
به گزارش خبرنگار فرهنگ و شعر صبا، یلدا اِنگالی، مدرس، شاعر و ترانهسرا ۱۳ دیماه ۱۳۶۷ در تهران متولد شد و در محیطی فرهنگی و آمیخته به هنر و موسیقی پرورش یافت. خانواده پدری این هنرمند همگی اهل فرهنگ و موسیقی و شعر بودند: پدربزرگ وی از استادان ادبیات و رئیس دانشگاه آزاد بوشهر، پدرش موزیسین و مدرس زبان، عمویش نیز استاد زبانشناسی و ایرانشناسی در دانشگاه برکلی آمریکا بوده که همگی صاحب آثار، کتب و اشعار منتشرشده در زمینه ادبیات و ترجمه هستند. همین بستر مناسب باعث شد وی از نُهسالگی که بهعنوان یک کودک نه دقیقاً میدانست شعر و ترانه چیست و نه قوه تشخیص تفاوت آنها را داشت، سرودن را آغاز کند. این شاعر و ترانهسرا کمکم با حمایت خانواده و ورود به فضاهای فرهنگی در آغاز ۱۲سالگی، از طریق همکاری با نشریات معتبر موفق شد بهعنوان یک نوجوان مسیر هنری خود را پیدا کند و فعالیتهای ادبیاش را در پی گیرد. سپس در سنین جوانی همزمان با تحصیل در دانشگاه سراسری امور اقتصادی تهران در رشته مدیریت، ورود رسمی به عرصه سرایش ترانه و همکاری با خوانندگان و آهنگسازان مطرح کشور، آغاز فعالیت رسمی وی در حوزه موسیقی را رقم زد. هرچند با توجه به آثار منتشره اعم از کتاب مجموعهترانههایش و اشعاری که توسط خوانندگان به اجرا رسیده، عامه مردم او را بهعنوان شاعر و ترانهسرا میشناسند، اما در حال حاضر عمدهفعالیتهای او تدریس در زمینه شعر و ترانه به هنرجویان علاقهمند و همچنین مدیریت تولید آثار موسیقایی شامل تکآهنگ و آلبومها و نیز بعضا برگزاری رویدادهای هنری است. یلدا اِنگالی بهعنوان سفیر برند نیز با برخی از مجموعههای معتبر همکاری دارد. در ادامه، گفتوگو با این بانوی هنرمند را میخوانیم:
این شاعر و ترانهسرا در ابتدا در پاسخ به این سوال که «چه نوع شعری را دارای رسالت و مناسب جهان معاصر می دانید؟»، با بیان اینکه ما نمیتوانیم گستره شعر را محدود بدانیم و مناسبتی را برای جهان معاصر شعرا مشخص کنیم، گفت: واقعیت آن است که هر فضای شعریای در محدوده سلیقه مخاطبانش مفید است. چه بسیار کارهای کلاسیکی که تصور نمیشده اما همچنان علاقهمندان خودش را حفظ کرده و هنوز ارزشمند است؛ و در مقابلش آثار بهشدت مدرنی که باز در کمال تعجبِ استادان، شنونده ثابت خود را یافتهاست.
او افزود: هر دو گروه، موافقان و مخالفانش را دارد، هرچند ما میبینیم که خیلی اوقات مخاطب کارهای کلاسیک با فضای مدرن و معاصر مخالف است و آن را ضد ادبیات و ضد هنر و ارزش میداند، ولیکن واقعیت این است که زبان و شعر که بههرحال زیرمجموعه هنر محسوب میشود، از این قاعده مستثنی نیست که «پویا»ست و به هر شکلی مثمرثمر. من شخصا معتقدم که هر زبان و هر سبکی راه خود را پیدا میکند، ولو اینکه ما موافق یا مخالفش باشیم؛ بنابراین من فضاهای شعری را به قاعده معاصربودن، محدود به فضای خاصی نمیبینم و بر این باورم که تفاوت در فضا و سبک و سلیقه، نه تنها ارزشمند بلکه ضروری است.
این مدرس در ادامه در پاسخ به این پرسش که «آیا شعر را برآمده از ذوق و الهام میدانید یا میتوان سرودن شعر را در کارگاهها و انجمنها آموخت؟»، با اشاره به اینکه بحث ذوق و الهام و بحث آموزشدیدنِ سُرایش از پایه با هم منافاتی ندارد، گفت: با درنظرگرفتن این اصل که سرودن شعر و ترانه اساسا شامل دو بخش است: یکی بخش ذوق و هنر و خلق محتوا، و دیگری مبحث ریاضی شعر؛ به این نتیجه میرسیم که سرایش نیز مانند هر شاخه دیگری از هنر، مهندسی خودش را دارد.
این هنرمند افزود: آنچه که ما در کلاسها به هنرجویان آموزش میدهیم نیز، هر دو مبحث است: بخش ریاضی شعر و ترانه شامل سرفصلهای وزن، قالب، قافیه و ردیف و سایر اصول ریاضی شعر و ترانه. و مبحث دیگر خلق محتوا؛ که آنچه در ادامه، افراد را از هم تفکیک میکند و هنرجویی را در سطح بالاتر یا پایینتر قرار میدهد، سطح ذوق و احساس درونی و خلاقیتی است که طبیعتا در بین افراد متفاوت است.
او ادامه داد: ولی براساس تجربه شخصی سالیان تدریسم، همواره معتقدم اساسا کسی که برای آموزشدیدن به سراغ کلاس شعر و ترانه میآید، قطعا در گوهره وجودش یک ذوق و استعداد و خلاقیتی نهفته است که پا در این مسیر گذاشته، چراکه مقوله سرودن شعر و ترانه بهعنوان مثال شبیه به آموزش رانندگی نیست که در نظر بگیریم به علت ضرورت و چون همه افراد به رانندگی نیاز دارند، میباید آن را یاد بگیرند.
این هنرمند تاکید کرد: حقیقتا شعر و ترانه حوزهای نیست که برای آموزشدیدن سلیقه هرکسی باشد؛ بنابراین تجربه ثابت کرده کسی که به سراغ این هنر میآید ذوقی در درون دارد، البته در ادامه، توانمندی مدرس و پشتکار هنرجوست که باعث میشود این استعداد بالقوه، به خروجی بالفعل تبدیل شود.
یلدا اِنگالی در پاسخ به این پرسش که «مهمترین ویژگی شعر شما چیست؟»، گفت: پاسخ به این سوال کمی دشوار است و شاید باید مخاطب شعر من پاسخگو باشد، اما شخصا اگر بخواهم اشعارم را در یک ویژگی اصلی خلاصه کنم، فکر میکنم این است که قلمم، صرفا امضای خودم است و از ابتدا نیز همین بوده، شاید چون همانطور که قبلا هم به اولین تجربه سرایشم اشاره شد، یک کودک نُهساله سرودن را انتخاب نمیکند، بلکه این سرایش و شعر و ترانه است که آن بچه نُهساله را برگزیدهاست؛ بنابراین از همان زمان قلمِ من، قلم خودم بوده و نه به کسی شبیه بوده و نه حتی اگر میخواسته میتوانسته شبیه به کسی باشد! چون دیگریای را نمیشناخته! شاید به این دلیل این امضا، امضایی است که به اشعارم تعلق دارد و در طول زمان هم حفظ شدهاست. بههرروی مخاطبان آن شعر بهتر میتوانند درباره آن امضا توضیح بدهند، ولیکن فکر میکنم یگانگی و منحصر به سلیقه شخصیام بودن، اصلیترین ویژگی آثار من باشد.
این ترانهسرا و شاعر در بخش دیگری از گفتههایش، به توضیح موضوع امنیت شغلی در فضای هنری ایران نیز اشاره کرد و گفت: ببینید ما در کشورمان اساسا قانونی به نام «کپیرایت» نداریم و همه کسانی که تازه به عرصه هنر وارد میشوند، همواره این نگرانی را دارند که مبادا روزی جایی از آثارشان بدون اجازه و یا رعایت حقوق مادی و معنوی استفاده شود.
او افزود: البته الان خوشبختانه دو مقوله، سرقت ادبی را سخت کردهاست: یکی اینکه به لطف فضای مجازی در مواردی که این اتفاق افتاده بوده، با واکنشی که اهالی هنر و مخاطبانشان نشان دادهاند تا حدی ریسک سرقت آثار ادبی به حداقل رسیده. دوم اینکه وقتی شما به مروز زمان جایگاه خودتان را پیدا میکنید و اعتبار و اسمتان شکل میگیرد، کمتر پیش میآید که کسی ولو با نیت سوء، چنین جسارتی را داشته باشد، چون بههرحال عواقبش متوجهش میشود.
اِنگالی بیان کرد: البته ما طی چندین سال گذشته عزیزانی را داشتهایم که سعی کردهاند برای فعالان عرصه هنر یک امنیت شغلی ایجاد کنند، مثلا صندوق اعتباری هنر که تاسیس شد پشتوانه بسیار ارزشمندی بود و با توجه به نبود چنین پشتوانهای در سالهای گذشته، این رویداد بسیار خجسته و خوب بود.
او تاکید کرد: بههرروی در زمینه امنیت شغلی در عرصه هنر درنهایت معمولا اسم، اعتبار، رزومه و خوشنامی افراد است که میتواند پشتوانهای برای امنیتشان باشد.
در پایانِ گفتوگو از این بانوی هنرمند پرسیدیم: «دیدگاه مثبتی وجود دارد که میگوید: در دوران سختی و تنگی، وقتی بیشتر مردم تحت فشار هستند، یکعده هم در این شرایط به هنر علاقهمند میشوند. درواقع بهترین آثار هنری از درون رنج آفریده میشود و میگویند گرایش انسان در زمان رنج به هنر بیشتر میشود؛ چون میفهمد بخشهای دیگر پوچ است. نظرتان چیست؟» که در پاسخ گفت: واقعیت این است که هنرمند چه در شرایط سختی و تنگدستی و چه در شرایط رفاه، ذاتا هنرمند است و در این حوزه فعال و علاقهمند؛ در زمینه مخاطبان حوزه هنر نیز نمیشود حکمی کلی داد، چهبسا اتفاقا زمانهایی که دورههای فشار و سختی است، ما که مدرسان رشتههای مختلف هنری هستیم کاملا برایمان ملموس است که مخاطبِ هنر و هنرجوها به حداقل کاهش پیدا میکنند؛ به این دلیل که هنر و زیرمجموعههایش بهخصوص در کشورهای جهان سوم، خیلی اوقات کالای لوکس محسوب میشود و ضرورتی نیست که افراد در شرایط فشار و تنگنا الزامش را حس کنند و واجب بدانند که برایش هزینهای کنار بگذارند؛ بنابراین خیلی نمیشود حکمی کلی داد، اما چیزی که اهمیت دارد این است که من معتقدم ذات هنر و هنرمند، چه در شرایط سختی و فشار و چه در شرایط رفاه، سرانجام راه خودش را پیدا میکند.
پریسا اسماعیلینیا
عالی بود ، خانم انگالی از هنرمندان خوب کشور هستند