به گزارش خبرنگار صبا، در سالهایی که بخش قابل توجهی از تولیدات نمایش خانگی و تلویزیون بیش از هر چیز به نام کارگردانان تکرارشونده یا ستارههای بازیگری گره خورده بود، شیدا سعی کرده نگاه خود را در خلاقیت و تنوع تولید معطوف کند؛ فضایی که در آن قصه و ایده در اولویت است نه سابقه و شهرت!
اولین گام جدی پلتفرم شیدا سال گذشته با سریال «آبان» برداشته شد؛ اثری به کارگردانی رضا دادویی که نخستین تجربه سریالسازی او محسوب میشد. انتخاب دادویی برای کارگردانی این پروژه، نشانهای از سیاست روشن شیدا در میدان دادن به نگاههایی خارج از از چارچوبهای مرسوم بود؛ رویکردی که نشان میدهد این پلتفرم خود را محدود به رزومههای تثبیتشده نمیداند و به ایده و توان خلاقانه فرصت بروز میدهد.
در ادامه، سریال «بامداد خمار» ساخته نرگس آبیار نیز به عنوان یکی از پروژههای مهم شیدا روی آنتن رفت؛ مجموعهای اقتباسی که تولید آن در فضای ایران همواره با چالشهای متعددی همراه بوده است؛ از مسائل حقوقی گرفته تا دشواریهای تبدیل روایت رمانمحور به زبان تصویری سریال و همزمان پاسخگویی به سلیقه مخاطب. استقبال از بامداد خمار نشان داد شیدا آمادگی ورود به مسیرهای پرریسک اما متمایز را دارد و میکوشد سبد محتوایی خود را به ژانرها و قالبهای کمتر آزمودهشده نیز گسترش دهد.
جدیدترین محصول این پلتفرم، سریال «مو به مو» به کارگردانی پرویز شهبازی است که سالها با نگاه اجتماعی و واقعگرایانهاش در سینمای ایران شناخته میشود؛ شهبازی پیش از این تجربهای در حوزه سریال نداشت و «مو به مو» نخستین حضور او در این قالب به شمار میرود. این مجموعه نیز همچون آثار سینمایی او بر روایت زندگی روزمره، تمرکز بر شخصیتپردازی و پرهیز از اتکای صرف به ستارهها استوار است؛ انتخابی که بار دیگر بر سیاست محتوایی شیدا در اولویت دادن به داستان و جهانبینی خالق اثر تأکید میکند.
در برنامههای پیشِرو نیز تولید سریالی به کارگردانی «ابراهیم ایرجزاد» اعلام شده است؛ پروژهای که میتواند ادامهدهنده همین مسیر تنوع در انتخاب فیلمسازان و ژانرها باشد.
اگرچه شیدا نخستین پلتفرم نمایش خانگی ایران نیست، اما نشانهها حاکی از آن است که تلاش دارد متفاوت باشد؛ تفاوتی که نهفقط در گونههای محتوایی، بلکه در سیاستهای حمایتی و نگاه خلاقانه به فرآیند تولید نمود پیدا میکند. پلتفرمی که در آن جسارت، تجربهگرایی و اعتماد به ایدههای تازه ارزش محسوب میشود، میتواند استانداردهای نوینی در شبکه نمایش خانگی تعریف کند؛ استانداردهایی که کیفیت روایت، نوآوری و تنوع را جایگزین اتکای صرف به تعداد قسمتها یا حضور چهرههای مشهور میکند.
در مجموع، مسیری که شیدا در پیش گرفته، اگر ادامه پیدا کند، میتواند گونهای از بازتعریف شیوه تولید سریال در ایران باشد؛ مسیری که مبتنی بر حمایت از نگاه متفاوت، ورود به حوزه اقتباس، توجه به درامهای اجتماعی و فراهم کردن میدان برای استعدادهای نو است. چنین رویکردی، علاوه بر ارائه تجربهای متنوعتر به مخاطب، امکان فاصله گرفتن از الگوهای تکراری و شکلگیری صداهای تازه در فضای تصویر را نیز فراهم میسازد.