
به گزارش صبا، کارن کیایی؛ کارگردان تئاتر برای فیلم سینمایی «پیر پسر» ساخته تحسین شدهی اکتای براهنی نوشت.
در متن این هنرمند آمده :«بارسلونا گل ششم را در دقایق پایانی به پاریس سنت ژرمن میزند!
فردوسی پور می گوید چیه این فوتبال اصلا تمام تنم داره میلرزه!
لوگوی «پیر پسر» بر روی پرده ی سینما نمایان میشود، چیست این سینما اصلاً؟ تمام تنم دارد می لرزد!
فیلم را در سانس یازده شب تماشا کردم. با توجه به زمان فیلم از قبل نگران ساعت تمام شدنش بودم هم نگران این بودم که نکند خوابم نگیرد و هم نگران این که موقع برگشت چه کنم؟ سه ساعت و پانزده دقیقه گذشت و فیلم تمام شد. لحظه ای حتی به ساعت نگاه نکردم لحظه ای حتی پلک نزدم نیم ساعت آخر فيلم حتی نفس هم نکشیدم
پیر پسر طوری از تمام ابزارها، تکنیکها و عناصر استفاده کرده بود که انگار سه ساعت و ربع به صورتم سیلی زده باشند.
علی حاتمی می گوید فیلمی خوب است که هنگام تماشایش اگر حبه قندی روی زمین بیفتد و خم شوی با آن را برداری فیلم و قصه اش را از دست میدهی حبه قند که چه عرض کنم اگر برای استراحت به چشمانت هنگام تماشای پیر پسر پلکی برهم بزنی یک لحظه ی مهم از فیلم را قطعا از دست خواهی داد. مگر می شود انقدر همه چیز سر جای خودش را
باشد؟
انقدر همه چیز درست باشد و انقدر همه چیز دقیق و طراحی شده چیزی برای ایراد گرفتن نیست فقط میشود دید و لذت برد و یاد گرفت. باید از بازی جنون آمیز حسن پور شیرازی یاد گرفت باید از این حجم دقت در دیالوگ نویسی و طراحی قصه و شخصیت پردازی یاد گرفت دیگر هرچه بگویم تعریف است و تکرار مکررات فقط باید تماشایش کنید تا متوجه شوید. همین!»
تهیهکنندگی این فیلم سینمایی را بابک حمیدیان و حنیف سـروری به طور مشترک برعهده دارند.
«پیر پسر» هماکنون در سینماهای کشور بر پرده است.
علی همه جا پته پته میکنع، فکر میکنه، حرفشو میخوره، کلمه نداره، اونوقت توی خونه دختره که میره، دیالوگهای حامدبهدادی مرسوم رو میگه، مثل بلبل حرف میزنه و انگار از کنترل کارگردان خارج میشه شخصیت… در مقیاس کوچکتر مثل یهو سخنور غرّاء شدن کارگر فیلم بدون تاریخ بدون امضاء که قبل و بعد اون صحنه داد و بیداد ِ ” اصلا سگ منم، سگ پسر منه…” هیچ ردی ازش نیست و نوساناتیه که بازیگر دوست داره عرض اندامی توش داشته باشه ولی رئالیته رو خدشهدار میکنه… راستی اینقدر این فیلم خوب و حسابشده چشم رو به نشاتهها هدایت میکرد و تزاحمهای بصری رو خوب حذف کرده بود که وسط صحنه پرتعلیق و کشش ِ بستن درها و نردهها، اونقدر مرکزیت دادن به سنایچ واقعا بعید بود… میشد اون رو جای دیگهای تبلیغ ضمنی کرد و برای این صحنه، اسپانسرهای دیگهای رو انتخاب میکرد… و عقل سلیم میگه اگر کلید رو از روی زمین میخوای بکشی سمت خودت، با قسمت عصایی چتر این کار رو میکنی، نه؟