
مهدیه مالکی/صبا: سیاوش چراغیپور، بازیگر سینما و تلویزیون، در گفتگویی اختصاصی درباره آخرین فعالیتهای خود و تجربه نقشهای متفاوتش سخن گفت. او به پروژههای اخیر خود، «دختر برقی» «قرمز یواش» و «دو روز دیرتر» اشاره کرد و از چالشها و نکات جذاب این نقشها برای مخاطبان گفت، «بچه مردم» و «طهران۵۷» از دیگرفیلمهای در حال اکران ایشان است.
نقش مادر در قرمز یواش ؛ پرچالشترین تجربه کاری من
چراغیپور درباره تفاوت و چالشهای نقشهای مختلف خود گفت: من دیوانگی نقشهای متفاوت و چالشهایشان را دوست دارم و از چنین نقشهایی استقبال میکنم به همین علت به یکباره در یک مقطع مشخص در نقشهای متفاوت ظاهر میشوم، نقش مادر در «قرمز یواش» پرچالشترین و متفاوتترین نقش کاری من بود، این مادر، زنی است که با شجاعت از خانوادهاش دفاع میکند و زندگی را پیش میبرد، مجبور است در نبود همسر، گاهی بیراهههایی هم برود تا زندگی را حفظ کند. او ذاتاً منفی و خلافکار نیست، بلکه با مشکلات واقعی زندگی مقابله میکند و برای فرزند و خانوادهاش میجنگد، این مادر، شبیه مادران زحمتکش معمولی در سینمای ایران نیست، او با چنگ و دندان از خانوادهاش حمایت میکند و به هر چالشی دست میزند تا زندگی را ادامه دهد.
وی با بیان اینکه از پیشنهاد بازی در نقش مادر شگفت زده شد خاطرنشان کرد: از این پیشنهاد آقای جبارزاده برای بازی در نقش مادر بسیار تعجب کردم و ایشان گفتند چون این مادر با پسران خود تماس فیزیکی و جسمانی دارد به همین دلیل تصمیم داریم از یک بازیگر مرد استفاده کنیم تا محدودیتهای سانسوری نداشته باشیم، همان موقع من به یاد آقای اکبر عبدی افتادم و به آقای جبار زاده گفتم: «آقای عبدی نقش مادر را در سینمای ایران در نهایت ظرافت و فوقالعاده اجرا کردهاند و چیزی برای بازیگر دیگری نگذاشتند و من بعد از آقای عبدی در این نقش حرفی برای گفتن ندارم و این برای من ترسناک است که نقشی را بازی کنم که قبلا به خوبی بازیگری همچون آقای عبدی آن را به خوبی بازی کرده است و آقای جبارزاده مرا متقاعد کردند که ژانر، گریم و حال و هوای فیلم آقای عبدی بسیار متفاوت از نقش مادر این فیلم است و من بسیار تلاش کردم که در نقش مادر، شاگردی آقای عبدی را درسینمای ایران داشته باشم.
الهام از زندگی واقعی
چراغیپور در مورد منبع الهامش برای رسیدن به نقش چنین مادری گفت: در زندگی روزمره، زنانی را میبینم که بار سخت زندگی روی شانهها و چهرهشان نشسته بنابراین این کاراکتر خیلی دور از دسترس نیست، فقط کافی است از یک صبح تا ظهر در خیابانهای تهران قدم بزنیم تا با بسیاری از این زنان مواجه شویم، با این واقعیتها به ظاهر و فیزیک این کاراکتر رسیدیم ، اما این زن یک ظرافتهای درونی نیز دارد که باید به این بخش نیز پرداخته می شد بنابراین این بخش را با با نوع موسیقی که گوش میدهد، دغدغهها و حال درونی او به تصویر کشیدیم.

وی ادامه داد: من برای این نقش بسیار فکر کردم و زحمت کشیدم چون نقش یک زن را بازی کردن با زیستن و روح بخشیدن به آن دو وجه کاملا متفاوت است و من برای زیستن در این نقش، تمرینات فردی زیادی داشتم، حتی از بازیگردان کمک گرفتم تا بتوانیم نقش مادر را به طور کامل ایفا کنم و از آقای فرهاد تجویدی تشکر میکنم چون تحت نظر ایشان روی این کاراکتر کار کردم و اگر این نقش نتیجه خوبی داشته بی شک به دلیل استادی ایشان است که به ذهنیت من عمق بخشید و کاراکتر را در ذهن من عمیقتر کرد، ما با یکدیگر اتدهای بسیاری برای این نقش زدیم و تمرینهای بسیاری به من دادند تا به شکل واقعی این نقش برسیم، موقعیتهای این کاراکتر موقعیتهای واقعی بود و لحظه لحظههای این کاراکتر را من زندگی کردم.
نقش پدر و نزدیکی به شخصیت واقعی
چراغی پور درباره اینکه آیا با نقش پدر فیلم سینمایی دختر برقی همزاد پنداری داشتید گفت: بله چون من خودم پدر هستم و دغدغههای او برایم ملموس بود البته نه آن بخش اصرار به بچه دار شدن گرچه با این نکته که جامعه به لحاظ جمعیتی نیازمند جمعیت جوان است آشنا هستم ولی از طرف دیگر با سختیها و مشکلات زوج های جوان نیز آشنا هستم و می دانم در چه شرایطی زندگی میکنند بنابراین نمیتوانم در این زمینه اظهار نظری داشته باشم چون این تصمیم به شرایط اجتماعی افراد بستگی دارد.
بازیگر فیلم سینمایی «دختربرقی» در پاسخ به اینکه به نظر میرسد بیش از آنکه با نقش خود همزادپنداری کرده باشید با پسر این فیلم همزادپنداری داشتید تصریح کرد: شاید چنین باشد، این تصمیم در بسیاری از خانوادهها و زوجهای جوان وجود دارد و ممکن است نگاههای متفاوتی بین یک زوج وجود داشته باشد، در این فیلم من با داماد خانواده بسیار همدلی و همراهی داشتم ولی از نگاه خودم فرزندآوری به جهت حفظ بقا، گرما و عشقی که می تواند در بین زوج ایجاد کند اهمیت دارد.

تجربه کمدی با « دو روز دیرتر»
چراغیپور درباره نقش باجناق در «دو روز دیرتر» توضیح داد: من خیلی دوست داشتم در کارنامه کاری خود تجربه همکاری با آقای نعیمی را داشته باشم و با توجه به تجربهای که ایشان در سینما داشتند کاربا ایشان برایم بسیار اهمیت داشت ضمن اینکه فضای قصه بسیار مفرح و شاد بود از طرفی با آقای آئیش نیزدر گذشته تجربه همکاری داشتم، در این فیلم موقعیتهایی جالبی در سکانسها و لحظهای مشترک مان خلق میشود که تجربه جذابی برای من بود، جمع بازیگری این فیلم بسیار حرفهای بودند ومن مطمئن بودم اتفاق خوبی در این فیلم رقم خواهد خورد، ضمن اینکه کاراکتر آدم شوخ و شنگی بود که بیشتر به ارث فکر میکرد و وجه شاد و شنگول کاراکتر را دوست داشتم.
او درباره اینکه از شوخی با کلاه گیس در این نقش ناراحت نشدید تاکید کرد: نه ناراحت نمیشدم چون من یک بازیگر هستم و طبیعتا اگر به کلاه گیس اعتقاد داشتم در زندگی واقعی خود از آن استفاده میکردم ولی هیچگاه از کلاه گیس استفاده نکردم چون این چهره و فرم سر و صورتم را به شدت دوست دارم به همین دلیل از شوخیهای این فیلم ناراحت نشدم ولی با کلاه گیس موقعیتهای شوخی جالبی خلق میشود و اتفاقا بسیاری از لحظهها پیشنهاد خودم بوده است.
نقشهای جدی و شوخی و چالشهای بازیگری
چراغی پور درباره نقشهای جدی و طنز خود افزود:اگرچه در تلویزیون بیشتر با نقشهای طنز شناخته شدهام، اما نقشهای جدی نیز داشتهام، برای مثال در فیلم «سرزمین مادری» و«ملاقات خصوصی» نقشهای بسیار جدی ایفا کردهام و چالشهای بازیگری را در نقشهای جدی، شیرین و کمدی دوست دارم ولی اولویت اصلی من در هر نقش، تاثیرگذاری آن است، حتی اگر نقش کوتاه باشد، بسیاری از نقشهای کوتاه من، عمق و شخصیت داشتند و برای مخاطب ماندگار شدند.
نقشهای ماندگار در ذهن مردم
وی درباره نقشهایی که مردم بیشتر به یاد میآورند، گفت:در تلویزیون، نقشهای من در سریالهای «لیسانسهها» و «فوق لیسانسهها» همچنان ماندگار است و هنوز مردم مرا در کوچه و خیابان آقای امیری صدا می کنند، همچنین نقش آقای لاهوتی در «بچه مهندس ۱و۲» برای مردم یادآورنده است، در سینما هم نقش من در «جهان با من برقص» شاخصترین کاراکتری که هنوز مردم آن را به یاد میآورند.

چراغی پور درباره اینکه شما از میان نقشهایی که تاکنون بازی کردهاید کدام یک را بیشتر دوست دارید خاطرنشان کرد: بی شک نقشی که در فیلم «جهان با من برقص» داشتم چون این نقش برای من بسیار سرنوشت ساز بود، هم کاراکتر و هم تاثیرگذاری آن بر سینما را بسیار دوست داشتم، یکی از سکانسهای من با جواد عزتی هنوز بعد از این شش-هفت سال وایرال میشود و به یکی از سکانسهای ماندگار تاریخ سینما تبدیل شده به شکلی که روزانه برای من بی اغراق حدود چهار-پنج بار ارسال شده و مرا در آن تک میکنند، بسیاری از افراد ممکن است همه فیلم را ندیده باشند ولی این سکانس را دهها بار دیدهاند و این نشاندهنده تاثیرگذاری این نقش بوده که برای من نیز به همان اندازه تاثیرگذار بوده است.
همکاری با کارگردانان مورد علاقه
او درباره اینکه دوست دارید با کدام یک از کارگردانی که تاکنون کار نکرده اید همکاری کنید تصریح کرد: از میان کارگردانان جوان دوست دارم با هومن سیدی و آقای روستایی و از کارگردانان پیکسوتتر با خانم نرگس آبیار و رخشان بنی اعتماد همکاری کنم البته ما کارگردان خوب دیگری نیز داریم ولی الان این افراد به ذهنم رسید، البته هستند کارگردانانی که سبک فیلمسازی و نگاهشان به سینما را همواره دوست داشتم که امیدوارم روزی با آنها همکاری کنم.
اعتماد به تواناییهای خود
چراغی پور در پایان درباره اینکه دوست دارید در چه نقشی بازی کنید تاکید کرد: اکنون کاراکتر خاصی در ذهن ندارم ولی به تواناییهای بازیگری خود آگاه هستم و می توانم در موقعیتها و چالشهایی که با آن روبه رو میشوم تواناییهای خود را بروز دهم مثلا همین نقش مادر در قرمز یواش، من قبل از این پیشنهاد هرگز به این نقش فکر نکرده بودم ولی توانستم این نقش را به خوبی ایفا کنم چون در موقعیت آن نقش قرار گرفتم، من جزو بازیگرانی هستم که از یکنواختی و یکسانی در نقش پرهیز میکنم و سعی میکنم برای هر کاراکتری یک موقعیت جدید خلق کنم حتی در کاراکترهای مشابه نیزتغییرات و تفاوتهایی در آنها قائل میشوم ولی متاسفانه گویی این مورد در سینمای ایران باب شده که نقشهای کوتاه به من پیشنهاد می دهند چون من نقشهای کوتاه به خوبی بازی میکنم به همین دلیل این نگاه در ذهن کارگردانان ایجاد شده که نقشهای کوتاه به من پیشنهاد دهند تا آن نقش شکوفا شده و موجب دیده شدن آن نقش شود در حالی که من در بسیاری از نقشهای مکمل اصلی در فیلمهایی چون جهان با من برقص، ماهی و گربه، ملاقات خصوصی و …. به خوبی ایفای نقش کرده ام، من توانایی لازم را برای خلق نقشهای بزرگتر و اصلیتر را دارم و اکنون این موضوع دغدغه من در جهان سینماست و مطمئنم نقشهای بازی نکرده زیادی سرراه من هست که من با آغوش باز پذیرای تجربه چنین نقشهایی هستم.
سیاوش چراغی پور درباره دغدغههای کنونی خود درباره سینما گفت: چون من به نقشهای کوتاه جان داده و آن نقش را تبدیل به کاراکتری موثر می کنم، متاسفانه کارگردانان برای تبدیل نقشهای فرعی خود به یک کاراکتراثرگذار نقشهای کوتاه را به من پیشنهاد میدهند درحالی که من توانای لازم برای خلق نقشهای بزرگتر و اصلی را دارم و این توانایی را در برخی فیلمهای گذشتهام نشان دادهام.
