
ناصر ارباب/صبا، محمدی در گفتوگو با تلویزیون اینترنتی صبا، درباره تقدیر از او به عنوان «پدر سینمایی ایران» گفت:
«بدون تعارف بگویم، این عنوان را برازنده خودم نمیدانم. بعضی وقتها این القاب ممکن است ناخودآگاه نخوت روحی بیاورد. اما اگر از عنوان عبور کنیم، نفس این قدردانی میتواند ارزشمند باشد و من آن را بهعنوان تقدیر از یک کارنامه سینمایی میبینم.»
او با مرور مسیر حرفهای خود در سینما افزود: «اگر به کارنامهام رجوع کنید، میتوانم بدون اغراق بگویم حدود ۹۰ تا ۹۵ درصد فیلمهایم درگیر پاسخگویی، چالشهای امنیتی، اصلاحات، توقیف و مسائل مختلف بودهاند. شاید فقط ۵ درصد آثارم بدون دردسر پروانه ساخت و نمایش گرفتهاند. این در حالی است که نگاه من در این فیلمها، صرفاً اصلاحگرانه و دغدغهمند نسبت به شرایط جامعه بوده؛ اما خب این مسیر، مسیر دردناکی است.»
این تهیهکننده با اشاره به سختترین تجربههای شخصی خود در این مسیر گفت: «زمانی که بهخاطر فیلم مارمولک حکم ارتداد برای من صادر شد، همیشه خودم را با این فکر تسکین میدادم که بسیاری از بزرگان فرهنگ و ادب ایران، در زمان حیاتشان با چنین مشکلاتی مواجه بودهاند. شما تصور کنید فردوسی باشی و سی سال از عمرت را صرف خلق اثری جاودانه کنی، اما با غضب و بیمهری روبهرو شوی.»
محمدی در ادامه درباره فیلم جدید خود در جشنواره امسال با عنوان سرزمین فرشتهها توضیح داد:
«این فیلم دو ویژگی مهم دارد؛ یکی پرداختن به یک موضوع کاملاً روز و دیگری نقش پررنگ کودکان در روایت. اتفاقی که در غزه افتاد و بیش از ۲۵ هزار کودک به شکل ناجوانمردانه جان باختند، واقعاً دل آدم را میلرزاند. این کودکان نه عضو گروهی بودند، نه سلاحی داشتند. دیدن آن تصاویر و حجم جنازهها بهشدت من را تحت تأثیر قرار داد.»
او افزود: «کار ژورنالیسم، ثبت و مخابره خبر است؛ اما در عرصه هنر باید دید چه کاری میشود انجام داد. من خیلی به این فکر کردم و جرقه این قصه در ذهنم شکل گرفت. فیلمنامه را نوشتم و بعد با کمک آقای خواجهپاشا وارد مرحله ساخت شدیم.»
محمدی درباره چالشهای تولید این فیلم، بهویژه انتخاب بازیگران عربزبان گفت: «به تعبیری باید بگویم سرزمین فرشتهها سادهترین کار من در مجموع آثاری بود که ساختهام، با اینکه ساخت فضای غزه در ایران کار بسیار دشواری است. خوشبختانه یکی از بهترین گروههای فیلمبرداری را در اختیار داشتیم و با وجود دشواریهای فراوان، توانستیم بر آنها غلبه کنیم.»
او در پایان با بیان خاطرهای از سختیهای فیلمبرداری گفت: «لوکیشن اصلی فیلم حدود ۷ کیلومتری فرودگاه امام خمینی بود و ما باید انفجار و آتش ایجاد میکردیم. همه هماهنگیها با شهر فرودگاهی و برج مراقبت انجام شده بود، اما یکبار هواپیمایی در حال فرود بود و خلبان از بالا اعلام کرده بود که پایین انگار جنگ شده! برج مراقبت مجبور شده بود توضیح بدهد که این فقط یک فیلمبرداری است؛ دقیقاً بعد از جنگ ۱۲ روزه.»