پردیس احمدیه: تا پاى جان، پاى ايران و علی‌ابن ابی‌طالب مى‌‌مانم نه از سر منفعت و نه از سر مصلحت | مجموعه رسانه ای صبا
امروز جمعه, ۱۵ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت ۰۲:۵۴:۳۶

پردیس احمدیه: تا پاى جان، پاى ايران و علی‌ابن ابی‌طالب مى‌‌مانم نه از سر منفعت و نه از سر مصلحت

پردیس احمدیه بازیگر «پوست شیر» به مناسبت عید غدیر نوشت: غدیر برای من فقط یک عید نیست؛ یادآور عهدی است که در روزهای سخت به آن بازمی‌گردم. من، پرديس احمديه، تا پاى جان، پاى ايرانم مى‌ مانم. نه از سر منفعت، نه از سر مصلحت؛ از سر باور. پاى ايران، پاى اعتقادم به شاه مردان، على ابن ابى طالب و باورم به حسين بن على و اعتقادم به ظهور مهدى فاطمه خواهم ماند.

به گزارش صبا، پردیس احمدیه بازیگر، به مناسبت فرا رسیدن عید غدیر و تجدید میثاق با مولا علی یادداشتی را منتشر کرد:

به ذوالفقارِ تو گلو كشيدم مولا…

در يك سال، دوبار وطنم آماج حمله شد، اما هنوز ايستاده ‌ايم. هنوز نفس مى‌ كشيم. هنوز دوام آورده‌ ايم. ما ايرانيم؛ ما ملت ايرانيم، ما ملت شهادتيم، ملت امام حسينيم.
حرف زياد است. دردِ دل زياد است. رنجى كه بر من و ما گذشت، سخت و طاقت ‌فرسا بود. داغ روى داغ نشست و زخم پشت زخم آمد. هر بار جان كنديم، اما دوام آورديم. اسمش جنگ است ديگر.
بيش از نود روز است كه داغ ديده ‌ايم، اما بر زمين نمانده ‌ايم. “ميناب” قصه نبود؛”ميناب” خودِ عاشورا بود. “ميناب” و ما ادراك ما “ميناب” …
اما حالا به غدير رسيده‌ ايم …
“غدير” براى من فقط يك عيد نيست؛ يادآور عهدى است كه آدم در روزهاى سخت به آن برمى‌ گردد. وقتى همه چيز در هياهوى قضاوت‌ ها گم مى‌شود و هر كس از زاويه خودش حكم صادر مى‌ كند، تازه مى‌ فهمى “مولا امير المومنين” فقط يك نام در تاريخ نيست؛ او خود “حق “است؛ ميزانى است براى تشخيص حق از باطل. شايد براى همين است كه اين روزها بيشتر از هر زمان ديگرى به آن بيعت فكر مى‌ كنم.
دلم مى‌ خواهد با صدايى رسا و پختگى امروز فرياد بزنم: مولا جانم، آقا جانم، هنوز بر همان عهد ايستاده‌ام. روزهاى تلخى را از سر گذرانديم. من به سهم خودم مقابل باطل ايستادم و تلاش كردم سمت درست تاريخ بايستم. من با على بيعت كرده‌ام.
اما چه روزگار دشوارى است يا مولا…
“شيعه بودن” و ماندن در اين زمانه كار آسانى نيست. فرقى نمى ‌كند چه باورى داشته باشى؛ در اين جهانِ چندپاره، هر قدر هم محكم بايستى، باز عده ‌اى در پى ويران كردنت هستن؛  اما محكم ايستادن در مقابل سختى ها و باور به وجود مُنجى و مهدى فاطمه است كه اميد را در دل تو زنده نگه مى دارد كه در مقابل اين تهمت ها صبورى كني،چون وقتى با خودشون عهد ببندی، هيچ طوفانى تو را از پاى در نمى آورد.
هرگز نه سهمى از قدرت داشته ‌ام و نه رزق سفره ‌ام وابسته به صاحبان قدرت بوده است. در تمام اين سال‌ ها اگر نقشى بازى كرده ‌ام، اول لطف خدا بوده كه در اذهان باقى مانده و اگر در قصه “رستم و سهراب”، نقش گُردآفريد را بازى كردم؛ براى اعتقاد بود. زنى كه وقت خطر، پشت خاكش ايستاد و از باورش عقب ننشست. شايد همين برايم كافى باشد كه بدانم امروز كجا بايد بايستم؟!
مرز حق و باطل هنوز همان مرز ديروز است، اما اطراف ما پر شده از ابن ‌ملجم ‌هايى كه لباس‌ هاى تازه پوشيده‌اند. در ميان جماعتى كه گاه از مردم كوفه هم بى‌ وفا ترند، سخن گفتن از حق آسان نيست.
خيلى ‌ها قضاوت كردند، خيلى‌ها حكم دادند و خيلى‌ ها تلاش كردند آدم‌ ها را نه از روى حقيقت، بلكه از روى پيش ‌فرض‌ هاى ذهنى خود تعريف كنند. اما من ياد گرفته‌ام در ميان اين هياهو، صداى وجدانم را گم نكنم.
با اين همه، من با صداى بلند و در ميان همين غوغا اعلام مى‌ كنم:

«اَنا شيعةُ علىِّ بنِ ابى‌طالب»
و باز هم به ذوالفقارت گلو مى‌ كشم.

من، پرديس احمديه، تا پاى جان، پاى ايرانم مى‌ مانم. نه از سر منفعت، نه از سر مصلحت؛ از سر باور. پاى ايران، پاى اعتقادم به شاه مردان، على ابن ابى طالب و باورم به حسين بن على و اعتقادم به ظهور مهدى فاطمه خواهم ماند.
اى جماعت خطرناك تر از كوفيان هر چه مى‌ خواهيد برچسب بزنيد، هر چه مى‌ خواهيد هتاكى كنيد و ناسزا بگوييد؛ من راه خودم را خواهم رفت چون مولا پشت و پناه من است. يا على
١٨ ذى الحجه ١٤٤٧ / غدیر ۱۴۰۵

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها