البته که این تب همچنان وجود دارد، اما به نسبت سالهای پیش فروکش کرده چون آنهایی که در طبقه متوسط و پایینتر از این طبقه هستند، پذیرفتهاند که شانس چندانی برای پیروزی در این رقابت نابرابر ندارند. اما گرایش هنری دیگری که در جامعه دیده میشود و گذر زمان نتوانسته از تعداد متقاضیان آن کم کند، علاقه افراد به خوانندگی است. از آنجایی که با صرف هزینه در مقیاسهای گوناگون میتوان یک قطعه موسیقی ساخت و حداقل روی سایتهای مختلف قرار دارد، هنوز تعداد متقاضیان خوانندگی زیاد است و همچنان هم بیشتر میشود. حال با این موضوع کاری نداریم که چه تعداد از این خوانندگان صدای خوش دارند و چه جمعیت چشمگیری از آنها به یاری دستگاههای کامپیوتری و با تغییر صدا این شانس را پیدا میکنند که شنیدن آهنگهایشان هر چند کوتاه مدت، قابل تحمل شود. اما آنچه در این گزارش مد نظر ما قرار دارد این است که باتوجه به بالا بودن تب خوانندگی – در میان پسرانی که غالبا از طبقه متوسط جامعه و قشر مرفه هستند- یک نفر چقدر باید هزینه کند تا بتواند تبدیل به یک خواننده معروف شود. برای رسیدن به اطلاعات موثق در این زمینه سراغ فرزاد فتاحی، آهنگساز، خواننده، ترانه سرا و مدرس موسیقی در مجمتع فنی تهران رفتیم و به بررسی جنبههای مختلف این اتفاق پرداختیم.
چطور میتوان وارد وادی خوانندگی شد
این روزها راه برای حضور در عرصه خوانندگی برای آنها که دستشان به دهانشان میرسد باز است . مساله مهم تداوم و پیشرفت است که برای همهشان میسر نیست. چون از نظر فنی اغلب خوانندگان چه حرفهای و چه
آماتور بدون داشتن دانش کافی و تنها با تکیه بر روابط یا پشتوانه مالی این مسیر را طی میکنند. گهگاه خوانندهای با یک تراک گل میکند اما در ادامه راه تا مدتها اثر چشمگیری از خود ارایه نمیدهد. در واقع این
فقط و فقط یک اتفاق است و تنها اگر به شکل پیاپی تکرار شود میتوان آن را موفقیت دانست .خوانندگانی که با تکیه بر توانایی مالی خواننده می شوند را میتوان به دو دسته تقسیم کرد :اول آنهایی که تنها آرزوی رسیدن به شهرت و دیده شدن دارند .دوم کسانی که به چشم بازار سرمایه گذاری به موسیقی نگاه میکنند. یعنی در ازای مبالغی که در مارکت موسیقی هزینه کردهاند، هم انتظار برگشت مالی و هم انتظار سود دهی دارند. مثلا اگر کارشان بگیرد میتوانند
با برگزاری کنسرت، فروش آلبوم و اجراهای سازمانی و … اصطلاحا پولی به جیب بزنند .
برای ساخت یک قطعه موسیقی چقدر باید هزینه کنیم
اول به این نکته اشاره کنم که دستمزدی که آهنگساز، ترانه سرا، تنظیم کننده، نوازنده و… دریافت میکنند هزینه تولید است و این هزینهها ارتباطی با هزینههای تبلیغاتی و جانبی ندارد. دستمزد آهنگساز و دیگر عوامل تولید را هم در درجه اول خود هنرمند و سپس سابقهی هنری و حرفهای او تعیین میکند. مانند یک نقاش که روی تابلوی خود میتواند هر قیمتی بگذارد، حالا یا فروش میرود یا نمی رود. اما اگر بخواهم آمار تقریبی در این زمینه بدهم باید بگویم که به طور مثال: دستمزد ترانه سرا از ۱۰۰ هزار تومان تا ٥ میلیون تومان است.– دستمزد آهنگسازى و تنظیم در مجموع از ۵۰۰ هزار تومان تا ۱۵ میلیون تومان است. هزینه استودیو به طور متوسط ساعتى ۵۰ هزار تومان و– دستمزد نوازنده حرفهاى به طور متوسط ۳۵۰ هزار تومان است.
چقدر از خوانندگان حمایت میشود
سوال جالبی پرسیدید. اتفاقا بعضی وقتها از ما میپرسند: چرا دست خوانندگان خوش صدا را نمیگیرید؟ من هم میگویم: چه کسی دست ما را میگیرد؟ من به عنوان آهنگساز یک توانی دارم و شاید بتوانم به یکی، دو نفر کمک کنم اما کوه را که نمیتوانمجابه جا کنم! پشتیبانی از هنرمندان تازه وارد فقط وظیفه ما نیست. باید کلانتر به این قضیه نگاه کرد. وقتی که نه حمایتی از سمت دولت صورت میگیرد، نه بخش خصوصی نتیجهاش همین میشود که میبینید. همه جای دنیا موسیقی علاوه بر هنر یک صنعت بسیار درآمدزاست و اینجا یک بازار محلی کساد، یعنی بیهنران خواننده میشوند و هنرمندان خانه نشین. واقعا برای ما هم سوال است که چرا کسی حامی مالی خوانندگان گمنامی که خوب میخوانند نمیشود؟ آقایانی که میلیارد میلیارد خرج خیریه میکنند که پولشویی کنند چرا یک بار پولشان را در هنر نمیشویند!؟ البته در این مورد مردم هم کم مقصر نیستند. وقتی یک قطعه موسیقی درجه سه با صدای گوشخراش خوانندهاش که انگار در لوله بخاری میخواند اینقدر مورد اقبال عمومی قرا میگیرد کار به جایی میرسد که هرکسی از راه میرسد یک پولی میدهد و یک آوازی هم میخواند ! مردم هستند که باید به جامعه هنری خط بدهند و در نهايت مردماند كه خواننده را به شهرت مىرسانند. گاهى با يك قطعه كه با كمترين امكانات در خانه ضبط شده مىتوان به شهرت رسيد و گاهى با يك آلبوم كه با بزرگان موسيقى كار شده آب
از آب تكان نمىخورد. در كل فرمول مشخصى براى رسيدن به شهرت وجود ندارد. البته جلب نظر شنونده عام و تبليغات هميشه موثر است. همچنین در مورد گروه سنی جوانانی که به این کار روی میآورند باید گفت که بیشتر آنها از ۲۰ سال به و از قشر متوسط یا رو به بالای جامعه هستند.
هزینه تبلیغات در رسانه ها
سالهاست براى آلبومهاى پاپ به معناى واقعى چیزى به عنوان تبلیغ در رسانه هاى مجاز (تصویرى و شنیدارى) وجود ندارد. مگر معدودى از نشریات كه تعرفههاى رایج چاپ آگهى را دارند. تبلیغات به صورت تیزر و كلیپ در سینماى خانگى هم چندان مؤثر نیست. متاسفانه تجربه نشان مىدهد كه پخش ویدیو و موسیقى به شكل غیرمجاز بسیار تاثیرگذارتر است.
۶۰ میلیون تومان هزینه حضور در تلویزیون
گاهی خوانندگان نوپا برای مطرح شدن ترجیح میدهند صدایشان در کنارخوانندهای شناخته شدهتر شنیده شود که معمولا هم خوانندههاى معروف نمیپذیرند. اما اگر هم قبول کنند، براى اجراهاى دو صدایى رقم مشخص و ثابتى وجود ندارد. اصطلاحا هر كى هر چقدر تیغش ببره همچنین این خوانندگان نوپا بعضی مواقع ترجیح میدهند درتلویزیون هم بخت خود را امتحان کنند. اگر مسیر قانونى و شرافتمندانه ورود به تلویزیون را در نظر نگیریم، راههاى مختلفى پیش روى خواننده است. بعضى خوانندهها دستمزد نمىگیرند و هزینه تولید
را هم از جیبشان مىدهند. بعضى دیگر از طریق ارتباطات قوى با عوامل برنامه ورود مىكنند. عدهاى دیگر هم علاوه بر به عهده گرفتن هزینه تولید، اصطلاحا شیرینى هم مىدهند. آخرین رقم پیشنهادى براى فروش (نه خرید!) تیتراژ از سمت عوامل برنامه به خواننده (كه به گوش من رسیده) معادل ۶۰ میلیون تومان بوده البته براى اجراى تیتراژ پایانى یك سریال طنز نود قسمتى.
رسیدن به شهرت با استفاده از حاشيه سازی و اخبار زرد
عدهای به ساخت و پخش كليپ غير مجاز روی میآورند که اتفاقا بسيارهم موثر است چون كار در تيراژ بسيار بالا ديده مىشود و مردم بابت تماشاى آن هزينهاى نمى كنند. ضمن اينكه علاوه بر جذابيتهاى شنيدارى، از گيرايى بصرى هم براى جلب مخاطب بهره مىگيرند. ويديو مىتواند ميانبرى باشد براى آنكه يك شبه ره صد ساله طى شود . اگر روزی هم قرار باشد به بازار مجاز باز گردند باز هم موانعی پيش روست که البته آنها هم قابل حل است. مثل پرداخت هزینه دریافت مجوز، شعر و موسیقى و حتى خود خواننده، به دلالان موسیقى و بعضى
شركت ها و… حاشيه سازی و اخبار زرد هم میتواند موثر باشد .همچنین در این میان نقش شبکههای اجتماعی را هم نبايد ناديده گرفت. خواسته يا ناخواسته، امروز وابستگی به رسانههای دولتی بسيار کمتر از گذشته است . دنيای
مجازی برای هر شخص حقيقی فرصتی ايجاد میکند که تريبون مخصوص به خود را در اختيار داشته باشد و بدون مميزی آثار و افکار خود را به اشتراک بگذارد که دست بر قضا اغلب مورد توجه عموم هم قرار ميگيرد .حال و هوای جامعه هم نقشی اساسی دارد. گاهی حرکت در خلاف جهت آب جواب ميدهد و گاهی بالعکس. آنها که تغييرات جامعه را به موقع در میيابد معمولا اقبال بيشتری برای پيشرفت دارند .گاهی رجوع به سنتها و امروزی کردن آنها ايجاد جذابيت میکند. مثلا در ماههای
اخير موسيقی تلفيقی بسيار مورد توجه قرار گرفته است و پيرو آن اخيرا گروهها و افراد بيشتری هستند که از اين فرصت استفاده ميکنند و اين ژانر را ارائه میدهند .گذشته از اينها بايد گفت خوانندهای که تمامی عوامل شنيده شدن را در اختيار داشته باشد ناگزير به شهرت خواهد رسيد. گاهی سياستهای اشتباه نتيجه عکس ميدهد. مثلا ممنوع فعالیت کردن هنرمندان اغلب باعث بيشتر شناخته شدن آنها شده و حتی گاهی
در مارکت کوچک موسيقی ما اعتبار بيشتری برای فرد به ارمغان میآورد. مثال بارز آن زنده ياد پاشايی است که بدون استفاده کردن از راههای غير اخلاقی به شهرت رسيد. ممنوع فعالیت بودن، اجرای تيتراژ يکی از پر بينندهترين برنامههای تلويزيون(ماه عسل ، استفاده از زبان مردم کوچه و بازار در بخش ترانه، توليد و اجرای موسيقی ساده فهم، روان و نه چندان تکنيکی، اخبار و تبليغات فردی و رسانه ای از داخل و خارج به صورت همزمان و صد البته حمايت احساسی بر حق مردم که هميشه برگ برنده است و حرف آخر را میزند، مرحوم پاشایی را به چنان شهرتی رساند که برای هيچ کس قابل پيش بينی نبود .
مایا شرفی