مأموریت این پلیس، فتح قلب مخاطبان! | مجموعه رسانه ای صبا
امروز دوشنبه, ۲۱ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۴:۱۵
پرونده ای برای بازیگرانی که پلیس های محبوبی آفریدند:

مأموریت این پلیس، فتح قلب مخاطبان!

فیلم ها و سریال های پلیسی معمایی و جنایی جزو محبوب ترین ژانرهای نمایشی هستند. حالا بزند و کاراکتر اصلی کارآگاه، بازرس یا مأمور پلیس کاریزماتیک و باصلابتی باشد که مسیر پرونده ها با هوشمندی و زمان سنجی او هموار شود که دیگر همه چیز بر وفق مراد تماشاگر خواهد بود. به اینها بیفزایید درامی قوی و پرکشش را که تعلیق ها و گره افکنی ها و گره گشایی هایش در جای درست طراحی و اجرا شوند.

 

البرز کوشیار/صبا: در ایران پلیس های محبوب، با وجود فراوانی آثار مربوط به این ژانر شاید خیلی زیاد نباشند. پلیس هایی که دل تماشاگر برایشان بتپد. سرنوشت و روزگارشان چنان باشد که هر بزنگاهی پیش روی آنان، دغدغه بیننده شود و هر مانعی در راه کشف راز پرونده ها و دستگیری مجرمان، اهمیت حیاتی پیدا کند.
زمانی در اوایل دهه هفتاد حمید تمجیدی با سریال نوگرای «مزد ترس»، عبدالرضا اکبری را در کسوت پلیس باهوشی به نام «سروان محمدی» معرفی کرد و محسن شاه‌محمدی لباس «سرگرد کلانی» را بر تن داریوش فرهنگ در «شلیک نهایی» و «تصمیم نهایی» کرد که هر دو بسیار محبوب شدند. در ادامه چهره های دیگری همچون کیومرث پور احمد، مهدی فخیم زاده، حسن هدایت، مرحوم امیر قویدل، سیروس مقدم، مسعود آب پرور و … نیز در تلویزیون دست به آفرینش پلیس های جذابی زدند.
در سینما نیز شاید جمشید هاشم پور و فرامرز قریبیان از شناخته شده ترین و بنام ترین چهره ها در ایفای نقش مأمور باشند.
بهانه نگارش پرونده حاضر، پخش سریال «الگوریتم» به کارگردانی بیژن میرباقری و تهیه‌کنندگی ابوالفضل صفری در شبکه سه و بازی بهادر زمانی در نقش یک سرگرد فراجا به نام «سیاوش کیان» است. مأمور زبده و جوانی که درگیر پرونده مرموز سرقت صندوق های امانات یک موسسه اعتباری می شود تا در این راه، توانایی های مختلف او برای بیننده به نمایش درآید.
«سیاوش کیان» را با همه تلاشهایش، باید وامدار الگوهای موفق قبلی در این گونه نمایشی دانست. پلیسی که با بازتر شدن نسبی فضا در تلویزیون، وسعت عمل بیشتری هم یافته که شاید پلیس های پیش از او در این رسانه امکان ورود به آنرا نداشتند.
آنچه در ادامه می آید مروری است بر نمونه ای ترین پلیس ها در سریال های ایرانی که حضوری به یاد ماندنی داشتند.

عبدالرضا اکبری در «مزد ترس»

دهه پنجاهی ها و کمی قبل تر از آن، بی شک هنوز نام سریال های «مزد ترس» و با کیفیتی نسبتاً پایین نسبت به آن «بازی با مرگ» را به خاطر دارند. مجموعه هایی پرچمدار در ژانر پلیسی-معمایی به نوشته و کارگردانی حمید تمجیدی که در زمان خود یک نوآر بی ادعای وطنی بودند. عبدالرضا اکبری در نقش «سروان محمدی»، کارآگاه اداره آگاهی، قهرمان قصه ای معمایی بود که در سریال اول، با قتلِ یک نوازنده ارکستر سمفونیک و کشف جسد سوخته‌اش در محل تخلیه زباله، گام به پرونده ای مرموز می گذاشت. فضای رئال و شبه مستند سریال و بازی متناسب با این اتمسفر از سوی اکبری، او را تبدیل به چهره ای محبوب و همدلی برانگیز کرد. وجوه قهرمانانه این کارآگاه در تقابل با ضد قهرمانی به نام «مهران» با بازی احمد فخر، نمود بیشتری می یافت. ضمن اینکه مجموعه با ورود به زندگی خانوادگی، بخش ملموسی از زندگی او نیز عیان می شد.

داریوش فرهنگ در «شلیک نهایی»

داریوش فرهنگ در دو سریال «شلیک نهایی» و «تصمیم نهایی» در دهه هفتاد جزو یکی از پلیس های بسیار محبوب و شناخته شده تلویزیون ایران شد. با اینکه خالق سریال محسن شاه محمدی بود، اما سایه پررنگ فرهنگ و جنس بازی برونگرا و پُر اکت او موجب شد تا بسیاری نامش را پای عمده موفقیت های سریال در جذب مخاطب بنویسند. حال آنکه فیلمنامه عامه پسند و در عین حال مملو از ظرفیت های پلیسی- معمایی سبب ساز تحکیم توفیق آن شد.
فرهنگ با بازی گرم و پر احساس خود و توجه به عادت های مردان ایرانی در برخوردهای با طمأنینه و گاه عصبیت های مقطعی و جوش و خروش های مألوف، در کنار هوشمندی و پیگیری مدام امور پرونده ارجاع شده، توانست شخصیت محبوبی تحویل دهد. «سرگرد کلانی» همچنین در مقابله و رویارویی با خلافکاران، دست به نوعی آسیب شناسی و شناخت روحیه و شکل زیست آنان نیز می زد تا صرفاً برای دستگیری شان وارد عمل نشده باشد و برای بهبود زندگی آنان نیز در صورت امکان کمک حال شود. همانطور که پس از اطلاع از آلوده شدن دوست صمیمی اش جمشید (رضا کیانیان) به اقدامات مجرمانه، پای حرفهایش می نشست.

حسین یاری در «هوش سیاه»

کار حسین یاری به عنوان مأمور پلیس سریال «هوش سیاه» به کارگردانی مسعود آب پرور از آنجا دشوارتر بود که تبهکار رو در روی او ضد قهرمانی تیزهوش و پیچیده معرفی شد. سریال که در طول سالهای ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۲ در دو فصل روی آنتن رفت و به دلیل تمرکز روی جرایم نوورود رایانه ای و سایبری، به نوعی در راستای فعالیت های ضد خرابکارانه پلیس فتا بود. یاری نقش «سرگرد احمدی»، معاون دایره پیشگیری و مبارزه با جرایم رایانه ای پلیس را داشت که مأموریت می یابد تا پرونده مخوف یک خرابکار و نابغه رایانه و الکترونیک، به نام «جمشید کاظمی» با بازی کیکاووس یاکیده را رمزگشایی کند. یاری در این نقش بسیار مصمم، اکتیو و پر انرژی بود و با اتکا به نیروی فکری بالای خود، تقریباً به موازات تبهکار سخت جان قصه حرکت می کرد. این سریال متأسفانه با وجود قابلیت هایش ادامه نیافت.

شهاب حسینی در «پوست شیر»

همچنین در این فیلم شهاب حسینی نقش افسر پرونده را بازی می‌کند؛ رنجی که تا به حال فیلم‌های ایرانی از تصنعی بودن پلیس‌های ایرانی می‌برد با بازی دقیق و درست شهاب حسینی برطرف شده است و حسینی موفق می‌شود پلیسی را به نمایش بگذارد که نبض مخاطب را با خود همراه و همدل می‌کند. به همین دلیل می‌توان نتیجه گرفت، که بازی درست و به اندازه شهاب حسینی، منجی این سریال در جذب مخاطب خاص و عام است. بسیاری از چاله‌ها و شکاف‌های دراماتیک این مجموعه در بازی مقهورانه شهاب حسینی گم می‌شود و او به خوبی موفق شده بهترین پلیس ایرانی را به تصویر بکشد. شهاب حسینی سالها پیش از آنکه به نقش «محب مشکات» در سریال «پوست شیر»، یکی از بهترین پلیس های وطنی را به تصویر بکشد، در مجموعه دهه هشتادی «پلیس جوان» ساخته سیروس مقدم هم نقش پلیس جوانی به نام «یونس بهگر» را بازی کرد که پدرش قاضی دادگستری بود. سریالی که زمان خود جزو نمونه های پرکشش و تماشایی بود و بسیار پرمخاطب شد. «محب مشکات» اما به دلیل پردازش دراماتیک و رعایت جزییاتی شگفت انگیز در خصوص روانشناسی شخصیت و البته بروز مشکلات ویرانگر و حوادث تراژیک در زندگی شخصی از جمله قتل دخترکش، همچنان در گذر چند سال از پایان سریال، زنده و پویا باقی مانده. سرگرد رمانتیک و حساسی از لحاظ عاطفی که البته در اداره پلیس قاطعیت و برش زیادی به خرج می دهد و در کنار خانواده های قربانیان با حس همدلی، حضوری گرم دارد. هر چند نمی توان از کاریزماتیک بودن خود بازیگر نیز در محبوبیت این شخصیت غافل بود.

بهادر زمانی در «الگوریتم» / از گذشته تاکنون

بهادر زمانی در آستانه چهل و یک سالگی مجال پیدا کرده تا پتانسیل های بالای خود را در جانبخشی به شخصیت یک مأمور پلیس با کارآیی و ذکاوت قابل تحسینی به رخ بکشد. سرگرد «سیاوش کیان» در سریال «الگوریتم» نه یک ابر انسان بی اشکال است و نه مأموری ساده و تک بُعدی. به لطف ظرفیت های فیلمنامه، زمانی پلیسی را معرفی کرده که چه در محل خدمت و چه حل و فصل امور خانوادگی، جدیت مردانه و در عین حال منعطفی دارد. این روش کمک کرده تا او در صف آرایی مقابل تبهکاران پیچیده و پر رمز و راز دنیای کنونی، پابرجا و سلحشورانه به دل ماجراها بزند. با قدرت بدنی مناسب، در زد و خوردها و همچنین با حاضرجوابی بویژه در جدال های کلامی دست برتر را داشته باشد. آن هم بدون آنکه در دام سفارشی و ناباورانه بودن بیفتد. از سویی برای گره گشایی از مسائل خانوادگی، از جمله قضیه خواهرزاده اش، ملاطفت کنترل شده ای را با جدیت خود تلفیق می کند.
زمانی در سایه هدایت بیژن میرباقری، جلوه هایی دقیق و زیرکانه از هوشمندی این سرگرد نیروی انتظامی را هم تصویری کرده. جایی که تبهکاران و همدستانشان را در تنگنا قرار می دهد تا وادار به اعتراف و همکاری شوند.
بعد از حدود یک دهه بازیگری و در گذر از ناکامی های غیرمنتظره در اکران بیگ پروداکشنی مثل «رستاخیز» که زمانی در آن نقش حضرت عباس (ع) را داشت، حالا در «الگوریتم» او توانسته جبران مآفات کند. او ثابت کرده این سالها می توانسته بسیاری از نقش های مهم که به دیگران واگذار شده را با کیفیتی بهتر بازی کند. هر چند هنوز هم دیر نشده! او آمده که بماند و خود را تثبیت کند.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها