
مهدیه مالکی/صبا: حمیدرضا آفریده، مدرس موسیقی و مدیر موسسه موسیقی «هونیاک»، که مورد حمله آمریکایی_ صهیونی قرار گرفته درباره لحظه وقوع حادثه و خسارات واردشده به صبا گفت: بامداد سوم فروردین، حدود ساعت پنج صبح، دزدگیرهای آموزشگاه صدا کرد ما ابتدا تصور کردیم دزد به آموزشگاه زده است. اما وقتی خودم را به محل رساندم، خیابان را مه و دود غلیظی فرا گرفته بود حتی نمیتوانستم جلوتر بروم. با احتیاط با ماشین حرکت کردم تا رسیدم به ساختمان ؛ جایی که آموزشگاه من در طبقه چهارم آن قرار داشت، ساختمان ۲۲ واحدی بود که در هر طبقه چهار واحد بود، واقعیت این است که من دقیق نمیدانم هدف چه بوده؛ ما تنها یک آموزشگاه موسیقی بودیم و اطلاعی از واحدهای اطراف یا ساختمان مجاور ندارم. فقط میدانم این اتفاق خارج از کنترل ما بود و نهایتاً آموزشگاه من بهطور کامل از بین رفت.
آفریده با اشاره به حجم خسارات گفت: تمام سازها، صندلیها، تلویزیونها، تجهیزات آموزشی، سازهای کودک و ابزارهای تخصصی ما نابود شد، حدود ۳۰۰ صندلی داشتیم و بسیاری از سازها برندهای خارجی بودند که امروز قیمتشان بسیار بالاست؛ برخی سازها بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان ارزش دارند. ما تخمین زدیم مجموع خسارتها حدود هفت میلیارد تومان بوده. این رقم با قیمتهای امروز بهمراتب سنگینتر هم هست.

او در ادامه درباره پیگیریها برای جبران خسارت توضیح داد: از روز اول تمام ارگانها از جمله ارشاد و شهرداری در جریان قرار گرفتند. قولهایی داده شد، اما این که واقعاً کمکی برسد، خیر من تا امروز هیچ مبلغی دریافت نکردهام. نهایتِ حمایتی که مطرح میشود شاید ۱۰۰ یا ۲۰۰ میلیون باشد، نه رقمهایی در حد چند میلیارد خسارت.
وی گفت: در آموزشگاه قبلی ۶۰۰ میلیون پیش پرداخت داده بودم و ماهی ۴۰ میلیون اجاره میدادم. الان برای ادامه کار مجبورم فضای دیگری اجاره کنم که دو میلیارد پیشپرداخت میخواهد و همان ماهی ۴۰ میلیون اجاره دارد. تمام این هزینهها را با قرض و بدهی پیش میبریم تا آموزشگاه را از نو بسازیم.
آفریده در بخش دیگری از صحبتهایش به نقش آموزشگاه در اشتغال فرهنگی اشاره کرد و گفت: ما ۲۲ مدرس داشتیم که نیمی از آنها نیروهای جوان و تازهکار بودند. آموزشگاه ما عملاً یک مرکز کارآفرینی فرهنگی بود، دانشگاههای موسیقی هر سال صدها فارغالتحصیل بیرون میدهند، اما کسی نمیپرسد این جوانها قرار است کجا مشغول به کار شوند. ما توانسته بودیم فرصت شغلی برای بخشی از این نیروها ایجاد کنیم؛ و حالا با این حادثه، همه این مسیر تحتتأثیر قرار گرفته است.

آفریده با اشاره به وضعیت مدرسان آموزشگاه پس از وقوع حوادث اخیر گفت: ما در آموزشگاه استادان با سابقه و همچنین نیروهای جوان زیادی داشتیم، برخی از این مدرسها از اسفند سال گذشته تا امروز حتی یکبار هم نتوانستهاند سر کار بروند، دلیلش این است که از دیماه و اسفند، بهخاطر مسائل امنیتی، مجبور شدیم آموزشگاه را برای حفظ جان هنرجویان و معلمان تعطیل کنیم، امسال هم جنگ ۱۲ روزه را پشت سر گذاشتیم و بعد از آن حادثه فروردین رخ داد. یعنی عملاً مدرسان من مجموعاً معادل سه تا چهار ماه کاری را از دست دادهاند، به این دلیل که واقعاً امکان فعالیت وجود نداشت.
وی افزود: از طرف دیگر، تمام حسابهای بانکی من و همسرم درگیر شد، در حالی که گفته میشد برخی اقساط یا تعهدات بانکی بخشیده میشود، اما برای ما اینطور نبود، حسابها مرتب در وضعیت مسدود یا تحت فشار قرار میگرفت و هیچیک از وامها تعلیق نشد و من مجبور شدم برای پرداخت بدهیها، چکها و هزینههای بانکی، از دوستانم دلار و طلا قرض بگیرم و حتی هفته گذشته یکی از چکهای آخر اجاره آموزشگاه برگشت خورد و مجبور شدم در یک روز حدود ۲۰ میلیون تومان قرض کنم تا بتوانم آن را پاس کنم.

آفریده گفت: در جریان این حمله تقریباً همه سرمایهای که من و همسرم طی ۱۵ سال کار جمع کرده بودیم، از دست رفت. ما این آموزشگاه را دو سال پیش تأسیس کردیم؛ اما ۱۵ سال در این حوزه فعالیت مداوم داشتیم. با جرأت میگویم یکی از فعالترین آموزشگاههای تهران بودیم. در همان سالی که جنگ ۱۲ روزه رخ داده بود، چهار تا پنج شب کنسرت رسمی برای هنرجوها برگزار کردیم و حدود هشتصد تا نهصد نفر مخاطب داشتیم که هدف ما فقط کسب درآمد نبود؛ کار فرهنگی میکردیم و برای رشد هنرجویان برنامه داشتیم.
وی افزود: اما امروز احساس میکنم هیچ نهادی ما را جدی نمیگیرد. از تمام ارگانهای مختلف فقط چند پیام امیدوارکننده دریافت کردهام اما واقعیت این است که با وجود حجم گسترده خسارتهای مادی و معنوی، هیچ ارگانی بهطور مشخص کمکی نکرده است.
او درباره خسارتهای معنوی گفت: فراموش نکنیم که هنرجو اگر دو هفته کلاس نرود، همه چیز در ذهنش از بین میرود. هنرجویان ما دو تا سه ماه کامل کلاس نداشتند. این یعنی بخشی از زحماتشان هدر رفت. این آسیب روحی و روانی است؛ آسیب کوچکی نیست. از طرف دیگر، معلمان ما چند ماه نتوانستند کار کنند و آموزشگاه و وسایل ما کاملاً از بین رفت و همه این مسائل در کنار هم ما را تحت فشار گذاشته است.
آفریده در ادامه تأکید کرد: اولین دغدغه من بعد از حمله تروریستی و تخریب کامل آموزشگاه، نه ساز و نه صندلی بود؛ دغدغه اصلیام ۲۵۰ هنرجو و ۲۲ مدرس بودند که سالها برایشان اعتبار جمع کرده بودیم. البته نابودی تجهیزات هم خسارت بزرگی بود. اما از بین رفتن شبکه اعتماد و اعتبار کاری که در طول سالها ساخته بودیم بسیار دردناک تر است.
من فقط یک نمونه هستم؛ یک آموزشگاه در میان کل کشور
آفریده درباره انتظار خود از مسئولان و نهادهای فرهنگی گفت: انتظار من از همه ارگانها از ریاستجمهوری و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گرفته تا انجمنهای زیرمجموعه این است که از کسانی که در این حوادث آسیب دیدهاند حمایت کنند؛ چه از نظر مالی، چه روحی و چه اعتباری. من فقط یک نمونه هستم؛ یک آموزشگاه در میان کل کشور.
وی افزود: میزان خسارت ما حدود هفت میلیارد تومان برآورد شده است. اگر با نرخ امروز دلار حساب کنیم، این رقم حتی بیشتر هم میشود. برای من و همسرم که تمام سرمایه ۱۵ سالهمان را صرف راهاندازی این آموزشگاه کردهایم، رقم بسیار بزرگی است. اما برای بودجه سالانه بسیاری از ارگانها، چنین رقمی نباید غیرقابل تأمین باشد.

آفریده ادامه داد: حتی اگر تمام خسارت مالی ما جبران شود، باز هم فقط بخشی از مسئله حل شده است. خسارت معنوی چیزی نیست که به سادگی جبران شود. ممکن است برخی از هنرجویان دیگر برنگردند یا بعضی از مدرسان ما نتوانند کارشان را ادامه دهند. یکی از مدرسان جوان ما که دانشجوست، هزینه اجاره خانهاش را از همین تدریس تأمین میکرد. حالا چند ماه است که درآمدی ندارد و با مشکل جدی برای پرداخت اجاره روبهرو شده است.
او درباره امکان حمایت فعالان حوزه موسیقی نیز گفت: خود من هم یکی از فعالان این حوزه هستم. واقعیت این است که بسیاری از همکاران من هم شرایط اقتصادی دشواری دارند. از اسفند ماه تا امروز بیکار بودهام؛ بسیاری از آنها هم وضعیت مشابهی دارند. وقتی خود هنرمندان از نظر مالی و حمایتی در شرایط سختی هستند، نمیتوان انتظار داشت که بتوانند از دیگران حمایت جدی کنند. به همین دلیل واقعاً توقعی از همکارانم ندارم، چون شرایط همه ما کموبیش شبیه هم است.