
سمیرا جعفری/ صبا، رضا صائمی در گفتوگو با صبا ضمن بررسی وضعیت سینمای هنری و تجربی در ایران، از تأثیر بحران اقتصادی، ضعف سیاستهای حمایتی و کاهش ریسکپذیری در تولید آثار هنری سخن گفته است. او معتقد است «هنر و تجربه» امروز بیش از آنکه یک جریان فرهنگی مؤثر باشد، به بستری برای نمایش فیلمهایی تبدیل شده که امکان حضور در چرخه اکران عمومی را ندارند.
رضا صائمی: «هنر و تجربه» امروز دیگر جریانساز نیست!
صائمی با اشاره به الگوگیری سینمای «هنر و تجربه» ایران از نمونههای اروپایی، بهویژه سینمای هنری و تجربهگرای فرانسه، میگوید این جریان به دلایل مختلف اجتماعی و فرهنگی نتوانست به جایگاه واقعی خود در سپهر سینمایی ایران دست یابد. به اعتقاد او، شرایط تاریخی ایران در حوزههای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی در این ناکامی نقش مهمی داشته است.
او با اشاره به بحران اقتصادی سینما و کاهش مخاطبان توضیح میدهد که وقتی سینمای جریان اصلی با مشکلات مالی و بحران مخاطب مواجه است، طبیعی است که سینمای هنری و تجربی با دشواریهای بیشتری روبهرو شود؛ چراکه این نوع سینما اساساً مخاطبان محدودتر و سرمایهگذاری پرریسکتری دارد.
این منتقد رسانه بخشی از مشکلات امروز گروه «هنر و تجربه» را ناشی از بحران کلی سینمای ایران میداند اما تأکید میکند که نبود سیاستهای حمایتی مناسب نیز در این وضعیت بیتأثیر نبوده است. او یادآور میشود که هنوز پردیس سینمایی اختصاصی برای نمایش فیلمهای «هنر و تجربه» وجود ندارد، اکران این آثار پراکنده و فاقد برنامهریزی مؤثر است و حتی جشنوارهای مستقل برای این حوزه شکل نگرفته است.
به گفته صائمی، ساختار مدیریتی «هنر و تجربه» نیز طی سالهای گذشته فراز و نشیبهای متعددی را پشت سر گذاشته و امروز به عنوان واحدی ذیل مرکز گسترش تعریف میشود؛ موضوعی که از نگاه او، دامنه اثرگذاری این جریان را محدود کرده است. او در عین حال تأکید میکند که سینمای «هنر و تجربه» در ایران تثبیت شده، اما هنوز به مرحله جریانسازی و تأثیرگذاری گسترده نرسیده است.
صائمی در ادامه به سالهای ابتدایی شکلگیری این جریان اشاره کرد. او معتقد است که هنر و تجربه در آن مقطع توانسته بود به یک جریان فرهنگی تبدیل شود. او یادآور میشود که برخی آثار اکرانشده در این گروه، از جمله فیلم «ماهی و گربه»، حتی از بعضی فیلمهای اکران عمومی نیز مخاطبان بیشتری جذب کردند. همچنین انتشار ماهنامه «هنر و تجربه» و برگزاری نشستهای نقد و بررسی در تهران و شهرستانها، به تقویت این جریان فرهنگی کمک کرده بود.
با این حال، او معتقد است که این تأثیرگذاری به مرور زمان کاهش یافت و «هنر و تجربه» امروز بیش از آنکه یک جریان فرهنگی فعال باشد، به بستری برای نمایش فیلمهایی تبدیل شده که امکان حضور در چرخه اکران عمومی را ندارند.
او یکی دیگر از چالشهای مهم امروز سینمای ایران را کاهش ریسکپذیری هنری میداند و معتقد است زمانی که تولید فیلم از منظر اقتصادی توجیه نداشته باشد، طبیعی است که تمایل برای ساخت آثار هنری و تجربهگرا نیز کاهش پیدا کند. به گفته او، این موضوع به معنای نگاه صرفاً تجاری به سینما نیست، اما نباید فراموش کرد که سینما صنعتی پرهزینه است و در شرایط بحران اقتصادی، آثار هنری بیش از دیگر گونههای سینمایی آسیب میبینند.
صائمی همچنین به تأثیر مشکلات اقتصادی بر مصرف محصولات فرهنگی اشاره کرده و گفت: در دورههای بحران، نخستین کالاهایی که از سبد خانوار حذف میشوند، کالاهای فرهنگی هستند. در چنین شرایطی، فیلم هنری و تجربی به کالایی لوکس تبدیل میشود که هم از چرخه مصرف و هم از چرخه تولید کنار گذاشته میشود.
او درباره مفهوم «شکست خلاقانه» نیز معتقد است که هنر اساساً با نوعی زیباییشناسی شکست گره خورده و تراژدی یکی از رایجترین ژانرهای هنری است. با این حال، از منظر اقتصاد فرهنگ، شرایط امروز چندان فرصت تجربهگراییهای پرریسک را فراهم نمیکند. هرچند به باور او، گاهی خلاقیت دقیقاً از دل بحرانها متولد میشود و شکستهای خلاقانه میتوانند زمینهساز دستاوردهای غیرمنتظره باشند.
صائمی تأکید کرد: سینمای هنری در ایران هنوز زنده است و مخاطبان خود را دارد. با این حال، این سینما هنوز نتوانسته در فضای فرهنگی کشور به جایگاه جریانساز دست پیدا کند و حضور پررنگ آن بیشتر در جشنوارهها دیده میشود.
وی در پایان با اشاره به نقش رهاییبخش هنر اذعان داشت: هنوز میتوان به ظرفیتهای هنر امیدوار بود؛ همانطور که نیچه میگوید «اگر هنر نبود، واقعیت ما را میکشت.»