
سمیه خاتونی/صبا، فیلم سینمایی «خط نجات» به کارگردانی وحید موسائیان و تهیهکنندگی آزیتا موگویی، یکی از آثار سیاسی ـ عاشقانه سینمای ایران است که در سال ۱۴۰۱ تولید شده و این روزها روی پرده سینماها قرار دارد. این فیلم با مدت زمان ۱۲۰ دقیقه، داستان خود را در بستر حوادث دهه ۵۰ خورشیدی روایت میکند و تلاش دارد یک ماجرای عاشقانه را با فضایی سیاسی و معمایی پیوند بزند. فیلمنامه «خط نجات» را وحید موسائیان با همکاری مهدی سجادهچی نوشتهاند و در آن بازیگرانی چون امیر آقایی، مصطفی زمانی، پگاه آهنگرانی، لادن مستوفی، آرمین رحیمیان، مجید مظفری و حسین سلیمان به ایفای نقش پرداختهاند. این اثر که در ژانر تریلر عاشقانه ساخته شده، با تکیه بر فضای تاریخی سالهای منتهی به انقلاب، روایتی است از روابط انسانی و تحولات سیاسی آن دوران، پخش فیلم نیز بر عهده مؤسسه بهمن سبز است.
همزمان با اکران فیلم «خط نجات» در سینماهای کشور، فرصتی فراهم شد تا با وحید موسائیان، کارگردان این اثر، درباره مسیر تولید و نمایش فیلم گفتوگو کنیم. فیلمی که داستانی عاشقانه را در بستر حوادث سیاسی سالهای پایانی دهه ۵۰ روایت میکند و به گفته سازندهاش تلاش دارد از کلیشههای رایج این ژانر فاصله بگیرد. موسویان در این گفتوگو از دلایل غیبت فیلم در جشنواره فجر، چالشهای روایت تاریخ معاصر، شرایط اکران در فضای فعلی سینمای ایران و بازخوردهای مخاطبان گفت.
فیلم «خط نجات» با وجود آنکه در ژانر تاریخی ـ سیاسی ساخته شده، در جشنواره فیلم فجر حضور نداشت. آیا فیلم برای جشنواره ارسال شده بود و در صورت رد شدن، علت آن چه بود؟
اینکه چرا فیلم در جشنواره فجر حضور پیدا نکرد، بهتر است از دبیر وقت جشنواره پرسیده شود. ما فیلم را برای حضور در جشنواره ارائه کرده بودیم و در سال ۱۴۰۰ یا ۱۴۰۱ برای شرکت در جشنواره اقدام شد، اما در نهایت فیلم پذیرفته نشد.
یعنی فیلم به دبیرخانه جشنواره ارائه شده بود اما در بخش مسابقه قرار نگرفت؟
بله، فیلم ارائه شده بود اما به هر دلیلی که مسئولان وقت جشنواره تشخیص دادند، در فهرست آثار پذیرفتهشده قرار نگرفت.
آیا دلیل مشخصی برای این تصمیم به شما اعلام شد؟
دلایلی مطرح شد، اما ترجیح میدهم وارد آن بحثها نشوم. اکنون نه علاقهای به ایجاد حاشیه دارم و نه فکر میکنم پرداختن به آن موضوع کمکی به فیلم کند. به نظرم قضاوت اصلی را باید به مخاطبانی سپرد که امروز فیلم را میبینند.
به نظر میرسد تمایلی ندارید درباره این موضوع وارد حاشیه شوید…
دقیقاً همینطور است. معتقدم اثر هنری باید خودش از خودش دفاع کند. زمان بهترین داور برای هر فیلم است و آنچه در نهایت اهمیت دارد، ماندگاری اثر و ارتباطش با مخاطب است، نه حاشیههایی که ممکن است در مقاطعی پیرامون آن شکل بگیرد.

در سالهای اخیر فیلمهای متعددی در ژانر سیاسی ـ تاریخی، بهویژه درباره سالهای منتهی به انقلاب، ساخته شدهاند و فیلمسازانی مانند محمدحسین مهدویان نیز تجربههای موفقی در این حوزه داشتهاند. چه شد که شما به سراغ این ژانر رفتید و «خط نجات» چه تفاوتی با آثار مشابه دارد؟
دهه ۵۰ به دلیل شرایط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن دوران، همچنان یکی از جذابترین مقاطع تاریخ معاصر ایران برای روایتهای سینمایی است. با این حال، احساس میکنم نسبت به ظرفیتها و داستانهای ناگفتهای که در آن دوره وجود دارد، کمتر از حد انتظار فیلم ساخته شده است. همین جذابیتها و امکان پرداخت به روایتهای کمتر دیدهشده باعث شد به سراغ ساخت «خط نجات » بروم. اما مسئله مهم برای من این بود که اگر قرار است در سال ۱۴۰۰ درباره سال ۱۳۵۶ فیلم بسازیم، نمیتوانیم صرفاً همان نگاه و الگوهایی را تکرار کنیم که در دهه ۶۰ نسبت به این مقطع تاریخی وجود داشت. بسیاری از آن آثار در فضای زمانی خودشان قابل فهم بودند، اما مخاطب امروز دیگر با شخصیتهای کاملاً سیاه و سفید و روایتهای کلیشهای ارتباط چندانی برقرار نمیکند.
یعنی تلاش کردید روایتی متفاوت از آن دوره ارائه دهید؟
میخواستم از کلیشههای رایج فاصله بگیرم. در بسیاری از فیلمهایی که درباره آن دوران ساخته شدهاند، مولفههای ثابتی تکرار میشود؛ شخصیتهای خوب و بد از پیش تعریف شدهاند و کمتر مجالی برای پیچیدگیهای انسانی وجود دارد. من تلاش کردم این ساختار را بشکنم و به همین دلیل هم ریسک کردم. معتقدم این ریسک ارزشش را داشت.
در سالهای اخیر نوعی نوستالژی نسبت به دهه ۵۰ در بخشی از جامعه شکل گرفته است. آیا فیلم شما نیز تحت تأثیر این نگاه قرار دارد؟
نوستالژی بخشی از تجربه همه انسانهاست. همانطور که امروز عدهای نسبت به دهههای ۷۰ یا ۸۰ حس نوستالژیک دارند، درباره دهه ۵۰ هم چنین حسی وجود دارد. اما من تلاش کردم بیش از آنکه به نوستالژی بپردازم، روی داستان تمرکز کنم. البته وقتی داستانی در یک دوره تاریخی مشخص روایت میشود، فضاسازی آن دوره بهطور طبیعی بخشی از روایت خواهد بود و ممکن است این فضا برای مخاطب حس نوستالژیک ایجاد کند.

