
سمیرا جعفری/ صبا؛ محرم از راه رسیده و باز هم پرده نمایش به فیلمهایی سپرده شده که بعضی از آنها متعلق به سه دهه قبلاند؛ آثاری که هنوز دیده میشوند، تحسین میشوند و جایگزینی برایشان پیدا نشده است. در شرایطی که سینمای ایران سالانه دهها فیلم تولید میکند، سهم عاشورا و مفاهیم برخاسته از آن به چند اثر پراکنده و خاطرهانگیز محدود مانده است. آیا سینمای تاریخی مذهبی قربانی هزینههای سنگین تولید شده؟ آیا حساسیتهای اعتقادی راه را بر فیلمسازان بسته است؟ آیا مدیران فرهنگی این حوزه را فراموش کردهاند؟ یا مشکل از جایی عمیقتر آغاز میشود؛ از فقر ایده، نبود فیلمنامههای قدرتمند و بیانگیزگی نسلی که دیگر سراغ چنین سوژههایی نمیرود؟ برای یافتن پاسخ، در شنبههای چالشی این هفته روزنامه صبا به سراغ بازیگران، تهیهکنندگان، مدیران فرهنگی و مسئولان سینمایی رفتهایم؛ پاسخهایی که تصویری نگرانکننده از وضعیت امروز سینمای تایخی مذهبی ارائه میدهد.
محسن علیاکبری، تهیهکننده سینما: گره سینمای دینی در حوزههای علمیه باز میشود
محسن علیاکبری، تهیهکننده سینما، در گفتوگو با صبا معتقد است پاسخ این پرسش که چرا سینمای دینی ایران دیگر اثر ماندگار نمیسازد؟ را باید فراتر از مسائل مالی و تولیدی جستوجو کرد و به سراغ ریشههای فکری و فرهنگی این موضوع رفت.
وی درباره دلایل کمرنگ شدن تولید آثار عاشورایی در سالهای اخیر گفت: در این سالها نه فیلمسازان علاقه خود را به طور کامل از دست دادهاند، نه مخاطبان از این آثار رویگردان شدهاند. به اعتقاد او هنرمندان بسیاری وجود دارند که به ساخت آثار مرتبط با عاشورا و موضوعات مذهبی علاقهمند هستند و این آثار در صورت تولید مناسب میتوانند با استقبال مخاطبان نیز مواجه شوند.
او تأکید کرد که «نمیتوان به سادگی گفت آثار مذهبی مخاطب ندارند، چرا که موفقیت یا عدم موفقیت چنین آثاری بیش از هر چیز به نگاه فیلمساز، کیفیت فیلمنامه و شیوه روایت بستگی دارد.» با این حال، از نگاه علیاکبری یک مانع اساسی در این مسیر وجود دارد؛ مانعی که به بخشی از روحانیت در قم، نجف و مشهد بازمیگردد.
به گفته او، برخی از علما اساساً با به تصویر کشیدن موضوعات عاشورایی و وقایع کربلا مخالف هستند. علیاکبری اذعان کرد حتی شخصاً با احکامی مواجه شده که در آنها ساخت فیلم با موضوع امام حسین(ع) حرام اعلام شده است؛ آن هم در شرایطی که قرار نبوده چهره ائمه یا شخصیتهای مقدس به تصویر کشیده شود.
او در عین حال بخشی از این نگرانیها را قابل تأمل دانسته و افزود: برخی از مخالفان معتقدند ورود به این حوزه ممکن است باورهای مردم را تحت تأثیر قرار دهد. به اعتقاد وی، شاید هنوز به آن درجه از رشد تکنیکی و محتوایی نرسیده باشیم که بتوان آثاری تولید کرد که هیچ آسیبی به باورهای دینی مخاطبان وارد نکند. از سوی دیگر، مسئله قداست نیز مطرح است و برخی احساس میکنند که بازنمایی این وقایع میتواند به نوعی قداستزدایی منجر شود.
علیاکبری معتقد است تا زمانی که این مسئله حل نشود، سخن گفتن از تولید آثار فاخر دینی و خاصه عاشورایی چندان راهگشا نخواهد بود. او تأکید میکند که ابتدا باید اصل موضوع مورد بررسی قرار گیرد و میان مدیران فرهنگی و مراجع دینی گفتوگویی شکل بگیرد. از نگاه او، وزارت فرهنگ، حوزه هنری و دیگر نهادهای فرهنگی باید در جهت تعدیل این نگاه و ایجاد تفاهم گام بردارند تا فیلمسازان بتوانند مسیر خود را به گونهای انتخاب کنند که نگرانیهای موجود درباره قداستزدایی یا آسیب به باورهای دینی کاهش یابد.
این تهیهکننده سینما در ادامه به فیلمهایی اشاره میکند که بدون ورود مستقیم به واقعه عاشورا، از مفاهیم و مضامین آن بهره بردهاند. او با اشاره به نمایش دوباره آثاری چون «به خاطر هانیه» در موزه سینما گفت «نمونههایی از این دست در سینمای ایران وجود داشتهاند و حتی در برخی آثار دیگر نیز میتوان رگههای عاشورایی را مشاهده کرد.»
علیاکبری بخش دیگری از مشکل را به تغییر نسل فیلمسازان نسبت میدهد. او معتقد است دغدغههای نسل جوان فیلمسازی امروز با گذشته تفاوت پیدا کرده و بسیاری از فیلمسازان قدیمی نیز یا خانهنشین شدهاند، یا درگذشتهاند و یا به دلیل شرایط جسمی و سنی کمتر امکان فعالیت دارند.
او تأکید کرد که برای بازگشت سینمای فاخر دینی/مذهبی باید مشوقهایی برای فیلمسازان در نظر گرفت. از نگاه وی، این مشوقها صرفاً مالی نیستند و میتوانند شامل تسهیل در صدور مجوزها، حمایت در اکران و فراهم کردن شرایط بهتر برای نمایش آثار باشند. به اعتقاد او تا زمانی که باور شخصی هنرمند نسبت به موضوع شکل نگیرد، نمیتوان انتظار خلق اثری تأثیرگذار داشت، اما در کنار این مسئله حمایتهای فرهنگی نیز ضروری است.
علیاکبری اظهار کرد در سالهای گذشته نگاه مثبتتری از سوی نهادهایی مانند وزارت فرهنگ، حوزه هنری و بنیاد فارابی نسبت به این نوع آثار وجود داشت، اما امروز آن توجه و حمایت کمرنگتر شده است. او معتقد است مسئولان فرهنگی نیز در این زمینه تا حدی بیدغدغه شدهاند و به نظر نمیرسد برنامه مشخص و مدونی برای تولید آثار عاشورایی در دستور کار داشته باشند.
علیاکبری در پایان تأکید کرد که هرچند وابستگی سینمای دینی به بودجههای دولتی واقعیتی انکارناپذیر است، اما حضور بخش خصوصی نیز ناممکن نیست. او معتقد است اگر طرح، فیلمنامه و شیوه ارائه پروژه به اندازه کافی قانعکننده باشد، سرمایهگذاران خصوصی نیز میتوانند به ورود به این حوزه علاقهمند شوند.

سیدمهدی جوادی، مدیرعامل اسبق بنیاد سینمایی فارابی: سینمای عاشورایی متوقف شده است!
مدیرعامل اسبق بنیاد فارابی معتقد است تولید آثار ماندگار عاشورایی هم با بحران بودجه و هم با ضعف فیلمنامه مواجه است؛ وضعیتی که باعث شده سینمای ایران در سالهای اخیر نتواند اثری جریانساز در این حوزه تولید کند.
سیدمهدی جوادی با تأکید بر اینکه بازاکران آثار عاشورایی و دینی اتفاقی مثبت است، گفت: نمایش دوباره فیلمهای ماندگاردر قالب برنامههای موضوعی، نهتنها اتفاق بدی نیست بلکه نوعی بزرگداشت فیلمسازانی است که در دورهای به سراغ این مضامین رفتهاند. به اعتقاد او، چنین برنامههایی فرصتی برای یادآوری خاطرات جمعی مخاطبان با این آثار و بازبینی فیلمهایی است که در حافظه سینمای ایران ماندگار شدهاند.
او در عین حال معتقد است پرسش اصلی جای دیگری است؛ اینکه چرا سینمای ایران در تولید آثار جدید عاشورایی ناتوان بوده و چرا در این حوزه بهروز نشده است.
جوادی ریشه این مسئله را در دو عامل اصلی جستوجو میکند. نخست دشواری تولید آثار تاریخی و مذهبی در ابعاد بزرگ. به گفته او، فیلمهایی که به صورت مستقیم به واقعه عاشورا یا شخصیتهای مرتبط با آن میپردازند، ناگزیر در دسته آثار پرهزینه و اصطلاحاً «بیگ پروداکشن» قرار میگیرند و تولید آنها نیازمند بودجههایی است که با توان مالی امروز سینمای ایران همخوانی ندارد.
او با اشاره به تجربه برخی پروژههای بزرگ سینمایی میگوید حتی در دورهای که خود در بنیاد فارابی مسئولیت داشته، بررسی بودجه برخی آثار تاریخی به اندازهای سنگین بوده که تصمیمگیری درباره تولید آنها را دشوار میکرده است. از نگاه جوادی، اگر قرار باشد فیلمی در شأن و منزلت واقعه عاشورا ساخته شود و اثری ماندگار و جریانساز باشد، دیگر نمیتوان با امکانات محدود و بودجههای متعارف سینمای ایران به سراغ آن رفت.
جوادی در کنار مشکلات اقتصادی، از مسئله دیگری نیز سخن گفت که به اعتقاد او کمتر مورد توجه قرار گرفته است و آن فقر ایده و فقر محتوا در حوزه فیلمهای عاشورایی.
او معتقد است بخش مهمی از فیلمنامههایی که در این حوزه نوشته میشوند، از استحکام و ظرفیت لازم برای تبدیل شدن به آثار سینمایی ماندگار برخوردار نیستند. به گفته وی، بسیاری از طرحها و فیلمنامههایی که به دست تهیهکنندگان و نهادهای فرهنگی میرسند، ایدههایی تکراری و کمرمق دارند و از منظر دراماتیک توانایی خلق یک اثر اثرگذار را پیدا نمیکنند.
جوادی تأکید میکند که حتی در حوزه فیلمهای غیرتاریخی و اجتماعی با مضامین عاشورایی نیز وضعیت چندان مطلوب نیست. او گفت سالها به عنوان تهیهکننده به دنبال فیلمنامههایی بوده که بتوانند مفاهیم عاشورایی را در بستر زندگی امروز روایت کنند، اما اغلب طرحهایی که دریافت کرده، ایدههایی ضعیف و تکراری بودهاند.
مدیرعامل اسبق بنیاد سینمایی فارابی در ادامه به نگرانی فیلمسازان درباره سرنوشت اکران این آثاراشاره و اذعان کرد: بسیاری از نویسندگان، کارگردانان و تهیهکنندگان نمیدانند اگر سالها زمان و انرژی خود را صرف تولید یک فیلم عاشورایی کنند، در نهایت چه سرنوشتی در انتظار اثرشان خواهد بود. او معتقد است نظام اکران در سالهای گذشته حمایت مؤثر از این آثار نداشته و همین مسئله باعث شده رغبت برای ورود به این حوزه کاهش پیدا کند.
او در جمعبندی دیدگاه خود تأکید کرد که اگرچه نمیتوان گفت سینمای دینی به طور کامل متوقف شده، اما در حوزه تولید آثاری که به صورت مستقیم به واقعه عاشورا و شخصیتهای آن میپردازند، وقفهای جدی به وجود آمده است.

سعید رجبیفروتن، معاون اسبق نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی: ریسک سرمایهگذاری، سینمای مذهبی را از نفس انداخته است
معاون اسبق ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی در گفتوگو با روزنامه صبا گفت: مجموعهای از عوامل اقتصادی، فقهی، فنی و روایی باعث شده تولید آثار فاخر مذهبی و عاشورایی در سالهای اخیر با دشواریهای جدی روبهرو شود.
سعید رجبیفروتن در تحلیل دلایل کاهش تولید و نمایش آثار فاخر مذهبی در سالهای اخیر، نخستین مانع را مسئله تأمین مالی دانسته و افزود: تولید آثار تاریخی و مذهبی به سرمایهگذاری گستردهای نیاز دارد که از توان بخش خصوصی سینمای ایران خارج است. ریسک بالای سرمایهگذاری در این حوزه باعث شده توجیه اقتصادی لازم برای ورود سرمایهگذاران به چنین پروژههایی وجود نداشته باشد.
او تأکید کرد روند فزاینده تورم در سالهای اخیر، هزینه تولید آثار تاریخی را چه در شیوههای میدانی و چه در استفاده از فناوریهای مجازی و تولیدات مبتنی بر جلوههای ویژه، به شدت افزایش داده و شرایط را برای ساخت این آثار دشوارتر کرده است.
رجبیفروتن در ادامه به حساسیتهای مذهبی و فقهی پیرامون آثار مرتبط با تاریخ اسلام و تشیع اشاره کرد و یادآور شد: فیلم «رستاخیز» ساخته احمدرضا درویش با وجود تولید و آماده شدن برای نمایش، به دلیل مخالفت برخی از مراجع تقلید با نمایش چهره برخی از یاران و اهل بیت امام حسین(ع)، در نخستین روزهای اکران از پرده سینماها پایین کشیده شد.
او همچنین به سرنوشت پروژه «ثارالله» اشاره کرد؛ اثری که قرار بود با تهیهکنندگی مجتبی فرآورده و کارگردانی شهریار بحرانی ساخته شود اما به دلیل ایرادهای اساسی وارد شده به فیلمنامه، هرگز به مرحله تولید نرسید. رجبیفروتن در ادامه از پروژه اقتباس سینمایی رمان «نامیرا» نیز یاد کرد؛ پروژهای که در مقاطع مختلف با تهیهکنندگی محسن علیاکبری و کارگردانی شهریار بحرانی و سپس محمدحسین لطیفی دنبال شد اما در نهایت به دلیل مشکلات مالی و بدهیهای انباشته در همان مراحل ابتدایی متوقف ماند.
البته چنین حساسیتهایی منحصر به ایران نیست و در سینمای جهان نیز بارها مشاهده شده است. بسیاری از فیلمهایی که درباره حضرت مسیح ساخته شدهاند نیز با واکنشها و حاشیههای گسترده در میان جوامع مسیحی روبهرو بودهاند.
رجبیفروتن یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار بر وضعیت سینمای مذهبی را سرمایهگذاری گسترده تلویزیون در سه دهه گذشته میداند. او معتقد است تولید سریالهای متعدد درباره مفاخر، پیامبران و شخصیتهای دینی باعث شده بخش مهمی از مخاطبان علاقهمند به این موضوعات، آثار مورد نظر خود را در قالب مجموعههای تلویزیونی دنبال کنند.
به اعتقاد او، تجربه اکران نسخههای سینمایی برخی مجموعههای تلویزیونی نشان داده است که این آثار در گیشه موفقیت چشمگیری به دست نیاوردهاند. از نگاه رجبیفروتن، ماهیت موضوعات تاریخی و دینی اقتضا میکند روایتها در قالب سریال و با فرصت بیشتری برای پرداخت شخصیتها و وقایع ارائه شوند تا امکان همذاتپنداری مخاطب با شخصیتها و درک ابعاد مختلف رخدادهای تاریخی فراهم شود.
او بیان کرد: مخاطبان معمولاً از سینما انتظار سرگرمی دارند و رویکردهای آموزشی و تفسیری را بیشتر در مدیوم تلویزیون جستوجو میکنند.
این کارشناس رسانه معتقد است تحولات نسلی و تغییرات جمعیتی نیز ضرورت بازنگری در شیوه روایت آثار تاریخی را دوچندان کرده است.
او تأکید کرد: روایتهای دینی و تاریخی برای ارتباط با مخاطب امروز باید از قالبهای مرسوم فاصله بگیرند و به سمت شیوههای تازه داستانگویی حرکت کنند.
رجبیفروتن در این زمینه از فیلم «روز واقعه» به عنوان نمونهای موفق یاد کرد و معتقد است این اثر در زمان خود با فاصله گرفتن از الگوهای رایج روایت تاریخی توانست تصویری متفاوت از واقعه عاشورا ارائه دهد.
به گفته او، «روز واقعه» صرفاً یک بازسازی تاریخی نیست، بلکه اثری فراتاریخی است که نسبت انسان معاصر با عاشورا، حقیقتجویی و انتخاب میان حق و باطل را به تصویر میکشد. او با اشاره به شخصیت عبدالله در این فیلم، جستوجوی او برای یافتن امام حسین(ع) را معادل جستوجوی همیشگی انسان برای رسیدن به حقیقت میداند.
رجبیفروتن یکی دیگر از مشکلات آثار تاریخی و مذهبی را نحوه استفاده از فناوریهای جدید و جلوههای ویژه بصری میداند. او معتقد است برخی فیلمسازان نخستین تجربههای خود در بهرهگیری از فناوریهای نوین را بر روی پروژههای دینی و قرآنی آزمایش کردهاند، بدون آنکه تسلط کامل بر این ابزارها داشته باشند.
به اعتقاد او، نسخه سینمایی «موسی» بیش از آنکه یک محصول نهایی باشد، نوعی آزمون و خطا برای آمادهسازی مسیر تولید سریال اصلی به شمار میرود. او همچنین به فیلم «ملک سلیمان» اشاره و اظهار کرد: تلاش شهریار بحرانی برای استفاده از ظرفیتهای سینمای دیجیتال و خلق فضاهای سوررئال متناسب با قصه قرآنی حضرت سلیمان، در نهایت نتوانست به شکلی کامل در خدمت روایت قرار گیرد.
رجبیفروتن تأکید کرد طولانی شدن فرایند تولید آثار فاخر مذهبی نیز موجب میشود فناوریها و جلوههای بصری بهکاررفته در آنها تا زمان نمایش، تازگی خود را از دست بدهند و دیگر مزیت محسوب نشوند.
او در بخش دیگری از این گفتوگو به مسئله کمبود فیلمسازان صاحبسبک در حوزه آثار مذهبی اشاره میکند. به اعتقاد وی، تعداد کارگردانانی که تجربه مستمر و انباشتهای در ساخت آثار دینی و تاریخی داشته باشند، بسیار محدود است.
رجبیفروتن داود میرباقری، مهدی فخیمزاده، شهریار بحرانی و زندهیاد فرجالله سلحشور را از جمله استثناهای این حوزه میداند و معتقد است بسیاری از فیلمسازان دیگر تنها برای یک یا دو تجربه به سراغ این گونه سینمایی رفتهاند.
او در ادامه از فیلمسازانی چون مجید مجیدی با فیلم «محمد(ص)»، احمدرضا درویش با «رستاخیز»، شهرام اسدی با «روز واقعه»، محمدرضا ورزی با «ابراهیم خلیلالله»، ابراهیم حاتمیکیا با «موسی به وقت طلوع» و حسن هدایت با «ناسپاس» نام برد و اذعان کرد که تعداد این تجربههای شاخص در مقایسه با نیاز و ظرفیت موجود، بسیار محدود است.
رجبیفروتن در نهایت معتقد است مجموعهای از عوامل اقتصادی، فنی، روایی، مدیریتی و مذهبی دست به دست هم دادهاند تا سینمای ایران در سالهای اخیر نتواند آثار فاخر و ماندگار بیشتری در حوزه دین و عاشورا تولید کند؛ وضعیتی که برای عبور از آن، نیاز به برنامهریزی بلندمدت، تربیت نیروهای متخصص و تأمین منابع مالی پایدار وجود دارد.