
سمیرا افتخاری/صبا؛ در ایران، طی سه دهه گذشته، حضور بازیگران بهعنوان مجری در این برنامهها به راهکاری کلیدی برای جذب مخاطب تبدیل شدهاست. از فرهاد جم در دهه ۷۰ تا هادی حجازیفر در «مسابقه ۱۰۰» امروز، بازیگران با محبوبیت و مهارتهای خود استودیوهای تلویزیونی را به صحنههایی پُرهیجان بدل کردهاند. این روند، بهویژه در دورانی که شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای آنلاین مخاطبان را از تلویزیون دور کردهاند، نقش مهمی در احیای این رسانه ایفا کردهاست.
در این گزارش و به بهانه پخش مسابقه تلویزیونی «۱۰۰» با اجرای هادی حجازیفر مروری بر سه دهه حضور بازیگران در مسابقات تلویزیونی ایران داریم و دلایل موفقیت و چالشهای این مسیر را بررسی میکنیم.
از جذابیت بازیگری تا تلاش برای احیای مخاطب: نگاهی به ستارههای صحنه و استودیو
تصور کنید بازیگری که در نقشهای حماسی سینما دلها را به لرزه درمیآورد، ناگهان پشت میز مسابقه مینشیند و با لبخندی جذاب، شرکتکنندگان را به چالش میکشد. طی سه دهه گذشته، یکی از جریانهای مهم تلویزیون ایران استفاده از بازیگران محبوب بهعنوان مجری مسابقات بودهاست. مسیری که از دهه ۷۰ با فرهاد جم آغاز شد و اکنون با هادی حجازیفر در «مسابقه ۱۰۰» ادامه دارد. این روند نهتنها بخشی از سیاستهای رسانه ملی برای جذب مخاطب بوده، بلکه نشان میدهد بازیگری و اجرا گرچه شباهتهایی دارند، اما نتایج یکسانی به همراه نمیآورند. بر اساس گزارشهای اخیر، این برنامه از ۱۹ شهریور ۱۴۰۴ روی آنتن شبکه سه رفته و با حضور ۱۰۰ شرکتکننده در هر فصل، رکورد بزرگترین رقابت اطلاعات عمومی ایران را زده است. اما تحلیلها نشان میدهد موفقیت چنین برنامههایی علاوه بر محبوبیت بازیگر، به طراحی قوی محتوا و تعامل با مخاطب نیز بستگی دارد.

چرا بازیگران به اجرای مسابقات رسیدند؟
از دهه ۷۰ به بعد، با رشد رسانههای جایگزین و سپس در دهه ۹۰ با گسترش شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای اینترنتی، مخاطبان تلویزیون کاهش محسوسی پیدا کردند. در چنین فضایی، برنامهسازان برای جلب توجه خانوادهها به سراغ چهرههایی رفتند که پیشتر محبوبیتشان در سینما و سریالها تثبیت شده بود. مثلاً سام درخشانی، که با سریالهای عاشقانهاش شناخته میشود، در مسابقه «ایران» به عنوان مجری ظاهر شد و بلافاصله توجهها را جلب کرد.
در واقع، تولیدکنندگان این برنامهها به خوبی میدانند که بازیگران برای اجرا جذاب هستند، چون محبوبیت قبلی آنها تضمین جذب اولیه مخاطب است، مثل محمدرضا گلزار که در «برنده باش» میلیونها بیننده را پای تلویزیون نشاند. توانایی بازیگری شامل بیان، حرکات بدن و ارتباط چشمی با دوربین، به اجرا کمک میکند، نمونهای موفق از این انتقال مهارتهاست. یا حضورشان به برنامه رنگی از تمرکز بر چهرههای شناختهشده میدهد که تلویزیون به آن نیاز دارد، هرچند گاهی این رویکرد به حاشیه کشیده شده، اما در هر حال به دیده شدن برنامه کمک میکند.
با این حال، تحلیلها نشان میدهد که این استراتژی همیشه موفق نیست. تفاوت کلیدی بین بازیگری (که اغلب بر اساس فیلمنامه است) و اجرا (که نیازمند improvisation و مدیریت زنده است) باعث شده برخی اجراها ضعیف باشند. برای مثال، برنامههایی که محتوای ضعیفی داشتند، حتی با حضور ستارهها، نتوانستند مخاطب را نگه دارند، زیرا مخاطبان امروزی به دنبال ترکیبی از سرگرمی و ارزش افزوده هستند.

دهه ۷۰: شروع جریان
نخستین گامها در دهه ۷۰ با اجرای فرهاد جم در مسابقه «راز سیب» آغاز شد. او پس از سریال پُرمخاطب «همسران» در اوج محبوبیت بود و تلویزیون از این محبوبیت برای رونق مسابقه استفاده کرد. «راز سیب» که در سالهای ۱۳۷۴-۱۳۷۵ روی آنتن شبکه ۳ سیما رفت، اگرچه از نظر فرمی ساده بود، اما برای مخاطبان نوستالژی ساخت و راه را برای حضور دیگر بازیگران باز کرد.
دهه ۸۰: تثبیت جریان
در این دهه، نمونههای شاخصتری شکل گرفتند. منوچهر نوذری با اجرا در سری اول «از کی بپرسم» با جدیت و وقار شخصیاش مسابقهای پُرطرفدار خلق کرد این مسابقه سال ۱۳۸۸ از شبکه تهران به روی آنتن رفت.

دهه ۹۰: ستارهها در قاب مسابقه
دهه ۹۰ دوران اوج حضور بازیگران در مسابقات بود. حمید گودرزی در «پنج ستاره» سال ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۸ روی آنتن شبکه ۵ سیما رفت و با لحن صمیمیاش گروهی از مخاطبان خانوادگی را همراه کرد. این دوران نشان داد که اجرای بازیگران میتواند دو رویکرد داشته باشد: اجرای جدی و مقتدر (نوذری) یا صمیمی و سرگرمکننده (گودرزی). موفقیت هر دو به تعادل بین محتوا و اجرا بستگی داشت.
محمدرضا گلزار نیز اولین بار در «برنده باش» سال ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۸ به شبکه سه سیما آمد. جواد رضویان و مهران غفوریان نیز سال ۱۳۹۴-۱۳۹۵ در «سه شو» با طنز مشترکشان، مسابقه را سرگرمکننده کردند. کامران تفتی نیز در «وقتشه» از ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۹ روی آنتن شبکه نسیم رفت. برنامهای با تم ازدواج با اجرای جدی و حرفهای، که تلاش کرد مخاطبان خانوادگی را نگه دارد. سام درخشانی هم که در نقشهای طنز خوش درخشیده بود، سال ۱۳۹۸-۱۳۹۹ با حضور در مسابقه «ایران» از آنتن شبکه یک سیما به سمت اجرای مسابقهای با محوریت اطلاعات عمومی رفت و دو شب در هفته مهمان خانهها شد.
دهه ۱۴۰۰: تجربههای نو با بازیگران جدید در مسابقات تلویزیونی
در دهه ۱۴۰۰، تلویزیون ایران با بهرهگیری از بازیگران جدید و تنوع در سبکهای اجرایی، تلاش کرد مخاطبان را در رقابت با پلتفرمهای دیجیتال حفظ کند. این دوره شاهد حضور بازیگرانی با پیشینههای متفاوت بود که هرکدام با سبک خاص خود، به مسابقات رنگ و بوی تازهای بخشیدند.
نیما فلاح در «کهکشان» (پخش از ۱۴۰۰، شبکه پنج) حضوری متفاوت داشت. این مسابقه چالشمحور، که ترکیبی از دانش و مهارتهای عملی بود، با اجرای پُرانرژی فلاح، توانست مخاطبان جوانتر را جذب کند. فلاح، که بیشتر با نقشهای کمدی در سریالها شناخته میشود، با سبک صمیمی خود به برنامه جان بخشید.
حمیدرضا پگاه با «اتاق صفر و یک» (پخش از ۱۴۰۰، شبکه دو) وارد عرصه اجرا شد. این مسابقه با محوریت استارتآپها و کارآفرینی، فضایی حرفهای داشت و پگاه، با پیشینه بازیگری در آثار مختلف نمایشی، برنامه را به گزینهای جذاب برای مخاطبان علاقهمند به نوآوری تبدیل کرد.
سیدجواد هاشمی نیز در «ایستگاه» (پخش از ۱۴۰۰، شبکه سه) بهعنوان مجری حضور یافت. این برنامه ترکیبی با بخشهای مسابقهای، بر صبر و مهارتهای زندگی تمرکز داشت. هاشمی، با رویکردی اخلاقمحور و تجربه بازیگری در فیلمهای خانوادگی، توانست ارتباط مؤثری با مخاطبان برقرار کند.
حضور بازیگران زن نیز در این دهه پررنگ شد. ملیکا شریفینیا سال ۱۴۰۲ -۱۴۰۳ با اجرای بخشهایی از «کودکشو» توجه مخاطبان را جلب کرد و به جای پژمان بازغی آمد که اجرای برنامه را از سال ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۱ برعهده داشت. او نشان داد زنان بازیگر میتوانند با انرژی و صمیمیت، ارتباط مؤثری با خانوادهها برقرار کنند، بهویژه در برنامههای خانوادگی که چالشهای خاص خود مانند تعامل با کودکان را دارد. نقش زنان در این حوزه، نشاندهنده پتانسیل بیشتر است، اما همچنان کمتر از مردان برجسته شده و نیاز به حمایت بیشتری دارد.
محمدرضا گلزار با «پانتولیگ» (پخش از بهمن ۱۴۰۲، شبکه سه) بازگشتی موفق به عرصه اجرا داشت. این مسابقه پانتومیم، که پنجشنبه و جمعهها ساعت ۲۲:۳۰ پخش میشود، با تمرکز بر سرعت و خلاقیت شرکتکنندگان، به یکی از برنامههای پرطرفدار تبدیل شد. فصل چهارم آن در اردیبهشت ۱۴۰۴ ادامه یافت و انرژی گلزار، مخاطبان خانوادگی را پای تلویزیون نگه داشت.

و حالا هادی حجازیفر با اجرای «مسابقه ۱۰۰» (پخش از ۱۹ شهریور ۱۴۰۴، شبکه سه) گامی نو برداشت. این بازیگر، که با نقشهای ماندگار در فیلمهایی چون «ایستاده در غبار» و «ماجرای نیمروز» شناخته شده، برای اولینبار در نقش مجری ظاهر شد. «مسابقه ۱۰۰» با شعار «تسخیر یک رویا»، ۱۰۰ شرکتکننده را در چالشهای تصویری و صوتی بدون گزینههای انتخابی به رقابت دعوت میکند. این برنامه، با فصلهای ۱۲ قسمتی، هیجان را به اوج رسانده و اجرای جدی و حرفهای حجازیفر، اعتباری تازه به آن بخشیده است.
این دوره نشان داد که تنوع در انتخاب بازیگران و طراحی مسابقات، از برنامههای خانوادگی تا چالشهای تخصصی، میتواند راهی برای رقابت با پلتفرمهای آنلاین باشد. با این حال، موفقیت این برنامهها به تعادل بین جذابیت بازیگر، محتوای قوی و تعامل با مخاطب بستگی دارد.
رقابت با پلتفرمهای دیجیتال
در حالی که تلویزیون ایران با برنامههایی مانند «مسابقه ۱۰۰» و «پانتولیگ» تلاش میکند مخاطبان را بازگرداند، رقابت با پلتفرمهای آنلاین و شبکههای اجتماعی شدیدتر شدهاست. پلتفرمهای VOD مانند فیلیمو و نماوا با تولید سریالهای جذاب و بدون محدودیت زمانی، سهم بزرگی از مخاطبان جوان را گرفتهاند. با این حال، برای رقابت موثر، تلویزیون باید محتوای قویتری تولید کند و از بازیگرانی استفاده کند که توانایی تعامل با نسل جوان را دارند.
ستارهها، چالشها و آیندهای پُرهیجان
سه دهه استفاده از بازیگران بهعنوان مجری مسابقات نشان میدهد که محبوبیت و تواناییهای بازیگری میتوانند سکوی پرتاب برنامههای تلویزیونی باشند. اما تجربهها ثابت کردهاند که شهرت بهتنهایی کافی نیست. اجرای موفق نیازمند تسلط بر فن بیان، توانایی هدایت برنامه و ارتباط زنده با مخاطب است. چهرههایی مثل رامبد جوان یا شهاب حسینی، که گاهی مرز بازیگری و اجرا را محو میکنند، نمونههای درخشانی از این تعادلاند.
تلویزیون برای حفظ مخاطب در رقابت با شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای اینترنتی، به چهرههای شناختهشده نیاز دارد. بازیگران نیز با ورود به اجرا، تجربهای تازه به کارنامه خود اضافه میکنند؛ تجربهای که گاهی به نقطه قوت بدل میشود و گاهی به چالش.