استاد مؤلف فقط درس نمی‌دهد، دیدگاه می‌سازد/دانشگاه مؤسسه کاریابی نیست | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۳۲:۵۱
محمد شهبا در گفت و گو با صبا؛

استاد مؤلف فقط درس نمی‌دهد، دیدگاه می‌سازد/دانشگاه مؤسسه کاریابی نیست

محمد شهبا پژوهشگر ، مؤلف و مترجم و عضو هیئت علمی دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر تهران، در گفت‌وگو با صبا به بررسی مهم‌ترین خلأهای مطالعاتی سینمای ایران پرداخت؛ از نبود یک تاریخ جامع و دقیق برای سینمای کشور گرفته تا کمبود پژوهش‌های کاربردی در اقتصاد سینما و منابع تألیفی درباره ژانرهای سینمایی. او همچنین از تجربه تدریس، تأثیر استادانش بر علاقه‌اش به نوشتن و نسبت میان دانشگاه و بدنه حرفه‌ای سینما گفت و تاکید کرد:دانشگاه مؤسسه کاریابی نیست، دانش‌آموختگان رشته‌های گوناگون در کشورهای گوناگون، پس از فراغت از تحصیل با چالش بزرگ شغل‌یابی روبرو هستند.

مهدیه مالکی/صبا: در هفته بزرگداشت مقام استاد و معلم فرصتی شد تا در گفت و گو با محمد شهبا پژوهشگر ، مؤلف و مترجم و عضو هیئت علمی دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر تهران، از زاویه نگاه یک استاد دانشگاه و نویسنده، به وضعیت آموزش و پژوهش در سینمای ایران نگاه کنیم. او معتقد است سینمای ایران هنوز از کمبود منابع جدی در حوزه‌هایی چون تاریخ‌نگاری دقیق، اقتصاد سینما و مطالعات ژانر رنج می‌برد؛ خلأهایی که به گفته او می‌تواند با پیوند عمیق‌تر میان تدریس دانشگاهی و تألیف علمی جبران شود.

به عنوان یک مؤلف، بزرگ‌ترین خلأ مطالعاتی در سینمای ایران را چه می‌بینید؟ دوست دارید در آینده درباره چه موضوعی که هنوز به آن پرداخته نشده، کتاب بنویسید؟

از نظر من و با توجه به تجربیات حاصل از سال‌ها تدریس دروس گوناگون در دوره‌های کارشناسی و کارشناسی ارشد سینما، بزرگترین خلأ مطالعاتی را در چند مورد می‌بینم: اول؛ نبود تاریخ سینمای جامع و دقیق سینمای ایران. زیرا بیشتر کتاب‌های تاریخ سینمای موجود به‌رغم تلاش ارزشمند نویسندگان یا گردآورندگان آن‌ها اغلب اشتباه‌های  فاحشی دارند و بر پایه نظام فکری یا دیدگاه فلسفی معینی بنا نشده‌اند. تنها استثنا در این زمینه کتاب چهارجلدی و سترگ «تاریخ اجتماعی سینمای ایران» تألیف حمید نفیسی است که البته به زبان انگلیسی و برای مخاطب جهانی تألیف شده است. (جلد نخست این مجموعه به ترجمه من توسط انتشارات مینوی خرد چاپ شده است) دوم؛ نبود پژوهش‌های کاربردی در زمینه اقتصاد سینمای ایران و ارتباط آن با جایگاه مخاطب است. درخصوص اقتصاد سینمای ایران کتاب‌ها و نوشته‌هایی موجود است اما اغلب نوعی شرایط آرمانی را در نظر دارند (مثلاً تأسیس شرکت‌های عظیم فیلمسازی همانند استودیوهای کشورهای اروپایی یا آمریکا)، درحالی‌که اقتصاد کم‌مایه سینمای ایران از نظر گردش سرمایه امکان چنین بلندپروازی‌هایی را فعلاً فراهم نمی‌سازد. سوم؛ نبود منبعی تألیفی درخصوص معرفی گونه‌ها (ژانرهای) سینمایی است که اتفاقاً پاسخ بخش دوم پرسش شما هم هست. چون چند سال است که مشغول تدوین کتاب «فرهنگ توصیفی گونه‌ها و زیرگونه‌های سینمایی» هستم و امیدوارم کمی وسواس را کنار بگذارم و آن را به پایان برسانم.

«استادِ مؤلف» با «استادی که فقط تدریس می‌کند» چه تفاوتی در مواجهه با دانشجو دارد؟ آیا نویسنده بودن، نگاه شما را در کلاس درس منعطف‌تر می‌کند یا سخت‌گیرانه‌تر؟

استادی که در زمینه موضوعات و بحث‌های کلاس، کتاب نوشته یا ترجمه کرده است تجربه مستقیم‌تری درخصوص نیازهای دانشجویان پیدا می‌کند. به‌علاوه می‌تواند در ارائه بحث‌های کلاس دیدگاه نظری خودش را هم دخیل سازد و بر خلاف «استادی که فقط تدریس می‌کند» فقط به واگویی و بازگویی نظرات دیگران بسنده نکند. این دو ویژگی باعث می‌شود استاد مؤلف در جاهایی که انتظار نمی‌رود دانشجویان (به‌ویژه دانشجویان ترم‌های اول و دوم دوره کارشناسی) نیز به همان اندازه به مباحث آشنا باشند نگاه بازتر و منعطف‌تری پیدا کند و در جاهایی که انتظار می‌رود دانشجویان (به‌ویژه در دوره‌های کارشناسی ارشد و دکترا) آشنایی پیشینی مناسبی با مباحث داشته باشند، نگاهش سخت‌گیرانه‌تر شود که البته طبیعی هم هست. زیرا ماهیت دوره‌های تحصیلات تکمیلی، کاوش‌های نظری و تدقیق در مسائل است.

بفرمایید که آیا در دوران تحصیل، استادی داشتید که لذت «نوشتن و خلق کردن» را به شما آموخته باشد؟

این پرسش شما موجب می‌شود که از برخی از بهترین آموزگاران و استادانم یادی بکنم. خوشبختانه در دوره‌های تحصیلی من از ابتدایی تا دوره دکترا، آموزگاران و استادان بیش از هر چیز شیفته تدریس بودند. اگر بخواهم همان اصطلاح شما را به کار ببرم باید بگویم «سخت‌گیری» آموزگاران در دوره ابتدایی باعث تقویت بنیه و پایه علمی دانش‌آموزان می‌شد. ازجمله آموزگارانی که لذت نوشتن و خلق‌کردن را به من آموخت روانشاد نصرت‌الله افتخاری در مدرسه راهنمایی جابری در سیرجان بود. (روحشان شاد؛ ایشان سال گذشته از دنیا رفتند). ایشان آموزگاری بی‌نظیر در تدریس ادبیات فارسی و زبان عربی بودند با روحیه‌ای دانش‌پژوه و روی گشاده. کتابخانه بزرگی هم در منزلشان داشتند پر از کتاب‌های ادبی به زبان‌های فارسی، عربی، انگلیسی، و فرانسه. کتابخانه شهر ما سیرجان هرچند کتابخانه مناسبی بود اما فقدان جدی‌اش نبود کتاب‌هایی به زبان‌های دیگر بود. مراجعه ما به کتابخانه شخصی آقای افتخاری نیازهایی مرا برآورده می‌ساخت که از همان سال‌های دوران ابتدایی به آموختن زبان‌های انگلیسی و عربی و فرانسه علاقه‌مند بودم.

در دوران دبیرستان نیز آموزگاران مستقیم یا غیرمستقیمی داشتم که این میل به نوشتن را در من شعله‌ورتر ساختند؛ ازجمله روانشاد محمدعلی آزادیخواه که به‌خاطر کتاب «مرادو» برنده جایزه کتاب سال هم شدند. در دوران دانشگاه شمار این استادان فراوان بود، از محمدابراهیم باستانی پاریزی گرفته تا مسعود مدنی (مترجم کتاب مهم «تئوری‌های اساسی فیلم» نوشتة دادلی اندرو) و روانشاد هوشنگ طاهری.

شما جوایز معتبری مثل «کتاب سال» و «کتاب سال سینما» را برای تألیفات خود دریافت کرده‌اید.آیا این‌ها را نتیجه‌ی معلمی می‌دانید یا یک مسیر جداگانه؟

فکر می‌کنم هر دو. تدریس درس‌های رشته سینما مرا متوجه خلأ‌هایی در منابع آموزشی کرد که سعی کردم با تألیف و ترجمه کتاب‌ها و مقالات به سهم خودم آن‌ها را پر کنم. در کنار این موضوع، خب، علاقه و پشتکار در زمینه نوشتن هم بوده. چون بسیاری از آموزگارن و استادان متوجه این خلأ‌ها می‌شوند اما عملاً در راستای رفع آن‌ها کاری نمی‌کنند. گاهی هم شرایط برای برخی افراد راحت‌تر فراهم می‌آید تا به کار تألیف بپردازند و برای برخی این شرایط دیریاب‌تر یا ناممکن می‌شود.

پیوند میان «دانشگاه» و «بدنه سینما» هنوز سست است؟

اگر منظورتان را درست متوجه شده باشم که این پیوند میان دانشگاه و بدنه سینما به‌معنای ورود دانش‌آموختگان به حیطه سینمای حرفه‌ای باشد، شرایط دارد بهتر می‌شود. شاهد مدعا هم خیل دانش‌آموختگان سینما است که در زمینه‌های حرفه‌ای گوناگون در سینمای ایران فعالیت دارند؛ از فیلمنامه‌نویسی و کارگردانی و فیلمبرداری و تدوین گرفته تا مدیریت تولید و تهیه‌کنندگی و آهنگسازی و حتی طراحی و اجرای جلوه‌های ویژه. البته رابطه دانشگاه و صنعت هم همین‌طور است. دلیلش هم این است که برخلاف تصور رایج، دانشگاه مؤسسه کاریابی نیست و دانش‌آموختگان رشته‌های گوناگون در کشورهای گوناگون، پس از فراغت از تحصیل با چالش بزرگ شغل‌یابی روبرو هستند. در برخی کشورهای انگلیسی‌زبان این چالش چندان بزرگ است که مراحل پس از دانش‌آموختگی برای یافتن شغل مناسب و مرتبط را Job Hunting (شکار شغل!) می‌نامند.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها