داشته و در حوزههای گوناگون از جمله انتخاب بازیگر، تولید، برنامهریزی، نگارش و طراحی جلوههای ویژه، فعالیتی حرفهای و هنرمندانه داشته است. او در دهه هشتاد بهعنوان یکی از پرکارترین مدیران جلوههای ویژه سینمای ایران شناخته میشد. شوقی در طول فعالیت خود با کارگردانان برجستهای چون ابراهیم حاتمیکیا، کیومرث پوراحمد، ایرج قادری، اصغر فرهادی، کمال تبریزی، مسعود کیمیایی، عزیزالله حمیدنژاد و مهدی فخیمزاده همکاری کرده و در آثاری چون «بوی پیراهن یوسف»، «درباره الی»، «فروشنده» و «خیابانهای آرام» نقش مؤثری داشته است. در ادامه، در کافه خاطره صبای این هفته با او مروری بر فراز و نشیبهای دوران کاریاش داریم.
از دوران نوجوانی و آشنایی با سینما شروع کنیم…
من بچه خیابان فرحآباد، حوالی خیابان نیروهوایی هستم. اولین فیلمی که در سال ۱۳۵۰ دیدم، «عروس ریاکار» ساخته شاپور قریب بود. تماشای آن هم کاملاً اتفاقی بود؛ به همراه پدرم و یکی از دوستانش به سینما رفتم. در آن دوران، تماشای تلویزیون هم از سرگرمیهای مورد علاقهام بود. بعد از دیدن فیلم، تا دو سه روز، داستانش را برای همه بچههای محل با شور و شوق تعریف میکردم.
چه نوع فیلم هایی دوست داشتید؟
در دوران کودکی، فیلمهایی برایم جذاب بودند که در آنها ماشینسواری، تعقیب و گریز و صحنههای پرتحرک وجود داشت. از میان ژانرها، بهویژه به فیلمهای وسترن علاقه داشتم؛ همان فیلمهایی که در آنها سفیدپوستها با سرخپوستها درگیر میشدند و صحنههای تیراندازی و اسبدوانیشان برایم هیجانانگیز بود.
فیلمهای جان وین چطور؟.
به فیلمهای جان وین، بهویژه آنهایی که جان فورد کارگردانی کرده بود، علاقه زیادی داشتم. همچنین از تماشای فیلمهای استیو مککوئین لذت میبردم؛ مخصوصاً «بولت» و «فرار بزرگ» با آن صحنههای بهیادماندنی موتورسواریاش که برایم اوج هیجان و جذابیت سینما بود.
از فیلمهای ایرانی…
فیلمهای صمد و بیک را میدیدم و بیشتر غیبتهایم در مدرسه به خاطر فیلم دیدن و فوتبال رفتن بود.
به نظر دانشآموز درسخوانی نبودید…
تا دوران ابتدایی درسخوان بودم. از زمانی که رفتم سراغ فوتبال نمراتم کمتر شد.
سابقه جبهه در دوران هشت سال دفاع مقدس را هم دارید آیا به خاطر اعتقادات دینی به جبهه رفتید؟
در دوران سربازی برای حضور در جبهه داوطلب میخواستند و من دستم را بلند کردم و مربی تیم دریانوردان گفت خوشی زیر دلت زده که میخواهی بروی جبهه و من گفتم وظیفه من است که از کشورم دفاع کنم وخیلیها میروند، چرا من نروم. سال ۶۱ و سه ماه در خط ساحلی اروند رود که دفاعش دست نیروی دریایی بود حضور داشتم.
آیا علاقهتان به جلوههای ویژه برمیگردد به دوران سربازی و حضور در جنگ؟
نه، ربطی نداشت. توسط جهانگیر کوثری به سینما وارد شدم.
کوثری توامان شما را به فوتبال و سینما معرفی کرد؟
بله، در پیش فصلی که به پرسپولیس رفتم قرار بود در شروع فصل در تیمی که عباس کارگر و محمد مایلیکهن بازی میکردند من هم بازی کنم. اما جذب سینما شدم و فریبرز سیگارودی من را به فیلمی معرفی کرد و شدم دستیار جلوههای ویژه که نادر میر کیانی انجامش میداد. برادر کوثری یعنی جاوید که دستیار فیلمبردار پرویز ملک زاده بود به من خیلی کمک کرد و هماهنگ کرد که بروم سر صحنه فیلم «باشو غریبه کوچک» که ملک زاده مدیر فیلمبرداریش بود و در آنجا با سینما و فضایش آشنا شدم و بعدش برای بازی من را به فیلم «خط پایان» معرفی کرد.
دستمزد طراحی جلوههای ویژه یک فیلم نسبت به دستمزد بازیگری یک فیلم کمتر نیست؟
خب من جلوههای ویژه یک فیلم را ۵ روز طراحی و دستیارم انجامش میداد. اما برای بازی در یک فیلم باید دو سه ماه درگیر بازی میشدم و در طی این مدت من طراحی جلوههای ویژه ده – یازده فیلم را انجام میدادم. سه سال دستیاری نادر میر کیانی را انجام دادم و بعدش «بندر مه الود» اولین تجربه مستقلم به عنوان طراح شد.
«بندر مه آلود» یک فیلم پلیسی با صحنههای درگیری و تعقیب و گریز بود…
بله، پر از صحنههای درگیری بود و صحنههای درگیریهای بین قریبیان و سایرین را که با تبر و چاقو بود من طراحی کردم. آتش سوزی، باران و مه در اغلب سکانسهای فیلم ایجاد کردم. البته قرار بود جلوههای ویژه این فیلم را محمدرضا شرفالدین کار کند که بعدش شرایطش فراهم نشد و حسین ملکی من را به فیلم معرفی کرد.
به عنوان تجربه اول کار سنگینی بود؟
بله، امیر قویدل به توانایی من شک داشت اما ملکی پای من ایستاد و خوشبختانه توانستم به بهترین کیفیت کار را انجام بدهم. بعد از موفقیتم در این کار یک ماه نشد پشت سر هم خانه باشم و مدام سر فیلم بودم.
در فیلم «بوی پیراهن یوسف» با حاتمیکیا همکاری کردید؟
تجربه خوبی بود و همیشه یک رابطه خوب و محترمانه بینمان حاکم بود و در فیلم «دعوت» هم با او همکاری کردم.
فیلم «دعوت» در مقایسه با سایر فیلمهای حاتمیکیا که جنگی بودند جلوهای ویژه کمتری داشت؟
نه، چند صحنه برف سنگین در فیلم نیاز بود که طراحی و اجرایش کردم.
برف را در آن زمان چگونه ایجاد میکردید؟
در حین فیلمبرداری گروه منتظر باریدن برف بود و مدام اجاره لوکیشن هزینهبر بود و از من پرسیدند که میتوانم برف درست کنم که هم ریزش از آسمان داشت باشد، هم کف زمین بنشیند و هم روی دار و درخت دیده شود و گفتم میتوانم و فردا صحنه را فیلمبرداری کردند. این اولین تجربه برف سازی در ایران بود که انجامش دادم. در «سرزمین کهن» هم برای ایجاد برف در میدان بهارستان یک کامیون نمک کف خیابان پهن شد. البته کار اصول دارد و ریز نمک پلاستیک، یولونیت و نمد قرار میدهیم که به محوطه و فضای سبز آسیب وارد نکند.
باران را چگونه درست میکردید؟
دستگاه برقی وجود دارد که خارج از کشور ساخته میشود. قبلترش برای فیلم «اشک سرما» برای طراحی برف و باران چون در کوهستان فیلمبرداری میشد و برقی برای روشن کردن این دستگاه وجود نداشت. طراحی کردم که بتوانم با دستگاه قابل حمل و بدون نیاز به برق کارم را انجام بدهم.
آیا برای ساخت این دستگاهها تحقیق میکردید؟
کلی اطلاعات جمع میکردم و چند کتاب تخصصی با عکسهایش دیدم و توانستم از روی آنها الگو برداری کنم. کامیونی در حال حرکت دستگاهی پشتش با موتور برق قرار داشت و یخ درون دستگاه می انداختند و ازآن طرف برف تولید میشد.
برای «اشک سرما» چگونه عمل کردید؟
با حمید نژاد صحبتم کردم متوجه شدم برایش دشوار بود که صحنه را بیاورد داخل استودیو و من برف را طراحی کردم. به همین دلیل برفی را درست کردیم کنار جاده و از پیروزفر خواستیم در موقعیت بازیاش درسنگرش قرار بگیرد و این سکانس کار بشود. حمید نژاد و محمد داودی فیلمبردار فیلم دید و قبول کرد و عکس این سکانس شد عکس روی جلد مجله فیلم.
کدام کارگردان در زمینه جلوههای ویژه اطلاعات خوبی داشت؟
کارگردانهایی مثل حاتمیکیا و درویش که به تمام بخشهای سینما مسلط هستند و شما نمیتوانید کارتان را سنبل کنید و گول نمیخورند. همه عوامل میدانند که در کار این فیلمسازان باید صدشان را بگذارند. اصغر فرهادی در زمینه جلوههای ویژه اطلاعات خوبی دارد. داریوش مهرجویی هم در این حوزه مثال زدنی است و چقدر همکاری با ایشان در فیلمهای «سنتوری» و «طهران تهران» برایم لذت بخش بود.
با آمدن جلوههای ویژه کامپیوتری برای شما که همه چیز جلوهای ویژه را میساختید کارها آسانتر شد؟
زمانی که جلوههای ویژه کامپیوتری به سینمای ایران آمد من جزو پر کارترین بودم و سالی در حدود ده کار قبول میکردم و بعدش به ۲۰ تا کار افزایش پیدا کرد و برای من بهترین حالت را رقم زد و در همان سالها سالی بود که ۶۰ فیلم کوتاه، بلند، مستند یا تبلیغاتی انجام دادم.
یعنی اگر شما به یک بازیگر زنگ بزنید و یگویید تهیه کننده فلان فیلم هستید به شما تخفیف بیشتری میدهد؟
بله، مثلا اگر به بهرام رادان زنگ بزنم و سلام و احوال پرسی میکنم رادان هم در مقابل میگوید چطوری عباس جان! خب این رابطه فرق میکند که دستیار کارگردان به رادان زنگ بزند و بخواهد که در فلان فیلم بازی کند. برای بستن قرارداد باید کننده باشی، روان شناسی و نوع برخورد را بلد باشی. من خودم در دوران کاریام با اغلب تهیهکنندگان و مدیران تولید کار کردهام و زیر و بم کارشان را بلدم و از آنها استفاده میکنم. مثلا موقعی که با محمد صادق آذین میخواستید قرار داد ببندید در دفترش از همه چیز حرف میزد به جز قرار داد و مبلغش و آخر جلسه میگفت حالا بیا و قرار داد را امضا کن و از نظر روانشناسی کار را در میآورد. به هر حال اینها شگردهایی بود که آموختم.
آیا بازیگری شده که پای قرار داد حتی یک ریال هم تخفیف ندهد؟
همهشان به من تخفیف دادهاند. همین ده روز پیش ده دقیقهای با مهراوه شریفینیا قرار داد بستم و میدانستم مبلغ قراردادهای قبلیش چقدر است و روی آن مبلغ فوکوس کردم و به نتیجه رسیدم.
آیا در حین بستن قرار داد اول شما مبلغ پیشنهاد میدهید یا بازیگر؟
امکان ندارد من اول قیمت بدهم. هر بازیگری رنج قراردادی دارد و باید به این رنج قیمت نزدیک شد. پیش آمده که بازیگری برای مبلغ قراردادش سفت و بدون انعطاف برخورد میکند. آدمی را واسطه میکنم که به او بگوید برای نقش تو با فلان بازیگر هم حرف زده. بنابراین ما هم اهل بازی هستیم! (با خنده). به هر حال برخی از بازیگران بد اخلاق هستند و کارگردان هم پایش را توی یک کفش میکند که فلانی را میخواهم و مجبوریم برویم به سمت ترفند و بازیهای خاص خودمان.
برخی از بازیگران مثل پور صمیمی تا قسط اول شان را نگیرند جلوی دوربین نمیآیند. با این قشر از بازیگران چه برنامهای دارید؟
خب، با این نوع بازیگران که برخورد کنیم به فکر استفاده از گزینههای بعدی هستیم. به هر حال الان شرایط خاص است و در برخی از موارد باند بازی وجود دارد. شما باید بدانید اگر بخواهید ازحامد بهداد در فیلم تان استفاده کنید باید سایر بازیگران را از زیر گروهش انتخاب کنید.
یعنی بهداد می گوید به طور مثال باید باران کوثری هم در فیلم باشد؟
نمیگوید اما وقتی باران کوثری را بیاوری قرارداد بهتری میتوانی ببندی و از همه مهمتر حین کار بازیها بهتر و فیلمبرداری روال مناسبی میگیرد. من مدیر تولید نباید جلوی بهداد بازیگری بیاورم که او نظر خوشی نسبت به او ندارد.
اگر کارگردان بگوید باران کوثری مناسب نقش نیست چه باید کرد؟
کارگردان اشتباه میکند و کارش را بلد نیست! من قانعش میکنم. کست فیلمها فرمول و قاعده خودش را دارد.
آیا قرییبان جزو بازیگرانی است که حین قرار داد بستن با او کار سختی در پیش رو دارید؟
خیر، اما پیدا کردن و ارتباط برقرار کردن با برخی از بازیگران به طور مثال محمد رضا گلزار سخت است. اما موقعی که پای کار میآید همه چیز به روال پیش میورد.
چند فیلم با گلزار همکاری داشتید؟
هفت تا فیلم.
از گلزار هم تخفیف گرفتهاید؟
از گلزار تا آنجائی که که امکان داشته و به سقف قراردادش نزدیک بوده تخفیف گرفتهام.
آیا گلزار هم به نامهای بازیگران رو به رویش حساس است؟
او هم چک میکند و این کارش هم دلیل دارد اگر بازیگر نقش مقابلش خوب نباشد و فیلم فروش نکند توجه نسبت به او جلب میشود که در بازی آن فیلم کم فروش کرده است.
شهاب حسینی جزو کدام گروه است؟
قرارداد بستن با حسینی هم سخت است اما هیچ وقت درباره بازیگر نقش مقابلش اظهار نظر نمیکند.
با کدام بازیگر به لحاظ قرار داد بستن کار دشوارتری داشتید؟
اکبر عبدی و باید نازش را کشید. عباس شوقی نیست که کسی نازش را نخرد! با هر بازیگری باید یک شیوه کار کنی. شیوهای که با شکیبایی کار کردهاید شاید با بازیگر دیگری جواب ندهد.
اینکه میگفتند شکیبایی سر صحنه دیر میآمد درست است با اشتباه؟
این دورغ بزرگی است. سر فیلم «آواز مه» شش ماه با او کار کردم ویک روز هم دیر نیامد. روزی هم که مریض بود ناراحت بود که چرا نتوانسته کارش را انجام دهد.
رقیب شما در شغلتان کدام همکارتان بود؟
کسی که کارش هویت داشت مثل محمد روزبهانی و محمد رضا شرفالدین.
در بحث دستمزد آیا رقابتی در حیطه شغلی وجود داشت؟
من همیشه در حوزه کاریم بیشترین دستمزد را میگرفتم و کارگردان و تهیهکنندهای که دوست داشت با من کار کند با دستمزد پیشنهادی من کنار میآمد.
با کدام کارگردان همیشه همکاری داشتید؟
خیلیها؛ مثل سیامک شایقی، کامران قدکچیان، داریوش مهرجویی، حمیدنژاد و فریدون جیرانی. من در ۷ پروژه با جیرانی کار کردم و در این ۷ کار، ۷ نوع باران متفاوت طراحی و اجرا کردم. بارانهای مصنوعی را بر اساس موقعیت و قصه طراحی میکردم.
برای «مرگ تدریجی یک رویا»ی جیرانی در کشور ترکیه هماهنگی و کار کردن سختتر از ایران نبود؟
مشکلی نبود چون تجربه قبلی کار در ترکیه را در سه پروژه دیگر داشتم.
برای کدام فیلم بیشترین دستمزد را گرفتید؟
برای یک فیلم که تهیه کنندهاش ایتالیایی و بازیگر اصلیاش فرامرز قریبیان بود.
آیا دستمزدتان به اندازه فرامرز قریبیان بود؟
نه، دستمزد شغل ما سقفی دارد.
حتی به اندازه بازیگر نقش دوم هم نیست؟
اصلا، الان که دستمزدها افزایش پیدا کرده در بهترین حالت چیزی بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون دستمزد میگیریم.
از این مبلغ چقدرش هزینه مواد اولیه کارتان میشود؟
بستگی دارد چیزی بین ۵۰ میلیون تومان.