
معصومه دهقان/صبا، سجاد نصراللهی نسب، تهیهکننده فیلم سینمایی «قمارباز»، در گفتوگویی صریح با صبا از تجربه تولید این فیلم معمایی ـ روانشناختی و ریسک ورود به ژانری متفاوت، چالشهای ساخت فیلمی کملوکیشن با بازیگران محدود و دشواریهای تأمین سرمایه، تا نگاه انتقادیاش به فضای جشنواره فجر و موج تحریمها گفت. او معتقد است سینما هنوز مؤثرترین بستر گفتوگوست و قصهگویی درست میتواند جای قهر، حذف و سکوت را بگیرد.
در ابتدا از پروژه «قمارباز» بگویید؛ اینکه پیشنهاد تهیهکنندگی از طرف چه کسی مطرح شد و چه شد که آن را پذیرفتید؟
از حدود دو سال پیش طرح آقای بهاری برای ساخت سینمایی با من مطرح شد. ایشان طرحهای مختلف داشتند و پس از دو سال باتوجه به فراخوان فارابی برای کار اولیها یکی از طرحهای ایشان در شورای فارابی تصویب و آقای جعفری وارد ماجرا شدند و صحبتهایی شد. در نهایت به این نتیجه رسیدند که طرح را وارد فاز تولید کنیم.
برخورد اولیه شما با فیلمنامه چطور بود؟ چه نقطه قوتی در متن دیدید که برایتان جذاب بود؟
برای من فضای معمایی و روانشناختی فیلمنامه جذابیت اصلی را داشت. داستان بهتدریج پیش میرود و اطلاعات قطرهچکانی به مخاطب داده میشود؛ نوعی کشف تدریجی که تماشاگر را با خودش همراه میکند. این جنس روایت برای من همیشه جذاب بوده، بهخصوص وقتی میبینید که قصه میتواند با تعداد محدودی بازیگر و در یک فضای محدود پیش برود. اگر کارگردانی و تصویربرداری درست انجام شود، چنین فیلمی میتواند کاملاً سینمایی از کار دربیاید و به اثری تلویزیونی یا شبیه نمایش رادیویی تبدیل نشود. این برای من نکته مهمی بود.
با توجه به محدودیتها، ساخت چنین فیلمی را چقدر پرریسک میدانستید؟
طبیعتاً وقتی سراغ ژانری متفاوت میروید، ریسک هم بالا میرود. «قمارباز» نسبت به برخی کارهای قبلی من متفاوت است، همانطور که مثلاً «در آغوش درخت» یا پروژههای دیگر هم هرکدام فضای خاص خودشان را داشتند. اما من معتقدم اگر یک داستان درست داشته باشیم و کارگردان هم توان و درک اجرای آن را داشته باشد، حتی اگر نتیجه کاملاً ایدهآل نشود، باز هم به یک اثر قابل قبول میرسیم. مخصوصاً در شرایط کاری فشرده، چند روزه و پر استرس، همین شناخت اولیه از کارگردان و شیوه مواجههاش با پروژه خیلی تعیینکننده است.
با توجه به تکلوکیشن بودن فیلم و تعداد محدود بازیگران، نقش فیلمنامه را چقدر تعیینکننده میدانید؟ خودتان چقدر در بازنویسی متن دخالت داشتید؟
برای من در تمام پروژهها، متن اولویت اصلی است. خیلی از پیشنهادهایی که میآید، اگر متنشان قانعکننده نباشد، اصلاً وارد مرحله بررسی جدی نمیشوند. در این پروژه هم با توجه به محدودیت زمان، امکان بازنویسیهای طولانی وجود نداشت، اما با این حال تلاش کردیم متن را تا جایی که میشود تقویت کنیم. یک مشاور به تیم اضافه شد و هم در مرحله پیشتولید و هم حین اجرا تغییراتی اعمال شد. من شخصاً جلسات زیادی روی متن داشتم، چون معتقدم اگر متن درست نباشد، هیچ چیز دیگر نمیتواند نجاتش بدهد.
