
به گزارش خبرنگار صبا، برنامه «هفت» در تازهترین قسمت خود میزبان دو تن از داوران جشنواره فیلم فجر بود؛ محمدرضا شفیعی تهیهکننده سینما و مسعود نقاشزاده استاد و مدرس سینما که درباره تجربه داوری در دوره چهلوچهارم، فضای پرحاشیه جشنواره و برخی تغییرات ساختاری آن سخن گفتند.
آغاز گفتگو با یاد استاد اسفندیار شهیدی
برنامه با یاد و نام زندهیاد اسفندیار شهیدی، از استادان برجسته سینمای پس از انقلاب، آغاز شد؛ چهرهای اثرگذار که فقدانش در همان روزها جامعه سینمایی را متأثر کرده بود. محمدرضا مقدسیان مجری برنامه ضمن خوشامدگویی به مهمانان، از حضور و پذیرش مسئولیت داوری در شرایط خاص امسال قدردانی کرد و این تصمیم را «شجاعانه، متعهدانه و اخلاقی» خواند؛ تصمیمی که به گفته او، در فضای پرالتهاب ماههای اخیر ساده نبود.سپس گفتوگو به مهمترین موضوع این روزهای سینما یعنی برگزاری جشنواره در شرایط ملتهب اجتماعی کشیده شد.
داوری در فضای هجمه؛ تصمیمی مسئولانه
نقاشزاده در پاسخ به این پرسش که چرا با وجود فشارها و هجمههای رسانهای، داوری جشنواره را پذیرفتند، جشنواره فیلم فجر را یکی از مهمترین نمادهای فرهنگی پس از انقلاب دانست و تأکید کرد: به اعتقاد او، جشنواره فجر در ایام دهه فجر به نوعی نماد فرهنگی این مناسبت ملی است و تعطیلی یا تضعیف آن راهحل اعتراض یا نقد به شیوههای اداره فرهنگی کشور نیست. او با اشاره به سرایت التهابات اجتماعی به فضای سینما گفت سینما نیز مانند هر ساختار اجتماعی دیگر، متشکل از مخاطب، فیلمساز، رسانه و مدیران است و نمیتوان در مواجهه با نارضایتیها، اصل فعالیت آن را متوقف کرد. به گفته او، اعضای هیئت داوران با علم به حواشی احتمالی، مسئولانه و همدلانه این مسئولیت را پذیرفتند.
جشنواره فجر؛ نماد بیرونی فرهنگ سینمایی
محمدرضا شفیعی نیز در ادامه با اشاره به جایگاه جشنواره فجر در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، آن را یکی از معدود نمادهای بیرونی و ملموس فرهنگی مانند در کنار راهپیمایی ۲۲ بهمن.برای عموم مردم دانست؛ او با طرح این پرسش که چرا در سالهای اخیر تمرکز هجمهها متوجه جشنواره فجر شده است، گفت به نظر میرسد برخی جریانها تلاش دارند این رویداد برگزار نشود، چرا که جشنواره فجر نماد فرهنگی و حتی اقتصادی سال آینده سینمای ایران است.
«فضای مجازی» و واقعیت بیرونی
شفیعی در بخش دیگری از سخنانش با تفکیک فضای رسانهای از واقعیت اجتماعی گفت: گاهی احساس میکنیم فضای سنگینی علیه جشنواره شکل گرفته، اما وقتی به آمار فروش بلیت نگاه میکنیم، میبینیم استقبال مردمی تفاوت چشمگیری با سال گذشته نداشته است. این نشان میدهد بخش بزرگی از آن فضا، محدود به شبکههای اجتماعی است. به گفته او، برخی جریانها تلاش داشتند با برجستهسازی اختلافنظرها، فضای دوقطبی در سینما ایجاد کنند، اما برگزاری جشنواره با حضور آثار متنوع، مانع تحقق این هدف شد.

دوگانهسازی در سینما؟
این تهیهکننده سینما معتقد است اختلافنظرها امری طبیعی است، اما تبدیل تفاوت دیدگاهها به دوقطبیهای بزرگ در سینما میتواند به تولید آسیب بزند. او تأکید کرد مخرج مشترک همه فعالان سینما، خودِ سینماست و تضعیف جشنواره بهعنوان یکی از نمادهای آن، در نهایت به کل این هنر ضربه خواهد زد.
تغییر مهم داوری؛ یک هیئت برای همه بخشها
یکی از محورهای اصلی گفتوگو، تصمیم جدید جشنواره در سپردن داوری فیلمهای بلند داستانی، مستند و کوتاه به یک هیئت واحد بود. نقاشزاده درباره این تجربه گفت داوران طی ۱۰ روز بهصورت فشرده از صبح تا پاسی از شب مشغول تماشای آثار بودند و این فرآیند را بسیار دشوار توصیف کرد؛ چرا که علاوه بر حجم بالای آثار، نیازمند حافظه فعال و دقت بالا برای مقایسه و ارزیابی همزمان بود. او این تصمیم را جسورانه دانست، اما در عین حال به مزایا و معایب آن اشاره کرد: از یک سو، یکدستی سلیقه و نگاه ارزیابانه در همه قالبها میتواند به انسجام داوری کمک کند؛ اما از سوی دیگر، گرایش تخصصی هر داور (مثلاً مستند یا داستانی) ممکن است در ارزیابی سایر قالبها تأثیرگذار باشد و داوری را از تمرکز کاملاً تخصصی دور کند.
آیا فجر همچنان به بخش مستند و کوتاه نیاز دارد؟
نقاشزاده در بخش دیگری از صحبتهایش با اشاره به اعتبار بالای جشنواره «سینماحقیقت» در حوزه مستند و جشنواره فیلم کوتاه تهران، این پرسش را مطرح کرد که با توجه به تثبیت جایگاه تخصصی این دو رویداد، آیا همچنان لازم است در جشنواره فجر نیز بخش رقابتی مجزا برای این آثار وجود داشته باشد یا میتوان سازوکار دیگری برای انعکاس دستاوردهای آنها در نظر گرفت. او تأکید کرد حضور در فجر برای بسیاری از فیلمسازان کوتاه و مستند همچنان اهمیت نمادین دارد، هرچند شاید این ذهنیت نیازمند بازنگری باشد.
دفاع از «رویداد ملی» در برابر هجمهها / تعطیلی یا تضعیف سینما راهحل اعتراض نیست
در ادامه برنامه، بار دیگر به فضای پرحاشیه پیرامون جشنواره اشاره شد و مجری برنامه از داوران پرسید که چگونه با علم به فشارها و هجمههای رسانهای، مسئولیت داوری را پذیرفتند. مسعود نقاشزاده با تأکید دوباره بر جایگاه نمادین جشنواره فیلم فجر، آن را یکی از برجستهترین نمودهای فرهنگی پس از انقلاب دانست؛ رویدادی که به گفته او، از دایره صرفاً سینمایی فراتر رفته و به بخشی از حافظه جمعی ایام دهه فجر تبدیل شده است. وی با اشاره به التهابات اجتماعی ماههای اخیر گفت این فضا به سینما نیز سرایت کرده و طبیعی است که دستاندرکاران جشنواره، از جمله داوران، در معرض نقد و فشار قرار بگیرند. با این حال، به باور او، تعطیلی یا تضعیف سینما راهحل اعتراض به شیوههای اداره فرهنگی نیست.
نقاشزاده تأکید کرد اعضای هیئت داوران با آگاهی از تبعات احتمالی، مسئولانه و همدلانه دعوت دبیر جشنواره را پذیرفتند و تلاش کردند مسائل بیرونی را وارد فرآیند داوری نکنند.
جشنواره فجر؛ میان استاندارد جهانی و رویداد مردمی
محمدرضا شفیعی در ادامه با اشاره به نگاه دبیر جشنواره به ارتقای استانداردهای برگزاری، گفت جشنواره فیلم فجر در عین حرفهای بودن، یک رویداد فرهنگی مردمی نیز هست و همین دوگانه، همواره محل مناقشه بوده است. به گفته او، حرکت به سمت الگوهای حرفهای و نزدیک شدن به استانداردهای جهانی جشنوارهها، در کنار حفظ هویت مردمی جشنواره، کاری پیچیده اما ضروری است. یکی از جلوههای این رویکرد، تشکیل یک هیئت داوران واحد برای همه بخشها بود؛ تصمیمی که به اعتقاد او میتواند به عدالت و انسجام نگاه داوری کمک کند. شفیعی تأکید کرد جشنواره فجر شبیه جشنوارههایی چون کن یا اسکار نیست، بلکه یک رویداد ملی است که هم ارزیابی هنری و تخصصی دارد و هم کارکرد فرهنگی و اجتماعی.
مرزهای کمرنگشده میان مستند و داستانی
در ادامه بحث، موضوع کمرنگ شدن مرز میان سینمای مستند و داستانی مطرح شد. نقاشزاده با اشاره به گسترش قالبهایی چون «داکیودراما» و آثار ترکیبی، گفت در بسیاری از جشنوارههای معتبر جهان نیز مرز سنتی میان این دو گونه در حال فروپاشی است و گاه آثار مستند در رقابت با فیلمهای داستانی جوایز اصلی را کسب میکنند. با این حال، او بار دیگر تأکید کرد که وجود جشنوارههای تخصصی قدرتمند در حوزه مستند و فیلم کوتاه، این پرسش را مطرح میکند که انعکاس دستاوردهای آنها در جشنواره فجر باید با چه سازوکاری صورت گیرد. او پیشنهاد داد بهجای حفظ ساختار سنتی بخشها، باید به دنبال مدلهای تازهای برای بازتاب آثار برگزیده این حوزهها در فجر بود.

فیلم کوتاه؛ انگیزهای برای پرهیز از «کشدادن» ایدهها
نقاشزاده در بخش دیگری از سخنان خود به کیفیت برخی فیلمهای کوتاه امسال اشاره کرد و گفت بعضی از این آثار از نظر ساختاری تفاوتی با یک سکانس حرفهای از فیلم بلند نداشتند. او در نکتهای انتقادی ـ تحلیلی افزود: حضور قدرتمند فیلم کوتاه در جشنواره فجر میتواند حتی برای فیلمسازان آثار بلند الهامبخش باشد؛ چرا که گاه ایدههایی که بهزور به قالب فیلم بلند کشیده میشوند، میتوانند در قالب یک فیلم کوتاه منسجمتر و موفقتر عرضه شوند.
اختتامیهای متفاوت در تالار وحدت
در ادامه برنامه، گزارشی از آیین اختتامیه جشنواره در تالار وحدت پخش شد؛ مراسمی که با حضور رئیسجمهور برگزار شد و با استقبال قابل توجه مهمانان همراه بود. از جمله نکات قابل توجه اختتامیه امسال، جایزه بهترین فیلم از نگاه مردم و همچنین درخشش فیلم «سرزمین فرشتهها» در چند رشته اصلی از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی بود.
داوری بدون توجه به مواضع بیرونی فیلمسازان
در بخش دیگر این گفتوگو، یکی از پرسشهای مهم که چالش اصلی این دوره از جشنواره فجر بود، مطرح شد؛ اینکه آیا حضور یا عدم حضور برخی فیلمسازان در جشنواره، یا مواضع انتقادی آنان در ماههای گذشته، در فرآیند داوری تأثیر داشته است؟
شفیعی در پاسخ تأکید کرد هیئت داوران از ابتدا بر این اصل توافق داشتند که مسائل بیرونی، بیانیهها یا مواضع شخصی فیلمسازان وارد اتاق داوری نشود. به گفته او، داوری صرفاً بر اساس خودِ فیلمها انجام شده و تلاش شده است فضای دوقطبی بیرونی به فرآیند ارزیابی آثار تسری پیدا نکند. او این رویکرد را لازمه حفظ شأن حرفهای داوری دانست.
داوری بدون توجه به مواضع شخصی؛ «فیلم» معیار بود
در ادامه گفتوگو، بحث بهصورت جدیتر وارد مصادیق شد؛ از جمله این پرسش که آیا مواضع برخی فیلمسازان در ماههای گذشته یا اعلام عدم حضورشان در جشنواره، در داوری آثارشان تأثیر داشته است یا خیر.
محمدرضا شفیعی با صراحت تأکید کرد:از روز نخست، هیئت داوران تصمیم گرفت مسائل بیرونی، استوریها، بیانیهها و موضعگیریهای شخصی را وارد اتاق داوری نکند. او توضیح داد که حتی فیلمهایی که سازندگانشان پیشتر اعلام کرده بودند در جشنواره حاضر نمیشوند، بهصورت کامل بررسی شده و برخی از آنها به مرحله نامزدی نیز رسیدهاند. به گفته او، معیار داوری صرفاً کیفیت اثر بوده است و فضای دوقطبی بیرونی وارد فرآیند تصمیمگیری نشده است.
جدایی معیارهای حرفهای از کنشگریهای غیرسینمایی
مسعود نقاشزاده نیز این رویکرد را تأیید کرد و گفت داوران از ابتدا معیارهای حرفهای را از کنشگریهای غیرسینمایی جدا کردند. به گفته او، آنچه در داوری ملاک قرار گرفت، اجرای فنی، خلاقیت هنری و برجستگی اثر در قیاس با سایر آثار همان رشته بود.
چرا برخی فیلمها «دیده نشدند»؟
یکی از پرسشهای صریح برنامه درباره برخی آثار بود که به باور گروهی از منتقدان، کمتر از انتظار در نامزدیها دیده شدند؛ در حالی که برخی فیلمهای دیگر در رشتههای متعدد نامزد شدند. نقاشزاده در پاسخ تأکید کرد که همسویی نسبی نتایج به معنای همنظر بودن کامل داوران در همه موارد نبوده است. به گفته او، در بسیاری از رشتهها ساعتها بحث و حتی مجادله میان اعضا شکل گرفته و گاه آرا بسیار نزدیک بوده است.
او تصریح کرد: داوری هنر، امری کیفی است و استاندارد مطلق ندارد. اگر همین فیلمها با هیئت داوران دیگری یا حتی در شرایط زمانی متفاوت دیده میشد، ممکن بود بخشی از نتایج تغییر کند. به گفته او، در برخی رشتهها اختلاف آثار در حد «صدم ثانیه» بوده؛ یعنی فاصله کیفی بسیار اندک، اما در نهایت ناگزیر باید یک اثر انتخاب شود. او تأکید کرد بسیاری از فیلمهایی که موفق به دریافت سیمرغ نشدند، از نظر هنری ارزشهایی همتراز با برگزیدگان داشتند.
رقابت فشرده در رشتههای فنی و دفاع مقدس
در بخش جلوههای بصری و میدانی نیز به گفته نقاشزاده، بیش از یک ساعت بحث جدی میان داوران شکل گرفته است. او با اشاره به تعدد آثار شاخص در این بخش گفت طبیعی است که در مقام مقایسه میان چند فیلم قدرتمند، برخی آثار از فهرست نهایی کنار بمانند؛ نه به دلیل ضعف مطلق، بلکه در نتیجه رقابت نزدیک.
همچنین محمدرضا شفیعی به حضور چند اثر شاخص در حوزه دفاع مقدس اشاره کرد و گفت برخی از آنها نگاههای متفاوت و انسانیتری به این موضوع داشتهاند. به اعتقاد او، کنار ماندن یک فیلم از فهرست نهایی به معنای نادیده گرفتن کامل آن نیست، بلکه حاصل قیاس جمعی و انتخاب ناگزیر است. او با اشاره به فیلمهای «پل» و «جانشین» گفت هر دو اثر از نمونههای شاخص سینمای دفاع مقدس در این دوره بودند و بهویژه «پل» نگاه انسانی و متفاوتی به جنگ ارائه کرده بود.
حاشیه موسیقی و نام آریا عظیمینژاد
یکی از موضوعات مطرحشده در برنامه، بحث مربوط به نام آریا عظیمینژاد در بخش موسیقی فیلم و ماجرای درج نام او در فهرست اولیه بود. شفیعی در توضیح این مسئله گفت اطلاعات مربوط به عوامل فیلمها بر اساس فرم رسمی ارائهشده از سوی تهیهکننده در اختیار دبیرخانه و سپس داوران قرار گرفته است. در فرم اولیه ارسالی، نام این آهنگساز بهعنوان خالق موسیقی ثبت شده بود. او افزود که در فرآیند تولید، ظاهراً همکاری نهایی شکل نگرفته یا تغییراتی ایجاد شده، اما فهرست در اختیار داوران بر مبنای همان اطلاعات رسمی اولیه بوده است. به گفته او، داوری موسیقی نیز بر اساس آنچه در نسخه نمایشدادهشده شنیده شده، صورت گرفته است.
حضور بخش خصوصی در موضوعات ملی
یکی از نکات مورد اشاره، حضور پررنگتر بخش خصوصی در تولید آثار با مضامین ملی و دفاع مقدس بود. به گفته داوران، در این دوره فیلمهایی وجود داشت که در ظاهر تصور میشد محصول نهادهای حاکمیتی باشند، اما توسط سرمایهگذاران خصوصی تولید شده بودند؛ موضوعی که از منظر آنان، نشانهای مثبت از تنوع رویکردها در تولید بود.
حذف هیئت انتخاب؛ افزایش مسئولیت دبیر
در بخش پایانی، بحث به تصمیم دبیر جشنواره برای حذف هیئت انتخاب رسید؛ تصمیمی که امسال توسط منوچهر شاهسواری اتخاذ شد.
شفیعی معتقد بود این اقدام، مسئولیت دبیر را افزایش میدهد: وقتی دبیر جشنواره اختیار انتخاب فیلمها را دارد، باید در قبال آن پاسخگو هم باشد. حذف هیئت انتخاب، مسئولیت را شفافتر و متمرکزتر میکند. او همچنین به حذف قرعهکشی در چینش جدول نمایش اشاره کرد و گفت دبیر باید اختیار طراحی کنداکتور را داشته باشد تا تعادل ژانری و رسانهای حفظ شود. وی با تأیید این رویکرد گفت مهمترین وظایف دبیر جشنواره، انتخاب فیلمها و داوران است و اگر این دو اختیار از او گرفته شود، جایگاه دبیر به سطح یک مدیر اجرایی تقلیل پیدا میکند.
اعتبار جشنواره در گرو اختیار و پاسخگویی دبیر
در جمعبندی بحث درباره اختیارات دبیر جشنواره، نقاشزاده تأکید کرد که واقعیبودن یک جشنواره در گرو پذیرش مسئولیت از سوی دبیر آن است؛ اگر قرار باشد همه تصمیمها با ملاحظهکاری، قرعهکشی یا واگذاری مسئولیت به نهادهای واسط گرفته شود، عملاً شأن دبیر به یک مدیر اجرایی تقلیل پیدا میکند. اعتبار یک جشنواره را چشماندازی که دبیر برای آن ترسیم میکند رقم میزند؛ از انتخاب فیلمها و داوران تا طراحی کلی صحنه و خروجی نهایی. او یادآور شد که دبیر جشنواره در فرآیند داوری دخالت و حق رأی نداشت، بنابراین نقش او فراهمکردن بستری است که در آن بهترین نتیجه ممکن حاصل شود.
شفیعی نیز با اشاره به تجربه شخصی خود گفت: وقتی وارد یک جشنواره میشویم، باید قواعد آن را بپذیریم. نمیشود بگوییم فیلممان در جشنواره باشد، اما زمان نمایش یا سایر جزئیات را خودمان تعیین کنیم. بالاخره هر جشنوارهای ساختار و قانون خود را دارد.
فیلماولیهای قدرتمند؛ نشانهای امیدبخش
در ادامه، گفتوگو به دستاوردهای جشنواره امسال رسید. نقاشزاده یکی از مهمترین ویژگیهای این دوره را حضور پررنگ و جدی فیلماولیها دانست و گفت: امسال با تعداد قابل توجهی فیلم اولِ و دوم درجهیک مواجه بودیم که در بسیاری از بخشها شانهبهشانه فیلمسازان باسابقه حرکت میکردند. او این مسئله را نشانهای از پویایی سرمایه انسانی در سینمای ایران دانست و تأکید کرد بزرگترین دارایی امروز سینمای کشور، نیروی انسانی آن است؛ سرمایهای که نیازمند فراهمشدن بستر فعالیت و زیست حرفهای پایدار است
توجه به موضوعات معاصر و عبور از چالشهای تکنیکی
از دیگر نکات مورد اشاره، پرداختن به رویدادهای معاصر بود. به گفته داوران، در این دوره چند فیلم با موضوع جنگ ۱۲ روزه تولید و نمایش داده شد؛ موضوعی که فاصله زمانی اندکی با رخداد اصلی داشت و نشاندهنده واکنش سریعتر سینما به تحولات روز بود.
نقاشزاده با اشاره به کیفیت فنی آثار امسال گفت: به نظر میرسد سینمای ایران تا حد زیادی از چالشهای تکنیکی عبور کرده است. آنچه اکنون اهمیت بیشتری دارد، ظرفیت روایتگری است. او با اشاره به کتاب «بحران روایت» از فیلسوف کرهای تأکید کرد که مسئله روایت، امروز یکی از چالشهای جدی در سینمای جهان، از جمله در هالیوود است. به اعتقاد او، تنوع فرمها و روایتهای دیدهشده در جشنواره امسال نشان میدهد ظرفیت بالایی در این حوزه وجود دارد که باید مورد توجه سیاستگذاران فرهنگی قرار گیرد.
جوایز اصلی؛ حاصل بحثهای طولانی
شفیعی نیز در بخش پایانی به فرآیند انتخاب برندگان اصلی اشاره کرد و گفت: جوایز بهترین فیلم و بهترین کارگردانی پس از ساعتها بحث و با اختلاف رأی اندک تعیین شد. همه جزئیات، از کیفیت اثر تا نوع سرمایهگذاری و تولید، مورد بررسی قرار گرفت.»
در نهایت، سیمرغ بهترین فیلم به « سرزمین فرشتهها» و جایزه بهترین کارگردانی به «زندهشور» تعلق گرفت؛ فیلمی که توسط بخش خصوصی تولید شده بود. به گفته او، این انتخابها نشان میدهد جشنواره در پی حمایت از تنوع تولید سینمای مستقل و ظرفیتهای نوظهور بوده است.
در پایان این بخش از برنامه، مجری از حضور داوران و تلاش هیئت داوری و برگزارکنندگان جشنواره قدردانی کرد و بر اهمیت حفظ جایگاه جشنواره فیلم فجر بهعنوان میراث فرهنگی سینمای ایران تأکید شد.
در ادامه میز سینمای ایران نیز با حضور رامتین شهبازی و رضا صدیق و موضوع جشنواره فیلم فجر ۴۴ برگزار شد.

در ابتدای این میز رامتین شهبازی درباره فرایند جشنوره امسال اظهار کرد: سر کلاس های روش تحقیق به دانشجویان می گوییم که برای بررسی هرچیزی باید آن را درک کنید و تحقیق میدانی یکی از مهم ترین منابع پژوهش است. من خیلی ها را دیدم که امسال درباره فیلم ها و جشنواره قضاوت میکردند درحالی که در جشنواره حضور نداشتند. از طرفی فرهنگی که حول یک موضوع شکل می گیرد با استمرار همراه است و نمی توانیم بگوییم که جشنواره فیلم فجر را تعطیل کنیم زیرا با ایجاد گسست دیگر نمی تواند وظیفه فرهنگی خود را انجام دهد. ما می توانیم در این رویداد با نگاه انتقادی حضور داشته باشیم اما نمیتوان بدون حضور این جشنواره را نقد کرد. ما به عنوان یک منتقد پژوهشگر در میدان حضور داشته باشیم.
وی بیان کرد: ما فیلم هایی را که متقاضی حضور در جشنواره نبودند، ندیده ایم درنتیجه نمی توانیم چشم انداز درستی از سینمای ایران ارائه کنیم اما گشاده دستی در انتخاب موضوعات مختلف در فیلم ها جالب توجه بود. باید روی این مسائل پژوهش شود تا ما با موضوعات و فرم های مختلفی در سینما مواجه شویم.
صدیق با اشاره به این نکته که جشنواره فجر بازیابی فرهنگی کشور است، خاطرنشان کرد: جشنواره فجر به نوعی بازیابی فرهنگی رسانه ها و منتقدان کشور است و ما شاهد بروز نسل جدیدی از منتقدان و خبرنگاران هستیم. جزو اتفاقات مبارک امسال این بود که شأن دبیر جشنواره فجر بازگردانده شد. محل وثوق بودن دبیر یکی از فاکتورهای مهم بود هرچند این مساله مهم است که چه کسی این اختیارات را داشته است. منوچهر شاهسواری مورد وثوق سینماگران است و اگر کسی که وابسته به جریانات خاص است در این جایگاه بنشیند این اختیارات می تواند جشنواره را محدودتر کند.

وی تاکید کرد: داوری آثار امسال تحت تاثیر جو سیاسی قرار نداشت و این یکی از نکات مثبت امسال بود اما اصولا هر داوری منتقدانی دارد. در سال های اخیر به دلیل کمپین های رسانه ای برخی فیلم ها بیشتر دیده می شوند و احساس من این است که برخی از جایزه هایی که داده شد ناخودآگاه تحت تاثیر فضای رسانه ای یک فیلم خاص قرار داشت.صدیق تصریح کرد: بنیاد سینمایی فارابی با فیلم هایی مانند «اسکورت»، «دختر پری خانم» و «قمارباز» امسال حضوری داشت که نسبت به چهار سال اخیر بسیار رو به جلو بود. در داوری جشنواره اجحاف جدی نسبت به این تولیدات شد و من باور نمی کردم که «اسکورت» اینگونه با دست خالی از جشنواره برود یا «دختر پری خانم» اصلا دیده نشد. این فیلم در بخش های صداگذاری، طراحی صحنه، کارگردانی و بازیگری به خصوص سها نیاستی بسیار قابل توجه بود. همچنین تصویرشهر هم امسال ۴ فیلم در جشنواره داشت که با موضوعات و لحن متفاوتی بودند. «نیم شب» تنها چیزی که نداشت فیلمنامه بود و سیمرغ بهترین فیلمنامه برای این اثر عجیب بود. مثلا محیا دهقانی بسیار نقش بدی در «غوطه ور» داشت که نامزد دریافت سیمرغ شد.
بنیاد سینمایی فارابی باید کلینیک فیلمنامه بگذارند
شهبازی با تاکید بر اهمیت له نشدن بخش خصوصی تصریح کرد: این خوب است که بخش دولتی وارد حوزه فرهنگ و تولید فیلم می شود اما باید حواسمان باشد که بخش خصوصی له نشود. یکی از نقدهای جشنواره فجر این است که محل نمایش فیلم های دولتی شده است.
رامتین شهبازی در پایان ضمن اشاره به عدم تمرکز بسیاری از فیلم های امسال تاکید کرد: بیشتر فیلم های امسال دارای گسستگی و عدم تمرکز بودند که حاصل سینمای دیجیتال است. به نظر من خانه سینما، سازمان سینمایی یا بنیاد سینمایی فارابی باید کلینیک فیلمنامه بگذارند تا وظیفه مشاوره داشته باشند. خیلی از فیلم ها با جابه جایی یا حذف یک پلان کاملا متفاوت می شدند.