با توجه به شرایط فعلی، اکران فیلم در این مقطع زمانی نوعی ریسک محسوب میشود. چرا تصمیم گرفتید اکنون فیلم را به نمایش بگذارید؟
تصمیمگیری درباره زمان اکران در اختیار من نبود. من به عنوان کارگردان فیلم را ساخته بودم و طبیعتاً ترجیح میدادم در شرایطی آرامتر و با فرصت بیشتر برای دیده شدن اکران شود. اما تصمیم نهایی بر عهده مالک و تهیهکنندگان فیلم بود و آنها تشخیص دادند که زمان مناسبی برای نمایش فیلم فرارسیده است. البته معتقدم سرنوشت هر فیلمی مسیر خودش را دارد. همانطور که روند تولید فیلم خط نجات نیز فراز و نشیبهای خاص خود را داشت، زمان اکران آن نیز بخشی از همین مسیر است.
البته به تجربه ثابت شده است که برخی از فیلمسازان که سالها آثارشان را برای شرایط بهتر نگه میدارند، اما گاهی شرایط نهتنها بهتر نمیشود، بلکه پیچیدهتر هم میشود…
دقیقاً همینطور است. به نظر من مهمتر از زمان اکران، این است که فیلم تاریخ مصرف نداشته باشد. اگر فیلمی پس از پنج یا حتی ده سال همچنان بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند، ارزشمند است. نمونههای متعددی در سینمای ایران وجود دارد که با گذشت دههها هنوز تازه و تأثیرگذار به نظر میرسند. این ماندگاری مهمتر از هر زمانبندی اکران است.
بازخوردهای اولیه مخاطبان نسبت به «خط نجات» چگونه بوده است؟
خوشبختانه مخاطبانی که تاکنون فیلم را دیدهاند، اغلب به این نکته اشاره کردهاند که فیلم با وجود گذشت چند سال از زمان تولید، همچنان تازه است و توانسته با آنها ارتباط برقرار کند. بسیاری از مخاطبان تصور میکردند با یک اثر کلیشهای درباره سالهای ۵۶ و ۵۷ روبهرو خواهند شد، اما واکنشها نشان میدهد که فیلم توانسته فراتر از این انتظار حرکت کند. من تلاش کردم «خط نجات» به یک اثر شعاری تبدیل نشود و بیشتر بر قصه و شخصیتها تکیه داشته باشد. شاید همین موضوع باعث شده مخاطبان ارتباط بهتری با آن برقرار کنند، هرچند قضاوت نهایی را باید به زمان سپرد.

حضور پگاه آهنگرانی در فیلم با حساسیت یا مانعی مواجه نشد؟
خیر. زمانی که فیلم ساخته شد، ایشان ممنوعیتی برای فعالیت نداشتند و حضورشان در پروژه نیز با مشکلی روبهرو نشد.
در سالهای اخیر برخی معتقدند فضای فرهنگی و رسانهای نسبت به گذشته اندکی بازتر شده و بخشی از سختگیریها کاهش یافته است. شما چنین تغییری را احساس کردهاید؟
اگر چنین تغییری رخ داده باشد، به نظر من بیش از هر چیز نتیجه تحولات اجتماعی و خواست مردم است. فیلمساز هم در دل همین جامعه زندگی میکند و نمیتواند نسبت به تغییرات فرهنگی و اجتماعی بیتفاوت باشد. میان جامعه، هنرمندان و سیاستگذاران یک ارتباط متقابل وجود دارد و هر مطالبهای که در جامعه شکل بگیرد، دیر یا زود در فضای فرهنگی و تصمیمگیریها نیز بازتاب پیدا میکند.
مخاطب اصلی «خط نجات» چه کسانی هستند و بیشترین بازخورد مثبت را از کدام بخش فیلم دریافت کردهاید؟
فکر نمیکنم فیلم مخاطب محدود یا گروه هدف خاصی داشته باشد. این فیلم بیش از هر چیز بر روایت داستان تکیه دارد و تلاش میکند یک ماجرای عاشقانه را در بستری سیاسی روایت کند، بدون آنکه گرفتار پروپاگاندا یا نگاههای کاملاً جناحی و سیاه و سفید شود. بازخوردهایی که تاکنون دریافت کردهام نیز بیشتر معطوف به همین ویژگی بوده اسشت؛ اینکه فیلم تلاش کرده در کنار فضای سیاسی، یک روایت انسانی و عاشقانه را پیش ببرد و از کلیشههای معمول فاصله بگیرد.