شما سابقه همکاری با کارگردانهای فیلم اولی زیادی دارید. این انتخاب آگاهانه است؟
راستش من بهدنبال فیلم اولیها نمیگردم، اما به شکل طبیعی خیلی از این دوستان به من پیشنهاد همکاری میدهند. از بین متنهایی که میرسد، آنهایی را انتخاب میکنم که برایم جذاب باشند. خوشبختانه تجربه نشان داده که بسیاری از این همکاریها نتیجه خوبی داشته و آثار موفقی از دل آنها بیرون آمده است. این موفقیت بیشتر حاصل تلاش و دغدغه خود فیلمسازان جوان بوده، نه فقط انتخاب من.
انتخاب بازیگران در «قمارباز» چطور انجام شد؟
انتخاب بازیگر یکی از سختترین بخشهای این پروژه بود، چون با محدودیت زمانی شدید روبهرو بودیم و بسیاری از بازیگران درگیر پروژههای دیگر بودند. ترکیب بازیگران، بهخصوص زوج اصلی و سه نقش محوری فیلم، اهمیت زیادی داشت. گزینههای زیادی بررسی شد، اما در نهایت به ترکیبی رسیدیم که بیشترین همخوانی را با فضای فیلم داشت. شرایط فیلمبرداری شبانه و تعداد کم جلسات هم کار را سختتر میکرد، اما خوشبختانه در نهایت به انتخابهایی رسیدیم که از نتیجهشان راضی هستیم.
تأمین سرمایه پروژه چقدر دشوار بود؟
خوشبختانه بنیاد فارابی در این پروژه مشارکت داشت و بخش مهمی از سرمایه از آنجا تأمین شد، هرچند این مشارکت بهتنهایی کافی نبود. ما تلاش کردیم با مدیریت هزینهها و جذب منابع تکمیلی، پروژه را به سرانجام برسانیم. شرایط اقتصادی تولید سینما سخت است، اما با همراهی عوامل و فشرده کار کردن توانستیم فیلم را در ۲۶ جلسه فیلمبرداری جمعبندی کنیم.
با توجه به شرایط خاص جشنواره فجر و بحث تحریمها، نقش تهیهکننده را در تداوم گفتوگو و تولید فرهنگی چگونه میبینید؟
به نظر من بحث تحریم جشنواره یا عدم حضور، همیشه از سر یک موضعگیری آگاهانه و مشخص نمیآید. واقعیت این است که بسیاری از فیلمهایی که امروز با عنوان «تحریم» از آنها یاد میشود، اساساً به مرحله انتخاب نرسیدهاند. گاهی فیلمی انتخاب نمیشود و بعد از آن گفته میشود که «ما تحریم کردیم». من با این نگاه موافق نیستم. به اعتقاد من، بستر اصلی نقد، اعتراض و گفتوگو خودِ اثر هنری است. سینما از ابتدا همین کارکرد را داشته؛ بیان مسائل اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی در قالب داستان. اینکه صورت مسئله را پاک کنیم یا قهر کنیم، کمکی به حل هیچ مسئلهای نمیکند. اتفاقاً بیان کردن مسئله و وارد شدن به گفتوگوست که میتواند راهگشا باشد. هنر همیشه راهی برای بیان داشته، حتی در شرایطی که دستهایش بسته بوده. اگر قصه درست باشد، اگر داستان جذاب و شخصیتپردازی دقیق داشته باشیم، میتوان خیلی از حرفها را در دل روایت منتقل کرد؛ بدون شعار، بدون بیانیهنویسی مستقیم. اینکه فیلمی بتواند در کنار سرگرم کردن مخاطب، نکات اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی یا حتی سیاسی را منتقل کند، نهتنها ایرادی ندارد، بلکه به نظرم وظیفه ذاتی سینماست.
من فکر میکنم سینمای ما بیش از هر چیز نیاز به قصهگویی درست دارد. اگر داستان درست باشد، مخاطب هم همراه میشود و آن وقت است که میشود حرفهای جدی را هم بیان کرد. قهر کردن، کنار کشیدن یا حذف خودخواسته، سادهترین واکنش است؛ اما لزوماً مؤثرترین راه نیست. گفتوگو زمانی شکل میگیرد که اثر وجود داشته باشد و دیده شود
اگر نکته پایانیای درباره «قمارباز» دارید، بفرمایید.
این فیلم حاصل زحمت یک گروه همدل است که با وجود همه محدودیتها، تلاش کردند کار را به بهترین شکل ممکن انجام دهند. امیدوارم «قمارباز» بتواند ارتباط درستی با مخاطب برقرار کند و تماشاگر با آن همراه شود.