
به گزارش خبرنگار فرهنگ و کتاب صبا، رابرت گرین نویسنده آمریکایی است که به خاطر کتابهایش دربارهٔ استراتژی، قدرت و اغواگری شناخته شدهاست.او شش کتاب پرفروش بینالمللی نوشتهاست: ۴۸ قانون قدرت، هنر اغوا کردن ، ۳۳ استراتژی جنگ، قانون ۵۰ (با رپ ۵۰ سنت)، تسلط و قوانین طبیعت انسانی.
اولین کتاب گرین، ۴۸ قانون قدرت، که ابتدا در سال ۱۹۹۹ منتشر شد یک راهنمای عملی برای کسی است که یا دنبال قدرت است، یا قدرت را مشاهده میکند، یا میخواهد علیه قدرت برخیزد.
این قوانین از ۳۰۰۰ سال تاریخ قدرت گرفته شدهاست که نقشهایی از زندگی استراتژیستها و شخصیتهای تاریخی همچون نیکولو ماکیاولی، سون تزو، هایله ثلاثی، کارل فون کلاوزویتس، الیزابت یکم انگلستان، هنری کیسینجر و فینیاس تیلور بارنوم است.
از آثار دیگر رابرت گرین میتوان به قوانین نفوذ و چیرگی (دست یابی به عالی ترین فرم قدرت) اشاره کرد.
بالاترین شکل قدرت، چیرگی است. این عقیدۀ رابرت گرین نویسندۀ این کتاب است که عمرش را صرف مطالعۀ قوانین قدرت کرده است. او در این کتاب درباره مسیری صحبت میکند که قدرتمندترین افراد تاریخ آن را پیمودهاند، مسیری که این افراد را به اوج توانمندی رسانده است.
خبر خوب این است که تکتک ما در درون خود ظرفیت تبدیل شدن به استادی خبره و توانمند در حیطه تخصصیمان را داریم. به شرطی که آماده گام نهادن در مسیری باشیم که به صورتی کاملاً شفاف در این کتاب آمده است.
با مطالعه این کتاب میتوانید رموز پنهان رشته یا زمینه کاریتان را یاد بگیرید و سپس آماده ی دوره ی شاگردی پربار و نسبتاً طولانی شوید. در طول این مدت این امکان را خواهید داشت تا دانش و تجربۀ افراد تاثیرگذار رشتهتان را جذب کنید، با تبدیل شدن به فردی درخشان رقبا را پشت سر بگذارید و از الگوهای رایج فاصله بگیرید. در این کتاب رفتارهای افرادی چون اینشتین، داروین و ۹ تن از اساتید معاصر دیگر را به دقت مطالعه خواهید کرد و از این طریق اشتیاق و کشش درونیتان را بیدار میکنید و به استادی متبحر و چیره تبدیل خواهید شد.
در این کتاب ، رابرت گرین از حالتی ذهنی به نام چیرگی برایمان حرف میزند . همگی ما در لحظاتی خاص و ویژه از زندگیمان، حالت ذهنی خاصی را تجربه کردهایم که در آن سطح بالایی از انرژی و تمرکز را در خودمان احساس میکنیم. این حالت که با تمرکزی عمیق همراه است، معمولاً در زمانهایی که با یک ضربالأجل فوری مواجه هستیم و یا در تنگنای زمانی برای حل مسائل قرار داریم، رخ میدهد.
اما این نوع از قدرت و هوش که دربارهاش حرف میزنیم، یا کاملاً مورد غفلت واقع شده و کسی به عنوان یک زمینهی مطالعاتی درباره آن حرفی نزده است و یا اینکه با انواع و اقسام خرافات و مطالب زرد و سطحی درهمآمیخته که در هر صورت بر مرموزتر شدن این حوزه دامن میزند.
در اثر همین ناآگاهی، تصور میکنیم خلاقیت و توانمندی چیزهایی هستند که بهطور آنی و ناگهانی و از آسمان بر سر فرد نازل میشوند، یا آنها را به استعداد ذاتی خود شخص، یا روحیهی عالی یا بختواقبال نیکویش مربوط میدانیم.
تسلط بر این حالت ذهنی یا همان چیرگی، میتواند منجر به تسلط و آگاهی بیشتری بر واقعیت، سایر آدمها و وضعیت خود شود. اگرچه ما- بهعنوان افراد معمولی- ممکن است این حس را بهطور مقطعی تجربه کنیم اما از آنسو کسانی هستند که این وضعیت برایشان تبدیل به سبک زندگی شده است.
این عالیترین شکل قدرت است و فرایندی که به آن ختم میشود شامل سه فاز یا سه مرحلهی جداگانه است:
1. شاگردی به عنوان اولین مرحله
2. عملگرایی خلاق در مرحله دوم
3. و در مرحله پایانی، چیرگی
کتاب چیرگی به این منظور طراحی شده است که شما را از پایینترین سطح این فرایند به بالاترین سطح آن راهبری کند. ایدههای مطرحشده در این کتاب نیز بر پایه تحقیقات گستردهای در حوزههای عصبشناسی، علوم شناختی، پژوهشهایی دربارهی خلاقیت و همچنین براساس بخشهایی از زندگینامههای بزرگترین اساتید و چیرهدستان تاریخ و معاصر نظیر چارلز داروین، جان کولترین تا دنیل اورت، پل گراهام و بسیاری از بزرگان دیگر است. در ادامه خلاصهای از مراحل رسیدن به چیرگی را بررسی میکنیم:
مرحلهی اول: در این مرحله قرار است مأموریت زندگی یا رسالت فردیمان را کشف کنیم و همچنین بیاموزیم که چگونه نقشهی راهی برای تحقق و به ثمرنشاندن این مأموریت ترسیم کنیم. در این مرحله ما یک غریبهی تازهوارد در هر رشته یا زمینهای هستیم که قصد ورود و یا تسلط بر آن را داریم، باید تا میتوانیم درباره اصول اولیه بیاموزیم و یاد بگیریم و دانش خودمان را به حد اعلی برسانیم. در ابتدای این مرحله دید وسیعی درباره رشتهای که آغاز کردهایم، نداریم از این رو قدرتمان محدود است.
مرحله دوم: دربارهی این صحبت میشود که چطور مناسبترین راهبران را پیدا کنیم؛ چطور در محیط کسبوکار از کدها و قوانین نانوشتهی بازیهای قدرت رمزگشایی کنیم و بر آنها مسلط شویم؛ یاد میگیریم چطور هوش اجتماعیمان را افزایش دهیم. به واسطه تمرین، ممارست و عملگرایی به بینشی عمیق نسبت به زمینهی فعالیتمان دست مییابیم؛ مثل مکانیکی خبره که به ارتباط بین اجزاء و کارکرد قطعات موتور ماشین مسلط است. این درک بالا از رشته یا زمینهای که در آن مشغولیم کار ما را پیش میبرد و به سطح جدیدی از قدرت میرسیم: یعنی میتوانیم آزادانه تجربه کنیم، آزمایش کنیم و با اجزاء و قسمتهای مختلف بازی کنیم و به نتایج تازهای برسیم. سپس توصیههایی خواهیم دید مبنی بر اینکه چطور از شاگردی کردنهایمان و از آموزشهایی که میبینیم بیشترین بهرهبرداری را داشته باشیم. ضمناً راهبردهای متنوعی هم برای یادگیری و مشاهدهگری اثربخش ارائه میشود که در این مرحله بسیار کمککننده است.
در مرحله سوم، یاد میگیریم چه زمانی وقت آن رسیده که دورهی شاگردی را تمام کنیم و امپراتوری خودمان را بنا کنیم و وارد مرحلهی عملگرایی خلاقانه شویم. پس از مرحلهی دوم، سطح دانش، تجربیات عملی و تمرکز ما آنقدر عمیق میشود که بر زمینهی تخصصیمان احاطه و اشرافی شگرف مییابیم و جزئیات موجود را با وضوح کامل میبینیم. اکنون ما به قلب زندگی دسترسی داریم- به سرشت انسان و پدیدهای که برای ما کارا است. به همین دلیل است که آثار و کارهای اساتید بزرگ تا این اندازه به دل ما مینشیند و ما را عمیقاً تحت تأثیر قرار میدهد. گویی آثار این افراد با چیزی در درون ما ارتباط برقرار میکند؛ این امر از آن روست که آن هنرمند به ذات واقعیت متصل گردیده و با آن ارتباط گرفته است. به همین دلیل است که فلان دانشمند بزرگ میتواند پرده از سر قوانین فیزیک بردارد و اصول و قوانینی جدید تدوین کند، به همین سبب است که فلان مخترع یا کارآفرین گوشهای خاص و منحصربهفرد را میبیند که تا پیش از این به ذهن شخص دیگری نرسیده است.
ساختار کتاب چیرگی ساده و روشن است. کتاب شامل ۶ فصل است و در طول این شش فصل، مراحل فرایند به ترتیب توضیح داده شده است:
فصل ۱ نقطهی شروع است و دربارهی کشف ندای درونی یا همان مأموریت زندگی صحبت میشود.
فصل ۲ بخش اول از اجزاء مختلف فاز شاگردی یا همان مهارت یادگیریست.
فصل ۳ بخش دوم از اجزاء مختلف فاز شادگری، در خصوص پیدا کردن راهبر است.
فصل ۴ بخش پایانی فاز شاگردی یعنی بهدستآوردن هوش اجتماعیست.
فصل ۵ راجع به مرحلهی عملگرایی خلاق صحبت میشود.
فصل ۶ به هدف نهایی که همان چیرگی است پرداخته میشود.
هر فصل با یک قصه شروع میشود در آن قصه که مربوط به زندگی یکی از همین چهرههای برجسته تاریخی است ، مفاهیم و ایده های کلی آن فصل به تصویر کشیده میشود قصه زندگی بزرگان عصر حاضر و برخی از بزرگان تاریخی، در طول چندفصل مجزا ادامه می یابد ودر هر فصل به مرحله ای خاص از زندگی آنان پرداخته می شود
به این نکته توجه کنید که نباید مراحل گذر از یک سطح توانمندی ذهنی به سطح دیگر را کاملا خطی و مرحله به مرحله ببینید که بناست در نهایت به مقصدی ثابت و مشخص به نام چیرگی منتهی شود تمام زندگی شما به نوعی عرصه یادگیری و کسب دانش و مهارت است و این فقط در یک مقطع زمانی اتفاق نمی افتد، هر آنچه برای شما رخ می دهد اگر به خوبی به آن توجه کنید در واقع دارای بار آموزشی است خلاقیتی که در اثر یادگیری عمیق یک مهارت به دست می آورید باید مدام در حال نو شدن باشد در عین حال باید همیشه ذهنتان را گشوده نگه دارید حتی رسالت فردی شما هم مفهومی ثابت و ایستا نیست و شما باید یکسره و در طول زندگیتان هر چند وقت یکباربه آن فکر کنید و با توجه به شرایط جدیدی که پیش پای شما قرار میگیرد این رسالت فردی را بروز کنید
در حرکت به سمت چیرگی، عملا دارید ذهنتان را به واقعیت و به خود زندگی نزدیک تر میکنید هر آنچه زنده است و زندگی میکند پیوسته در تغییر وجنبشی مداوم است لذا آن لحظه که متوقف شوید و دست از حرکت بردارید و به این فکر کنید که دیگر به آن سطح از رشد و پیشرفت مدنظرتان رسیده اید ، درست در همان لحظه بخشی از ذهن شما شروع به فرسوده شدن و نابودی میکند .
اغلب بزرگترین مانع در مسیر چیرگی، ضعف ما در تشخیص پنهانکاریها و فریبکاری آدمهای اطرافمان است. مواجه شدن با این آدمهای سمی، انرژی احساسی ما را تخلیه میکند. در این صورت اگر هشیار نباشیم، ذهنمان غرق در دسیسههای بیرونی شده و درگیر بازیها و نزاعهای بیپایان با دیگران میشویم. مشکل بنیادی ما در ارتباطات اجتماعیمان با دیگران این است که ما، تمایل سادهلوحانهای داریم به این که آدمها را آن طور که خودمان دوست داریم ببینیم، نه آن طوری که واقعاً هست. این باعث میشود متوجه نیّات درونی آدمها نشویم یا اساساً برداشت اشتباهی از مقاصد واقعی آنان داشته باشیم از این رو واکنشمان به گونهای است که یا منجر به تعارض میشود یا به گیجی و حیرت خودمان منتهی میگردد.
به گفته رابرت گرین در این کتاب چیرگی کیفیتی ذهنی است که بعد از سالها تمرین مستمر و متمرکز و پرفشار برای فرد اتفاق میافتد.
چیرگی یک مسیر است، یک فرایند است نه یک اتفاق آنی که در یک لحظه رخ دهد. چیرگی حالتی ذهنی است که در صورت دستیابی به آن، بر شغل، رشته، تخصص یا هر مهارتی که مدنظرمان است، نوعی غلبه و برتری پیدا میکنیم (و بر آن چیره میشویم)؛ از آن فراتر میرویم و آماده رویارویی با چالشهای جدیتر و پیشرفتهتر هستیم.
چیرگی ریشه در تکامل بشر دارد و حاصل فرآیندی چند میلیون ساله است. او در این کتاب دستورالعملی گام به گام و مشروح برای دستیابی وضعیت چیرگی ارائه کرده است.
تعداد زیادی از اساتید بزرگ و چیره دست تاریخ ، به نوعی نیروی پنهان یا تجربه ی ندای درونی در زندگی شان اعتراف کرده اند ناپلئون این حس را به ستاره اش مربوط میدانست که هر بار تصمیم درستی میگرفت آن را بر فراز آسمان می دید سقراط آن را به صورت یک روح الهام بخش تجربه میکرد که اغلب صدای او را ، گویی از جانب ایزدان میشنید و این ندا اورا ازتصمیمات اشتباه باز میداشت . گوته هم نام آن را اهریمن گذاشته بود که نوعی کشمکش درونی میان امیال متضاد او بود و انگیزه بخش وی میشد تا تقدیر را به بهترین شکل برای خودش رقم بزند. البرت اینیشتین از نوعی صدای درونی صحبت می کرد که به فرضیات و حدسیات او مسیر درستی میداده است همه اینها نمونه مشابه همان چیزی هستند که لئوناردو داوینچی در زندگی اش تحت عنوان تقدیر یا سرنوشت تجربه کرده بود.
کتاب چیرگی، شما را از فردی معمولی به بالاترین سطح قدرت یعنی استادی میرساند. رابرت گرین نویسنده کتاب چیرگی راههایی عملی را برای رسیدن به مهارت حرفهای در شغلتان پیشنهاد میدهد. از نظر این نویسنده داشتن استعداد ذاتی و هوش مادرزادی نمیتواند دلیلی برای برتری افراد قرار گیرد.
کتاب چیرگی به وضوح بیان میکند که شانس یک فرد با بهره هوشی بالا با کسی که چنین هوشی ندارد تقریباً برابر است. در این خلاصه کتاب جذاب خواهید خواند که با رجوع به کودکی و شناسایی علایق آن دوران، میتوان مسیر متفاوتی را پیمود که درنهایت افراد را به رشد و شکوفایی بیشتر هدایت میکند.
بنابراین اگر شما هم دوست دارید از یک فرد معمولی تبدیل به استادی خبره و ماهر بشوید پیشنهاد میکنیم کتاب چیرگی اثر رابرت گرین را حتما مطالعه کنید.
این کتاب با ترجمه روان آرسام هورداد بسیار جذاب و خواندنی است و مخاطب با توجه به حجم ۵۳۶ صفحه ای کتاب به هیچ عنوان خسته نمیشود.
سهیلاانصاری