
به گزارش صبا، جان مکوورتر، زبانشناس، استاد دانشگاه و نویسندهای که تمام عمرش به کتابخواندن گذشته، وقتی دختران نوجوانش را میدید که در خانۀ مملو از کتابشان، همیشه خیرهشدن به صفحۀ گوشیهایشان را ترجیح میدهند، با خودش میگفت: شاید اگر دخترانم دو نسل پیش زندگی میکردند، مثل خودم همواره در حال خواندن بودند، اما این روزها، خودِ من هم اغلب دارم به گوشیام نگاه میکنم.
او به یاد میآورد که سال ۱۹۸۸ بخش زیادی از آنا کارنینا را روی نیمکتهای پارک خواند. چنان در دنیای حماسی تولستوی غرق میشد که سرش را بلند میکرد و واقعاً انتظار داشت آنا و ورونسکی را ببیند که در حال عبورند! اما حالا ظاهراً فقط میشود برای آن روزهای گذشته تأسف خورد. امروزه جوانان کمتر مطالعه میکنند و تعداد جوانانی که برای لذت کتاب میخوانند پیوسته رو به کاهش است. بسیاری از منتقدان فرهنگی میگویند این مسئله نگرانکننده است و ما را به ورطۀ حماقت جمعی خواهد کشاند.
اما مکوورتر با این منتقدان چندان موافق نیست. او مینویسد: «منتقدان این مسئله را نادیده میگیرند که، در کنار کاهش مطالعه، نوشتههای عمیق و گفتوگوهای اثرگذار رشد کردهاند؛ رشد خبرنامههای ساباستک و پادکستها نشاندهندۀ تقاضا برای ایدهها و اطلاعاتِ بیشتر است، نه کمتر… من وقتی همسن دخترانم بودم، تعداد زیادی کتاب نهچندان خوب میخواندم، چون چه کار دیگری میتوانستم بکنم؟ اما آنها ترجیح میدهند وقتشان را برای آثاری بگذارند که واقعاً برایشان هیجانانگیز است.»
شاید هم در این اغراق شده که دانشجوها در گذشته واقعاً خیلی کتاب و متنهای سنگین میخواندند. مکوورتر بهیاد دارد که وقتی دانشجو بود، تعداد کمی از همکلاسیهایش همۀ تکالیف خواندنیشان را کامل میخواندند. دانشجویان خودش هم از مدتها پیش از دوران شبکههای اجتماعی اعتراف میکردند که بیشترِ مطالب را نمیخوانند. بخشی از این مسئله به این دلیل است که استادان اغلب متون انبوهی را تکلیف میکنند، اما تنها بخش کوچکی از آن را در کلاس بحث میکنند.
وقتی مجبورتان کنند کتابی سخت و حوصلهسربر را از ابتدا تا انتها بخوانید، اما در کلاس هیچ حرفی از آن زده نشود، یا نهایتاً چند پاراگراف از آن مورد بحث قرار گیرد، کمکم یاد میگیرید که خواندنِ متنهای طولانی را کنار بگذارید و درسهایتان را به شیوههای راحتتری بگذرانید. اگر از این زاویه نگاه کنیم، ظهور هوش مصنوعی و استفاده از آن در خلاصهکردن متنها یا انجامدادن تکالیف کلاسی، فقط یک گامِ دیگر در مسیری است که همیشه دانشجوها در حال پیمودن آن بودهاند.
البته در دوران هوش مصنوعی دیگر هرگز کارنوشتهای پنجپاراگرافی دربارۀ موضوعات انتزاعی فایدهای نخواهد داشت. هدف اصلی آن یادداشتهای قدیمی پرورش توانایی ایجاد استدلال بود. انجام این کار همچنان ضروری است؛ فقط باید روش دیگری برگزینیم. در بعضی موارد، این یعنی از دانشجویان بخواهیم این یادداشتها را در امتحانهای کلاسی بنویسند، بدون اینکه به صفحهنمایش دسترسی داشته باشند. یا باید پرسشهایی از آنها بپرسیم که هوش مصنوعی قادر به پاسخدادن به آنها نیست، مانند پرسیدن «نظر شخصی».
شاید غمانگیز باشد، اما احتمالاً هیچکدام از بچههای این نسل دیگر هرگز عاشق رمانهای طولانی و کلاسیک نخواهند شد. اما آنها اکنون از مجموعۀ غنیتری از محتواها لذت میبرند که نسلهای قبلی نداشتند. کار ما باید این باشد که تشویقشان کنیم تا حد ممکن با بهترینهای آن درگیر شوند، حتی اگر این به معنای مواجهۀ کمترشان با تولستوی و دیگر نویسندگان کلاسیک باشد. به امید اینکه وقتی هوش مصنوعی بخشی از این کارهای بیهوده را انجام میدهد، آنها زمان بیشتری برای این داشته باشند که واقعاً خودشان فکر کنند.
آنچه خواندید برگرفته از نوشتار «تولستوی به هوش مصنوعی خواهد باخت؛ شاید اشکالی نداشته باشد» است که در شمارۀ ۳۷ مجلۀ ترجمان منتشر شده است. tarjomaan.com/shop برای تهیۀ نسخۀ الکترونیکی این شماره به بسترهای فیدیبو وطاقچه مراجعه کنید.