چرخه پایداری برای نمایش فیلم کوتاه وجود ندارد | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت ۰۲:۵۱:۵۳
سعید نجاتی در گفت‌وگو با صبا:

چرخه پایداری برای نمایش فیلم کوتاه وجود ندارد

سعید نجاتی، کارگردان فیلم کوتاه «دابُر» معتقد است سینمای کوتاه ایران همچنان برای دیده‌شدن به جشنواره‌ها وابسته است و هنوز چرخه‌ای پایدار برای نمایش و بازگشت سرمایه در این حوزه شکل نگرفته است.

معصومه دهقان/صبا،  همزمان با اکران آنلاین بسته فیلم‌های کوتاه سیمرغ در پلتفرم هاشور، با سه فیلمساز برنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر گفت‌وگو کرده‌ایم؛ فیلمسازانی که هر کدام از زاویه‌ای متفاوت به دغدغه‌های انسانی نزدیک شده‌اند. سعید نجاتی در «دابُر» به سراغ ناگفته‌ها و ترس‌های پنهان رفته، محمد ثریا در «برنو» نسبت میان سنت، هویت و سرنوشت را به تصویر کشیده و محمدعلیزاده‌فرد در «شریف» مرگ‌آگاهی و مواجهه انسان با امر ناشناخته را روایت کرده است. گفت‌وگوهایی که فراتر از خود آثار، تصویری از وضعیت امروز سینمای کوتاه ایران و چالش‌های تولید، نمایش و ارتباط با مخاطب را نیز پیش روی ما قرار می‌دهد.

سعید نجاتی، کارگردان فیلم کوتاه «دابُر» که پیش‌تر موفق به کسب سیمرغ بلورین بهترین فیلم کوتاه جشنواره فیلم فجر شده، معتقد است سینمای کوتاه ایران همچنان برای دیده‌شدن به جشنواره‌ها وابسته است و هنوز چرخه‌ای پایدار برای نمایش و بازگشت سرمایه در این حوزه شکل نگرفته است.

«دابُر» از آن دسته فیلم‌هایی است که بخش مهمی از معنایش در ناگفته‌ها شکل می‌گیرد. چقدر آگاهانه تصمیم گرفتید اطلاعات روایی را از مخاطب دریغ کنید و به ابهام به‌عنوان یک ابزار دراماتیک تکیه داشته باشید؟

قبل از هر چیز باید بگویم از طرح این پرسش‌ها خوشحال شدم، چون سوال‌ها از دل خود اثر بیرون آمده‌اند. درباره «دابُر» باید بگویم که اساساً موضوع فیلم درباره یکی از مسائل کمتر گفته‌شده در جامعه است؛ موضوعی که با وجود درگیر بودن بخش بزرگی از جامعه با آن، هنوز بیان مستقیمش با حساسیت‌هایی همراه است. از همان زمان نگارش فیلمنامه می‌دانستم که باید مرز ظریفی میان گفتن و نگفتن را رعایت کنم. به اعتقاد من فرم و محتوا از هم جدا نیستند. زمانی که ایده در ذهن شکل می‌گیرد، فرم هم همزمان با آن متولد می‌شود. بنابراین این ابهام و استفاده از نشانه‌ها از ابتدا در دل روایت وجود داشت. تلاش کردم به جای بیان مستقیم، مخاطب را در کشف معنا شریک کنم؛ هم برای آنکه اثر به دام شعارزدگی نیفتد و هم برای آنکه مخاطب فعالانه با فیلم همراه شود.

در «دابُر» مرز میان واقع‌گرایی اجتماعی و نوعی فضای استعاری مدام جابه‌جا می‌شود. این تعلیق میان واقعیت و استعاره از ابتدا در فیلمنامه وجود داشت یا در اجرا پررنگ‌تر شد؟

بخشی از آن از دل فیلمنامه می‌آمد و بخشی دیگر در فرآیند تولید کامل شد. وقتی درباره یک موضوع حساس اجتماعی فیلم می‌سازید، ناچارید زبان مناسبی برای بیان آن پیدا کنید. من نمی‌خواستم تصویری کلیشه‌ای از جامعه یا خانواده ایرانی ارائه دهم و از طرف دیگر نمی‌خواستم از واقعیت فاصله بگیرم. در مرحله اجرا هم حضور گروه حرفه‌ای فیلم، از آرمان فیاض در فیلمبرداری گرفته تا بازیگران و دیگر عوامل، کمک کرد تا این فضای استعاری شکل کامل‌تری پیدا کند. این استعاره‌ها برای پیچیده کردن فیلم نبود؛ برای نزدیک‌تر شدن به حقیقتی بود که می‌خواستیم روایت کنیم.

فیلم از قضاوت مستقیم شخصیت‌ها پرهیز می‌کند. آیا این رویکرد ناشی از نگاه شما به انسان است یا تلاشی برای فرار از سینمای پیام‌محور؟

بیشتر به نگاه من به انسان برمی‌گردد. واقعاً معتقدم ما در جایگاهی نیستیم که به‌سادگی درباره دیگران قضاوت کنیم. آدم‌ها در موقعیت‌های مختلف رفتارهای متفاوتی دارند و نمی‌شود همه چیز را با یک حکم قطعی توضیح داد. برای مثال پدر فیلم ممکن است از نگاه امروز رفتارهای اشتباهی داشته باشد، اما من نمی‌خواستم او را صرفاً یک شخصیت منفی نشان بدهم. او فرزندش را دوست دارد و تصور می‌کند راهی که انتخاب کرده به نفع اوست. همین پیچیدگی‌های انسانی برای من مهم بود و سعی کردم آنها را حفظ کنم.

در بسیاری از فیلم‌های کوتاه ایرانی، پایان‌بندی نقش ضربه نهایی را دارد، اما «دابُر» بیشتر بر امتداد یافتن یک وضعیت تکیه می‌کند. این انتخاب چقدر آگاهانه بود؟

کاملاً آگاهانه. در سینمای کوتاه نوعی روایت مبتنی بر غافلگیری و چرخش پایانی وجود دارد که می‌تواند جذاب باشد، اما همه فیلم‌ها الزاماً نباید بر آن الگو استوار باشند. در «دابُر» از همان میانه مسیر، مخاطب کم‌وبیش متوجه می‌شود چه اتفاقی در حال رخ دادن است. مسئله برای من پنهان کردن حقیقت نبود؛ مسئله این بود که مخاطب خودش را در موقعیت شخصیت‌ها قرار دهد. فیلم بیشتر از آنکه بخواهد شوک ایجاد کند، می‌خواهد پرسشی را پیش روی تماشاگر بگذارد.

ریتم «دابُر» برخلاف بسیاری از فیلم‌های کوتاه جشنواره‌ای، شتاب‌زده نیست. نگران نبودید که این مکث‌ها بخشی از مخاطبان را از فیلم دور کند؟

من اساساً به تقسیم‌بندی ریتم کند و تند اعتقاد ندارم. ریتم یا متناسب با جهان فیلم است یا نیست. در «دابُر» فضای تنهایی، فاصله و سکوت اهمیت داشت و این حس‌ها بدون مکث و تأمل منتقل نمی‌شد. بخش مهمی از این اتفاق هم حاصل همکاری با عماد خدابخش در مرحله تدوین بود. فکر می‌کنم ریتم نهایی فیلم با جهان داستان و شخصیت‌هایش تناسب دارد و همین برای من مهم بود.

برخی معتقدند بخشی از فیلم کوتاه ایران به سمت تولید آثاری رفته که بیش از مخاطب، جشنواره‌ها را هدف قرار می‌دهند. «دابُر» را در این معادله کجا قرار می‌دهید؟

واقعیت این است که فیلم کوتاه در ایران از ابتدا با جشنواره تعریف شده است. برخلاف سینمای بلند، هیچ چرخه اقتصادی مشخصی برای آن وجود ندارد. طبیعی است که فیلمساز برای دیده شدن به جشنواره‌ها فکر کند. من این مسئله را الزاماً منفی نمی‌بینم. جشنواره‌ها مهم‌ترین محل نمایش و گفت‌وگو درباره فیلم کوتاه هستند. مشکل از جایی آغاز می‌شود که همه چیز فقط به جشنواره محدود شود و مسیر دیگری برای ارتباط با مخاطب وجود نداشته باشد.

آیا اساساً می‌توان از «سینمای کوتاه مستقل از جشنواره» در ایران صحبت کرد؟

در شرایط فعلی نه چندان. وقتی اکران عمومی وجود ندارد و تلویزیون هم نقش مؤثری در نمایش آثار ایفا نمی‌کند، جشنواره‌ها عملاً تنها مسیر دیده شدن هستند. به همین دلیل همیشه گفته‌ام فیلم کوتاهی که به جشنواره راه پیدا نکند، بسیار سخت دیده می‌شود. البته این به معنای ایده‌آل بودن وضعیت موجود نیست. اتفاقاً معتقدم ما به بسترهای بیشتری برای نمایش آثار نیاز داریم.

 برخی منتقدان معتقدند سینمای کوتاه ایران در سال‌های اخیر بیش از حد به فضای تلخ و بحران‌زده گرایش پیدا کرده است. شما این نقد را وارد می‌دانید؟

بخشی از این موضوع به شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه برمی‌گردد. فیلم کوتاه همیشه نوعی آینه زمانه خود بوده است. وقتی جامعه با مسائل و بحران‌های مختلف مواجه است، طبیعی است که بخشی از این دغدغه‌ها وارد آثار فیلمسازان شود. البته این به معنای ناامیدی نیست. من شخصاً معتقدم ناامیدی سم است، اما فیلم کوتاه وظیفه دارد مسائل جامعه را بازتاب دهد. اگر امروز فیلم‌های زیادی به سمت موضوعات تلخ رفته‌اند، باید دید چه واقعیت‌هایی پشت این انتخاب‌ها وجود دارد.

سیمرغ بلورین چه تغییری در سرنوشت واقعی یک فیلم کوتاه ایجاد می‌کند؟

سیمرغ اعتبار مهمی است و نمی‌شود ارزش آن را انکار کرد، اما تصور اینکه دریافت سیمرغ همه مشکلات را حل می‌کند، واقع‌بینانه نیست. من بعد از دریافت سیمرغ هم برای ساخت فیلم بلند با همان چالش‌های همیشگی روبه‌رو بودم. این جایزه باعث دیده شدن بیشتر می‌شود، اما لزوماً مسیر تولید اثر بعدی را هموار نمی‌کند.

حالا که «دابُر» در هاشور اکران آنلاین شده، فکر می‌کنید تجربه تماشای این فیلم روی صفحه کوچک چه چیزهایی را از آن کم یا به آن اضافه می‌کند؟

طبیعی است که بخشی از کیفیت بصری فیلم روی صفحه موبایل یا نمایشگرهای کوچک از دست می‌رود. تصاویر آرمان فیاض روی پرده سینما جلوه دیگری داشت. با این حال در شرایط فعلی همین امکان اکران آنلاین هم غنیمت است، چون دست‌کم باعث می‌شود فیلم به مخاطبان بیشتری برسد. البته هنوز معتقدم تجربه تماشای «دابُر» روی پرده سینما چیز دیگری بود.

و در پایان؟

امیدوارم سینمای کوتاه بیش از گذشته جدی گرفته شود. این مدیوم فقط سکوی پرتاب به سینمای بلند نیست؛ خودش یک هنر مستقل و مهم است. اگر حمایت‌های ساختاری و فرهنگی بیشتری وجود داشته باشد، می‌توانیم شاهد ظهور استعدادهای تازه و شکل‌گیری جریان‌های خلاق‌تری در سینمای ایران باشیم. از شما هم بابت سوال‌های دقیق و حرفه‌ای‌تان تشکر می‌کنم.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها