یک اجرای متفاوت و خلاق از داستان تلخ مهاجرت | مجموعه رسانه ای صبا
امروز یکشنبه, ۳۱ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت ۱۹:۵۰:۴۴
نگاهی به «آن برد» اجرا شده در روز هشتم جشنواره تئاتر «هم‌آغاز»

یک اجرای متفاوت و خلاق از داستان تلخ مهاجرت

نمایش دارای لحظات احساسی از هر دو سوی است: درک غم پدر برای جدایی از یگانه دخترش و تماشای غم مهاجرت و دوری از وطن که در آثار نقاشی «ماهی» نقش بسته است...«آن برد»، نمایشی است که به شیوه‌ای متفاوت و بسیار خلاقانه موضوع مهاجرت را با بازی خوب دو بازیگرش، امیرمهدی زندیه و نیکو بستانی به تصویر کشیده است. 

به گزارش خبرنگار تئاتر صبا، «آن برد» نوشته امیرمهدی زندیه و آیدین تمبرچی به کارگردانی مشترک نویسندگان در شب هشتم جشنواره هم آغاز در سالن سایه به روی صحنه رفت.

فضای این نمایش متشکل از چندین پرده حریر سفید است که در انتهای صحنه آویخته شده و یک میز تحریر و یک صندلی که درست وسط صحنه قرار دارد. در آغاز کار، ماهی در گوشه‌ای از صحنه، با تک کلمه‌هایی نظیر زن، بوم نقاشی، خانه، بوم نقاشی، اکباتان، بوم نقاشی و خاکسپاری پدر، بوم نقاشی، خلاصه‌ای از آنچه قرار است در نمایش دیده شود را در موجزترین حالت ممکن ارائه می‌دهد.

پس از آن پرویز، پدر ماهی که معلم زبان انگلیسی است، شروع به سخن گفتن با مخاطبان، به مثابه شاگردانش می‌کند و به آنها توصیه‌هایی در زمینه زبان‌آموزی کرده و یادآوری می‌کند که هیچ گاه زبان دوم نخواهد توانست همچون زبان مادری در ذهن و جان انسان بنشیند. پس از آن ماهی را می‌بینیم که به تکرار تعدادی واژه انگلیسی و معادل فارسی آنها می‌پردازد. واژه‌هایی همانند این که آنها را در یک کتاب فرهنگ لغت مطالعه نماییم و بدین ترتیب دریابیم او که پیشخدمت یک کافه است، با فردی انگلیسی به نام دیلن که سفرنگار است آشنا می‌شود.

چندی بعد ماهی که نقاشی خوانده و احساس خوبی از بودن در اینجا ندارد، به پدرش می‌گوید که قصد مهاجرت به انگلستان دارد. او می‌رود و ارتباط ماهی و پدرش از طریق چت روم‌های اینترنتی به شکل صوتی و تصویری شکل می‌گیرد و داستان رابطه مخدوش آنها و مرگ پدر، به تدریج واشکافی می‌شود. ماهی که توسط دیلن دعوتنامه‌ای برای انگلستان دریافت کرده، ضمن مخالفت پدر به این کشور مهاجرت کرده، نمایشگاه‌های نقاشی برپا کرده و همزمان با دیلن ازدواج می‌کند. پس از آن درمی‌یابیم که پرویز سال‌ها قبل در انگلستان زندگی می‌کرده، به پیشنهاد دوستی به نام دیلن به کار سیاه روی آورده و توسط افسر مهاجرتی به نام دیلن، به ایران دیپورت شده است. ماهی دوازده سال‌ بعد، پس از این که مدتی از جدایی‌اش از دیلن می‌گذرد و در فروشگاهی کار می‌کند، به واسطه خبر مرگ پدر برای خاکسپاری او به ایران می‌آید.

مهاجرت قصه تلخ و شیرینی است که تقریبا تمامی مخاطبان نمایش آن برد و همه مردم ایران به نوعی با آن درگیر بوده‌اند: یا خودشان قصد مهاجرت دارند و یا در میان اقوام، دوستان، آشنایان و یا همسایگان و همکلاس‌هایشان فردی مهاجرت کرده است. مهاجرت قصه جدایی از سرزمین مادری به منظور رسیدن به فردایی بهتر است. این جدایی و دور بودن دو فرهنگ، دو زندگی و چندین انسان با هم، در نمایشنامه آن برد، به خوبی با تک واژه‌ها نشان داده شده است. در بخش‌هایی از کار، ماهی به جای گفتن جملات کامل، به سادگی و به زیبایی هر چه تمام‌تر، کلماتی را به فارسی یا انگلیسی می‌گوید که داستان را به پیش می‌برند. هر چند که در بخشی از قسمت‌های نمایشنامه امکان کاستن و افزودن موضوعاتی درباره مهاجرت وجود دارد، اما سبک نگارش نمایشنامه و اجرای آن باعث می‌شود که رابطه گسسته و منقطع ماهی با پدر و سرزمین مادری‌اش به خوبی به تصویر ‌کشیده شود.

نمایش دارای لحظات احساسی از هر دو سوی است: درک غم پدر برای جدایی از یگانه دخترش و تماشای غم مهاجرت و دوری از وطن که در آثار نقاشی ماهی نقش بسته است. او با تک‌واژه‌هایی تصاویری از خانه، خانواده‌، شهر و مردمش را روی بوم نقاشی توصیف می‌کند. ماهی که خود بچه طلاق است و یک بار دیگر از خانواده‌اش جدا شده، یک نقاشی کشیده که در آن زن و مردی به یک نقاشی دیگر نگاه می‌کنند. در آن نقاشی یک خانواده در کنار هم وجود دارند. به این ترتیب ماهی با توصیف این نقاشی نیازهای عاطفی و احساسی خودش را بیان می‌کند و به وجوه روانشناسی اثر، جلوه‌ای می‌بخشد.

در بخشی از نمایش شاهد گفتگوی دوگانه پرویز و ماهی با کتایون، مادر ماهی هستیم. در این بخش پرویز با همسر سابقش کتایون که به آموزشگاه او آمده، حرف می‌زند و در این حال پاسخ حرف‌هایی را می‌دهد که ماهی به مادرش گفته است. از سوی دیگر ماهی در یک گفتگوی تلفنی پاسخ مادرش را پس از حرف زدن با پرویز می‌دهد. در اینجا مخاطب برای درک فضا و گفتگوهای ناشنیده، نیاز به تخیل و تصور دارد تا حدس بزند که چه گفتگوهایی به صورت کامل شکل گرفته است. این یکی از خلاقیت‌های زیبای متن است که در اجرا به درستی شکل می‌گیرد.

نکته دیگر تکرار نام دیلن است که سه شخصیت متفاوت هستند: دوست پرویز که پیشنهاد کار سیاه را به او داده و به این ترتیب مقدمات دیپورت شدن او را فراهم می‌کند. سپس می‌شنویم افسر مهاجرتی که پرویز را دیپورت می‌کند، دیلن نام دارد و بار دیگر، دوست و شوهر ماهی، که برای او دعوتنامه می‌فرستد و موجبات مهاجرت او را فراهم می‎آورد، دیلن نام دارد. در اینجا نام دیلن چیزی بیش از یک اسم است و مفهوم کلی مهاجرت را به خود می‌گیرد.

استفاده درست و جذاب از نورپردازی با رنگ‌های متنوع در انتهای صحنه و روی پرده‌های حریر، به نحوی که تابلوهای نقاشی ماهی را تداعی کنند، کاری بسیار خلاقانه بوده که سبب می‌شود مخاطب فرصت به تصویر کشیدن دنیای ذهنی ماهی، که تنها با کلام بیان می‌شود را داشته باشد. از سوی دیگر نورپردازی متنوع، در بخش‌های مختلف صحنه یکی دیگر از جذابیت‌های کار است که به میزانسن‌های ساده و واقع‌گرایانه اثر رنگ و بویی دیگر می‌بخشد. در پایان می‌توان گفت که «آن برد»، نمایشی است که به شیوه‌ای متفاوت و بسیار خلاقانه موضوع مهاجرت را با بازی خوب دو بازیگرش، امیرمهدی زندیه و نیکو بستانی به تصویر کشیده است.

سحر ناسوتی

 

 

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها