
به گزارش صبا، در میز سینمای ایران، رضا صدیق فیلم سینمایی «لیپار» را با حضور حسین ریگی کارگردان اثر بررسی کرد.
حسین ریگی در ابتدای این بخش گفت: به واسطه کارهای کوتاه و مستند سابقه همکاری با نوجوانان را داشتهام به همین دلیل به کار کردن با نوجوانان آشنایی دارم. کار سینمایی حرفه ای و سخت است به همین دلیلی سعی کردیم یک بازیگردان داشته باشیم که برای بازیگران وقت بگذارد. این فیلم با بودجه محدودی ساخته شد و وقت زیادی برای تمرین نداشتیم. حدود ۲ هفته با نوجوانان بازیگر تمرین کردیم. هیچکدام از این بازیگران دوره بازیگری ندیده بودند و ما واقعا بچهها را از کف خیابان و بازار سیستان و بلوچستان پیدا کردیم. از میان ۴۷۰ نفر تست، دو بازیگر اصلی کشف شدند؛ نوجوانانی بلوچ که استعداد درخشانی داشتند.
وی درباره انتخاب مهران احمدی افزود: ما بازیگرانی داریم که روی لهجهها مسلط هستند. مهران احمدی نیز بسیار روی لهجه بلوچی مسلط بود.
رضا صدیق درباره این فیلم گفت: فیلم «لیپار» یک ایده مرکزی دارد که از این ایده در مرحله فیلمنامه استفاده بهینه و درست نشده است. این ایده توان ساخت یک قصه پیوسته برای مخاطب را ندارد. ایده مرکزی فیلم داستان پسر نوجوان عشق سینمایی است که میخواهد به واسطه سینما مادرش را پیدا کند. در این جنس فیلمها وقتی یک پسر رویاپرداز دارید در لحظات شادی و غم ناخودآگاه به لحظات خاص و رویایی سینمایی رجوع میکنید اما متاسفانه در فیلم چنین صحنههایی وجود نداشت.
وی افزود: من بازی نوجوان فیلم را خیلی دوست داشتم و شخصیت بازیگر اصلی علیرغم کم و کاستیهای فیلم من را تا انتها کشاند. به عقیده من کارکرد و مناسبات ۲ نوجوان دیگر درست درنیامده بود.
صدیق با بیان این نکته که این فیلم اقلیمی است، تصریح کرد: «لیپار» این جرات را داشت که در یک اقلیم کمتر آشنا ساخته شود اما این فیلم جزو فیلمهای کودک و نوجوان حساب نمیشود بلکه بیشتر یک فیلم اقلیمی است. این فیلم یک حسن بزرگ دارد و دوربین را داخل اقلیم میبرد اما من انتظار داشتم که آن منطقه را بیشتر ببینم. جای این نوع فیلمها بسیار در سینمای ما خالی است. همچنین برای من تحسینبرانگیز است که سعید خانی به عنوان تهیهکننده پای این فیلم ایستاده است و فیلمهای متفاوتی در کارنامه کاری خود دارد.

حسین ریگی با اشاره به ریسک سعید خانی برای این فیلم عنوان کرد: در سینما ۲ جرم وجود دارد؛ یکی ساخت فیلم بومی و دیگری ساخت فیلم کودک و نوجوان. من در هر سه فیلمم دچار این جرم شدهام. فیلمساز نیز باید تاوان ساخت این آثار را پس دهد. این اتفاق به قدری میتواند تلخ باشد که یک کارگردان را وادار کند که سراغ فیلم اجتماعی و… برود. شخصی مانند سعید خانی که عاشق سینما است تمام ژانرها را امتحان میکند. او میدانست که «لیپار» فروش نخواهد داشت اما ریسک کرد و پای کار ایستاد. بودجه ما به شدت محدود بود به همین دلیل نتوانستیم برخی صحنههای رویایی را بسازیم.
صدیق تصریح کرد: وظیفه بخش دولتی مانند ارشاد، وزارت میراث فرهنگی و… حمایت از فیلمهای بومی و کودک و نوجوان است. اگر این جنس فیلمها ساخته نمیشود به دلیل ضعف در حمایت است. درواقع اگر امروز آقای ریگی پس از ساخت ۳ فیلم خسته شود تقصیر مدیریت فرهنگی کشور است.
حسین ریگی با بیان این نکته که سینما به سیستان و بلوچستان بدهکار است، عنوان کرد: در همه جای دنیا وقتی شخص متخصصی را تربیت میکنند، سعی میکنند او را در بهترین وضعیت ممکن نگه دارند. اما من ۳ فیلم ساخته ام و ۱۶ جایزه ملی و بینالمللی دریافت کرده ام اما هیچ حمایتی نمیشوم. سینما به سیستان و بلوچستان بدهکار است زیرا بیشتر چیزهای منفی مانند قاچاق و ناامنی از این استان در فیلمها نشان میدادند. درحالی که اینها فقط ۲ درصد از سیستان و بلوچستان است. این جنس فیلمها آسیب مستقیم به سیستان و بلوچستان زد زیرا باعث شد که سرمایهگذاران از حضور در این استان بترسند. درحالی که این استان بهشت صنعت، طبیعت و… است. سینما باتوجه به سیستان و بلوچستان به کل کشور کمک میکند.
صدیق تصریح کرد: جنسی از سینمای اجتماعی که از دهه ۷۰ در سینما شکل گرفته است اشتباه است. «لیپار» خود سینمای اجتماعی است که با زیست مردم گره خورده است و بازنمایی یک بخشی از جامعه است. وقتی به چنین فیلمهایی سالن نمی دهید مسلما دیده نمیشود. یعنی هم مدیریت فرهنگی، هم تهیهکننده و هم سینمادار از این جنس فیلم های بومی حمایت نمیکنند.
ریگی گفت درباره نقش مهم سعید خانی در نمایش این فیلم توضیح داد: اگر سعید خانی تهیهکننده این فیلم نبود قطعا در سینماهای محدود «هنروتجربه» اکران میشد. سوال من اینجاست که آموزش و پرورش، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و… برای سینمای کودکان چه کرده اند؟ وقتی یک فیلمسازی را تربیت میکنیم، نباید او رها کنیم.
وی افزود: امیدوارم فیلم بعدی من کودک و نوجوان نباشد زیرا دیگر پولی ندارم که امرارمعاش کنم.
این کارگردان تاکید کرد: در سیستان و بلوچستان حدود ۹ سینما وجود دارد که ۴ سینما اکنون فعال است. ما سال ۵۲ سینما ساحل را داشتیم که روباز بود و اکنون دارد خاک میخورد و ممکن است به زودی یک مجتمع تجاری جای آن را بگیرد.
ریگی عنوان کرد: فیلم «لیپار» درباره برخی واقعیتها ساخته شده است. مردم سيستان و بلوچستان بسیار به سینمای هند علاقه دارند.
صدیق گفت: امیدوارم در فیلم بعدیتان به بکر بودن و زیباییشناسی آن منطقه بیشتر توجه کنید.
ریگی بیان کرد: کار کردن در سینمای کودک و نوجوان بسیار سخت است و از همینجا از بینندگان خواهش میکنم از این فیلمها در سینما حمایت کنند زیرا هیچ حامی ندارند.
در ادامه برنامه نشست نقد و بررسی انیمیشن «یوز» با اجرای وستا جعفرنیا و با حضور رامتین شهبازی، احسان کاوه تهیهکننده اثر و رضا ارژنگی کارگردان انیمیشن برگزار شد.

رامتین شهبازی در ابتدای این بخش گفت: برخی از دوستان تهیه کننده سینما برای فیلمشان بلیت میسوزانند. من به عنوان یک پروژهشگر میپرسم که ما در این شرایط چگونه براساس آمار و اطلاعات اشتباه مخاطبان سینما را بررسی کنیم. جامعه آماری مخاطب با چنین اتفاقاتی به هم میریزد و متاسفم که در بخش دولتی نیز صراحتا به چنین اشتباهاتی اذعان میشود.
احسان کاوه بیان کرد: فیلم «یوز» با یک استودیوی تمام عیار ساخته شد. حوزه هنری یک استودیوی کامل است که به پروژههای خودشان بسیار کمک میکنند و در این نوع همکاریها تهیه کننده الزاما سهام دار نیست و در فروش دخیل نیست.
وی افزود: ایده ساخت «یوز» از طرف رضا ارژنگی مطرح شد. او سال ۹۶ به دنبال یک شخصیت دوست داشتنی ملی بود که به «یوز» رسید. او جزو معدود افرادی است که از ایده خود چند دقیقه دمو تولید کرد و قصه اصلی، شمایل شخصیت یوز و… در آن دموی ۸۰ ثانیهای وجود داشت.
ارژنگی گفت: این یوز در بچگی به آمریکا فرستاده میشود و وقتی بزرگ میشود تنبل و تپل است که هیچ شناختی از دنیای حیات وحش ندارد. او پس از اتفاقاتی تصمیم میگیرد که به سرزمین مادریاش ایران بیاید.
شهبازی گفت: سالن سینما پر از کودکان بود و آنها با فیلم ارتباط برقرار کردند. فیلم از الگوی سفر قهرمان بهره میبرد که برای همه سنین جذاب است و با تمرکز بر هویت ایرانی و مسائل محیط زیستی، تجربهای ملی ارائه میدهد. واکنش کودکان نشان داد داستان و شخصیتها توانستند توجه و همراهی مخاطب کودک را جلب کنند. وقتی یوز وارد ایران میشود ما با واژه هویت آشنا میشویم. به دوستان تبریک می گویم که این اثر درباره ایران و محیط زیست و… صحبت میکند.
ارژنگی گفت: محدوده سنی ۴ تا ۸ سال را مخاطب این اثر میدیدم. انیمیشن «یوز» اولین کارم بود و سعی کردم مسیر ساده و کمریسک داشته باشد. در برخی صحنهها کودکان کمتر همراهی کردند اما خانوادهها با داستان ارتباط گرفتند و خندیدند. تجربه نوشتن برای مخاطب کودک و نوجوان با آزمون و خطا همراه است و ما تلاش کردیم بدون ایجاد داستانهای موازی پیچیده، قصهای قابل فهم و جذاب ارائه دهیم.
احسان کاوه تصریح کرد: نوجوانان و کودکان نیازمند تجربه متفاوتی از سینما هستند و جمعبندی آنها اشتباه است. سینمای کودک چالش بزرگی دارد چون باید همزمان بازه سنی کودک و بزرگسال را در نظر گرفت تا هر دو لذت ببرند. این فرمول پیچیده است و تجربه و پژوهش طولانی نیاز دارد تا قصهای قابل فهم و جذاب برای همه ارائه شود. انیمیشن ایران سنی تقریبا نزدیک به ۲ دهه دارد و ساخت فیلمی که هم مخاطب کودک و هم مخاطب بزرگسال با اثر ارتباط برقرار کند، کار دشواری است.
رامتین شهبازی خاطرنشان کرد: یوز و گربه به عنوان شخصیتهای اصلی فیلم معرفی میشوند و پس از ورود به ایران به نظر میرسد تمرکز از شخصیت یوز و گربه برداشته میشود و از جایی به بعد شخصیت گربه از داستان خارج میشود. در انیمیشن «یوز»، پرولوگ منسجم با معرفی یوز و گربه تمرکز مخاطب را حفظ میکند، موسیقی و ریتم درست باعث همراهی کودکان با فیلم میشود، سکانسهای کلیدی مثل نجات گربه حس هیجان و همدلی ایجاد میکند، ترکیب شخصیتپردازی قوی و موسیقی حسابشده تجربه سینمایی کودک و نوجوان را تقویت میکند و الگوی موفق برای آثار آینده است. من بسیار منتظرم که یک انیمیشن موزیکال در سینمای ایران ببینم. مثلا انیمیشن «درون و بیرون» مسائل بسیار مهم و عمیقی را مطرح میکند. این مساله نیز بسیار مهم است که ما زبان کودک را بشناسیم و بدانیم که بچهها به چه زبانی با هم صحبت و به چه نکاتی توجه میکنند.
احسان کاوه عنوان کرد: ساخت انیمیشن در ایران پروسه بسیار یچیده ای دارد. دوبله لفظ اشتباهی است و صداپیشگی وارد اجرای انیمیشن میشوند. این پروسه ممکن است ۳ سال طول بکشد و پس از این زمان ریسک سنگینی است که بخواهید فیلمنامه را تغییر دهید. افشین عزیزی در انتهای پروژه برای ساخت موسیقی به ما پیوست اما باید از همان ابتدا در پروژه حضور داشت.
وی افزود: در کشور ما رده بندی سنی تا حدی سلیقهای اعمال میشود. مثلا ممکن است آموزش و پرورش یک دیالوگ را حذف کند درحالی که ۳ سال زمان برای آن صرف شده است.
ارژنگی با اشاره به بازخوردهای مخاطبان گفت: از بازخورد مخاطبان بسیار خوشحالم و همصنفان ما نباید از این استقبال مخاطب سوءاستفاده کنند با این تصور که هرچه بسازند مخاطب آن را میبیند. امیدوارم در کار بعدی نیز فیلمی بسازم که لیاقت چشمان بچهها را داشته باشد.
احسان کاوه اظهار کرد: مالکیت کامل شخصیتها و آیپی در انیمیشن امکان توسعه محصولات فرهنگی و تجاری را فراهم میکند، نقش تهیهکننده ارشد حیاتی است تا اثر در طول زمان مدیریت و استمرار پیدا کند و مالک استودیو مسئول پیگیری و محافظت از سرمایهگذاری و توسعه طولانیمدت محصول باشد.
رامتین شهبازی با اشاره به سابقه طولانی انیمیشن سازی در ایران گفت: انیمیشنسازی در ایران سابقه طولانی دارد و مخاطب امروز با جزئیات بصری آشناست. اگر استودیوها و نهادهایی چون سوره و کانون پرورش فکری تولید گسترده دارند، باید از نظر فنی نیز سیستممند عمل کنند. دانشجویان مستعد زیادی در دانشگاهها تربیت میشوند و وقت آن است که توان و دانش فنی آنها وارد چرخه تولید شود تا رقابت جهانی ممکن شود.

پرونده ویژه این قسمت از برنامه به نام «سینمای کدام کودک؟» با حضور بهرام عظیمی و حامد علامتی مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار شد.
علامتی در ابتدای این بخش بیان کرد: فیلم «چشم بادومی» امسال در جشنواره فجر ارائه شد و جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان را دریافت کرد. انیمیشن هایی مانند «بچه زرنگ» قرار است سریالشان را یکی دو هفته دیگر پخش کنیم. همچنین فیلم «بچه زرنگ ۲» را برای سال ۱۴۰۶کلید زدهایم و ممکن است سریال از تلویزیون یا شبکه نمایش پخش شود. این سریال در ادامه «بچه زرنگ ۱» است و همزمان بحث بازاریابی فرهنگی آن نیز انجام میشود.
بهرام عظیمی بیان کرد: کانون در این سال ها فراز و فرودهایی داشته است و این خوب است که کانون تهیه کنندگان انیمشن را پیدا و با آن ها همکاری می کند. دوسالانه انیمشن کانون جزو بهترین رویدادها در این حوزه است و اعتبار بسیار بالایی دارد و آدمهای افسانه ای در این جشنواره حضور داشتند.
علامتی درباره زمان برگزاری دوسالانه پویانمایی گفت: منتظر بودیم که جشنواره فیلم کودک تمام شود. معمولا این رویداد در اسفند برگزار میشود اما به دلیل ماه رمضان در خرداد سال آینده این دوسالانه برگزار می شود.
وی افزود: تفاوت بنیادینی بین فیلم برای کودک و درباره کودک است. مسلما مخاطب فیلم درباره کودک، والدین، معلمان و منتقدان هستند اما فیلم برای کودک خود آنها هستند. در نگاه اول ما به چنین تقسیم بندی اعتقاد داریم مثلا در جشنواره فیلم کودک برخی فیلمها برای بزرگسالان نیز جذاب بود. مثلا فیلم «در آغوش درخت» درباره کودکان است و به مسائل خانوادگی میپردازد اما قهرمان آن یک کودک است.
بهرام عظیمی گفت: وقتی برای کودک فیلمی میسازید وجه اولش سرگرمی و جذابیت است اما در بسیاری از جشنوارههای ما بیشتر فیلمهایی که ساخته میشود درباره کودک است یا فقط ۲ کودک در آن بازی کرده است درحالی که هیچ ربطی به بچهها ندارد. درباره کودک فیلم ساختن بسیار راحت تر است تا شما بخواهید بچهها را سرگرم کنید. سرگرم کردن این رده سنی بسیار مشکل است و فرمول خاصی دارد.
علامتی اظهار کرد: کانون برای کودکان و نوجوانان است و نمیتوانیم به یک رده سنی خاص توجه کنیم. تقریبا ۲ سال است که در بخش های دیگر نیز به نوجوانان توجه میکنیم. ما نباید از رسالت اصلی خودمان عبور کنیم و کانون برای بچهها است و ساخت فیلم برای کودک و نوجوان نیز در دستور کار ما قرار دارد.
وی افزود: ما در تعریف نوجوانی هنوز ضعف داریم به همین دلیل ساخت فیلم برای نوجوان بسیار سختتر است. مسلما فروش فیلم برای ما مهم است اما توجه به گیشه به هر قیمتی برای ما مهم نیست مثلا به هیچ عنوان خرید بلیت و سوزاندن بلیت نداریم. با چنین شرایطی انیمیشن «بچه زرنگ» ۲ میلیون مخاطب داشت. فیلم «باغ کیانوش» اقتباسی از یک کتاب بود که جلوههای ویژه بصری خوبی داشت و برای نوجوانان ساخته شده بود. بازیگران آن نوجوان بودند و فروش خوبی هم داشت و مخاطبان را پای سینما آورد. اگر ما مخاطبمان را بشناسیم و زیرساخت اکران و تبلیغات را درست انجام دهیم قطعا فیلم موفق میشود.
بهرام عظیمی تصریح کرد: نسل ما بسیار به کتابهای مصور وابسته بود اما امروزه دیگر چنین نیست. قبل و بعد از انقلاب عموم مردم به گونه ای زندگی نکردند که با این کتابهای مصور آشنا باشند. کمیک استریپ امروزه نیز خیلی جوابگو نیست.
علامتی گفت: ما نشریات رشد را داریم اما کانون اکنون نشریه مخصوص خود را ندارد. ما برای «بچه زرنگ» فقط لوازم تحریر تولید نکردیم بلکه در تولید بازی، تیشرت، تخت خواب و… نیز ورود کردیم که با کمک بخش خصوصی تولید شدند.
عظیمی اظهار کرد: آقای کریمی صارمی همیشه دبیر دوسالانه انیمیشن کانون بوده است. یک سال قرار بود که او دبیر دوسالانه نباشد و ۹۰ درصد از انیمیشنسازان اعلام کردند که اگر او به هر دلیلی نباشد ما هم نیستیم. یعنی ما اینگونه پای یک مدیر فرهنگی میایستیم. ما در قدیم با کارت کانون پز میدادیم. در کشور ما کمپانی وجود ندارد بلکه با تغییر دولت ها و یک مدیر ممکن خیلی از اتفاقات بزرگ ناتمام بماند یا ازبین برود.
علامتی بیان کرد: اطمینان می دهم اتفاقاتی که برای شما و بچههای شما در کانون وجود داشته است امروزه نیز در کانون در جریان است و به روز شده هستند. ما با توجه به شرایط روز جامعه، کانون علوم و فناوری های نوین را هم اضافه کرده ایم.
مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در پایان اظهار کرد: ما در کانون سیاست مرکز محوری داریم یعنی محل اتصال ما باید در مرکز خودش را نشان دهد. مخاطب محوری هم بر این اساس است که بخشی از مخاطبان ما اعضای کانون اعضای کانون و کسانی هستند که از کتابها و فیلمهای ما بهره میبرند. ما کودکان را در کانون حفظ میکنیم اما باید نوجوانان را هم درنظر بگیریم. یک سیاست دیگر ما آموزش و توانمندسازی در هر زمینه ای است. کودک ما از ما می خواهد که دیده و شنیده شود.
این قسمت از برنامه به علی حاتمی تقدیم شد.