
به گزارش خبرنگار صبا، «جشنواره فیلم کودک»، «سینمای کودک» «اکران کودک» (یا به عبارتی سینمای فیلمهای کودک و نوجوان) در دو دهه اخیر همواره در مسیر توسعه قرار گرفته و هیچگاه به معنایی که باید توسعه نیافته است. علتش هم روشن است. تا مدیری آمده کارها و برنامههایش را به ثمر برساند، یا دولت عوض شده و یا خودش!
شاید در این حال و هوای شنیدن این جملات که «سینمای کودک نیازمند تحول است»، «توسعه لازمه سینمای کودک است» و … از فرط تکرار خستهکننده شده باشد. چرا که وقتی قرار است «تجربهها و عملکرد موفق مدیر قبلی را درون سطل زباله بریزیم و به فکر اختراع چرخ از نو باشیم» نمیتوان به هیچ رویکرد و حرف تازهای دل بست و دلخوش بود.
چند مصداق در این زمینه شاید برای روشنتر شدن این گزارهها کافی باشد؛ «رونق تولید» و «رونق اکران» در سینمای خاص کودک و نوجوان در سال منتهی به کرونا به حدی به چشم آمد که بنیاد سینمایی فارابی برای سنیمادار و صاحب فیلم مراسم ویژه برگزار میکرد. هم فیلم خوب تولید میشد، هم جشنواره خوب برگزار میشد و هم بر اساس مراودات و تعهدات و برنامهریزیها، فیلمها در فضایی درست از نظر چینش و تبلیغات اکران میشدند و به مخاطب خود میرسیدند. کرونا که آمد، برنامه تولید و اکران و جشنواره را دستخوش توقف یا سکته کرد. در این شرایط منطقیترین راه در پساکرونا، ادامه مسیر قبلی بود و نه دوباره بحث و بررسی بر سر حیات سینمای کودک!
بحث تعامل با دنیای مدرن هنر-رسانه با اضافه شدن بخش وبسری به جشنواره کودک جدی گرفته شد و شاید در ادامه این توجه روزآمد (که در حمایت جشنواره فیلم کودک از برپایی جشنواره کودک آنلاین نیز نمود پیدا کرد) میشد در ادامه به تمرکز روی تولید سریالهای نمایش خانگی ویژه مخاطبان سختپسندش بیانجامد اما این بخش هم خیلی زود به نقطه پایان رسید.
یا تلاش برای «رونق تولید در سینمای کودک و نوجوان در بخش خصوصی» که بهترین شیوه برای ایجاد صحیح بازار عرضه و تقاضا به شمار میرفت و میرود. در یکی از آخرین دورههای جشنواره فیلم کودک و نوجوان که در اصفهان برگزار شد، اکثر آثار تولید شده در بخش خصوصی بودند و دیگر از آثار قطاری بنیاد سینمایی فارابی در دهه نود خبری نبود. این دستفرمان را میشد در دوره پساکرونا با یک تدبیر مدیریتی ادامه داد اما باز رویکرد «اختراع مجدد چرخ» سبب شد تا ماجرای «صندوق پروانه» به عنوان «صندوق دولتی حامی سینمای کودک» مطرح شود و…
جالب آن که بحثهای کارشناسی در هر دورهای از مدیریت دولتی، اهداف و چشماندازهایی را پیشروی مدیران سینمایی قرار میدهد اما اگر برآیندی را برای رسیدن به اهداف استخراجشده از این بحثها در نظر بگیریم، معمولا حرکتها، عکس آن برآیند اتفاق میافتد.
نمونه بارز این مثال را میتوان در تعطیلی یکساله جشنواره کودک و نوجوان جستوجو کرد! در شرایطی که دبیر پیشین جشنواره با هزار مصیبت جشنواره را در دل کرونا برگزار کرده بود، مدیر بعدی برخلاف نظرات کارشناسان رای به تعطیلی جشنواره داد تا در سال بعد (یعنی همین دو ماه دیگر!) جشنواره با شرایط استاندارد (از نظر تولید اثر و شرایط برگزاری و…) به اجرا درآید اما در عمل، با آن دستفرمان شاید «رای به تعطیلی مجدد جشنواره» منطقیترین شکل باشد! چرا؟ چون مدیران (به ویژه مدیران فرهنگی) علاقه وافری به «خود علامه دهر پنداری» و «بهنام زدن هر چیزی به اسم خود» دارند.
بگذارید و بگذاریم «جشنواره فیلم کودک»، «سینمای کودک» و «اکران کودک» راه خود را برود و چرخ جشنواره کودک را از نو اختراع نکنیم!