مهدیه مالکی/صبا: کارگردان سریال «کیمیا»، در خصوص چگونگی بازسازی صحنههای مقاومت خرمشهر و نسبت آن با واقعیت تاریخی گفت: بخشی از قدرتِ بازسازی این وقایع ناشی از تجربه زیسته نویسنده اثر، مرحوم مسعود بهبهانینیا بود که خود اهل خوزستان بود و آن وقایع را از نزدیک لمس کرده بود؛ از سوی دیگر، من هم بخشی از دوران جوانی ام در جنگ سپری شده بود و با این مقوله قرابت خاصی داشتم.
وی افزود: نگاه من و بهبهانینیا مکمل یکدیگر بود و همین موضوع باعث شد خلق آن لحظات، ترکیبی از یک تجربه زیستیِ واقعی و مهندسی دقیق صحنه باشد. در واقع نقطه قوت کار ما در بخشهای مربوط به خرمشهر، برخاسته از همین آمیختگی بود.
افشار در پاسخ به این پرسش که آیا این اشتراک دیدگاه منجر به چالش یا اختلافنظر میان کارگردان و نویسنده میشد یا خیر، تصریح کرد: ما هر دو اهل تعامل، همفکری و مشارکت ذهنی بودیم. به همین دلیل اگر چالش یا بحثی هم به وجود میآمد، در نهایت به یک اتفاق بهتر و نتیجهای مطلوبتر ختم میشد؛ این همافزایی باعث شد تا به تجربهای غنیتر در اجرای فیلمنامه دست پیدا کنیم.
چالشِ واقعگرایی در برابر ضعفِ پروداکشنِ نظامی
کارگردان سریال «کیمیا» با اشاره به سختیهای مدیریت سکانسهای جنگی و ایجاد تعادل میان واقعگرایی و تصویرسازی حماسی، خاطرنشان کرد: این بخش، چالش اصلی ما از همان ابتدای کار بود. به همراه آقای شفیعی (تهیهکننده) و سایر عوامل، تصمیم گرفتیم به دلیل سختی و مشقتِ بالای این صحنهها، فیلمبرداری را از همان روزهای اول آغاز کنیم تا از توان و انرژیِ تازه نفسِ گروه بهره ببریم.
وی به دشواریهای لجستیکی در بازسازی یک واقعه تاریخی پس از گذشت سه دهه اشاره کرد و گفت: بازسازیِ صحنههای جنگی در محیطی که مردم به صورت روزمره در آن زندگی میکنند، کار بسیار دشواری است که طبیعتاً با زحمت و مشقت برای مردم و گروه همراه بود؛ اما از آنجا که ما در حال ثبت یک واقعه تاریخی بودیم، نمیتوانستیم به خاطر رعایتِ حال خودمان یا مسائل دیگر، کوچکترین کوتاهی در ثبتِ دقیق وقایع داشته باشیم.

افشار، با نقد وضعیت تجهیزات نظامی در آن دوره اظهار کرد: متأسفانه در بخش تجهیزات نظامی، تدارک ادواتی مانند تانک و سلاح بسیار سخت بود. از سوی دیگر، جلوههای ویژه بصری (VFX) نیز مانند امروز رشد نکرده بود تا بتوانیم بخشی از خلأها را جبران کنیم؛ بنابراین ناچار شدیم با تکیه بر خلاقیتِ فردی و گروهی از این چالشها عبور کنیم که فکر میکنم خروجیِ کار، گویایِ موفقیت این تلاشها باشد.
بازسازیِ «خانواده»؛ از خاطرهگویی تا حضور در مناطق جنگی
جواد افشار در خصوص چالش هدایت بازیگران برای انتقال حسِ تداومِ زندگی در میانِ اشغالِ خرمشهر، به ایجاد یک اتمسفر صمیمانه اشاره کرد و گفت: موضوع بسیار مهم این بود که بازیگر در موقعیتی قرار بگیرد که بتواند آن روحیه و حماسه شخصیتهای واقعیِ تاریخ را زنده کند. برای رسیدن به این نقطه، ما یک مدل روابط خانوادگی میان بازیگرانِ اصلی، بهویژه خانواده «کیمیا» با حضور آقای پورشیرازی، خانم حاجیان، مهراوه شریفینیا و علی شادمان ایجاد کردیم.
وی افزود: من به عنوان کارگردانی که خود تجربه حضور در فضای جنگ را داشتم، در تمامی لحظاتِ فراغت و میانِ پلانها، خاطرات شخصیام را برای آنها تعریف میکردم. این انتقالِ تجربه به قدری عمیق بود که برای مثال، علی شادمان به نوعی «خودِ من در دوران جنگ» شده بود؛ او با هوش و انگیزه بالایی روحیه احساسی و حماسیِ نقش را پرورش داد و لحظات بسیار مؤثری را ثبت کرد.
کارگردان سریال «کیمیا» با اشاره به سفرهای میدانی گروه بازیگران به مناطق جنگی تصریح کرد: برای درک بهترِ موقعیت، بازیگران را به مناطقی نظیر نهرِ خَیِّن، اروند و شلمچه میبردیم تا با مرور خاطرات در فضای واقعی، حسِ لازم را دریافت کنند. این همدلی و قرار گرفتن در موقعیتهای واقعی باعث شد تا آنها با درک بسیار بالایی مقابل دوربین بروند.
ردِ فرضیه کلیشهسازی در سینما و تلویزیونِ جنگ
افشار در واکنش به نقد برخی منتقدان مبنی بر تکرار الگوهای کلیشهای در روایتهای جنگی اظهار داشت: من به هیچ وجه معتقد نیستم که ما گرفتار کلیشه شدهایم؛ اساساً مگر چند اثر گسترده و موفق در این حوزه ساخته شده که بخواهیم از کلیشه صحبت کنیم؟ تعداد آثاری که توانستهاند با مخاطب ارتباط جدی برقرار کنند به انگشتان دست هم نمیرسد.
وی افزود: من این موضوع را رد میکنم؛ چرا که آثار ساخته شده هیچ ارتباط یا تأثیرپذیری ساختاری از یکدیگر ندارند، مگر تأثیرپذیری از «واقعیتهای حقیقیِ جنگ» در خرمشهر. مفاهیمی مانند حماسه، فداکاری و ایثار، موضوعاتی فراگیر هستند که در ذاتِ هر کارِ جنگی وجود دارند و ربطی به کلیشه ندارند.
این کارگردان خاطرنشان کرد: وقتی به آثاری مثل «کیمیا»، «خاک سرخ» یا چند فیلم سینمایی محدود درباره خرمشهر نگاه میکنیم، میبینیم که هر کدام مسیر خود را رفتهاند، بنابراین فرضیه الگوبرداریهای تکراری را نمیپذیرم.

حماسه «کیمیا» تکرارشدنی نیست/ سکانسهای خرمشهر شاهکار تلویزیون است
کارگردان سریال «کیمیا» با بازخوانی خاطراتِ تولید این مجموعه و نگاهی به سکانسهای اشغال خرمشهر گفت: با گذشت سالها، وقتی به سکانسهای خرمشهر در «کیمیا» نگاه میکنم، آنها را جزو نابترین لحظاتِ سریال و از موفقترین دستاوردهای تصویریام میدانم. بدون اغراق باید بگویم این بخشها جزو شاهکارهای تلویزیون است و تصور نمیکنم دیگر به این راحتی و در شرایط نرمال، بتوان چنین سکانسهایی را ضبط کرد.
وی با اشاره به دشواریهای مسیر تولید افزود: تولید «کیمیا» در زمان خود یک حماسه بزرگ بود که شاید دیگر تکرار نشود. ما در این سریال بر «سقوط خرمشهر» و مقاومتِ منجر به آن تمرکز کردیم؛ چرا که قصه ما با خانواده پیش میرفت و پس از آن، شخصیتها به تهران منتقل شدند. به همین دلیل آزادسازی خرمشهر را به شکل غیرمستقیم و از طریق اخبار در تهران روایت کردیم، اما آنچه در خودِ خرمشهر گذشت، از نظر بصری و حسی بسیار کامل و ماندگار شد.
پاسخ به گلایه تکاوران ارتش؛ تمرکز ما بر «مقاومت مردمی» بود
جواد افشار در پاسخ به این پرسش که آیا امروز با نگاهی متفاوت به سراغ ساخت این اثر میرود یا خیر، تصریح کرد: بخش خرمشهر در زمان خودش بسیار کامل بود، اما شاید اگر امروز دوباره آن را میساختم، برخی ملاحظات را تقویت میکردم. برای مثال، پس از پخش سریال با نقدهایی از سوی برادران ارتش مواجه شدم که تا اندازهای هم حق داشتند؛ آنها انتظار داشتند نقش حماسی تکاوران نیروی دریایی ارتش پررنگتر به تصویر کشیده شود.
وی ادامه داد: البته ما به این نقشها پرداخته بودیم اما شاید حق مطلب کامل ادا نشده بود. من برای این عزیزان توضیح دادم که قصد اصلی ما نمایش جامعِ تاریخِ جنگ نبود؛ بلکه تمرکز ما بر «حماسه خانواده» با محوریت شخصیت کیمیا بود. هدف ما نمایش مقاومتِ هممحلیها، همسایهها و در یک کلام «مقاومت مردمی» بود و به همین دلیل حتی به نقش نهادهایی مثل سپاه هم به صورت گذرا پرداختیم تا اتمسفرِ خانوادگی اثر حفظ شود.
چرا فیلمسازان از روایتِ خرمشهر پرهیز میکنند؟
این کارگردان با سابقه، در تحلیل علتِ کمتعداد بودن آثار مرتبط با خرمشهر در سینما و تلویزیون اظهار داشت: کار در این حوزه بسیار سخت و طاقتفرساست. ما این سختیها را آگاهانه به جان خریدیم، اما واقعیت این است که تدارک امکانات، تجهیزات و از همه مهمتر نبودِ لوکیشنهای اختصاصی، هر فیلمسازی را با چالش جدی مواجه میکند.
افشار افزود: امروز برای بازسازی خرمشهرِ دوران جنگ، ناچار هستید وارد فضای زندگیِ جاری مردم شوید و این بازسازی در بافتِ زنده شهری بسیار دشوار است. همین موضوع باعث میشود همکاران من تا حدودی از ورود به این عرصه پرهیز کنند، هرچند که لذتِ رسیدن به نتیجه، تمامی این خستگیها را از تن بیرون میکند.
خرمشهر؛ نمادِ زانو زدنِ تاریخ در برابر مقاومت
جواد افشار ، در پاسخ به این سوال که خرمشهر فراتر از یک مکان، نمادِ چه مفهومی در قاب تصویر است، گفت: خرمشهر نماد مطلقِ مقاومت و حماسه است. تاریخ باید در برابر آن ۳۴ روز مقاومتِ قبل از سقوط زانو بزند. مردم در حالی با هجوم یک ارتش تا دندان مسلح مواجه شدند که در صف نانوایی، بازار و مدرسه یا محل کار بودند؛ تانکها به ناگاه وارد شهرشان شدند و زندگیِ عادی زیر آتش توپ و خمپاره رفت.
وی با اشاره به تفاوتهای این نبرد با جنگهای مدرن خاطرنشان کرد: برخلاف جنگهای اخیر که بیشتر شامل بمبارانهای هوایی از راه دور است، در خرمشهر مردم با نیروی پیاده و تانک در پشت درِ خانههایشان مواجه شدند. ماندن در شهر و مقاومتِ زن و مرد و پیر و جوان در چنین شرایط وحشتناکی، یک اتفاق عجیب و غیرقابل توصیف است. حماسه خرمشهر یعنی جسارتِ مردمی که حتی به زورِ نیروهای خودی هم حاضر به ترک شهر نبودند و چنان ایستادگی کردند که نیمی از شهر اصلا دست دشمن نیفتاد.

خرمشهر؛ گنجینهای تمامنشدنی برای نسلهای جدید
کارگردان سریال «کیمیا» در پاسخ به این پرسش که آیا آثار ساخته شده درباره خرمشهر کافی هستند یا هنوز ضرورتِ پرداختن به این موضوع احساس میشود، گفت: شاید در نگاه اول تصور شود که آثار قبلی کافی هستند، اما من معتقدم حتی اگر موضوعی را صد بار دیده باشیم، نباید از تکرارِ درستِ آن خسته شویم؛ چرا که مخاطب و نسلها مدام در حال تغییر هستند.
وی افزود: کودکی که در زمان پخش اول «کیمیا» دو یا سه ساله بوده، امروز جوانی در آستانه بیست سالگی است که به دنبال شناختِ هویت و تاریخ خود میگردد. برای این نسل، پیامهای حماسی خرمشهر، جدید و نو است و ما وظیفه داریم این میراث را به شیوههای مختلف به آنها منتقل کنیم.
افشار با استناد به تعبیر «گنجینه تمامنشدنی دفاع مقدس» تصریح کرد: موضوع خرمشهر و آدمهای حماسهسازش به تعداد تکتک افرادی که در آن ایام حضور داشتند، قابلیتِ تبدیل شدن به قصه را دارد. در آن روزهای سخت، زندگی جریان داشت؛ از دلِ همان آتش و خون، قصههای تلخ و شیرین، عروسی و عزا و پیوندهای انسانی بیرون میآمد.
این کارگردان در پایان خاطرنشان کرد:به اعتقاد من، همچنان میتوان قصههای جذاب، نو و تأثیرگذاری تولید کرد. ظرفیتِ این موضوع بسیار بالاست و قطعاً باید با شیوههای جدید و داستانهای تازه به آن پرداخته شود تا حقِ آن حماسه بزرگ در تاریخ گم نشود