
به گزارش خبرنگار صبا، نمایشگاه مجازی کتاب تهران امسال در شرایطی برگزار شد که برای نخستین بار بهصورت کاملاً مجازی و بدون برگزاری بخش حضوری در دسترس مخاطبان قرار گرفت. رویدادی که در پی شرایط خاص ماههای اخیر، تلاش کرد ارتباط میان ناشران و مخاطبان کتاب را حفظ کند و چرخه عرضه و فروش کتاب را تداوم ببخشد.
با پایان یافتن این نمایشگاه، صبا در سلسله گفتوگوهایی با مدیران انتشارات و فعالان حوزه نشر، به بررسی نقاط قوت و ضعف این رویداد پرداخته است. پرسش اصلی این گفتوگوها آن است که نمایشگاه مجازی کتاب تا چه اندازه توانسته انتظارات ناشران و مخاطبان را برآورده کند و چه ظرفیتها و کاستیهایی در روند برگزاری آن وجود داشته است.
این مجموعه گفتوگوها با هدف طرح نقدهای سازنده و بهرهگیری از دیدگاههای فعالان صنعت نشر منتشر میشود تا تجربه برگزاری نمایشگاه مجازی کتاب در سالهای آینده با کیفیت، اثربخشی و کارآمدی بیشتری همراه باشد. بیتردید کتاب و صنعت نشر از مهمترین ارکان توسعه فرهنگی به شمار میروند و توجه به دیدگاههای ناشران میتواند در ارتقای این رویداد ملی نقش مؤثری ایفا کند.
هر اتفاقی که در حوزه فرهنگ، قابل ستایش است
علیرضا اسدی، مدیر انتشارات نیماژ، در گفتوگو با صبا درباره ارزیابی خود از نمایشگاه مجازی کتاب اظهار کرد: هر اتفاقی که در حوزه فرهنگ رخ دهد، بهویژه در شرایط فعلی، قابل ستایش است. در وضعیتی که امکان برگزاری نمایشگاه فیزیکی وجود نداشت، برگزاری نمایشگاه مجازی میتوانست بهعنوان اقدامی جایگزین انجام شود و در همین حد نیز خالی از لطف نبود. با این حال، شیوه اجرا، نحوه تخصیص یارانهها و ساختار برگزاری به شکلی بود که میتوانست خروجی بسیار بهتری داشته باش
با پایان یافتن نمایشگاه مجازی کتاب تهران ارزیابی شما از روند برگزاری این رویداد چه بود؟
نمایشگاهی که برای نخستین بار به صورت کاملاً مجازی برگزار شد، نتوانست چندان موفق باشد. هرچند اصل برگزاری آن در این شرایط ارزشمند بود، اما نمیتوان از آن بهعنوان یک رویداد مهم و اثرگذار فرهنگی یاد کرد. این نمایشگاه ضعفهای متعددی داشت و میتوانست با برنامهریزی بهتر، اطلاعرسانی گستردهتر و مشارکت مؤثرتر نهادهای مختلف فرهنگی، نتایج بهتری به همراه داشته باشد.
نمایشگاه در هفته کتاب و کتابخوانی برگزار شود
برخی مسئولان از احتمال برگزاری دوباره نمایشگاه کتاب به صورت حضوری در صورت فراهم شدن شرایط سخن گفتهاند. نظر شما چیست؟
من اساساً معتقدم نمایشگاه کتاب باید در زمان اصلی و منطقی خود برگزار شود؛ یعنی در آبانماه و همزمان با هفته کتاب و کتابخوانی. این تصور که اکوسیستم نشر و کتاب به اردیبهشتماه وابسته شده و نمایشگاه الزاماً باید در این زمان برگزار شود، به نظر من درست نیست. اتفاقاً اگر شرایط به گونهای پیش برود که نمایشگاه کتاب از اردیبهشت به آبان منتقل شود، میتواند یک فرصت و حتی یک خیر بزرگ برای صنعت نشر باشد. آبانماه به دلایل مختلف زمان مناسبتری برای برگزاری نمایشگاه است.
این پیشنهاد چه کارکرد و ارزش افزودهای در حوزه نشر و ترویج کتابخوانی دارد؟
یکی از مهمترین دلایل، ارتباط مستقیم نمایشگاه با دانشگاهها و جامعه دانشجویی است. بخش مهمی از مخاطبان کتاب را دانشجویان تشکیل میدهند. در اردیبهشتماه دانشگاهها به پایان ترم و ایام امتحانات نزدیک میشوند، اما در آبانماه سال تحصیلی تازه آغاز شده و دانشجویان بیشترین نیاز را به کتاب دارند. موضوع دیگر شرایط آبوهوایی است. گرمای اردیبهشت و ازدحام نمایشگاه برای بسیاری از مخاطبان بازدارنده است. از سوی دیگر، آبانماه با هفته کتاب همزمان است و این همافزایی میتواند فضای فرهنگی گستردهتری ایجاد کند. همچنین از منظر تولید نشر، اردیبهشت زمان مناسبی نیست. ناشران پس از تعطیلات نوروزی فرصت محدودی برای آمادهسازی آثار جدید دارند، در حالی که مهر و آبان فصل تولید، فعالیت دانشگاهها، مدارس و رونق فرهنگی است. به همین دلیل نمایشگاه در آبان میتواند اتفاق بزرگتری را برای صنعت نشر رقم بزند.

نگاه سنتی و کلاسیک در بدنه صنف نشر
با این وضع چرا این پیشنهاد تاکنون جدی گرفته نشده است؟
بخشی از مشکل به نگاه سنتی و کلاسیک در بدنه صنف نشر بازمیگردد. برخی صرفاً به این دلیل که سالها نمایشگاه در اردیبهشت برگزار شده، بر تداوم همین روند تأکید دارند. در حالی که باید با نگاه کارشناسی بررسی شود که نمایشگاه در چه زمانی بیشترین بازدهی را برای ناشران، کتابفروشان و مخاطبان خواهد داشت. متأسفانه در بسیاری از تصمیمات فرهنگی، نگاه کارشناسی کمرنگ است و بیشتر با رویکردهای اداری یا سلیقهای مواجه هستیم. در حالی که اتحادیهها و نهادهای صنفی باید نقش مؤثرتری در طرح مطالبات حرفهای و اصلاح روندها داشته باشند.
یکی از انتقادهای مطرحشده به نمایشگاه مجازی، نبود بستری برای معرفی تازههای نشر بود، شما این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟
این فقط یکی از ایرادهای متعدد نمایشگاه بود. به نظر من کل ساختار نمایشگاه از ابتدا تا انتها دارای اشکالات جدی بود. مسئله اصلی این است که پیش از طراحی و اجرای چنین رویدادهایی، از ناشران، نویسندگان، کارشناسان و حتی مخاطبان نظرخواهی نمیشود. در دنیا برای هر پروژه فرهنگی ابتدا کار کارشناسی صورت میگیرد، آسیبشناسی انجام میشود و سپس اجرا شکل میگیرد. اما در کشور ما معمولاً گروهی محدود تصمیم میگیرند، طرحی را اجرا میکنند و در نهایت هم صرفاً گزارش عملکرد ارائه میشود. همین موضوع باعث شده بسیاری از ظرفیتهای نمایشگاه مجازی نادیده گرفته شود.
با وجود این انتقادها، آیا برگزاری نمایشگاه مجازی را در مجموع مثبت ارزیابی میکنید؟
در مجموع، برگزاری نمایشگاه از برگزار نشدن آن بهتر بود. به هر حال فضایی ایجاد شد و حرکتی صورت گرفت، اما واقعیت این است که میزان فروش بسیاری از ناشران بسیار پایین بود. آمارهای رسمی ممکن است تصویر دیگری ارائه دهند، اما وقتی با ناشران مختلف گفتوگو میکنیم، میبینیم که میزان فروش در حدی نیست که بتوان آن را موفقیت قابل توجهی برای یک نمایشگاه کتاب دانست.

وضعیت فروش انتشارات نیماژ در این دوره چگونه بود؟
فروش ما در حوزههای مختلف از جمله شعر، ادبیات جهان، داستان ایرانی و فلسفه به شکل نسبتاً متعادل توزیع شده بود، اما در مجموع نمایشگاه پرفروشی نبود که بتوان از یک یا چند عنوان بهعنوان کتابهای شاخص فروش نام برد. اساساً حجم فروش به اندازهای نبود که بتوان از رکورد یا موفقیت ویژهای صحبت کرد.
نقس ایرانکتاب در معرفی و فروش کتاب
در شرایطی که بسیاری از ناشران از ضعف معرفی کتاب در نمایشگاه مجازی گلایه دارند، نقش پلتفرمهایی مانند ایرانکتاب را چطور ارزیابی میکنید؟
ما در حال حاضر بسترهای چندانی برای معرفی تازههای نشر نداریم. در گذشته شبکه پخش کتاب نقش مهمی در معرفی آثار جدید به کتابفروشیها داشت و همچنان هم بخشی از این وظیفه از همین مسیر انجام میشود. اما در فضای امروز، برخی مجموعههای خصوصی توانستهاند عملکرد مؤثرتری داشته باشند.
ایرانکتاب تا چه اندازه در فروش و معرفی کتاب موفق بوده است؟
به اعتقاد من ایرانکتاب عملکرد موفقی داشته است. این مجموعه هم در حوزه معرفی کتاب و هم در زمینه فروش توانسته مخاطبان خود را پیدا کند. حتی در برخی موارد احساس میکنم اطلاعرسانی و معرفی کتاب در ایرانکتاب از برخی نهادهای رسمی مؤثرتر بوده است. این مجموعه با ارائه تخفیف، خدمات فروش و ایجاد دسترسی آسانتر برای مخاطبان، توانسته جایگاه قابل توجهی در بازار کتاب به دست آورد. به نظر من این مجموعه ظرفیت آن را دارد که در آینده به مراتب بزرگتر و اثرگذارتر از موقعیت فعلی خود شود.
این مسئله را در آمار فروش چگونه میبینید؟
به نظر من در حوزه فروش عملکرد قابل قبولی داشتهاند. در مقایسه با برخی رویدادها و سازوکارهای رسمی، خروجی آن برای ناشران ملموستر بوده و توانسته ارتباط مؤثرتری میان کتاب و مخاطب برقرار کند.
به نگاه سنتی در صنف نشر اشاره کردید که مانع اصلاح برخی رویهها شده است، دلیل این مقاومت را چه میدانید؟
به نظر من بخشی از این مسئله به نگاه سنتی و کلاسیک حاکم بر بدنه صنف نشر بازمیگردد. برخی صرفاً به این دلیل که سالها نمایشگاه کتاب در اردیبهشت برگزار شده است، بر ادامه همین روند تأکید میکنند و معتقدند اکوسیستم نشر با این زمانبندی شکل گرفته است. در حالی که باید بهصورت علمی و کارشناسی بررسی شود که نمایشگاه کتاب در چه زمانی میتواند بیشترین بازدهی را برای ناشران، کتابفروشان و مخاطبان داشته باشد. متأسفانه در بخشی از بدنه صنف نشر هنوز نوعی نگاه کلاسیک و سنتی وجود دارد که با تحولات جامعه، تغییر نیازهای مخاطبان و اقتضائات امروز صنعت نشر هماهنگ نیست. در حالی که جریان فرهنگی و مخاطب امروز تغییر کردهاند، برخی تصمیمگیریها همچنان بر پایه الگوهای قدیمی انجام میشود.
نهادهای صنفی باید با رویکردی کارشناسانهتر وارد میدان شوند، مسائل را بر اساس دادهها و نیازهای روز تحلیل کنند و برای بهبود شرایط صنعت نشر مطالبهگری داشته باشند. اما در بسیاری از موارد شاهد هستیم که این نقش به شکل مطلوب ایفا نمیشود و همین موضوع مانع شکلگیری برخی اصلاحات ضروری شده است.