
سمیرا جعفری/صبا، در شرایطی که بحرانهای اجتماعی و سیاسی بار دیگر نسبت هنر با واقعیت پیرامون را به چالش کشیده، این پرسش مطرح است که آیا تئاتر باید در چنین موقعیتهایی کارکردی مشخص و جهتدار داشته باشد یا همچنان بر استقلال خود پای بفشارد. رحمت امینی در گفتوگو با صبا و با نگاهی انتقادی به رویکردهای دستوری در هنر، از تداوم تئاتر در دل جنگ، کارکرد «تئاتر کاربردی» و نقش گفتوگو حتی در بحرانیترین شرایط سخن میگوید.
تئاتر خودجوش نه تحت تاثیر باید و نباید!
امینی در ابتدا با تأکید بر نفی نگاه دستوری به هنر، تصریح میکند: اساساً درهنر باید و نباید در کار نیست . یکی از معضلات و مشکلات همیشگی در برخی از کشورها، از جمله کشور خودمان، همین بوده است؛ یعنی یا در واقع بخشنامهها یا آییننامههایی به هنرمندان گفته میشود که باید این کار را بکنید یا نباید آن کار را بکنید. این “باید”ی که میگویم، به نوعی بهتر است حتی کلاً هنری نباشد.
او با ارجاع به تاریخ تئاترجهان، ادامه میدهد: «تا جایی که من مطالعه کردم، از زمانی که به عنوان یک میراث مکتوب جهانی به دست ما رسید، از یونان تا به الان، تئاتر توانسته در هر شرایطی حتی در بدترین جنگها، مانند جنگهای جهانی و به ویژه جنگ جهانی دوم، به حیات خود ادامه دهد. در کتاب تاریخ تئاتر سیاسی میتوانیم مطالبی را در این مورد پیدا کنیم. اغلب تئاتریها نوع نگاه برشت به جنگ در زمان دیکتاتوری هیتلر را شنیدهاند.
این کارگردان تئاتر با اشاره به ماهیت خودجوش این هنر، خاطرنشان میکند: «تئاتر همیشه هنری بوده که بهطور خودجوش در شرایط بحرانی پیشنهاد تازهای داشته است. بنابراین، اینکه بگوییم تئاتر باید در شرایط جنگی چگونه باشد—تبلیغاتی باشد، حماسی باشد—این بستگی دارد به آن هنرمند که در آن شرایط چه تصمیمی میگیرد و چه رویکردی را انتخاب میکند.
در کشور خودمان نیز در بحرانهای مختلفی مثل زلزله و سیل، گروههای خودجوش در شرایط غمبار به کمک آمده و اسباب شادی را بهویژه برای کودکان فراهم آوردهاند.
فقدان تئاتر کاربردی در ایران
امینی سپس با تمرکز بر مفهوم «تئاتر کاربردی»، توضیح میدهد: تئاتر در دنیای امروز، بهویژه از چند دهه پیش، مدلی به نام “تئاتر کاربردی” را مطرح کرده است که متاسفانه در کشور ما نه در نهادهای آموزشی و نه نهادهای هنری مورد توجه قرار نگرفته است.
به بیان کامل تر ،متاسفانه تئاتر کاربردی در کشور ما از سوی نهادهای مهم دولتی بهطور کامل تحویل گرفته نشده است. من خودم تجربه دو یا سه بار تلاش برای تاسیس این نهاد در حوزه هنری و جهاد دانشگاهی را داشتهام، اما با تغییر مدیران، آن بخشها دوباره تعطیل شدند.
این مدرس تئاتر در تبیین کارکرد این نوع تئاتر میگوید: وقتی میگوییم تئاتر کاربردی، یعنی تئاتری که در خدمت جامعه باشد و در موارد مختلف، از جمله سالمندان، بیماران، بزهکاران و شرایط بحرانی جنگ و زلزله، قرار گیرد. حتی در دوران جنگ ایران و عراق، زمانی که جنگ به شهرها کشیده شد، تلویزیون هر شب چند ساعت پخش موسیقیهای شاد و حتی طنزآمیز داشت تا مردم هراس و ترس ناشی از جنگ را فراموش کنند.
امینی با تأکید بر تنوع رویکردهای هنری در شرایط جنگی، معتقد است: اینکه گروههای تئاتری در دوران جنگ- هر جنگی- بخواهند تنها یک مدل نمایش خاص را اجرا کنند، درست نیست. هر گروهی، هر هنرمندی بنا به احساسی که نسبت به پدیدههای مختلف دارد، ممکن است موضعی بگیرد و کاری انجام دهد؛ یا حتی ممکن است یک گروه با عدم اجرای تئاتر خود پیامی را منتقل کند. بنابراین، اساساً در هنر هیچ “باید و نبایدی” وجود ندارد.
درجنگ، فرمان جایگزین گفتوگو میشود؟
در ادامه ، امینی به نسبت جنگ و گفتوگو میپردازد و در واکنش به طرح این دیدگاه که در جنگ، فرمان جایگزین گفتوگو میشود، اظهار میکند: این یک نظر است که ممکن است یک نهاد دولتی یا حکومتی چنین چیزی را اعتقاد داشته باشد. در حالی که در همین جنگی که دو بار در فاصله کمتر از یک سال بر ما عارض شد، چیزی به نام مذاکره قرار بود شکل بگیرد. اینکه حالا خدعه و نیرنگی به وجود آمد و مذاکره تبدیل به جنگ شد، این به این معنا نیست که گفتگو و مذاکره بیفایده است.
اگر در تاریخ جنگهای جهانی بنگریم – حتی دو جنگ بزرگ اول و دوم- در نهایت طرفین نشسته و تصمیماتی گرفتهاند. حالا اینکه این تصمیمات به ضرر یکی بود و به نفع دیگری، که این موضوع بیشتر به ضرر یکی و کمتر به نفع دیگری بود، یک بحث دیگر است؛ اما در نهایت این گفتگو بوده که جنگها را به پایان رسانده است.
امینی در ادامه، با پرداختن به بحث وقفه در فعالیتهای هنری در دوران بحران، عنوان میکند:برخی معتقد هستند, تعطیلی در دوران بحرانهایی مثل جنگ، فرصتی برای پالایش و بازنگری است؛ اما به نظر من وقتی یک واقعهای رخ میدهد—مثلاً کرونا یا جنگ—گروههای تئاتری بهطور ناخودآگاه وقفهای در کارشان ایجاد میکنند، از این منظر که برای اینکه این بحران تمام شد، باید چه کاری انجام دهند. حتماً تدابیری به خرج میدهند. بستگی دارد که آن بحران چه تاثیرات فکری و اجتماعی بگذارد.
آیا جنگ فرصتی برای بازنگری است؟
این کارگردان با اشاره به تحولات پس از انقلاب، یادآور میشود: مثلاً در دوران انقلاب اسلامی، یک دوره بهطور کل عوض شد؛ یعنی مختصات فرهنگی، اجتماعی و اندیشهای مردم بهطور کامل تغییر کرد. از سال ۵۷ به بعد شیوههای تازهای از تئاتر رخ نمایان شد که شاید قبلتر فرصت اجرای آنها فراهم نمیشد. هر بحرانی، هر اتفاق تاثیرگذار مهمی—از جمله مهمترینشان انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی، کرونا و حالا شرایط جنگی—قطعاً روی تئاتر تاثیر میگذارد و هنرمندان تئاتر موضعگیری میکنند.
حالا هر کسی ، با تفکرات خود، مشاهدات و مطالعات خود، ممکن است به نحوی واکنش نشان دهد. مثلاً حتی ممکن است یک تئاتر تجاری هم تحت تاثیر بحرانها قرار گیرد و بهطور ناگهانی هنرمندان تئاتر تجاری، مثل سینماگران، به مدلی از کمدی روی آورند.
بنابراین، اینکه بگوییم جنگ فرصتی برای بازنگری است—بله، بحرانها کلاً در جامعه روی هنرمند و از جمله هنرمند تئاتر تاثیر میگذارد و حتماً این تاثیرات در ادامه اثرآفرینی آنها مشهود خواهد بود.
سبکهای نمایشی در دوران جنگ
امینی در پاسخ به این که چه سبکهایی در دوران جنگ میتوانند روی صحنه بروند، توضیح میدهد: قطعاً یکی از درسهایی که تئاتر به هنرمندان و گروهها میدهد این است که گروه یا کارگردان باید متنی را که میخواهد انتخاب کند، مناسب با اقلیمی باشد که در آن زندگی و زیست میکند.
حتی در شرایط غیر بحرانی هم هنرمند تئاتر متنی را انتخاب میکند یا اثری را به صورت تجربی و کارگاهی میآفریند که دغدغههای روزگار خودش را بازتاب دهد. به همین دلیل، ما پدیدهای به نام دراماتورژی داریم.
این مدرس تئاتر با اشاره به بازخوانی آثار کلاسیک توضیح میدهد: وقتی که یک اثر کلاسیک و مهم مثل تراژدیهای یونانی یا شکسپیر را میخواهند اجرا کنند—از مده و ادیپ و دیگر متنها تا مکبث و هملت—در واقع آن هملت یا مکبث که صدها بار در جهان اجرا شده، لزوماً همان مکبث یا هملت به همان شکل نیست. دراماتورژی به معنای بهروز کردن آن آثار است و میتواند به لباس امروز درآید.
«بنابراین، هنرمندان تئاتر در هر شرایطی تصمیم میگیرند که چه سبک و چه متنی را اجرا کنند و چگونه به اجرا درآید. اینکه این آثار مورد استقبال قرار میگیرد یا نه، بستگی به هنرآفرینی گروه و هنرمندان دارد.
مانند یک رزمنده به میدان نبرد برویم
امینی در ادامه از تجربه تدریس در شرایط بحرانی سخن میگوید و تأکید میکند: من به عنوان یک معلم در همین روزها در حال تدریس هستم، در فضای مجازی، و قطعاً مدل تدریس و صحبتها و نگاهی که الان نسبت به تدریس در دوران عادی دارم, کاملاً متفاوت است.
بنابراین سعی میکنم یک درک متقابل با دانشجو داشته باشم. یک معلم صرفاً کارش انتقال محفوظات و دانش نیست. باید از روزگار خودش درک داشته باشد و با دانشجو—به ویژه در رشتههای هنری و علوم انسانی—به گفتگو بپردازد.
اگر صحنه خالی باشد، سالن تاریک و بیرون از سالن شهر در آتش باشد، و قرار باشد تنها یک جمله از روی صحنه خطاب به تماشاچیانی که فردا باید به جنگ بروند گفته شود، آن جمله این خواهد بود: «هر کسی در این شرایط باید تصمیم بگیرد کجا موثرتر و مفیدتر است. آیا باید عزم خود را جزم کند و مانند یک رزمنده به میدان نبرد برود یا به نحو دیگری وظیفهاش را انجام دهد؟»
او در پایان، با استناد به بیتی از حافظ، جمعبندی خود را اینگونه بیان میکند: من اغلب سخنرانیهای رسمیام را با یک بیت از حافظ که برایم بسیار ارزشمند است، شروع میکنم:
«خرقه زهد و جام می، گرچه نه درخور همند، این همه نقش میزنم از جهت رضای تو»
این بیت را در شرایط بحرانی هم میخوانم تا بگویم که در شرایط ویژه، هر فرد باید تصمیم بگیرد که به کدام سوی وظیفهاش برود. هنرمندانی که در چنین شرایطی فعالیت میکنند هم همینطور هستند؛ آنها اول از همه شهروند و ایرانیاند. یکی از هنرمندان تصمیم میگیرد که به میدان نبرد برود، یکی دیگر تصمیم میگیرد هنرآفرینی کند، و یکی دیگر تصمیم میگیرد سکوت کند..»