گفت‌وگو با سه بازیگر نمایش «پایان آن شب» / تئاتر، بخش مهمی از زندگی ماست | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۲۷ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۲۵:۱۱

گفت‌وگو با سه بازیگر نمایش «پایان آن شب» / تئاتر، بخش مهمی از زندگی ماست

آیا تئاتر می‌تواند نوجوانان را به انسان‌های بهتری تبدیل کند؟ بازیگران نمایش «پایان آن شب» در گفت‌وگو با صبا، از تجربه‌های زیسته‌شان روی صحنه می‌گویند؛ تجربه‌ای که در آن، هیجانِ اجرای اول با درس‌های بزرگ مسئولیت‌پذیری و هم‌دلی در برابر بی‌تفاوتی‌های جامعه گره خورده است.

به گزارش خبرنگار صبا، اگر یکی از این روزها به مرکز تولید تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در پارک لاله سر بزنید، می‌توانید تماشاگر نمایش «پایانِ آن شب» به نویسندگی و کارگردانی نرگس اصغری باشید. در این نمایش که برای نوجوانان و بزرگسالان اجرا می‌شود،گروهی از بازیگران نوجوان،که در مرکز تئاتر «توانش» به سرپرستی داود زارع و نرگس اصغری آموزش دیده‌اند، ایفای نقش‌ها را بر عهده دارند.«پایانِ آن شب» درباره محله‌ای پرآشوب است که پیرمردی در آن، خبر از سرقتی بزرگ می‌دهد اما کسی حرفش را جدی نمی‌گیرد. تا این‌که نوجوانان محله تصمیم می‌گیرند برای حل مشکل، وارد میدان بشوند. در نمایش نامبرده، سیزده بازیگر حضور دارند که با سه نفرشان به گپ‌وگفت نشسته‌ایم. امیرمهدی طایفه‌نفر، سارینا ابراهیم‌زاده و احسان نیک‌طلب، سه تن از بازیگران این نمایش هستند که با درخشیدن در نقش‌های خود، مورد توجه و استقبال تماشاگران و منتقدان قرار گرفته‌اند.گفته‌های این هنرمندان تازه‌نفس و پرانگیزه، حاوی نکات قابل توجهی است.

امیرمهدی طایفه‌نفر: تئاتر، نوجوان‌ها را به آدم‌های بهتری تبدیل می‌کند

متولد سال ۱۳۸۳ و دانشجوی رشته بازیگری است. او نقش پیرمردی را بازی می‌کند که دزدانی را در محله می‌بیند که وارد خانه متروکه‌ای شده‌اند. بنابراین همسایه‌ها را باخبر می‌کند تا به نبرد دزدها بروند. طایفه‌نفر که پیش از این بیش‌تر در اجراهای دانشجویی بازی داشته، ایفای نقش در «پایان آن شب» را سومین تجربه حضور حرفه‌ای خود بر صحنه می‌داند. این بازیگر ابتدا به عنوان منشی صحنه با این گروه همکاری داشته اما در پروسه تمرین‌ها برای بازی در نقش پیرمند انتخاب شده است.

او در مورد احساس خود از اولین شب اجرای نمایش می‌گوید:«قطعاً شب اول هیجان و استرسی به همراه دارد که البته خوشایند است. فکر می‌کنم خصلت تئاتر اینست که هر شب این حس را برای بازیگر زنده می‌کند. ما سعی می‌کنیم به معنای واقعی در لحظه و در نقش‌مان بازی کنیم. من هم تلاش کردم به دلیل اختلاف سن، رفتارها و عادت‌های پیرمرد را پیدا کنم و همین موضوع برایم تازگی داشت.»

او می‌افزاید:«فکر می‌کنم نقش پیرمرد چالش‌های جالب و جدیدی داشت و همین مساله  آن را برایم جذاب کرده بود. از جمله این‌که فاصله سنی زیادی با نقشم داشتم، یا فیگور و فرمی که باید برای آن شخصیت پیدا می‌کردم، نحوه رفتارش، بیان احساساتش و موارد دیگر.»

این بازیگر درباره داستان و پیام نمایش می‌گوید:«نمایش ما درباره مسئولیت‌پذیری در برابر اتفاقاتی است که دور و برمان می‌افتد و به مخاطب می‌گوید سکوت، خودش نوعی هم‌دستی است. اگر بخواهم نمایش‌مان را در یک جمله تعریف بکنم، می‌توانم بگویم گاهی یک نفر کافی است تا همه‌چیز عوض شود.»

او در خصوص پروسه تمرین‌ها و ویژگی‌های همکاری با نرگس اصغری به عنوان کارگردان، می‌گوید:«روند و مدت تمرین به دلیل اتفاقات مختلف مثل شرایط جامعه، جنگ و غیره چند بار متوقف شد اما هر بار گروه با اشتیاق به تمرین برگشت و همین پروسه برای من خیلی جذاب بود که تئاتر می‌تواند در این شرایط، آدم‌ها را کنار هم جمع بکند تا با تلاش گروهی، هدف‌شان را به ثمر برسانند. البته نقش کارگردان هم جدا از چالش‌های کار با نوجوان و تولید کار برای این گروه سنی، در اجرا خیلی مهم است.گروه با توجه به شرایط جامعه، چالش‌های زیادی داشت و چند بار تمرین‌های ما متوقف شد اما خانوم اصغری با علاقه و دلسوزی کار را هدایت کرد تا به اجرا برسد.»

طایفه‌نفر با تاکید بر اهمیت تولید نمایش برای نوجوانان و تاثیرش بر شخصیت و سرنوشت آن‌ها، ابراز داشت:«وقتی نوجوانی نقشی را بازی می‌کند که با دنیای خودش فرق دارد، ناخواسته یاد می‌گیرد دیگران را درک بکند. این هم‌دلی، شاید مهم‌ترین چیزی باشد که جامعه امروز به آن نیاز دارد. تئاتر، نوجوان‌ها را نه فقط بازیگر، بلکه آدم‌های بهتری می‌کند.»

بازیگر نقش پیرمرد در پایان از علاقه‌اش به ادامه‌دادن مسیر بازیگری چنین می‌گوید:«فکر می‌کنم تئاتر بخش مهمی از زندگی‌ام شده و امیدوارم این مسیر را ادامه بدهم. آن‌چه بیش از همه جذبم می‌کند، پروسه تولید است؛ چه روی صحنه باشم و چه پشت صحنه. بازیگری و کارگردانی هر دو برایم جذابند و دوست دارم هر دو را ادامه بدهم.»

سارینا ابراهیم‌زاده: ما از شجاعت نسل نوجوان در رویارویی با ظلم می‌گوییم

متولد سال ۱۳۸۵ و دانشجوی رشته علوم تغذیه است. ابراهیم‌زاده در نمایش «پایان آن شب»، نقش مادر خانه دوم را بازی می‌کند. او به صورت حرفه‌ای برای، سومین اجرای عمومی خود را تجربه می‌کند اما پنجمین‌بار است که روی صحنه می‌رود.

ابراهیم‌زاده در مورد احساس خود از بازی در این نمایش می‌گوید:«طی تمرین‌های فراوانی که داشتیم، احساس و شخصیت نقش آن مادر را بیش‌تر درک کردم. البته در ابتدا کمی برایم سخت بود، چون نقش زنی را با دو فرزند بازی می‌کردم که از خودم دور بود، ولی هرچه می‌گذشت، خودم را با این نقش بیش‌تر وفق دادم و امیدوارم در اجرای آن موفق شده باشم. من نقش مادری فداکار و نگران برای دو فرزند نوجوانش را بازی می‌کنم و اگر در موقعیت او بودم، قطعاً به دلیل غریزه مادری، همان رفتاری را نشان می‌دادم که اکنون روی صحنه می‌بینیم.»

او می‌افزاید:«من در پروسه تمرین‌ها برای این انتخاب شدم و نقشم را عاشقانه دوست دارم. همچنین نقش نویسنده را هم در نمایش خیلی دوست دارم، چون شخصیت نویسنده فردی عاقل، روشنفکر و دانای قصه است.»

این بازیگر اصلی‌ترین پیامی را که می‌توان از نمایش «پایان آن شب» برداشت کرد، چنین می‌داند:«به نظرم برخورداری از امید و روشنایی در دل ناامیدی و تاریکی، به‌ویژه در نسل نوجوان و جوان مهم‌ترین پیام این نمایش است. در یک جمله می‌توان گفت نمایش ما از شجاعت و نترس‌بودن نسل نوجوان و جوان در رویارویی با ظلم و ستم می‌گوید.»

ابراهیم‌زاده در ادامه به پروسه تمرین‌ها و چالش‌های آن اشاره می‌کند و می‌گوید:«قطعاً هر کاری با پستی و بلندی‌ها و تلاش فراوان به نتیجه می‌رسد. درباره این نمایش می‌توانم به لذت‌های فراوانی که برای ما رقم زد و گروه صمیمی و هم‌دلی که مانند خانواده کنارم بودند، اشاره کنم. همچنین یادگیری و آموزشی که به لطف اساتید عزیزم ـ خانوم نرگس اصغری و آقای داود زارع ـ نصیب من شد، از لذت‌بخش‌ترین اتفاق‌ها در روند تولید «پایان آن شب» بود. همین‌جا باید از اساتیدم تشکر کنم که به نوجوانان و جوانان اعتماد داشتند و صحنه را به دست ما سپردند و به ما جرات بخشیدند تا حرف‌مان را شجاعانه بیان کنیم که باعث شد شجاعت و تجربه بازی با هم‌نسلان خودمان را بیاموزیم. یکی از چالش‌هایی که در جریان شکل‌گیری این نمایش با آن روبه‌رو بودیم، وقفه در تمرین‌ها و طولانی‌شدن روند تولید به دلیل چالش‌های موجود در جامعه، از جمله مساله جنگ بود.»

او با بیان این‌که «تولید نمایش برای نوجوانان بسیار کم و محدود است و بیش‌تر به کارهای کودک و بزرگسال پرداخته می‌شود»، در رابطه با اهمیت تولید نمایش برای نوجوانان اضافه می‌کند:«اجرای تئاتر با حضور نوجوانان قطعاً تاثیر بیش‌تری بر مخاطبان نوجوان و جوان می‌گذارد و ارتباط بیش‌تری با نمایش می‌گیرند، زیرا هم‌سن‌وسال‌های خودشان را روی صحنه می‌بینند که برای‌شان قابل درک‌تر است.»

سارینا ابراهیم‌زاده در پایان با تاکید بر علاقه‌اش به هنر بازیگری، می‌گوید:«دوست دارم بیش‌تر در نمایش‌هایی بازی کنم که حرفی برای گفتن دارند.»

احسان نیک‌طلب: نوجوانان باید باور کنند که آینده‌ساز هستند

دانشجوی رشته بازیگری است. او که در این نمایش نقش آقای نویسنده را بازی می‌کند، برای سومین مرتبه، حضور بر صحنه را تجربه می‌کند.

نیک‌طلب از احساس خود نسبت به بازی در این نمایش می‌گوید:«احساسم به این تجربه،کاملاً عادی بود. من در پروسه تمرین‌ها برای این نقش انتخاب شدم و اگر خودم حق انتخاب داشتم، باز هم این نقش را انتخاب می‌کردم، چون شخصیت نویسنده، من را جذب می‌کند، البته شخصیت من و آقای نویسنده با هم فرق دارد و من اگر در موقعیت او بودم، شاید واکنش دیگری به موضوع داشتم.»

این بازیگر در مورد مفهوم و پیام نمایش عقیده دارد:«به نظرم نمایش ما، به نوجوانان شجاعت می‌دهد که باور کنند آن‌ها آینده‌سازان هستند و همچنین باید برای افراد خانواده ارزش قائل باشیم.»

نیک‌طلب با اشاره به این‌که همه بازیگران در تمرین‌ها عالی بودند، می‌گوید:«بعضی روزها باید بین دانشگاه و تمرین، یک مورد را انتخاب می‌کردم که من تمرین و بودن با بچه‌ها و کارگردان را ترجیح می‌دادم. خانوم اصغری در جریان شکل‌گیری این نمایش به ما آموختند که به خودمان اعتماد داشته باشیم.»

این بازیگر جوان با اشاره به این‌که به ایفای نقش‌های تاریخی، خانوادگی و اجتماعی علاقه‌مند است، در پایان یادآوری می‌کند:«دوست دارم بازیگری را ادامه بدهم، ولی اگر ببینم در مسیری هستم که به جایی نمی‌رسم، آن را رها می‌کنم.»

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها