
ناصر ارباب/ صبا، نمایش شبیه خون به نویسندگی سهراب حسینی و کارگردانی محمد حاتمی این روزها در تماشاخانه هیلاج روی صحنه است؛ نمایشی که با فضایی روانشناسانه و روایتی درونی، تلاش میکند مخاطب را با لایههای پنهان ذهن، تنهایی و بحرانهای انسان معاصر مواجه کند.
محمد حاتمی در گفتوگو با صبا درباره ایده اولیه شکلگیری این اثر بیان کرد: «من کارهای سهراب حسینی را دنبال میکردم و به اندیشه و قلم او علاقه داشتم. در جلسهای از ایشان درخواست کردم اگر امکان دارد متنی در قالب یک تکگویی برای من بنویسد. ایشان هم این پیشنهاد را پذیرفت و زمانی که طرح اولیه را خواندم، بسیار برایم جذاب بود و احساس کردم این متن ظرفیت بالایی برای اجرا روی صحنه دارد.»
او ادامه داد: «چیزی که در وهله اول برایم اهمیت داشت، جهان فکری متن بود. متن صرفاً یک روایت یا داستان ساده نبود، بلکه فضایی داشت که میتوانست مخاطب را درگیر کند و او را وارد یک تجربه ذهنی و حسی کند. همین مسئله باعث شد ترغیب شوم این نمایش را به صحنه ببرم.»
پیوند شخصیتهای نمایش با انسان امروز
حاتمی در بخش دیگری از صحبتهای خود درباره نسبت شخصیتهای نمایش با جامعه امروز توضیح داد: «اگر اصولاً هر قصه یا نمایشنامهای مابهازایی در جامعه نداشته باشد، مخاطب نمیتواند با آن ارتباط برقرار کند. تماشاگر باید بتواند درد، دغدغه یا وضعیت آن شخصیت را لمس کند و نمونهای از آن را در زندگی واقعی دیده یا تجربه کرده باشد.»
او افزود: «تمام نمایشنامههای مهم دنیا هم بر همین اساس شکل گرفتهاند. فرقی ندارد درباره یک انسان مقدس صحبت میشود یا یک شخصیت تاریک و پیچیده؛ در هر صورت باید نشانهای از آن آدم در جهان واقعی وجود داشته باشد تا مخاطب بتواند با او مواجه شود و نسبت به او واکنش نشان دهد.»
این کارگردان تاکید کرد: «همه آن چیزی که امروز از آن با عنوان همذاتپنداری یاد میشود، درواقع از همین نقطه آغاز میشود؛ اینکه تماشاگر بتواند بخشی از خودش، ترسها، تنهاییها یا حتی زخمهایش را در شخصیتهای اثر پیدا کند.»
فرم اجرا در خدمت جهان اثر
کارگردان «شبیه خون» درباره فرم اجرایی این اثر نیز گفت: «این مسئله کاملاً به نگاه و ایدئولوژی کارگردان برمیگردد. اینکه قصه چه میخواهد بگوید و چه جهانی را روایت میکند، تعیین میکند فرم اجرا به چه سمتوسویی برود. طراحی صحنه، فضای اجرا، نوع بازیها و حتی ریتم اثر، همه وابسته به محتوای نمایشنامه است.»
او ادامه داد: «در این نمایش تلاش کردیم همه عناصر اجرایی در خدمت فضای ذهنی و حسی اثر باشند؛ یعنی مخاطب صرفاً یک داستان را دنبال نکند، بلکه وارد اتمسفر و جهان درونی شخصیتها شود.»

بازیگر قبل از تکنیک به فهم نیاز دارد
حاتمی در پاسخ به پرسشی درباره توصیهاش به بازیگرانی که سراغ تکگوییهای بلند و مفهومی میروند، اظهار کرد: «بیش از هر چیز، بازیگر نیاز به تمرینات فهمی دارد. مسئله فقط صدا یا تکنیک بیان نیست. بازیگر باید بداند چه شخصیتی را بازی میکند، این آدم به کجا تعلق دارد، چگونه فکر میکند و اساساً چه جهانبینیای دارد.»
او افزود: «در درجه اول، فهم و استنباط بازیگر نسبت به نقش و متن اهمیت دارد. تکنیک قطعاً کمککننده است، اما اگر آن درک اولیه وجود نداشته باشد، اجرا صرفاً به یک نمایش بیرونی تبدیل میشود و نمیتواند تاثیر عمیقی روی مخاطب بگذارد.»
تجربه همزمان بازیگری و کارگردانی
این کارگردان درباره تجربه همزمان بازیگری و کارگردانی در «شبیه خون» نیز بیان کرد: «این تجربه را پیش از این هم در کارهای مختلف داشتهام؛ چه بهعنوان بازیگر، چه دستیار و چه کارگردان. بعضی نمایشنامهها را خودم نوشتهام، کارگردانی کردهام و در آنها بازی هم داشتهام.»
او ادامه داد: «برای من این شیوه کار جذابیت خاص خودش را دارد، چون ارتباط نزدیکتری با جهان اثر برقرار میکنم. البته لزوماً در همه آثار چنین کاری انجام نمیدهم و بعضی پروژهها بوده که فقط کارگردانی کردهام.»
نمایش «شبیه خون» با بازی محمد حاتمی، آناهید ادبی و امید امیر تا ۹ خرداد ساعت ۲۰ در تماشاخانه هیلاج روی صحنه است.