معادله برعکس شده؛هنرمند باید از رفتار مردم نسخه بردارد، نه اینکه برای آن‌ها نسخه بپیچد/ وظیفه هنرمند در روزهای بحران | مجموعه رسانه ای صبا
امروز سه‌شنبه, ۲۶ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۳۱:۲۹
حسین مهکام در گفت‌وگو با صبا؛

معادله برعکس شده؛هنرمند باید از رفتار مردم نسخه بردارد، نه اینکه برای آن‌ها نسخه بپیچد/ وظیفه هنرمند در روزهای بحران

مهکام که سابقه ساخت آثاری چون «آزادی مشروط»، «بی حسی موضعی» و ... را در کارنامه دارد، در گفت‌وگو با صبا, ضمن تحلیل رفتار مردم در شرایط بحرانی، از معکوس بودن معادله هنرمند وجامعه سخن گفت  و تاکید کرد که هنرمند باید از رفتار مردم نسخه بردارد، نه اینکه بخواهد برای آن‌ها نسخه بپیچد.

سمیرا جعفری/ صبا؛ در شرایطی که جامعه ایران شاهد تحولات و تنش‌های پیچیده سیاسی و امنیتی است، نقش هنرمندان به عنوان کنشگران اجتماعی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. این روزها هنرمندان به شیوه های مختلف در کنار مردم حضور پیدا کردند.  حسین مهکام، نویسنده و فیلمساز باتجربه سینمای ایران، یکی از چهره‌هایی است که در این برهه حساس درباره وظیفه هنرمند در قبال جامعه و نحوه روایت واقعیت‌های اجتماعی از منظری متفاوت سخن گفته است. مهکام نویسنده و کارگردانی است که سابقه ساخت آثاری چون «آزادی مشروط»، «بی حسی موضعی» و … را در کارنامه دارد، او در گفت‌وگویی اختصاصی با خبرگزاری صبا, ضمن تحلیل رفتار مردم در شرایط بحرانی، از معکوس بودن معادله هنرمند وجامعه سخن گفت  و تاکید کرد که هنرمند باید از رفتار مردم نسخه بردارد، نه اینکه بخواهد برای آن‌ها نسخه بپیچد.همه اتفاقات سالی که گذشت تا الآن، ثمره مستقیم خائن ترین خلق یعنی پهلوی و عمالش است. همان‌ها که دستشان به خون مردم آلوده است و در یکی از شبکه های تلویزیونی فارسی زبان به عنوان اتاق جنگ امریکا و رژیم صهیونی فعالیت می‌کنند.

در شرایطی که جامعه پر از اضطراب و نگرانی است، به نظر شما مهم‌ترین چیزی که می‌تواند مردم را کنار هم نگه دارد چیست؟ نقش هنرمند در این میان چیست؟

واقعیت این است که پیش از هر چیز، این اتفاق همین حالا در حال رخ دادن است. یعنی قبل از اینکه یک تحلیلگر، فیلمساز یا هر کسی بخواهد به‌صورت تئوریک توضیح بدهد که چه چیزی مردم را کنار هم نگه می‌دارد، خودِ این کنار هم بودن دارد اتفاق می‌افتد. به نظرم معادله برعکس شده؛ تحلیلگرها از رفتار مردم به نتیجه می‌رسند که چگونه می‌توان این اتحاد را حفظ کرد، نه اینکه از قبل برای آن نسخه‌ای نوشته باشند. این وضعیت برای من خیلی جذاب است…

پس یعنی  در این میان، هنرمندان و حتی فیلمسازان می توانند از این شرایط ایده بگیرند؟

 دقیقاً برای اینکه به دام کلیشه نیفتند، فیلمساز باید همان مسیر طبیعی خودش را برود. به نظر من، فیلمساز باید از جریانی که توسط مردم و به‌درستی در حال شکل‌گیری است، سوژه، جهت و حتی نوع مواجهه‌اش را انتخاب کند، نه اینکه بخواهد کاری «در این زمینه» انجام دهد..

برای من در حوزه‌ی کار خودم همیشه جذاب بوده, نه عجیب، که بارها نتوانسته‌ام مخاطب را پیش‌بینی کنم. خیلی وقت‌ها فکر کرده‌ام فیلمی مخاطب زیادی خواهد داشت، اما برعکس شده و گاهی فیلمی که تصور می‌کردم دیده نمی‌شود، ناگهان با استقبال روبه‌رو شده است..

امروز همین وضعیت را در مقیاسی بزرگ‌تر در جامعه می‌بینیم. مثلاً من تصور می‌کردم در شرایطی شبیه جنگ دوازده روزه، تهران خالی از سکنه شود، اما می‌بینیم که نه‌تنها تهران، بلکه در بسیاری از شهرها، آنچه در کف خیابان جریان دارد، خودش در حال شکل دادن به یک جریان اجتماعی و حتی سیاسی است.

بنابراین باز هم تأکید می‌کنم که معادله معکوس است؛ فیلمساز باید از این وضعیت اقتباس کند، نه اینکه بخواهد آن را هدایت کند. اگر بخواهیم کلیشه‌ای نگاه نکنیم، فیلمساز اصولاً نمی‌تواند برای جامعه نسخه بپیچد، بلکه باید برداشت خودش را از آنچه رخ می‌دهد ارائه دهد و ارزش کار هم در همین است..

یکی از نکات قابل توجه این روزها، کنار گذاشته شدن اختلافات میان مردم است. چقدر این اتفاق برای شما ملموس بود؟

این اتفاق تا حد زیادی قابل پیش‌بینی بود. در تاریخ معاصر ایران بارها دیده‌ایم که وقتی پای حمله خارجی و «اجنبی» به میان می‌آید، اختلافات داخلی کنار گذاشته می‌شود. کسانی که تصور می‌کنند  از طریق ایجاد اختلاف میان مردم یا جریان‌های سیاسی، می توانند جامعه را دوقطبی کنند، در چنین شرایطی معمولاً دچار خطا می‌شوند..

از طرف دیگر، یک ویژگی در میان ایرانی‌ها وجود دارد که به نظرم بسیار ستایش‌برانگیز است و آن هم این است که مسائل داخلی‌شان را در برابر بیگانه مطرح نمی‌کنند. البته ممکن است درصد اندکی هم نگاه متفاوتی داشته باشند، اما جریان غالب جامعه چنین رویکردی ندارد..

این تجربه چه تأثیری بر نگاه شما به عنوان فیلمساز گذاشته است؟ اگر بخواهید از این روزها فیلمی بسازید، روی چه چیزی تمرکز می‌کنید؟

فکر می‌کنم این اتفاق تأثیر جدی روی سینمای ایران و به‌طور مشخص روی کار خود من خواهد گذاشت. بعید می‌دانم از این به بعد فیلم‌نامه‌ای بنویسم یا فیلمی بسازم که ردّی از این ماجرا در آن نباشد. این کاملاً طبیعی است.

اگر قبلاً به سراغ ژانرهایی مثل کمدی—مثلاً آن چیزی که خودم از آن به عنوان «کمدی ابزورد» یاد می‌کردم—می‌رفتم، امروز دیگر فکر نمی‌کنم چنین فضایی برایم جذاب باشد. حتی اگر پیش از این هم تصمیم نگرفته بودم که از آن فضا فاصله بگیرم، الان دیگر برایم جذابیتی ندارد.

به نظرم وضعیت اجتماعی امروز ایران تا سال‌ها روی نوشته‌ها و فیلم‌های من تأثیر خواهد گذاشت. امیدوارم این حرف صرفاً ناشی از هیجان این روزها نباشد، اما با شناختی که از خودم دارم، فکر می‌کنم این تأثیر ماندگار خواهد بود. همین حالا هم در حال نوشتن هستم و چند کار را پیش می‌برم..

فکر می‌کنید این روزها در حافظه جمعی مردم چگونه ثبت خواهد شد؟

به نظرم همه این احساسات در کنار هم ثبت می‌شوند؛ ترس، التهاب، امید و همدلی. اما چیزی که برای من پررنگ‌تر است، این است که یک «دشمن مشترک» برای همه ایرانی‌ها عیان شده است..

من معتقدم جریانی که با نام پهلوی فعالیت می‌کند، مثل همیشه نقش مخربی ایفا کرده و به‌نوعی در جهت ایجاد شکاف میان مردم حرکت می‌کند. به نظر من، این جریان نه‌تنها کمکی به همبستگی نمی‌کند، بلکه در مسیر منافع بیرونی عمل می‌کند و حتی از نظر من، به تمامیت ارضی ایران هم پایبند نیست—برخلاف شعارهایی که مطرح می‌کند. راستش را بخواهید، همه اتفاقات سالی که گذشت تا الآن، ثمره مستقیم خائن ترین خلق یعنی پهلوی و عمالش است. همان ها که دستشان به خون مردم آلوده است و در یکی از شبکه های تلویزیونی فارسی زبان به عنوان اتاق جنگ امریکا و رژیم صهیونی فعالیت می کنند.

شاید همین اتفاق این اتحاد را رقم زده.

درست است. در مقابل چنین فضایی، آنچه در داخل جامعه شکل گرفته، نوعی اتحاد است؛ اتحادی که با وجود تمام مشکلات، زخم‌ها، فقر و اختلافات سال‌های گذشته، حالا خود را نشان داده است. به نظرم در نهایت، این همدلی و ایستادگی است که در حافظه جمعی باقی خواهد ماند و روسیاهی برای آن جریانی خواهد ماند که در جهت تفرقه حرکت می‌کند و درباره اش عرض کردم.این نگاه طبیعتاً در آثار فیلمسازان ایرانی، به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم بازتاب خواهد داشت.

جدای از رد پای نگاهتان در آثاری که قرار است به جا بگذارید؛ اگر بخواهید در این شرایط یک جمله کوتاه و غیرشعاری به مردم بگویید، چه می‌گویید؟

واقعیت این است که نه چنین مهارتی دارم و نه اعتقادی به آن. به همان نکته اول برمی‌گردم؛ این ما هستیم که باید از مردم چیزی یاد بگیریم. من اصلاً معتقد نیستم در میزانسن هایی این چنین، فیلمساز جایگاهی بالاتر داشته باشد و بخواهد به مردم توصیه کند یا برایشان نسخه بپیچد..

اصلا وضعیت سینما و فیلمسازی را دراین شرایط و بعد از آن چطور پیش بینی می کنید؟

تنها نگرانی جدی من مربوط به آینده سینماست. اینکه در ماه‌های آینده، با توجه به شرایط اقتصادی، آیا امکان تولید فیلم وجود خواهد داشت یا نه. همه تلاش می‌کنند کار کنند، اما اینکه شرایط اقتصادی چقدر اجازه بدهد فیلمسازها درباره همین روزها فیلم بسازند، محل نگرانی است. امیدوارم وضعیت به‌گونه‌ای پیش برود که سینما دچار رکود نشود و چرخه تولید به حالت طبیعی برگردد.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها